نقش ترامپ و تحریمهای یکجانبه در فرسایش هژمونی دلار
کارشناسان بینالمللی بر این باورند که، تاکید آمریکا بر اعمال تحریمهای اقتصادی گسترده علیه کشورهایی همچون ایران و روسیه و... در نهایت به فروپاشی امپراتوری دلار منجر خواهد شد.
گرچه در نظام بینالملل هیچ ارز رایجی به طور رسمی به عنوان پول جهانی شناخته نمیشود اما آمریکا توانست پس از جنگ جهانی دوم یک نظام مالی را در جهان پایهگذاری کند که بر محور دلار کار میکرد و این مسئله سنگ بنای اقتصاد لیبرال غربی را پایهگذاری کرد. در گام نخست بسیار ضروری است که بدانیم چرا دلار به عنوان ارز جهانی مورد مقبولیت قرار گرفت. اصلیترین دلایل پذیرش دلار به عنوان ارز جهانی، ریشه در موارد زیر داشت:
1- در سال ۱۹۴۴ و پیش از پایان رسمی جنگ جهانی دوم، نمایندگان ۴۴ کشور در کنفرانس «برتون وودز» توافق کردند که دلار آمریکا را به عنوان ارز رابط در نظام مالی جهانی تعیین کنند. در این نظام مالی قرار بود ارز آمریکا با نرخ ثابت ۳۵ دلار به ازای هر اونس طلا قابل تبدیل باشد و سایر ارزها نیز نرخ خود را با دلار تنظیم کنند. در حقیقت این پیمان، پشتوانه حقوقی اصلی برتری دلار بود که دلایل اقتصادی بعدی بر روی آن سوار شد. با این حال، واشنگتن طی این توافق پذیرفت در برابر 35 دلار یک اونس طلا به هر دولتی در جهان بدهد، موضوعی که چند دهه بعد آمریکا آن را نقض کرد.
2- جنگ جهانی دوم منجر به ویرانی اقتصادی قدرتهای سنتی جهان از جمله انگلیس، آلمان، فرانسه و حتی اتحاد جماهیر شوروی شد. در نتیجه، آمریکا که از این درگیریها دور بود، موفق به حفظ توان اقتصادی خود شد به طوری که آمارهای مرکز ویلسون نشان میدهد این کشور پس از پایان جنگ جهانی دوم نزدیک به نیمی از تولیدات صنعتی جهان را در اختیار داشت. قدرت اقتصادی آمریکا در جهان پس از جنگ جهانی دوم، از جمله دلایل پذیرش دلار به عنوان ارز بینالمللی بود.
3- دلیل دیگر، تلاش آمریکا برای مقابله با کمونیسم در چارچوب کمکهای مالی بود. طی طرح مارشال (1948-1952) واشنگتن حدود
۱۳ میلیارد دلار (معادل بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار امروز) به ۱۶ کشور اروپایی برای تقویت اقتصادی آنها کمک کرد. گرچه هدف اصلی این وامها تقویت جایگاه دلار نبود، اما این اقدام قدرتهای اقتصادی سنتی اروپا را بیش از پیش به جریان دلار وابسته ساخت.
4- گرچه سیستم برتون وودز قدرت دلار آمریکا را بالا برد، اما واشنگتن پس از مدتی دریافت که به میزان دلاری که در جهان وجود دارد طلا در خزانهداری خود ندارد. در واقع، مقامات آمریکایی اقدام به چاپ بیحد و حصر دلار و خرج کردن آن در بازار جهانی کرده بودند اما نمیتوانستند معادل آن طلا به کشورهای خارجی بدهند. از این رو، ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا تعهد واشنگتن در برابر اعطای یک اونس طلا در برابر 35 دلار آمریکا که پشتوانه سیستم برتوون وودز بود را در سال 1971 به طور رسمی لغو کرد. این اقدام باعث شد دلار جایگاه پیشین خود در میان ارزهای بینالمللی را از دست بدهد. با این حال، واشنگتن در راستای سیاستهای استعماری خود، حیله دیگری را به کار برد. در سال 1973، آمریکا با عربستان توافق کرد که نفت خام صرفا به دلار تسویه شود و در ازای آن، حمایت نظامی دریافت کند. این توافق، جان تازهای به دلار بخشید و سبب شد حتی پس از فروپاشی سیستم برتون وودز، تقاضا برای دلار همچنان بالا بماند. تصمیم عربستان برای فروش نفت خود به دلار که به پترودلار شهرت یافت، جایگاه دلار را بار دیگر تقویت کرد. در حقیقت، با این اقدام هر کشوری که به دنبال خرید نفت بود ناگزیر باید از دلار آمریکا استفاده میکرد و بدیهی بود که داشتن ذخایر ارزی به دلار برای تامین انرژی اهمیت جدی داشت.
5- رقابتهای امنیتی در طول جنگ سرد از دیگر عوامل تقویت دلار بود. به عبارت دیگر، بلوک غرب به رهبری آمریکا در کنار سازوکارهای امنیتی برای ایجاد موازنه قوا در برابر بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی، یک سازوکار اقتصادی را نیز پایهگذاری کرد که بر پایه دلار آمریکا فعالیت میکرد. نظامهای بینالمللی پرداخت و جابه جایی پول، گردش مالی بانکهای بینالمللی، و ذخایر ارزی کشورها در طول جنگ سرد (1945 تا 1989) کاملا بر محور دلار بود به طوری که در سال 1977 و اوج جنگ سرد، دلار نزدیک به 85 درصد از ذخایر ارزی جهان را تشکیل میداد.
دلار در جهان پس از جنگ سرد
با پایان جنگ سرد در سال 1989 و متعاقب آن فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر 1991، آمریکا خود را در جهان بدون رقیب بزرگ دید. گرچه روبل شوروی در جنگ سرد یارای رقابت با دلار آمریکا را نداشت، اما واشنگتن در طول جنگ سرد رقابتهای اقتصادی را نیز در قالب رقابتهای امنیتی تعریف میکرد. در نتیجه، در جهان پس از جنگ سرد که به جهان تک قطبی شهرت یافت (1991 تا 2017) آمریکا تمرکز خود را بر توسعه نهادهای اقتصادی، گسترش همکاریهای تجاری، و نیز ایجاد نهادهای پولی و مالی قرار داد. در این دوره، دلار آمریکا محور اصلی سیستمهای پرداخت بینالمللی بود و بخش اعظمی از ذخایر ارزی جهان را دلار تشکیل میداد.
سیستم مالی بینالمللی بر پایه دلار به واشنگتن این توانایی را اعطا کرده بود که به راحتی اقدام به اعمال تحریمهای گسترده علیه کشورهای جهان بکند. جان مرشایمر، استراتژیست مشهور آمریکایی در مناظره با مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت اول ترامپ در انتقاد از سیاستهای ظالمانه آمریکا علیه کشورهای دیگر با ارائه آماری اعلام کرد: مجله علمی لانست (The Lancet) طی پژوهشی گسترده دریافت تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه کشورهای دیگر از سال 1971 تا 2021 (یک بازه 50 ساله) به طور مستقیم و غیرمستقیم جان 38 میلیون انسان بیگناه را در جهان گرفته است.
تحقیقات سازمان ملل نشان میدهد تنها در مورد عراق، تحریمهای یکجانبه آمریکا در دهه 1990 میلادی به مرگ نزدیک به 2 میلیون انسان بیگناه شامل زنان، کودکان و سالمندان منجر شد. مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا در پاسخ به سؤال خبرنگار سی بیاس که پرسید ما شنیدهایم نیم میلیون کودک عراقی به دلیل تحریمهای آمریکا جان خود را از دست دادهاند، به نظر شما سیاست آمریکا علیه عراق با این چنین تبعاتی، ارزشش را داشت؟ وی در پاسخ گفت: آری، ارزشش را داشت!
در حقیقت واشنگتن در جهان تک قطبی به طور بیرحمانهای به پشتوانه تسلط بر نظام مالی بینالملل و دلار به عنوان ذخیره ارزی، اقدام به اعمال تحریم گسترده علیه کشورهای مخالف سیاستهای خود میکرد. در واقع، آمریکا از دلار و سیستم مالی که در جهان ایجاد کرده است به عنوان سلاحی علیه کشورهای دیگر استفاده میکند. برای مثال، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا به صراحت به نقش دلار در ناآرامیهای دیماه ایران اشاره کرده و گفت: ما با اعمال سیاستهای پولی، باعث تشدید تحریمهای ایران و کمبود دلار در این کشور شدیم. این فشارهای اقتصادی در نهایت منجر به تشدید تورم در ایران و ایجاد ناآرامیهای داخلی در این کشور شد. ایران تنها کشور هدف تحریمهای آمریکا نبوده است. پس از آغاز جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ نیز واشنگتن و متحدانش گستردهترین تحریمهای مالی تاریخ را علیه روسیه اعمال کردند. طی این تحریمها، دسترسی بانکهای بزرگ روسیه به سیستم سوئیفت قطع شد و حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از داراییهای بانک مرکزی روسیه در غرب توقیف گردید. این اقدامات باعث سقوط ارزش روبل، تورم و کمبود دلار در روسیه گردید و عملا نیمی از ذخایر ارزی این کشور را از دسترس خارج کرد.
استفاده ابزاری از دلار
و سراشیبی سقوط هژمونی مالی غرب
تحریمهای یکجانبه و گسترده آمریکا که بر پایه برتری دلار و نیز سیستمهای مالی غربی انجام میشود به کشورهای جهان آموخت با روی کار آمدن افرادی همچون دونالد ترامپ در کاخ سفید، باید هر لحظه انتظار موج ظالمانهای از تحریمها و اقدامات یکجانبه را داشته باشند.
گرچه قرار نیست یک شبه وابستگی به دلار در مبادلات بینالمللی کاهش یابد، اما تحریمهای ایران، روسیه، کوبا، کره شمالی، ونزوئلا و... نیز توانایی آمریکا در اعمال تحریمهای ثانویه علیه هر کشور و شرکتی باعث شده کشورها به دنبال تنوع بخشی به ذخایر ارزی خود، مبادله با ارزهای محلی، و ایجاد سیستمهای پرداخت بینالمللی غیروابسته به دلار باشند.
برای مثال، روسیه در برابر تحریمهای آمریکا یک استراتژی تهاجمی دلارزدایی را در پیش گرفته است. اکنون سهم دلار در ذخایر ارزی صندوق ملی ثروت روسیه که محل ذخیرهسازی درآمدهای نفتی این کشور است، به طور کامل صفر شده و و ترکیب آن به یورو (۴۰درصد)، یوان (۳۰درصد) و طلا (۲۰درصد) تغییر یافته است. تا نوامبر ۲۰۲۵، بیش از ۹۹درصد از تجارت روسیه و چین به روبل و یوان تسویه میشد و به طور کلی، بیش از ۵۵درصد از تجارت خارجی روسیه به روبل انجام گرفت. به علاوه، روسیه با راهاندازی سیستم جایگزین سوئیفت (SPFS) و توسعه ارز دیجیتال بانک مرکزی، به دنبال ایجاد زیرساختهای مالی مستقل از دلار است تا وابستگی خود به نظام مالی غرب را برای همیشه قطع کند.
همچنین در حالی که فروش نفت به دلار باعث تقویت جایگاه ارز آمریکا شده است، کشور ایران در حال فروش نفت خود به چین با یوان است. سایر کشورهای صادرکننده نفت خام نیز بخشی از فروش خود را با ارزهای محلی انجام میدهند. از آنجا که چین بزرگترین کشور صادرکننده جهان به شمار میرود، فروش انرژی به یوان برای کشورهای صادرکننده جذابیت دارد.
جهان در حال رهایی از دلار
همانطور که مطرح شد، سیاستهای توحش گونه آمریکا در استفاده ابزاری از دلار و اعمال تحریمهای اولیه و ثانویه باعث شد بسیاری از کشورها در سیاستهای پولی و مالی خود تجدید نظر کنند. یکی از این موارد، تنوع بخشی به ذخایر ارزی بود. براساس آمارهای رسمی منتشر شده از سوی نهادهای بینالمللی از جمله صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، در حالی که دلار در سال 2000 بیش از 70 درصد از ذخایر ارزی جهان را تشکیل میداد، این روند طی سالهای پس از حملات یازده سپتامبر 2001 و شروع سیاستهای تهاجمی واشنگتن روند نزولی به خود گرفته است. در سال 2005، دلار 66.5 درصد از ذخایر ارزی جهان را به خود اختصاص داد. در سال 2010 این رقم به62.3 درصد رسید و در نهایت در سال 2020 به 58.9 درصد رسیده است. براساس گزارشهای منتشر شده، سهم دلار از ذخایر ارزی جهان در سال 2025 به زیر 56.9 درصد سقوط کرده است.
آمارها به خوبی نشان میدهد اقتصادهای بزرگ جهان اکنون به دنبال جایگزین کردن ارزهای دیگر به جای دلار هستند زیرا وابستگی بیشتر به دلار به معنای آسیب پذیرتر بودن در برابر سیاستهای توحش گونه اقتصادی آمریکاست.
تاریخ نشان میدهد هژمونی دلار هرگز یک پدیده طبیعی و اقتصادی صرف نبود، بلکه محصول شرایط ویژه پساجنگ، توافقات برتونوودز، پشتوانه نفتی پترودلار و نظم امنیتی جنگ سرد بود؛ اما واشنگتن با تبدیل این نظام مالی بینالمللی به سلاحی خاموش و اهرمی برای اعمال فشار حداکثری بر مخالفان خود، اکنون در حال ویران کردن اعتبار نهادی و تاریخی دلار است. تحریمهای کور و یکجانبهای که از عراق و ایران تا روسیه را درنوردید، نه تنها نتوانست اهداف راهبردی کاخ سفید را محقق سازد، بلکه بزرگترین درس را به کشورهای جهان آموخت که اتکای بیچونوچرا به دلار، معادل گروگان گرفتن امنیت ملی در برابر زیادهخواهیهای یک دولت زودگذر در واشنگتن است.
اکنون کاهش بیسابقه سهم دلار به زیر ۵۷ درصد از ذخایر ارزی جهان، جهش چشمگیر مبادلات تجاری با ارزهای محلی (از جمله تسویه بیش از ۹۹ درصدی تجارت روسیه و چین به روبل و یوان)، و شکلگیری سیستمهای پرداخت موازی چون SPFS روسیه، همگی نشانههای انکارناپذیر از گذار تدریجی اما اجتنابناپذیر به یک نظم مالی چندقطبی است.
در این نظم نوین، دیگر دلار یگانه ارز برتر بینالمللی نیست و واشنگتن نمیتواند از اهرم آن برای تحمیل اراده خود بر ملتهای مستقل استفاده کند. بیتردید تسریع در شتاب تاریخی دلارزدایی از اقتصاد جهان حاصل استراتژیهای اشتباه آمریکا و استفاده تسلیحاتی از دلار برای آسیب به ملتهای جهان است.