راهکارهای رشد و ترقی در کسب وکار
محمدهادی خالصی
کسبوکار در فرهنگ اسلامی تنها یک فعالیت اقتصادی صرف نیست، بلکه عرصهای برای رشد معنوی، تربیت اخلاقی و ساختن شخصیت انسان بهشمار میآید. کاسب با رعایت برخی نکات و آداب شرعی و اخلاقی، نهتنها معاش خود و خانوادهاش را تأمین میکند، بلکه در شمار مجاهدان راه خدا و عابدان صالح قرار میگیرد. بر همین اساس، رشد فردی برای یک کاسب، تنها به افزایش مهارتهای فنی یا گسترش سرمایه محدود نمیشود، بلکه رشد ایمانی، اخلاقی، علمی و اجتماعی را نیز دربر میگیرد.
از سوی دیگر، فضای پیچیده امروزِ بازار که آمیخته با رقابت شدید، فشارهای اقتصادی، وسوسههای درآمد نامشروع و ضعف اعتماد عمومی است، بیش از پیش ضرورت توجه به تلاش برای رشد فردی و خودسازی را برای کاسب مسلمان آشکار میکند. در این نوشتار به برخی از اصول بنیادین رشد فردی برای کاسب اشاره میکنیم.
1. اصلاح نیت و تبدیل کسب به عبادت
نخستین گام در رشد فردی یک کاسب، اصلاح نیت و الهیکردن هدف از کسبوکار است. قرآن کریم اصل جهتگیری زندگی را چنین ترسیم میکند: « قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ بگو همانا نماز من، عبادات من، زندگی و مرگ من برای خدا، پروردگار جهانیان است.»(1)
این آیه نشان میدهد که تمام شئون زندگی انسان از جمله کار و تجارت میتواند در دایره عبادت قرار گیرد، البته اگر جهتِ آن خدا باشد. در روایات نیز بهصراحت طلب روزی حلال با نیت تأمین معاش خانواده و خدمت به خلق، عبادت شمرده شده است. امام صادق(ع)میفرمایند: «مَن طَلَبَ الدُّنْیَا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ سَعْیاً عَلى عِیالِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلى جَارِهِ لَقِیَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهًَْ الْبَدْرِ؛ هر کسی دنیا را [روزی و معاش را] برای بینیازشدن از مردم و رسیدگی به خانوادهاش و مهربانی با همسایهاش طلب کند، روز قیامت خدا را دیدار میکند درحالیکه صورتش مانند ماه شب چهارده
میدرخشد.»(2)
بنابراین کمترین نیت کاسب موحد از تجارت باید این باشد که بتواند به وسیله آن شخصیتش را حفظ کند. در روایت دیگری نقل شده است که امام برخی قصد و نیتها از تجارت را تأیید کردهاند؛ مانند نفعرساندن به خود و خانواده، انجام صلهرحم با کمک مالیکردن به ارحام یا پذیرایی و مهمانیدادن به آنها، صدقهدادن، بهجا آوردن حج و عمره.(3) این موارد از مصادیق نیت صحیح و خوب هستند که تأیید شدهاند؛ پس اگر کسی چنین نیتهایی از تجارت داشته باشد، میتوان گفت کاری انجام داده است که از نظر اسلامی، دارای ارزش اخلاقی است. بنابراین کاسب برای رشد فردی باید این موارد را رعایت کند:
الف) هدف اصلی خود را رضای خدا، بینیازی از خلق، کمک به خانواده و خدمت به جامعه قرار دهد؛
ب) از نیتهای آلوده مانند ریا، فخرفروشی، ظلم به دیگران و جمع مال به هر قیمت بپرهیزد؛
ج) هر روز نیت خود را بازنگری و مراقبه کند تا تجارت او در مسیر عبادت قرار گیرد.
2. پایبندی به صداقت و امانت در معامله
رکن مهم رشد شخصیتی و معنوی کاسب، صداقت و امانتداری در معاملات است. قرآن کریم با هشدار شدید نسبت به کمفروشی و خیانت در معامله میفرماید: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ؛ وای بر کمفروشان»(4) و در آیهای دیگر دستور میدهد: «وَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ؛ پیمانه و وزن را به عدالت کامل دهید.»(5) کاسبی که به دنبال رشد فردی است، باید این امور را رعایت کند:
الف) در معرفی کالا، کیفیت، قیمت و شرایط کاملاً صادق باشد؛
ب) از هرگونه فریب، دروغ، پنهانکردن عیوب کالا و تبلیغات گمراهکننده پرهیز کند؛
ج) خود را در برابر خدا و وجدان خویش و به مال مردم و اعتماد آنان مسئول بداند.
صداقت و امانت افزون بر رشد معنوی، سبب جلب اعتماد مشتری و ثبات و برکت در کسب خواهد شد.
3. رعایت حقوق مردم و اجتناب از ظلم و ربا
یکی از موانع بزرگ رشد فردی، تضییع حقوق دیگران و ورود به معاملات حرام است. قرآن کریم با تعبیر بسیار شدید، ربا را اعلان جنگ با خدا و رسول میداند: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهِ؛ اگر [از ربا] دست نکشید، بدانید که به جنگ با خدا و رسول او برخاستهاید.»(6) در آیهای دیگر بهصراحت بر حرمت خوردن اموال مردم به باطل تأکید دارد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَاتَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُم؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، اموال یکدیگر را به ناحق نخورید، مگر آنکه تجارتی از روی رضایت طرفین باشد.»(7)
کاسب به منظور رشد فردی باید به رعایت این امور بپردازد:
الف) سرمایه خود را از هرگونه مال مشکوک، حرام یا آلوده به ربا پاک نگه دارد؛
ب) حقوق شرعی همچون خمس و زکات را در صورت تعلق پرداخت کند؛
ج) در قراردادها حق کارگر، شریک، مشتری و سایر طرفها را منصفانه رعایت کند؛
د) از سوءاستفاده از ناآگاهی یا اضطرار مردم خودداری کند.
چنین پایبندی به عدالت، هم شخصیت کاسب را تعالی میبخشد و هم اعتماد اجتماعی را تقویت میکند.
4. نظم، برنامهریزی و رعایت اعتدال در کار و زندگی
رشد فردی تنها به حوزه معنوی خلاصه نمیشود، بلکه به شیوه مدیریت زمان، نظم در امور و تعادل بین کار، عبادت و خانواده نیز مربوط است. قرآن کریم اصل اعتدال را در زندگی چنین بیان میکند: «وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا؛ و آنان که وقتی انفاق میکنند، نه از حدّ معمول [و متعارف] میگذرند و نه تنگ میگیرند و [انفاقشان] همواره میان این دو در حدّ اعتدال است.»(8)
این اصل اعتدال در زمان و توان نیز جاری است؛ یعنی نه آنقدر کار که انسان را از عبادت، خانواده و سلامت غافل کند و نه بیکاری و تنبلی. امیرالمؤمنین(ع) در حدیثی معروف، تقسیمبندی زیبا برای وقت انسان ارائه میدهند: «اجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ أَیَّامِکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ: سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللهِ، وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ، وَ سَاعَةً لِمَعَاشَرَهِ الإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ، وَ سَاعَةً تُخْلُونَ فِیهَا لِلذَّاتِکُمْ...؛ برای خود چهار بخش وقت قرار دهید: برای مناجات با خدا، برای معاش، برای معاشرت برادران مورد اعتماد و برای لذتهای حلال.»(9)
بنابراین کاسب برای رشد فردی باید این امور را رعایت کند:
الف) برای روز و هفته خود برنامه مشخصی داشته باشد (زمان کار، عبادت، خانواده، مطالعه، استراحت)؛
ب) به وقت نماز احترام بگذارد و آن را در دل برنامه کاری جای دهد؛
ج) از فرسودگی شغلی با تنظیم ساعت کار، استراحت کافی و توجه به سلامت جسم و روح جلوگیری کند؛
د) نظم در ثبت حسابها، پیگیری امور مشتریان و مدیریت موجودی را جدی بگیرد.
نظم و اعتدال افزون بر بالابردن بهرهوری و سود مشروع، به تعادل روانی و رشد شخصیت کمک شایانی میکند.
5. تلاش برای افزایش دانش و مهارت (علم دینی و علمی)
رشد فردی کاسب بدون افزایش دانش و مهارت ناقص خواهد بود. کسی که قصد شروع کاری را دارد و میخواهد مسئولیتی را قبول کند، لازم است تخصص کافی (دانش و مهارت) در آن کار داشته باشد و اگر ندارد، لازم است آموزش ببیند؛ همچنین لازم است تعهد کافی داشته باشد و شرایط و قوانین آن کار را رعایت کند.
در قرآن کریم آمده است وقتی حضرت یوسف خواست خود را کاندیدای امور اقتصادی مصر کند، فرمود: «قالَ اجْعَلْنِی عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیم؛ مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم!»(10)
برای یک کاسب، این علم و آگاهی دو عرصه اصلی دارد:
اول: دانش دینی مرتبط با کسب: احکام معاملات، حلال و حرام تجارت، احکام ربا، بیع، اجاره، شرکت و نیز اخلاق حرفهای؛
دوم: دانش و مهارت شغلی: شناخت بازار، مهارتهای ارتباط با مشتری، اصول حسابداری، بازاریابی حلال، مدیریت مالی و استفاده صحیح از ابزارهای جدید.
یک کاسب برای رشد فردی باید:
الف) در حد لازم، کتابها یا دورههای مرتبط با «فقه المعاملات» را مطالعه کند یا از روحانیون مورد اعتماد بپرسد؛
ب) بهطور منظم زمانی را برای مطالعه، شرکت در کلاسهای آموزشی یا یادگیری مهارتهای جدید شغلی اختصاص دهد؛
ج) از تجربه افراد موفق و متدین در صنف خود بهره ببرد و به نوعی استاد و الگو برای خودش انتخاب کند.
چنین ترکیبی از علم دینی و مهارت حرفهای، رشد همهجانبه کاسب را تضمین میکند.
6. مراقبت معنوی: ذکر، توکل و کنترل نفس در دل بازار
بازار چونان میدان آزمونهای نفسانی است؛ از حرص و طمع، حسادت به رقبا، خشم به مشتریان دشوار تا وسوسه دروغ و تقلب. کاسب برای رشد معنوی در دل بازار میتواند:
الف) روز خود را با توکل بر خدا، خواندن چند آیه قرآن یا دعای کوتاه آغاز کند؛
ب) در طول روز ذکرهای کوتاه (مانند «لاالهالّاالله»، «استغفرالله»، «یا رزّاق») را در دل تکرار کند؛
ج) هنگام مواجهه با وسوسه دروغ، تقلب یا ظلم، به یاد قیامت و حساب الهی بیفتد؛
د) با وضو بودن، نماز اول وقت (در حد امکان) و خواندن دستکم چند آیه قرآن، فضای معنوی در محیط کار ایجاد کند. این مراقبت معنوی به کاسب کمک میکند در شرایط سخت اقتصادی نیز از حدود الهی خارج نشود و آرامش درونی خود را حفظ کند.
نتیجه
رشد فردی یک کاسب در نگاه قرآن و معارف اهلبیت علیهمالسلام، مسیری است که از نیت آغاز میشود و به سیر همهجانبه انسان در عرصههای ایمانی، اخلاقی، علمی و رفتاری منتهی میگردد.
کاسب مسلمان اگر نیت خود را الهی کند، در معاملات، صادق و امین باشد، حقوق مردم را رعایت و از هرگونه معامله حرام و ظالمانه پرهیز نماید، برنامهریزی و نظم را در کنار اعتدال در کار و زندگی به کار گیرد؛ همواره در پی افزایش دانش دینی و مهارتهای حرفهای باشد، تجارت او نهتنها وسیله تأمین معاش، بلکه نردبانی برای تقرب به خدا خواهد شد.
آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت(ع) نشان میدهد که بازار میتواند مدرسه خودسازی باشد؛ به شرط آنکه کاسب، بازار را تنها محل سود مادی نداند، بلکه صحنه امتحان الهی و مجالی برای خدمت به خلق تلقی کند. چنین نگرشی است که از یک کاسب عادی، تاجر صادق و امین میسازد.
پینوشتها:
1. انعام: ۱۶۲. 2. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ۵، ص ۷۸. 3. قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِاللهِ (ع): وَ اللهِ إِنَّا لَنَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ نُحِبُّ أَنْ نُؤْتَاهَا فَقَالَ تُحِبُّ أَنْ تَصْنَعَ بِهَا مَاذَا؟ قَالَ: أَعُودُ بِهَا عَلَى نَفْسِی وَ عِیَالِی وَ أَصِلُ بِهَا وَ أَتَصَدَّقُ بِهَا وَ أَحُجُّ وَ أَعْتَمِرُ، فَقَالَ (ع): لَیْسَ هَذَا طَلَبَ الدُّنْیَا، هَذَا طَلَبُ الْآخِرَهِ؛ الکافی؛ ج ۵، ص 72. 4. مطففین: 1. 5. انعام: ۱۵۲. 6. بقره: ۲۷۹. 7. نساء: ۲۹. 8. فرقان: ۶۷. 9. محمدباقر مجلسى؛ بحارالأنوار؛ چ 2، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1403 ق، ج 75، ص 346. 10. یوسف: 55.