باج 500 میلیارد دلاری تیم مذاکره و پاسخ تحقیرآمیز ترامپ
اظهارات اخیر سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، پرده از یک خطای محاسباتی سهمگین برداشت؛ جایی که «سادهلوحی» جای خود را به عقلانیت داده بود. حسن قشقاوی اعلام کرد که پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه و در جریان سه دور مذاکرات ژنو، ایران «پیشنهاد همکاری اقتصادی به ارزش حدود ۵۰۰ میلیارد دلار به شرکتهای آمریکایی ارائه کرد». او تأکید کرد که «این پیشنهاد در حوزههای مختلف از جمله نفت و گاز، معدن، محیطزیست و حملونقل تنظیم شده بود و مسئولان اقتصادی و وزارت امور خارجه برای ارائه این ظرفیتها در مذاکرات حضور داشتند.» قشقاوی با اشاره به این پیشنهاد متوهمانه اظهار داشت که «هدف این بود که با نشان دادن فرصتهای اقتصادی و سودآوری، زمینه همکاری شرکتهای آمریکایی با ایران فراهم شود.» اما حقیقت تلخ این بود که واشنگتن از مدتها قبل دندان خود را برای تجزیه و بلعیدن ایران تیز کرده بود. به گفته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی، «این پیشنهاد بر این تصور استوار بود که رویکرد تجاری ترامپ میتواند با مشاهده منافع اقتصادی تغییر کند؛ اما در نهایت، حتی ارائه پیشنهاد همکاری ۵۰۰ میلیارد دلاری نیز مانع شکلگیری تنش و جنگ نشد.»
این رؤیافروشی نافرجام، محصول توهمات جریان ناکارآمدی است که سالهاست کشور را با آدرسهای غلط اداره میکند. در همین راستا، حسین مرعشی، دبیرکل کارگزاران سازندگی نیز با ادعایی عجیب مدعی شده بود: «ایران در مجموع حدود ۲۵۰۰ میلیارد دلار ظرفیت سرمایهگذاری دارد؛ ظرفیتی که اگر فعال شود، میتواند موتور اقتصاد ایران و حتی اقتصاد منطقه را به حرکت درآورد.» الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت نیز در ادعائی مشابه راه نجات را در سازش دیده بود و گفت: «ما ۲۰۰۰ میلیارد دلار پروژه در کشور تعریف کردیم و میخواهیم با آمریکا مذاکره کنیم تا امکان ورود سرمایهگذاران را تسهیل کنیم.»
وقتی بلاهت کنتور نیندازد، مسابقه خالیبندی و گدایی سرمایه از دشمنی که خنجر را از پشت میزند، تنها نتیجهاش جنگ و تحریم است. ترامپ نه با چکهای ۵۰۰ میلیارد دلاری متوقف شد و نه با خطای محاسباتی رؤیافروشان؛ او از در جنگ وارد شد تا ثابت کند اعتماد به سراب سازش، جز تحقیر و تهدید حاصلی ندارد.