دو سال زندان پس از اعتراف به گناه
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
در طول سالهای دانشگاه، هر تابستان در نیویورک کارآموزی میکردم. شب قبل از یک مصاحبه، پدرم از من پرسید که قرار است صبح چه ساعتی برای قرار ملاقات ساعت 9 از خانه خارج شوم. من قصد داشتم ساعت هشت بروم. او پرسید «اگر ترافیک باشد چه؟». من برای آن حساب کرده بودم. «اما اگر تصادفی در تونل رخ دهد چه؟» بعید به نظر میرسید، اما در هر صورت باید زودتر میرفتم.
پدرم گفت: «تنها بهانه دیر رسیدن این است که به اندازه کافی زود نرفتی.» من ساعت شش حرکت کردم، به سرعت باد به شهر رسیدم و دو ساعت در کافه استارباکس1 منتظر ماندم. کارآموزی را گرفتم. باارزشترین تجربه من کار در شرکت سهامی املاک اسالگرین2 بود، جایی که با مارک هالیدی3، که شرکت را اداره میکرد و بالقوه به عنوان یک ستاره آیندهدار در تجارت املاک و مستغلات دیده میشد، ملاقات کردم. یک روز عصر، او از من خواست که یک تحلیل پیچیده برای مذاکره او در روز بعد انجام دهم. تمام شب را بیدار ماندم تا این کار را انجام دهم.
وقتی صبح روز بعد آن را مرور کرد، فکر کرد که کار خوبی انجام دادهام، اما اضافه کرد که اگر میخواهم عالی باشم، باید مفاهیمی را در مورد هشت اصل املاک و مستغلات مرور و ملکه ذهن کنم.
او پیشنهاد داد که دوره کارآموزیام را چند هفته تمدید کنم و جمعهها یک ساعت را صرف بررسی گامبهگام هر اصل کنم.
این آموزش بهتر از هر آموزشی بود که در مدرسه دریافت کردم. پس از کارآموزی در گلدمن ساکس و مورگان استنلی4، متوجه شدم که نمیخواهم وارد عرصه مدیریت منابع مالی و سرمایهگذاری شوم. بنابراین درخواست دادم و در برنامه دوگانه JD/MBA 5 دانشگاه نیویورک
پذیرفته شدم.
در طول سال اول، از تمرکز سیاست عمومی برنامه قانون6 الهام گرفتم و میخواستم کار خود را در خدمات عمومی به عنوان دادستان شروع کنم. با این حال، پس از دستگیری پدرم، وقتی دیدم که یک دادستان خانواده ما را در معرض ویرانی و سختی قرار داد، شروع کردم به اینکه دیدگاه دومی داشته باشم. نمیتوانستم این فکر را بکنم که خودم نیز این کار را با دیگر خانوادهها انجام دهم. پدرم در نهایت تصمیم گرفت که نسبت به پروندهاش در دادگاه اعتراضی نکند. او تصدیق کرد که اجازه داده است احساساتش بر او تسلط یابد و احساس کرد که در برابر خدا گناه کرده است و آماده است مسئولیت اعمال خود را بپذیرد.
او میدانست که اعتراض به این اتهامات یک مصیبت پنجساله دردناک برای خانواده ما خواهد بود و روحیه شرکت او را کاهش میدهد.
او به گناه خود اعتراف کرد و حاضر بود عواقب آن را بپذیرد، که قاضی تصمیم گرفت او دو سال در زندان فدرال باشد.
درآوریل 2005، در سال دوم تحصیلات تکمیلیام، همراه با والدینم به زندان فدرال در مونتگومری، آلاباما7 رفتم. من و مادرم آخرین بار پدرم را قبل از اینکه به داخل زندان برود در آغوش گرفتیم. بعداً فهمیدم که وقتی وارد شد، یک نگهبان زندان پوزخندی زد و در گوشش زمزمه کرد: «خوش آمدید. آنها دوست دارند میلیاردرها را در اینجا لعنت کنند.»
پانوشتها:
1- Starbucks
2- SL Green Realty Corporation
3- Marc Holliday
4- Goldman Sachs and Morgan Stanley
5- JD–MBA یک برنامه مدرک دوگانه است که توسط بسیاری از دانشگاهها در ایالات متحده و کانادا ارائه میشود. این برنامهها به طور مشترک توسط دانشکدههای حقوق و بازرگانی فارغالتحصیل دانشگاهها ارائه میشوند و به دانشجویان این امکان را میدهند که از واحدهای کلاسهای خاصی در یک مقطع استفاده کنند تا برای دورههای مورد نیاز در مقطع دیگر حساب شوند. این به دانشآموزان اجازه میدهد تا برنامههای سه ساله Juris Doctor و دو ساله کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را در چهار سال به جای پنج سال عادی در صورت انجام متوالی تکمیل کنند.
6- تمرکز این سیاستها افراد را در مهارتهای مهم برای وکلایی که در توسعه قانون و سیاست در مجامع قانونی، اداری و قضائی شرکت میکنند، آماده میکند.
7- Montgomery, Alabama