کد خبر: ۳۳۸۰۴۸
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۸

جای آن است که خون موج زند در دل لعل!(نکته)

۱- ابتدا به این خبر از جشنواره فیلم ونیز توجه کنید! دو تن از مستند‌سازان رژیم صهیونیستی که فیلم مستند آنها جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم ونیز را دریافت کرده بود، از سوی رژیم صهیونیستی سلب تابعیت شده و اجازه بازگشت آنها به اسرائيل داده نشده است. می‌پرسید چرا؟! برای این‌که در فیلم مستند این دو کارگردان (یووال آبراهام و راشل زور‌) به برخی از جنایات رژیم صهیونیستی در غزه اشاره شده بود. «میکی زوهار‌»، وزیر فرهنگ رژیم صهیونیستی، فیلم مستند این دو کارگردان (نازا) را نفرت‌انگیز! نامیده و تاکید کرد که آنها نمی‌توانند تابعیت اسرائیل را داشته باشند.
۲- حالا نگاهی به این سوی‌ ماجرا بیندازید. کسانی که چندین سال (بعد از فرار از کشور)، با عنوان اپوزیسیون و مخالف جمهوری اسلامی ایران در آمریکا و اروپا ساکن بوده و در رسانه‌ها و مجامع آن کشورها، بدترین اهانت‌ها و زشت‌ترین فحاشی‌ها را علیه اسلام، نظام، مردم شریف ایران و حضرت امام راحل و امام شهیدمان داشته‌اند، بی‌آن‌که با کمترین مانع و یا مؤاخذه‌ای رو‌به‌رو شوند به کشور مراجعت کرده‌اند! آن یکی علناً گفته و نوشته بود که بزرگ‌ترین آرزویش [‌نستجیر بالله‌] به قتل رساندن آیت‌الله خامنه‌ای است. فلان کارگردان که اخیراً هنرپیشه زن فیلم وطن‌فروشانه و ضدایرانی او در جشنواره فیلم ونیز یک جایزه 
دست چندم گرفته است، یک روز بعد از شهادت آقای شهیدمان در صفحه اینستاگرام خود از این فاجعه با بیانی شرم‌آور ابراز خوشحالی می‌کند و‌... هنرپیشه زن فیلم او طی سخنانی در جشنواره «ونیز» به جمهوری اسلامی، مردم ایران و مخصوصاً زنان این مرز و بوم [همان‌ها که تجمع چند ماهه آنها در خیابان‌ها و میدان‌ها آمریکا و رژیم صهیونیستی را به زانو در آورده است‌] اهانت می‌کند.
خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت، از تلاش و پیگیری خود برای بازگرداندن برخی از چهره‌های ضد‌انقلاب و فراری به کشور خبر می‌دهد‌... این رشته سر دراز دارد و شرح آن مصداق «‌مثنوی هفتاد من کاغذ‌» است که بخش‌هایی از آن را در گزارش امروز کیهان با عنوان «نشانه‌های نفوذ در مراکز تصمیم‌ساز؛ از بازگشت چهره‌های وطن‌فروش تا لگدپرانی در جشنواره‌های خارجی» آورده‌ایم و شرح مفصل‌تر را به بعد موکول می‌کنیم.
۳-‌ اکنون سؤال آن است که در این میان، دستگاه‌ها و مراکز فرهنگی، قضائی، اطلاعاتی و امنیتی چه می‌کنند؟! چگونه می‌توانند این همه زشتی، پلشتی، وطن‌فروشی و اهانت بی‌شرمانه به مقدساتی که خون صدها هزار شهید پای آن ریخته شده را ببینند و دم بر نیاورند؟! و اگر نمی‌بینند و اطلاع ندارند که حضورشان در این مراکز سیاست‌پرداز و تصمیم‌‌ساز چگونه قابل توجیه خواهد بود؟!
باید از عمق جان با خواجه شیراز همنوا شده و زبان به گلایه 
-که نه-‌ به اعتراض گشوده و فریاد برآوریم:
جای آن است که خون موج زند در دل لعل 
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

حسین شریعتمداری

captcha