معیار شناخت شوخی و خنـده سـالـم
اصل شوخی و خنده، مسئلهای است که در اخلاق اسلامی افزون بر سفارش به آن، رفتاری اخلاقی و مفید تعریف شده است؛ بهویژه در شرایط و موقعیتهای خاص. سیره اولیای دین هم بر شوخی با دیگران و همراهی با افرادی است که شوخی میکردهاند. در فرهنگ دینی و اخلاق اسلامی برای شوخی و خنده شرایط و آداب و حدودی تعریف شده است که اگر این شروط رعایت نشود، نهتنها آن خنده و شوخی تأیید نمیشود، بلکه حتی سبب عقاب و نکوهش هم است و آثار ویرانکنندهای در پی دارد. در این نوشتار برخی از مهمترین شرایط و آداب و حدود شوخی و مزاح بیان میشود.
اهمیت قصد و نیت
در سنجش و ارزشگذاری یک عمل، نیت فاعل از انجام فعل مهمترین و اساسیترین بخش آن به شمار میآید؛ همانطور که نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «إِنَّمَا اَلْأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ؛ همانا ارزش اعمال به نیت آنهاست.» (۱) بنابراین هرچه نیت و قصدی که انسانها از انجام یک فعل در نظر دارند، خالصانهتر و اخلاقیتر باشد، ارزش آن بیشتر است؛ وگرنه اگر نیت و هدف انجام فعل، غیراخلاقی یا خالصانه برای خداوند متعال نباشد، ارزشی نخواهد داشت. بر این اساس، اگر هدف از شوخی و خنده، مسائلی چون شاد کردن دل مؤمن باشد و شاد کردن دیگران را هم برای رضای الهی انجام دهند، عمل آنها نوعی عبادت به شمار میرود و ثواب فراوانی خواهد داشت؛ ولی اگر برای تحقیر و اذیت مؤمن باشد، این شوخی و خنده ارزش و پاداشی نخواهد داشت، بلکه چهبسا عقوبت هم داشته باشد.
کافینبودن صحت نیت
نیت بخش مهم و اساسی ارزشگذاری یک عمل است؛ با این وجود، فقط داشتن نیت اخلاقی و الهی برای تأیید آن کافی نیست، بلکه افزون بر داشتن نیت درست و خالص باید شرایط دیگر هم در زمان شوخی و خنده رعایت شود تا درنهایت تأیید شود و پاداش و اجر الهی هم در پی داشته باشد. در منابع دینی این شروط بهروشنی بیان شده است که در نکته بعد بیان میشود.
شرایط شوخی مطلوب
شوخی و خندهای تأیید میشود که افزون بر داشتن نیت درست و الهی، شرایط زیر هم در آن رعایت شود:
۱. رعایت حدود شرعی و اخلاقی در محتوا و کیفیت شوخی
در زمان شوخی و مزاح باید حدود شرعی و اخلاقی رعایت شود و مصداق بیتقوایی و بداخلاقی نباشد؛ مثلاً سبب تحقیر یا غیبت یا اذیت دیگران نشود و با دروغگویی یا تهمت یا سرزنش یا افشای سرّ دیگران و آبروریزی و ... همراه نباشد. امام باقر(ع) میفرماید: «إِنّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فی الجَماعهِ بلا رَفَثٍ؛ خداوند عزّوجلّ کسی را که در میان جمعی شوخی و بذلهگویی کند، دوست دارد؛ به شرط آنکه ناسزاگویی نباشد.» (۲) پیامبر خدا (ص) نیز فرمود: «وَیلٌ لِلَّذِی یُحَدِّثُ فَیَکذِبُ لِیُضحِکَ القَومَ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ وَیلٌ لِلَّذِی یُحَدِّثُ فَیَکذِبُ لِیُضحِکَ القَومَ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ؛ وای بر کسی که برای خنداندن مردم، سخنِ دروغ بگوید؛ وای بر او، وای بر او، وای بر او.» (۳)
۲. متناسببودن با زمان و موقعیت
هر زمانی اقتضائاتی دارد و هر شوخی، مناسب هر زمان و شرایطی نیست و در برخی زمانها شوخی و خندهکردن، درست و اخلاقی نیست؛ ازاینرو یکی از شرایط تأیید مزاح و شوخی، داشتن تناسب با زمان و موقعیت است؛ ازاینرو شوخی در روز عزای اهلبیت (ع) یا زمانی که کسی داغ دیده است یا زمانی که به جدیت و تمرکز بالا نیاز است، کار صحیح و اخلاقی نیست. چنانکه خداوند متعال درباره قوم حضرت موسی (ع) میفرماید: «پس چون [موسی] آیات ما را برای آنان بیاورد، ناگهان بر آنها خندیدند» (۴)؛ یعنی هنگام نازلشدن آیات الهی که زمان تأمل و تفکر و عبرتگرفتن و بهخودآمدن است، آنها میخندیدند که این نوع خنده با شرایط و موقعیت تناسب ندارد و نکوهیده است.
۳. تناسبداشتن با مکان
شوخی و مزاح باید با مکان و محفلی که در آن واقع میشود، همخوانی داشته باشد؛ چراکه هر شوخی با هر مکان و موقعیتی تناسب ندارد. برای مثال در کربلای معلی که توصیه شده است با حالت محزون و مصیبتزده زیارت انجام گیرد یا در مجلس عزا، مجلس علمآموزی، مجلس ذکر و توسل و عبادت و ...، شوخی و خنده یا اصلاً مجاز نیست یا نوع خیلی خاص و محدود آن جایز است.
۴. رعایت جایگاه گوینده یا مخاطب
هر مخاطب یا گویندهای دارای جایگاهی است که باید در تعاملات رعایت شود؛ بهویژه هنگام شوخی که حوزه لغزندهای است، باید در انتخاب نوع و میزان و روش شوخی، جایگاه مخاطب و کسی که با او شوخی میشود، رعایت گردد؛ وگرنه شوخی و مزاح مورد تأیید نیست و چهبسا مصداق بیاحترامی و بداخلاقی باشد.
۵. نداشتن عواقب بد
یکی دیگر از شروط صحت شوخی و خنده، مترتبنشدن عواقب و نتایج بد بر آن است و اینکه تالی فاسد نداشته باشد؛ چراکه گاهی خود شوخی سالم است، اما لوازم و عواقبش خوب نیست؛ برای مثال باطلی را تأیید نکند، فحشایی اشاعه ندهد، سبب اختلاف و تفرقه نشود، بدعت نگذارد، سبب گمراهی دیگران نشود، از بدیها و زشتیها قبحشکنی نکند و ... .
پیامبر خدا فرمودند: «مَن تَبَسّمَ فی وجهِ مُبتَدِعٍ فقد أعانَ على هَدمِ دِینِهِ؛ هر کسی به روی بدعتگذار لبخند بزند، به نابودی دین خود کمک کرده است.» (۵)
۶. بیدلیلنبودن خنده
هر شادی و خندهای باید دلیل موجه و متعارفی داشته باشد؛ گاه دیده میشود افراد بدون دلیل متعارف یا با کمترین دلیل، خنده و شادی بسیاری میکنند و بین میزان خنده و دلیل خنده آنها تناسبی برقرار نیست؛ بهطوری که از نظر عقلا، رفتارشان مصداق مسخرگی و لودگی است و رفتار معقولی نیست.
در روایات متعددی از این نوع خنده و شوخیها بهشدت نکوهش شده و مصداق رفتار جاهلانه و سبب غضب خدا معرفی شده است؛ چنانکه امام صادق(ع) فرمودند: «ثلاثٌ فیهِنَّ المَقتُ مِن اللَّهِ عَزَّوجلَّ: نَومٌ مِن غَیرِ سَهَرٍ، وضِحکٌ مِن غَیرِ عَجَبٍ، وأکلٌ على الشِّبَعِ؛ سه چیز است که خداوند عزّوجلّ از آنها نفرت دارد: خوابیدنِ بدون شبزندهداری، خنده [بیدلیل و] بدون تعجب و غذاخوردن با شکم سیر.» (۶)
۷. شادی و خوشحالینکردن با معصیت الهی
انسان باید از انجام گناه و معصیت، سرافکنده و شرمنده و شرمسار باشد؛ اما گاهی برخی به جای خجالت و سرافکندگی از ارتکاب معصیت الهی، خوشحالند و با افتخار آن را در قالب شوخی یا جدی تعریف میکنند و بدون هیچ خجالتی درصدد خنداندن دیگران با تعریف آن هستند. این نوع شوخیها هم اصلاً تأیید نمیشود و در سخنان اهلبیت(ع) پیامدهای سختی برای آنها بیان شده است؛ چنانکه از حضرت سجاد(ع) نقل شده است: «إیّاکَ والابتِهاجَ بالذنبِ، فإنّ الابتِهاجَ بهِ أعظَمُ مِن رُکوبِهِ؛ از شادمانی به گناه بپرهیز؛ زیرا شادمانی به آن بدتر از ارتکاب آن است.» (۷)
۸. شادی و خندهنکردن از سقوط دیگران
فراوان دیده شده است که برخیها از وقایع سخت یا بدی که برای دیگران میافتد، شادی و خنده میکنند. این نوع شوخی و خندهها رفتاری انسانی و اخلاقی نیست؛ بهویژه اگر این خنده به دلیل سقوط و هلاکت و بیآبرویی دیگران باشد که رفتاری بهشدت نکوهیده و ناپسند است. اهلبیت از این نوع خنده و شادیها قاطعانه پرهیز دادهاند؛ چنانکه حضرت علی (ع) فرمودند: «لا تَفرَحَنَّ بِسَقْطَهِ غَیرِکَ؛ فإنَّکَ لا تَدری ما یُحدِثُ بِکَ الزَّمانُ؛ از فروافتادن دیگران هرگز خوشحالی مکن؛ زیرا چه میدانی که روزگار بر سرت چه خواهد آورد» (۸)؛ مراد حضرت این است که شاید روزگار با تو هم کاری کرد که تو هم سقوط کنی.
۹. افراط نکردن در شوخی و خنده
افزون بر شروطی که درباره محتوای شوخی و خندهها در منابع دینی بیان شده است، درباره میزان خنده و شوخی هم تذکرات متعددی در فرمایشات اولیای دین مشاهده میشود که شوخی و خندهها نباید زیاد و غفلتآفرین باشد و نباید بر جدیت انسان غلبه نکند؛ چراکه اگر زیاد شد، نتایج اخلاقی و اجتماعی بسیار بدی در پی خواهد داشت. بزرگان فرمودهاند شوخی مانند نمک غذاست که تا وقتی میزان آن رعایت شود، سبب خوشطعمی و دلنشینی غذا میشود؛ اما اگر از حد گذشت، موجب دلزدگی و تنفر میشود و آثار ویرانکننده اخلاقی و روحی مانند قساوت قلب هم در پی دارد. از حضرت علی (ع) نقل شده است: «مَن کثُرَ هَزلُهُ استُجهِلَ؛ هرکه زیاد شوخ و غیرجدّی باشد، نادان شمرده شود.» (۹)
۱۰. رعایت کیفیت خنده
اهلبیت (ع) درباره کیفیت خنده هم توصیه فرمودهاند که شایسته است خنده مؤمن در حد تبسم (۱۰) و بدون صدا و آرام باشد و خنده همراه با قهقهه را از شیطان دانستهاند(۱۱) و توصیه فرمودهاند: «هرگاه قهقهه زدی، در پی آن بگو: خدایا، بر من خشم مگیر؛ ضِحکُ المؤمِنِ تَبَسُّمٌ؛ القَهقَهَهُ مِنَ الشَّیطانِ؛ إِذَا قَهْقَهْتَ فَقُلْ حِینَ تَفْرُغُ اَللَّهُمَّ لاَ تَمْقُتْنِی.» (۱۲)
نتیجه
برای اینکه شوخی و خندهها مهر تأیید بگیرند، باید افزون بر داشتن نیت خالصانه و درست، شرایط مهم دیگری هم داشته باشند؛ از جمله باید زمان شوخی و خنده، تقوای الهی و اخلاق اسلامی رعایت شود؛ یعنی مصداق محرمات الهی و بداخلاقی نشود؛ برای مثال موجب اذیت یا تحقیر مؤمن یا غیبت و تهمت به دیگران و ... نشود. همچنین باید با موقعیت زمانی و مکانی و جایگاه گوینده و شنونده و کسی که با او شوخی میشود، همخوانی و تناسب داشته باشد؛ همچنانکه باید تالی فاسد نداشته باشد، به معصیت الهی افتخار و شادی نشود، سقوط و رنج دیگران اسباب آن شوخی نباشد، در میزان شوخی افراط نشود و در کیفیت خنده هم باید آرام و متین باشد و از قهقههزدن پرهیز شود. مجموعه این موارد شروطی است که با رعایت آنها شوخی و خنده انسان عملی ارزشمند و دارای پاداش و ثواب و نتایج مثبت فراوان خواهد بود.
برای مطالعه بیشتر:
۱. پژوهشی درباره طنز در شریعت و اخلاق؛ مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما؛ قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۷ ش.
۲. محمدجواد نوری و دیگران؛ آداب شوخیکردن؛ تهران: عابداندیش، ۱۳۹۶ ش.
پینوشتها:
۱. محمد بن حسن حر عاملی؛ وسائل الشیعه؛ قم: مؤسسه آلالبیت، ۱۴۰۹ ق، ج ۶، ص ۵.
۲. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تحقیق: علیاکبر غفاری؛ چ ۴، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ ق، ج ۲، ص ۶۶۳.
۳. محمد بن حسن طوسی؛ الامالی؛ تحقیق: مؤسسه بعثت؛ قم: دارالثقافه، ۱۴۱۴ ق، ص ۵۳۷.
۴. زخرف: ۴۷.
۵. محمد بن علی ابنشهرآشوب مازندرانی؛ مناقب آلابیطالب؛ قم: علامه، ۱۳۷۹ ق، ج ۴، ص ۲۵۱.
۶. شیخ صدوق؛ الخصال؛ تحقیق و تصحیح: علیاکبر غفاری؛ قم: جامعه مدرسین حوزه، ۱۳۶۲ ش، ج ۱، ص ۸۹.
۷. ابنابیالفتح اربلی؛ کشف الغمة؛ تبریز: بنیهاشمی، ۱۳۸۱ ق، ج ۲، ص ۱۰۸.
۸. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی؛ تصنیف غرر الحکم؛ تحقیق: مصطفی درایتی؛ قم: دفتر تبلیغات، ۱۳۶۶ ش، ص ۳۰۱.
۹. محمد بن حسین آقا جمال خوانساری؛ شرح غرر الحکم؛ چ ۴، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ج ۵، ص ۲۰۰.
۱۰، ۱۱، ۱۲. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۲، ص ۶۶۴.
*سید حبیب حسینی رنانی