راهکارهای مبارزه با هوای نفس و آرزوهای دراز(2)
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی، راهکارهای مبارزه با هوای نفس و آرزوهای دراز کدام است؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به مباحثی همچون: 1- جایگاه و اهمیت مبارزه با هوای نفس و آرزوهای دراز، 2- تعریف هوای نفس و آرزوهای دراز شامل: الف) تعریف نفس 2) حالات و مراتب نفس پرداختیم. اینک در بخش دوم دنباله مطلب را پی میگیریم.
ج) نفس واحده
نتیجهگیری عقلانی و منطقی که از مراتب و حالات نفس میتوان گرفت، این است که حقیقت نفس در انسان واحد است نه متعدد و متکثر، کما اینکه همین نفس واحده است که حالات و مراتب مختلفی را نیز به خود میگیرد. و اسامی مختلفی مانند: اماره، لوامه و مطمئنه را در هر مرحلهای پیدا میکند، اما در اصل و جوهره آن همان نفس واحده است که قابلیتها و کارکردهای مختلفی را در شرایط و حالات مختلف حاصل میکند. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «و نفس و ما سواها، فالهمها فجورها و تقویها» و قسم به جان آدمی و آن کس که آن را (آفرید) منظم ساخته و سپس فجور و تقوا(خیر و شرش) را به او الهام کرده است.(شمس- 6 و 7)
بنابراین نفسی که به حالت تسویه و تعادل آفریده شده، امکان این را دارد که در مسیر خوبیها و ارزشهای والای انسانی بهکار گرفته شود، در چنین شرایطی به مرتبه و مرحله نفس لوامه و سپس به مرتبه نفس مطمئنه تکامل پیدا میکند و در صورتی که در مسیر بدیها و ضد ارزشها به کارگیری شود، به مرحله «نفس اماره» انحطاط پیدا میکند. یعنی در حقیقت یک نفس به عنوان استعداد، ظرفیت و قابلیت وجود دارد که در مسیرها و جهتهای مختلف، اشکال، حالات و مراتب گوناگونی شامل: نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه کسب میکند. در واقع نفس انسان دارای صفاتی است که بعضی از آنها مختص حیوانات است و برخی مخصوص فرشتگان. از ترکیب و اجتماع این دو دسته صفات است که حقیقت انسان به وجود میآید و از حیوانات و فرشتگان متمایز میشود. کمال و نقص انسان و سعادت و شقاوتش به کیفیت ارتباطات این صفات بستگی دارد. اگر صفات حیوانی انسان مطیع صفات ملکوتی او شود، سعادتمند است و اگر صفات ملکوتی او فرمانبر صفات حیوانی گردد، یقینا بدبخت و شقاوتمند خواهد بود.
د) جهاد (مبارزه) با هوای نفس
در بیان مفهوم جهاد و مبارزه با نفس گفتهاند: کوششی است که انسان در مقابل انگیزههای طبیعی و تمایلات نفسانی خود به کار میبرد، تا از آنها اطاعت نکند، و درصدد ارضای آن انگیزهها بدون رعایت احکام عقل و شرع و مقررات اجتماعی برنیاید. این نوع کوشش بنا بر تعبیری در واقع سرکوب کردن غرائز و مشتهیات نفسانی است. از طرفی این نوع کوشش اختیاری و بدون اعمال فشار از خارج و از سوی دیگران است، و وسیلهای برای تقویت اراده و حفظ سلامت نفس و اعتلای روح انسان میباشد. (اخلاق و تربیت اسلامی، محمدحسن آموزگار، ص 181)
از خواهشهای نفسانی در قرآن کریم به عنوان «هواء» نام برده شده و از صفت «هواء» مذمتهای زیادی شده است. «ولا تتبع الهوی فیضلک عن سبیلالله» خداوند به حضرت داود(ع) میفرماید: تابع هوای نفس خودت مباش که تو را از راه خدا منحرف میکند.(ص-26) از طرفی پیروی از هواهای نفسانی به حدی فرساینده و تباهکننده است که به صورت معبود و خدای هواپرستان درمیآید و سقوط و انحطاط و تباهی را به دنبال دارد. خداوند میفرماید: «افرأیت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم» آیا دیدی کسی را که هوای نفس خود را به عنوان خداوند و معبود برگزید، و خداوند او را علیرغم اینکه به وجود خالق هستی آگاه بود ولی عناد میورزید، گمراه نمود. (جاثیه- 25)
آری هواپرستی در نهایت به خودپرستی و کفر میانجامد، و راهکار ضروری برای کنترل خواهشهای نفسانی، جهاد و مبارزه با آن در چارچوب اوامر و نواهی الهی است، همانگونه که پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «المجاهد من جاهد نفسه فی طاعهالله» مجاهد کسی است که در مسیر اطاعت خداوند با نفس خود جهاد کند (نهجالفصاحه، کلام 3076) همچنین آن حضرت میفرماید: «مومن با پنج دشواری روبهرو است: 1- حسادت سایر مومنان 2- خشم منافقان 3- مبارزه و مقاتله با کافران 4- گمراهکنندگی شیطان 5- کشمکش با نفس خود. مرحوم فیض کاشانی از این روایات نبوی در خصوص جهاد با نفس چنین نتیجهای استنباط میکند: «فبین ان النفس عدو منازع یجب مجاهدته» پس روشن شد که نفس دشمنی ستیزهجو است، و واجب است که در مقابل آن پیکار نمایند. (محجه البیضاء، ج 5، ص 113)
3- راهکارهای جهاد با هوای نفس
اگر انسان تسلیم خدای متعال باشد و آینه دل را با معرفت از زنگار گناه و شرک و ریا پاک گرداند، نور حقیقت حق تعالی در قلب او تجلی مییابد و هوای نفس او مغلوب میگردد. گام اول برای تحقق این منظور، بیداری دل از خواب غفلت و توجه کردن به غافل بودن خویش میباشد که عارفان از آن به «یقظه» تعبیر میکنند. عرفا برای کسانی که به مرحله یقظه یا بیداری رسیدهاند، راهکارها و مراحلی را جهت غلبه بر هوای نفس و خودسازی و تهذیب نفس جهت وصول به قرب الهی معرفی کردهاند که در اینجا به نحو اجمال به اهم آنها میپردازیم:
(ادامه دارد)