کد خبر: ۳۳۷۷۸۰
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۰
عرصه بر آمریکا و اسرائیل تنگ‌تر شد

معجزه مقاومت! یمن یک‌روزه ورق را برگرداند

سرویس خارجی-
نیروهای یمن با تصرف بندر المخا، مناطق حیس و الخوخه، میون و... معادله غرب این کشور را یک‌شبه دگرگون کردند و خط دفاعی نیروهای وابسته به عربستان را ساقط کردند؛ این تحول، هم‌زمان با ضربه به خط لوله شرق-غرب و سقوط عرضه نفت سعودی، وزن صنعا را، به عنوان شاخه مقاومت در جنگِ جاری منطقه‌ای، در یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان به‌شدت افزایش داده است.
وقتي آمریکا و رژیم اسرائیل مشغول طراحی جنگ علیه ایران بودند و ایران نیز هشدار داده بود که این جنگ، جنگی فراتر از ایران خواهد بود، هیچ‌گاه خواب تحولات اخیر در یمن را نیز نمی‌دیدند. آنها شاید تصور هم نمی‎کردند که متحدشان، عربستان، و البته مزدوران آن، این‌گونه قربانی شوند. آن‌چه امروز در ساحل غربی یمن رخ می‌دهد، نه یک درگیری محلی میان صنعا و ریاض، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از همان جنگ منطقه‌ای است که با ماجراجویی و جنگ‌افروزی آمریکا علیه ایران آغاز شد. واشنگتن که با حساب‌وکتاب‌های کوتاه‌مدت خود گمان می‌کرد می‌تواند معادله قدرت را به نفع خود و متحدانش تغییر دهد، اکنون با زنجیره‌ای از پیامدهای پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شده است که نشان می‌دهد هر ضربه به محور مقاومت، به‌سرعت به تهدید مستقیم منافع استراتژیک آمریکا و شرکایش تبدیل می‌شود. تقلیل این تحولات به جنگ یمن-عربستان، نه فقط ساده‌انگاری، بلکه شاید تلاشی آگاهانه برای پنهان‌کردن شکست بزرگ‌تری است که آمریکا با بازکردن جبهه جدید علیه ایران، خود را در آن گرفتار کرده است.
 مورد عجیب یمن
روزهای عجیبی در یمن رقم خورد؛ از ۳ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶، به‌ویژه در روز 10 سپتامبر یعنی 19 شهریورماه، معادله میدانی در غرب یمن با سرعتی کم‌سابقه تغییر کرد. نیروهای ارتش یمن در امتداد ساحل غربی، شهر و بندر استراتژیک المخا، مناطق حیس و الخوخه در استان الحدیده، ذوباب و مواضعی در غرب تعز از جمله مقبنه، الکدحه، جبل حبشی و الوازعیه را در اختیار گرفته‌اند؛ گزارش‌های میدانی همچنین از تسلط بر همه جزایر میون، زقر و حُنیش حکایت دارد؛ این یعنی باب‌المندب به‌طور کامل در اختیار یمنی‌هاست. در این میان وقتی شهرها تصرف می‌شوند نقاط مهم آنها نیز به دست فاتحان می‌افتند و در جریان این فتوحات نیروهای یمنی چهار فرودگاه را نیز تصرف کردند. بر این اساس، یمنی‌ها عملاً در حال تثبیت موقعیتی بی‌سابقه در امتداد ساحل دریای سرخ و باب‌المندب هستند. این تحولات فقط یک جابه‌جایی محلی در نقشه جنگ یمن نیست؛ کنترل این مناطق، وزن صنعا را در یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان به شکل محسوسی افزایش داد. این یعنی آمریکا در جنگِ آبراه‌ها یک باخت دیگر داد. سخنگوی نیروهای مسلح یمن نیز، دیروز، اعلام کرد که مزدوران سعودی را از ۶ ناحیه در دو استان تعز و الحدیده به مساحت ۵۴۰۰ کیلومترمربع بیرون رانده‌ و در ۳۲ عملیات هوایی، ۹ جنگنده سعودی را سرنگون کرده‌اند.
 فروپاشی خط دفاعی دشمن
آنچه در ساحل غربی یمن رخ داده، از نگاه میدانی بسیار فراتر از تصرف چند شهر و پایگاه است. گزارش‌ها حاکی از کنترل مقاومت و انقلابیون یمن بر بیش از هزار کیلومتر از ساحل غربی یمن است. در سوی مقابل، نیروهای تحت حمایت عربستان که سال‌ها با پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و هوایی ریاض در این جبهه حضور داشتند، با عقب‌نشینی‌های مکرر واکنش نشان داده‌اند! حتی طارق صالح، یکی از فرماندهان اصلی این نیروها، از ایجاد یک مرکز فرماندهی جایگزین در منطقه‌ای امن سخن گفته است، اقدامی که به‌روشنی نشانه فشار شدید بر آرایش نظامی نیروهای مورد حمایت ریاض است.
 یک رسوایی 
شاید یکی از عجیب‌ترین تصاویر این شکست برای اردوگاه رژیم سعودی، گزارشی باشد که از رها شدن مجروحان نیروهای وابسته به عربستان در جریان عقب‌نشینی حکایت دارد. یک کارشناس نظامی یمنی، با اشاره به فرار نیروهای «طارق صالح»، خبر داد که مجروحان در حیس، الخوخه و المخا تخلیه نشدند و حتی برای نیروهای مستقر در جزایر حنیش و جبل زقر قایق اعزام نشد؛ به گفته او، دو گردان نیز به اسارت نیروهای صنعا درآمدند. اگر این گزارش را در کنار عقب‌نشینی سازمان‌یافته اعلام‌شده از سوی فرماندهان طرف مقابل قرار دهیم، تصویری از بحران فرماندهی و انسجام در نیروهای تحت حمایت ریاض شکل می‌گیرد. سال‌ها بمباران یمن، میلیاردها دلار هزینه نظامی و اتکا به ائتلاف‌های خارجی نتوانسته است مانع از آن شود که نیروهای یمنی در یک ضدحمله سریع، بخش مهمی از آرایش ساحلی رقیب را در هم بشکنند.
 خط لوله شرق-غرب
اما پاسخ یمن تنها در خاک یمن باقی نماند و اهمیت ماجرا زمانی بیشتر می‌شود که حملات یمن را در کنار گزارش‌های مربوط به خط لوله شرق-غرب عربستان، یا پترو‌لاین قرار دهیم. این خط لوله حدود ۱۲۰۰ کیلومتر از منطقه بقیق در شرق عربستان تا بندر ینبع در ساحل دریای سرخ امتداد دارد و اهمیت استراتژیک آن دقیقاً در این است که امکان انتقال نفت به ساحل دریای سرخ و دور زدن تنگه هرمز را فراهم می‌کند. در ۱۰ و ۱۱ سپتامبر (19 و 20 شهریور)، تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های آتش‌یابی از مشاهده دود و ناهنجاری‌های حرارتی در امتداد مسیر خط لوله در جنوب‌شرقی مدینه خبر دادند؛ در گزارش‌های اولیه از چندین نقطه آتش‌سوزی سخن گفته شد. برخی از گزارش‌ها حاکی از مشاهده دود در امتدادی حدود ۸۰کیلومتری و آتش در شش نقطه است. 
ضربه‌ به قلب اقتصاد سعودی و برنامه آمریکا
حتی پیش از روشن شدن ابعاد دقیق حادثه خط لوله، ضربه به بخش انرژی عربستان آشکار شده است. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده که عرضه نفت خام عربستان به حدود ۶ میلیون بشکه در روز سقوط کرده؛ پایین‌ترین سطح در بیش از سه دهه گذشته. این رقم نسبت به ماه قبل 
۲.۳ میلیون بشکه در روز کاهش داشته است. رویترز این افت را به مجموعه‌ای از اختلالات و حملات، از جمله حملات مرتبط با یمن به کشتیرانی در باب‌المندب، پالایشگاه جیزان و کشتیرانی نزدیک ینبع، نسبت داده است. اهمیت این رقم زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم آمریکا پس از جنگ‌افروزی علیه ایران دقیقاً روی مسیرهای جایگزین هرمز حساب باز کرده بود؛ اما حالا همان مسیرهای جایگزین نیز در معرض فشار قرار گرفته‌اند. در پی حملات یمن قیمت نفت در روز پنجشنبه حتی به ۱۱۰ دلار در هر بشکه رسید.
 یمن در قلب جنگ آمریکا و ایران
برای فهم این رخدادها نمی‌توان جنگ یمن را یک پرونده جدا از تحولات منطقه دانست. آنچه در سواحل یمن جریان دارد، در متن بزرگ‌تری رخ می‌دهد؛ جنگی که رویارویی آمریکا و ایران، اختلال در تنگه هرمز و نبرد بر سر مسیرهای انرژی را دربر گرفته است. گزارش رویترز نشان می‌دهد که تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز در ۱۰ سپتامبر به تنها هفت فروند در یک روز کاهش یافته و به‌مراتب پایین‌تر از میانگین ۱۰روزه قرار گرفته است. در چنین شرایطی، باب‌المندب برای عربستان و حامیان غربی آن به یک مسیر حیاتی‌تر تبدیل می‌شود؛ مسیری که نفت عربستان از طریق ینبع می‌تواند برای دور زدن هرمز از آن استفاده کند. بنابراین پیشروی یمن در ساحل غربی، صرفاً فشار بر یک ائتلاف محلی نیست؛ بلکه فشار بر حلقه‌ای از زنجیره‌ای است که واشنگتن و ریاض برای عبور از بحران هرمز به آن نیاز دارند. به همین دلیل است که می‌توان گفت آمریکا در برابر بحران منطقه‌ایِ هم‌زمان در هرمز و باب‌المندب با یک معادله بسیار دشوار روبه‌رو شده است؛ یک گلوگاه در شرق و یک گلوگاه در جنوب دریای سرخ.
 نزدیک به 2۰۰ مشاور آمریکایی در جبهه سعودی
واشنگتن نیز نمی‌تواند نسبت به این تغییر موازنه بی‌تفاوت بماند. گزارش اختصاصی سی‌ان‌ان که توسط چند منبع مطلع ارائه شده، می‌گوید بیش از ۱۰۰ مشاور نظامی آمریکایی در عربستان حضور دارند و به ریاض در زمینه اطلاعات و هدف‌گیری کمک می‌کنند؛ یکی از مقام‌های آمریکایی شمار این نیروها را حدود ۲۰۰ نفر اعلام کرده است. حمایت آمریکا شامل ارائه اطلاعات جغرافیایی و ابزارهای هدف‌گیری لحظه‌ای است، هرچند واشنگتن مدعی است نیروهایش مستقیماً در حملات مشارکت نمی‌کنند. این نکته خود به اندازه کافی گویاست: ورود پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا نیز نتوانسته مانع تغییر سریع موازنه در غرب یمن شود، همان‌طور که توافق سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان هم هیچ کاری از پیش نبرد!
 2500 اسیر با ملیت‌های گوناگون
حزام الاسد، عضو دفتر سیاسی انصارالله، اعلام کرده است که نیروهای مسلح یمن شمار زیادی اسیر با تابعیت‌های مختلف در اختیار دارند و بخشی از این اسرا در جریان عملیات ساحل غربی به دست نیروهای یمنی افتاده‌اند. البته اصل حضور نیروهای خارجی یا افراد وابسته به ائتلاف‌های چندملیتی در جنگ یمن موضوع تازه‌ای نیست و در صورت ارائه جزئیات درباره تابعیت و هویت اسرا، می‌تواند نشان دهد که جنگ ساحلی یمن تا چه اندازه به میدان رویارویی بازیگران متعدد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. پیام سیاسی صنعا نیز روشن است: اگر ریاض محاصره را پایان ندهد، به گفته الاسد، عملیات می‌تواند وارد مرحله شدیدتری شود.
 توپ در زمین سعودی
اکنون نقطه اصلی ماجرا در جایی است که محمد عبدالسلام و دیگر مقام‌های یمنی بر آن تأکید کرده‌اند: «توپ در زمین عربستان است.» صنعا اعلام کرده است که عملیات ساحل غربی را اقدامی برای تثبیت حاکمیت یمن می‌داند و گفته است که هدف آن تهدید کشتیرانی بین‌المللی نیست. عبدالسلام تأکید کرده است که یمن ادعای ارضی نسبت به کشورهای همسایه ندارد و آزادی کشتیرانی و تجارت در دریای سرخ و باب‌المندب را تضمین‌شده می‌داند. حزام الاسد نیز گفته است که عملیات هدفمند و دفاعی است و هیچ قصدی برای وضع عوارض ترانزیتی در باب‌المندب وجود ندارد. این مواضع البته باید در کنار اعلام محاصره کشتی‌های سعودی و ادامه درگیری‌ها خوانده شود؛ اما از منظر سیاسی، پیام صنعا روشن است: اگر ریاض جنگ و محاصره را متوقف کند، مسیر برای کاهش تنش باز است؛ اگر ادامه دهد، یمن نشان داده است که می‌تواند هزینه آن را نه فقط در میدان یمن، بلکه در عمق استراتژیک عربستان و در معادلات انرژی منطقه به او تحمیل کند. آنچه در چند روز اخیر رخ داده، به همین دلیل بیش از یک پیروزی تاکتیکی است؛ این یک هشدار است که معادله جنگ منطقه‌ای دیگر صرفاً در پایتخت‌های بزرگ نوشته نمی‌شود و یمن نیز به یکی از بازیگران تعیین‌کننده آن تبدیل شده است.

captcha