راهکارهای مبارزه با هوای نفس و آرزوهای دراز(۱)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی، راهکارهای مبارزه با هوای نفس و آرزوهای دراز کدام است؟
پاسخ:
۱- جایگاه و اهمیت مبارزه با هوای نفس و آرزوهای دراز
در روایتی از امام علی (ع)، آن حضرت بیشترین ترس و نگرانی خود را در مورد انحراف انسان از مسیر رشد و تعالی و تکامل، ناشی از دو چیز میداند: ۱- تبعیت از هوای نفس، ۲- طول امل با آرزوهای دراز. در ادامه این روایت حضرت، آثار و نتایج این دو عامل انحراف را نیز برشمرده و میفرماید: اما تبعیت و پیروی از هوای نفس، نتیجهاش مسدود شدن راه حق و خدامحوری در سبک زندگی انسان است و اما تبعیت و دنبالهروی از آرزوهای طولانی، فراموشی و نسیان آخرت و معاد را به همراه دارد. یعنی در واقع دو عامل اساسی که مبدأ و معاد انسان را مخدوش و نابود میکند؟!
«قَالَ الْإِمَامُ عَلِیٌ(ع): أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمْ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى وَطُولُ الْأَمَلِ، فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَأَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَةَ.»
ای مردم! آنچه بیش از هر چیز دیگر برای شما میترسم که بدان گرفتار آیید، دو چیز است: ۱- از هوا و هوس پیروی کردن، ۲- و آرزوهای دراز در دل پروردن. پس اما پیروی از هوا و هوس، انسان را از حق (خدا) باز میدارد، و اما آرزوهای دراز، آخرت و معاد را از یاد انسان میبرد. (نهجالبلاغه- خطبه 42). سؤال اصلی در اینجا این است که چه راهکارهایی برای مبارزه با این دو عامل بازدارنده از مسیر رشد و تعالی و تکامل انسان وجود دارد تا در پرتو عمل به آنها انسان بتواند با غلبه بر هوای نفس و آرزوهای دراز، مسیر رشد و تکامل و تقرب الیالله را به صورت مستمر دنبال کند؟
2- تعریف هوای نفس و آرزوهای دراز
1- تعریف نفس
وجود انسان مرکب از بدن و روح است. بدن انسان بهتدریج رو به خرابی و تباهی میرود، اما روح او حقیقتی است که بعد از زوال بدن باقی میماند. مرحوم فیض کاشانی در تعریف نفس مینویسد: «نفس گوهری لطیف و ملکوتی است که این بدن جسمانی را برای رفع نیازهایش به کار میگیرد» (الحقایق، ملا محسن فیض کاشانی، ص ۴۴).
2- حالات و مراتب نفس
نفس انسان که واحد است و ملاک شخصیت واقعی و جاودانگی اوست و جوهره انسانیت او را تشکیل میدهد، حالات و مراتب گوناگونی پیدا میکند که در هر مرتبه و حالت از منظر قرآن کریم نام مخصوصی را دارا میباشد:
الف) نفس اماره
گاهی قرآن کریم نفس را به صفت «امّاره» (بسیار امرکننده) میخواند. خداوند در داستان حضرت یوسف (ع)، وقتی که بیگناهی او ثابت شد، از زبان حضرت یوسف (ع) نقل میکند که گفت: «وَما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي.» من هرگز نفس خود را تبرئه نمیکنم؛ بهدرستی که نفس انسان، فراوان او را به کارهای زشت میخواند، مگر آنچه را که پروردگارم رحم کند» (یوسف - ۵۳).
ب) نفس لوّامه
گاهی قرآن کریم نفس را به صفت «لوّامه» (بسیار ملامتکننده) میخواند. این وقتی است که انسان قوای حیوانی و طغیانگر خود را مورد اعتراض و انتقاد قرار میدهد و نمیتواند ظلم و خیانت آنها را تحمل کند. خداوند در سوره قیامت، آیه ۲ میفرماید: «وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ.» سوگند به نفس بسیار سرزنشکننده...
ج) نفس مطمئنه
گاهی قرآن کریم نفس را به صفت «مطمئنّه» (اطمینان و آرامشدهنده) میخواند و میفرماید: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِي إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً.» ای نفس مطمئنّه! خشنود و پسندیده به سوی خدایت بازگرد. (فجر- ۲۷ و ۲۸) یعنی در واقع انسان با برخورداری از این نفس مطمئنّه، که بر اثر قرب به پروردگار به وجود میآید، حالت اطمینان و آرامشی یافته که جز خدا به چیزی نمیاندیشد و همه چیز را مقهور و مغلوب اراده الهی میداند. به همین جهت سختی و راحتی، فقر و غنا، بود و نبود چیزی، آرامش و اطمینان خاطر او را به هم نمیزند و او همواره خود را تسلیم امر الهی میبیند.
(ادامه دارد)