هرکس روبهروی انقلاب بایستد باید هلاک شود
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«... این آدم، آدم صافی بود، رو راست بود، بیشائبه و بیشیلهپیله بود. نتیجه این بیشیلهپیله بودن هم صراحتش بود، صراحت در بیان. آن خطبه (که به چپها حمله کرد) را نمیشود عادی به حساب آورد. اینها (منافقین) دائم میگفتند پدر طالقانی، خودشان را فرزندان او معرفی میکردند و به عنوان پدر، از او اسم میبردند. آدمی که توی اینجور رودربایستیها گیر کند و برود آنجور قرص و محکم توی خطبه، موضعی به آن شدت بگیرد، کیست؟ اینجور آدمی را آدم باید واقعاً بگردد تا پیدا کند! مرحوم طالقانی اینجوری بود. من بعد از خطبه به ایشان تلفن کردم و گفتم: «آقا، خواستم از شما به خاطر این خطبه تشکر کنم.» گفت: «بله، خیلیها هم تلفن میکنند و به خاطر همین خطبه فحش میدهند.» اینجوری بود، تحمل میکرد. آدمی بود با چنین روحیهای...»
این بخشی از فرمایشات امام شهید حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای در وصف مرحوم آیتالله طالقانی بود.
صدبار لعنت بر فتنهگرها
اشاره امام شهید در این جملات، به خطبه دوم نماز عید فطر ۱۳۵۸ بود که در دوم شهریور آن سال توسط آیتالله طالقانی قرائت شد. مرحوم طالقانی در قسمتی از آن خطبه گفت:
«... خدا لعنتشان کند آنها که این فتنهها را ایجاد میکنند. در این روز عید صد بار بر آنها لعنت. از درگاه خدا و خلق دور باش بر همه! بر همهِ اینها! چقدر ما سعی کردیم، کوشیدیم، با مذاکره، با مهربانی، با دور هم نشستن مسائل را حل کنیم. چه این جوجه کمونیستهای داخل خودمان، چه آنها. یک مشت جوان احساساتی، سیساله، خیال میکنند قیم همه مردمند. قیم همهِ زنهای ما هستند، زنهای ما احتیاج به قیم ندارند. «زنها حقشان پایمال شده» مگر خودشان نمیتوانند حرف بزنند؟ «کارگر حقشان!» به تو چه! تو که دستت پینه نزده، نشستهای فقط شعار میدهی. جوانهای مسلمان ما هستند که توی این آفتاب و با این زبان روزه در میان این مزارع دارند کار میکنند. اینجا نشستهای فقط شعار دادن. این شد مسئله؟ ..»
علیه نفاق و منافقین
این در شرایطی بود که تا قبل از آن، گروهک منافقین بهشدت از موقعیت آیتالله طالقانی و مدارای ایشان با نیروهای مختلف در جهت جذب جوانان فریبخورده به انقلاب، سوءاستفاده کرده و با عناوینی همچون «پدر طالقانی»، تلاش داشتند تا وی را به نفع خود و مطامع نامشروعشان مصادره کنند که مرحوم طالقانی در آن خطبه تاریخی عید فطر، مرزبندی قاطع و روشن خود را با آنها مشخص نمود، ولو به قیمت غوغاسالاری و وارونهنمایی منافقین و جبهه رنگووارنگی که از آنان حمایت میکردند.
آیتالله طالقانی در ادامه همان خطبه به گلایههای امام خمینی از برخورد نرم با این گروهکها اشاره کرده و گفت:
«... من خودم را برای دفاع از اینها داشتم فدیه میکردم. حتی در مقابل بعضی از تنگنظرها، اندکبینها من را متهم میکردند. حتی خود رهبر به من میفرمود: «شما چرا مسامحه میکنید در برابر اینها؟» گفتم: «آقا، اینها شاید به نصیحت، موعظه، تغییر اوضاع، تغییر شرایط، جذب بشوند به عامهِ مردم.» و دیگر حوصلهِ همه را سرآوردند. این رهبری که سراپا دلسوزی نسبت به مستضعفین و محرومین است، ببینید چطور او را به خشم آوردند. این کار بود؟ حالا بچشند جزای اعمال خودشان را. کارهایی که کردند. دیگر در مردم جا ندارند، بروند فکر دیگری بکنند.»
این تشر و اخطار و اتمام حجت آیتالله طالقانی با مجاهدین خلق، فقط به همان خطبه عید فطر محدود نبود که برخی از خناسان شبهه انداختند گویا مرحوم طالقانی در روز عید فطر تحت تأثیر برخی گزارشها قرار گرفته بوده! و بعداً در دیدارهای خصوصی، آن حرفها را بهاصطلاح تصحیح کرده است!! بلکه نزدیکترین افراد به آیتالله طالقانی، این نوع برخورد را در زمانها و مکانهای دیگر هم مشاهده کرده بودند.
فیالمثل محمدمهدی جعفری از همراهان و دوستان دیرین مرحوم طالقانی، یکی از آن برخوردهای قاطع را چنین شرح داد: «... در یکی از شبهای رمضان ۵۸ بعد از افطار با دکتر یزدی ایستاده بودیم و صحبت میکردیم که مسعود رجوی آمد و بدون اینکه یک کلمه با ما حرف بزند، بهسرعت رفت داخل! یک مرتبه صدای آقای طالقانی بلند شد و من رفتم و دیدم دارد توپوتشر میزند که شما خودتان رفتید و با کمونیستها یکی شدید و دستبهیکی کردید. من برای شما هیچ اقدامی نمیکنم.»
این مواجهه مرحوم آیتالله طالقانی با منافقین در مورد رابطه با مارکسیستها اقدام تازهای نبود. پیش از این و در آخرین دوران زندان هم وقتی همراه تعدادی از روحانیون انقلابی، اطلاعیه نجس بودن مارکسیستها در زندان و عدم مراوده با آنها را صادر کردند، مورد تمسخر و مخالفت گروهکهایی مانند مجاهدین خلق قرار گرفتند.
محمد مدیر شانهچی از دیگر یاران و نزدیکان آیتالله طالقانی درباره برخوردهای دفعی ایشان با مجاهدین خلق در همان سال ۵۸ گفت: «... چند شب قبل از درگذشت آقای طالقانی، وارد خانه آقای چهپور شدم، دیدم مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی و یکی دو نفر دیگر به دیدن ایشان آمدهاند. دیدم که آقا با حالت تشر و عصبانیت دارد به مسعود رجوی میگوید: «شما کاری کردهاید که من هم دیگر نمیتوانم کمکتان کنم. بدانید که در تاریخ خواهد ماند که هرکس در این موقعیت خطیر و حساس کشور، چه کرد و تاریخ دقیقاً ثبت میکند که شما در این موقعیت چه کار میکنید.»
مواجهه با ضدانقلاب در کردستان
مرحوم آیتالله طالقانی در نماز جمعه بعد از نماز عید فطر سال ۱۳۵۸ که ۹ شهریور برگزار شد نیز در خطبه دوم به افشاگری درباره حیلههای منافقین براساس آیات قرآن و همچنین تشریح جنایات حزب دموکرات در کردستان پرداخت.
در آن روزها پس از بحران کردستان و جنایات گسترده حزب دموکرات در این استان، از جمله حمله به پادگانها و سربریدن پاسداران و محاصره پاوه و قتلعام مردم این شهر، در ۲۷ مرداد، حضرت امام با پیام قاطع خود، مردم و ارتش و سپاه را به مقابله با ضدانقلاب در کردستان فراخواندند و مردم و نیروهای نظامی هم با دل و جان، فرمان امام را لبیک گفته و طی یکی دو روز غائله پاوه را خاتمه بخشیدند.
در همین اوضاع بود که گروهکهایی مانند مجاهدین خلق و فداییان و... هم در شهرهای مرکزی مثل تهران، بلوا به راه انداخته بودند و نشریات مزدور و مزدبگیر بیگانه مانند آیندگان و پیغام امروز و تهران مصور و امید ایران و... نیز (که همگی توسط فراماسونها و تفالههای رژیم شاه و سرسپردگان آمریکا و اسرائیل اداره میشدند)، در حمایت از دموکراتهای ضدانقلاب، غوغایی برپا ساخته بودند که همه این اوضاع باعث شد تا حضرت امام با قاطعیت و صلابت همیشگی، شخصاً وارد صحنه شده و در مقابل انفعال دولت موقت و بعضاً همراهیاش با ضدانقلاب، نیروهای انقلابی را به صحنه فراخوانند که اشاره مرحوم طالقانی در این بخش از خطبه عید فطر اشاره به همین موضوع بود. آیتالله طالقانی در مورد جنایات حزب دموکرات و سابقه خیانتهایش نیز در همان خطبه عید فطر گفت:
«... متأسفانه در اواخر این ماه پربرکت... یک عده مردم جانی این برکت را، این خیر را، آلوده کردند. مردمی که در انجام جنایت از هیچ کاری فروگذار نکردند. تازه اسم خودشان را هم «دموکرات» میگذارند. دموکراتی که مردم را به گلوله ببندد، مردم مظلوم را، مردم بیچاره، مردم بیطرف، پاسدارها، جوانهای پاسدار، بیماران، ای خاک برسرشان! چقدر این نام همیشه برای این کشور، نام «دموکرات»، خاطرات بدی داشته! بعد از جنگ بینالمللی اول یک عده دموکرات پیدا شدند، سرنخشان معلوم نبود به کجا هست! همهچیز را بههم ریختند. ترور کردند و... امروز هم همانچهرهها هستند به اسم «دموکرات»...»
مرحوم آقای طالقانی مستقیم بود
اما مرحوم آیتالله طالقانی در خطبه نخست همان نماز عید فطر سال ۵۸، ابتدا بخشهایی از اولین خطبه حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام که پس از بیعت مردم با ایشان، بهعنوان برنامه حکومتشان در مسجد مدینه اعلام فرمودند را بیان کرده و تفسیر نموده و سپس آن را با هوشمندی به موقعیتهای انقلاب اسلامی ایران، گره زد.
مرحوم طالقانی پس از قرائت محور اصلی برنامههای اجتماعی و اقتصادی حضرت امام علی علیهالسلام درباره زیر و رو کردن طبقات اجتماعی و کنار نهادن منش و روشهای اشرافی و دور ریختن برتریجوییهای شرکآمیز در جامعه آن روز، به مسئله ضدانقلاب در حکومت امام علی علیهالسلام پرداخته و آن را بهگونهای تفسیر و تبیین کرد که گویا برای امروز گفته شده است.
آیتالله طالقانی گفت:
«(امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب میفرمایند:) «هَلَکَ مَنِ ادَّعَى»، (یعنی) مردم پرادعای کمکار و فریبکار در حکومت ما از بین خواهند رفت. بروند دنبال کارشان. «وَخابَ مَنِ افْتَرَى»، (یعنی) آنهایی که دروغ میبافند، تهمت میزنند، اینها هم دستشان خالی است. فقط مردم صادق این وسط میتوانند راه انقلاب را، انقلاب علی را پیش ببرند. «مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ» (یعنی) کسی که روبهروی انقلاب بایستد، باید هلاک بشود، باید نابود بشود. [نمازگزاران: صحیح است.] به من نگویید صحیح است، برادرها، به علی بگویید صحیح است! من عبارت علی را میگویم. انقلاب، انقلاب محرومین است. انقلاب، انقلاب توده مسلمان است. انقلاب، انقلاب پیروان قرآن است. انقلاب، انقلاب پیروان توحید است. هرکس که از این مسیر منحرف شد، باید پایمال بشود...»
از همین رو بود که حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه به مناسبت فوت ایشان در جمع خانوادهشان گفتند:
«... مرحوم آقای طالقانی مستقیم بود، مستقیم فکر میکرد، انحراف به چپ و راست نداشت. نه غربزده بود و نه شرقزده. اسلامزده بود. دنبال تعلیمات اسلام بود...»