نقاط عطف تاریخ ایران از مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی
علامه محمدتقی مصباح یزدی
ج ـ تقویت و برتری توان نظامی
بر اساس بینشهای بشری، هرگاه تهدید نظامی متوجه یک جامعه شود، باید مراحلی را برای مقابله با آن در نظر گرفت و اگر تشخیص داده شد که دشمن از نظر نفرات، تکنولوژی، آموزش، پشتیبانی و امور دیگری که سرنوشت جنگ را رقم میزند، برتری دارد، عقل اقتضا میکند که راه سازش با دشمن در پیش گرفته شود. در تاریخ نمونههای فراوانی از این دست وجود دارد. کسانی که در فتنههای بزرگ دچار چنین خطرهایی شده بودند، با تصمیم عاقلانه تلاش کردند تا به هر نحو ممکن با دشمن سازش کنند تا در درازمدت خود را درگیر چنین معرکههایی نسازند؛ بهعنوان نمونه، برخی از کشورهای اروپای مرکزی برای نرفتن زیر بار تعهدات ناشی از عضویت در سازمان ملل متحد و داشتن زندگی آرام، به عضویت این سازمان درنیامدند.
چنین بینشی با بینش اسلام سازگاری ندارد، زیرا بر اساس آموزههای اسلامی، باید در مقابل دشمن از تمام ابزار عادی و اسباب مادی بهره برد و از برتری نظامی دشمن جلوگیری کرد. از دیدگاه اسلام، مسلمانان باید تلاش کنند تا از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی برخوردار گردند و برخی سلاحها را از انحصار کشورهای قدرتمند خارج سازند. پس باید در جهت تهیه ادوات جنگی و دفاعی تلاش کرد و این آیه را که شعار نیروهای مسلح در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود، از یاد نبرد: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة؛(۱) و آنچه از نیرو در توان دارید، بسیج نمایید.
اسلام به اسباب مادی و ابزارهای ظاهری توجه دارد و حتی در زمینه تأمین هزینههای جنگ رهنمود ارائه میدهد. قرآن کریم در مقام تشویق مردم به جهاد، تنها به نیروی انسانی اکتفا نمیکند و در بسیاری از آیات، ابتدا جهاد با مال را مطرح میکند.(2)
مردم باید قبل از آنکه نوبت به نیروی انسانی برسد، هزینه جنگ را تأمین کنند، حتی اگر الزامی از طرف دولت اسلامی نباشد؛ زیرا در اسلام خط فاصلی بین دولت و ملت وجود ندارد و هر وقت جامعه نیازی داشته باشد، تمام مردم باید مشارکت داشته باشند. چنانکه دفاع نظامی نیز فقط مخصوص نیروهای مسلح نیست، بلکه تمام نیروهای مردمی در هنگام نیاز باید مشارکت داشته باشند و در کنار نیروهای نظامی خود پیکار کنند.
ویژگی اسلام در بین مکاتب مختلف جهان این است که بهکارگیری تمام توان را جهت دفاع، مورد تأکید قرار میدهد. در عین حال توصیه میکند که هیچگاه نباید خود را در برابر دشمن، خوار، ضعیف و شکستخورده احساس کرد؛ زیرا هر اندازه توان و نیروی مسلمانان کم باشد، اگر تمام توان خود را برای دفاع از خود به کار بندند، خداوند متعال این کمبودها را با نظرهای غیبی خود جبران خواهد کرد. شرط بهرهگیری از حمایتهای الهی این است که مؤمنان تمام آنچه که در توان دارند را برای دفاع به کار گیرند و وجود برخی از افراد و گروههای متخلف، آنان را از این فیض محروم نمیسازد.
قرآن کریم نیز هنگامی که از تاریخ اسلام و دیگر اقوام سخن میگوید، بر این نکته تأکید دارد که مؤمنین واقعی که حاضر به اجرای دستورات خداوند هستند و مال و جان خود را در راه اسلام، دین حق و نظام عادلانه در طبق اخلاص میگذارند، باید در این زمینه جدیت داشته باشند؛ حتی اگر در کنار آنان، افرادی سستعنصر، راحتطلب و تنبل و یا حتی معاند و توطئهگر حضور داشته باشند.
د ـ حفظ وحدت کلمه
وحدت کلمه که عاملی اساسی در پیروزی انقلاب است، در حفظ انقلاب نیز نقش مهمی ایفا میکند. برای ایجاد وحدت در جامعه یک محور مشترک نیاز است تا همگان حول محور آن در حرکت باشند. محبت و الفت میان مؤمنان نیز از اموری است که وحدت را در جامعه اسلامی به ارمغان میآورد و ضامن بقای انقلاب خواهد گردید.
البته باید توجه داشت که ملاک وحدت در جوامع، مختلف است؛ گاه همخونی، گاه همزبانی و گاهی نیز هموطن بودن، ملاک ایجاد وحدت در جامعه است. اما چنین اموری نمیتوانند پیونددهنده واقعی قلبها باشند. از این رو، باید دین را بهعنوان ملاک وحدت در جامعه قرار داد تا روابط اجتماعی به بهترین شکل در جامعه برقرار شود و عملاً رهبر دینی را محور وحدت قرار داد و با اطاعت از او وحدت رفتاری را تحقق بخشید و از تفرق و تنازع جلوگیری کرد.
هـ ـ حفظ شور و نشاط انقلابی
بر تارک این انقلاب، نام امام خمینی میدرخشد که در اعلامیهها و سخنرانیهای خود در اوایل نهضت، مباحثی را مورد تأکید قرار میداد که مورد غفلت مسلمانان واقع شده بود.
ایشان در این مباحث که حول ارزشها و آرمانهای انقلاب رقم میخورد، مردم را به پذیرفتن و عملی ساختن این ارزشها دعوت میکرد، زیرا دوری از همین باورها و ارزشها بود که مسلمانان آن زمان را دچار نوعی خواری ساخته بود و آنان را زیر یوغ مستکبران برده بود.
مردم ایران نیز با آن فطرت پاک خویش پذیرای این دعوت شدند و با ایشان پیمان بستند که در راه تحقق آرمانهای خود از پای ننشینند. سرانجام، این عهد و میثاق، منجر به پیروزی انقلاب اسلامی گردید. باید توجه داشت که زمانی این انقلاب دچار انحراف خواهد شد که آن اهداف و آرمانها فراموش شود و ارزشهای دیگری جانشین آنها گردد.
برای جلوگیری از انحرافات، باید مراقب بود که شور و نشاط برای تحقق آرمانها رنگ نبازد؛ شور و نشاطی که ارزشها و باورهای انقلابی را مستحکم میسازد و پشتوانهای نیرومند برای یک حرکت اجتماعی ایجاد میکند. خواهناخواه در طول زمان، عواطف و احساسات انقلابی کمرنگ میشود و باید عاملی وجود داشته باشد تا با تغذیه فکری افراد، انقلاب را از این آفت طبیعی برهاند. آفتی که دامنگیر بنیاسرائیل شد و دلهایشان به مرور ایام سخت و سختتر شد و حرکت اجتماعی آنان را با مشکل مواجه ساخت: فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ؛(3) و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید و دلهایشان سخت گردید.
پس گذشت زمان، میتواند عاملی منفی برای کمرنگ شدن عواطف و ارزشهای انقلاب باشد. با گرم نگهداشتن تنور انقلاب و ارزشهای آن میتوان با انحرافات مبارزه کرد و آنها را خنثی ساخت. باید زمینه زنده ماندن ارزشها و باورهای اسلامی را تقویت کرد تا این انقلاب بتواند در سایه عواطف و احساسات دینی، از هرگونه انحراف مصون ماند.
فصل دهم: دوران نهضت مشروطه
«تاریخ درس عبرت است برای ما. شما وقتی تاریخ مشروطیت را بخوانید میبینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دستهایی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیمبندی کرد. نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه، علمای خود ایران، یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته مخالف مشروطه... و این یک نقشهای بود که نقشه هم تأثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آنطوری که علمای بزرگ طرحش را ریخته بودند، عملی بشود.
به آنجا رساندند که آنهایی که مشروطهخواه بودند به دست یک عدّه کوبیده شدند؛ تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضلالله نوری در ایران برای خاطر اینکه میگفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطهای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران بر دار زدند و مردم هم پای دار او رقصیدند یا کف زدند.»(4)
۱. مقدمه
در تاریخ اخیر ایران، چندین جنبش و حرکت اجتماعی رخ داد که منشأ تحولات در ساختار حکومتی و نیز جامعه ایران گردید. از آن جمله میتوان به نهضت مشروطه اشاره کرد که در ابتدا با هدف مبارزه با دیکتاتوری شکل گرفت، اما در ادامه مسیری را پیمود که بسیاری از پیشگامان آن نهضت را از عمل خود پشیمان ساخت؛ چراکه از نظر آنان دیکتاتوری نهتنها با این جنبش، از جامعه ایران رخت برنبست، بلکه همین نهضت، بهانهای برای تشکیل حکومتهای مستبد دیگری در ایران گردید. لذا بررسی این جنبش میتواند منشأ برخی حرکتهای اجتماعیِ بعدی را نشان دهد و در همین راستا به ادعای کسانی پرداخته خواهد شد که معتقدند جنبش مشروطه یکی از زمینههای شکلگیری انقلاب اسلامی بوده است.
۲. منشأ پیدایش نهضت مشروطه در ایران
مشروطیت از جمله حرکتهای سیاسی ملّت ایران است که با رهبری روحانیت آغاز گشت. این نهضت از تحولات چندگانهای که سالها پیش شروع شده بود سرچشمه میگرفت: قیام تحریم تنباکو(5) و اِعلای کلمه روحانیت و ملّت، مقاومت در برابر امتیازات و قراردادهای استعماری، نارساییهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و....
عواملی از این دست به ضمیمه فزونطلبیها و ستمکاریهای دولتمردان قاجار سبب قیام روحانیت و ملّت، و درخواست تأسیس عدالتخانه برای جلوگیری از بیدادگریهای حکومت علیه مردم شده بود، و شاه قاجار تسلیم گشته و خواسته عدالتخواهان تحقق یافته بود.
اما مبارزات مردم و روحانیت ادامه یافت و سرانجام نهضت مشروطیت به سال ۱۳۲۴ ق. در دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار و با تأسیس مجلس شورا به بار نشست.
این قیام نیز در اصل برای اقامه احکام اسلام و جلوگیری از ظلم و بیدادِ ارباب قدرت و قطع سلطهجوییِ بیگانگان صورت پذیرفته بود. ملّت مسلمان ایران با اتکا به فرمان و فتوای مراجع تقلید و رهبران دینی توانست بر قدرتهای بزرگی چون سلطنت قاجار غلبه کند و مقاومت روحانیان و مردم و تحصن آنان در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و حرم حضرت معصومه(س)، مظفرالدین شاه قاجار را مجبور ساخت تا صدراعظم مقتدری همچون عینالدوله را برکنار کند و به برگزاری انتخابات و تأسیس مجلس شورا و تدوین قانون اساسی تن دهد.(6)
اما این نهضت که با انگیزه دینی و با قیامی انقلابی و جهادی برپا شده بود، با نفوذ عوامل بیگانه و تلاش عناصر خودفروخته، از هدف اصیل و اوّلیِ خویش دور افتاد و به عاملی برای تیشه زدن به ریشه دین تبدیل شد.
پانوشتها:
۱- انفال (۸)، ۶۰.
۲- انفال (۸)، ۷۲؛ توبه (۹)، ۲۰، ۴۱، ۴۴، ۸۱ و ۸۸ و حج (۲۲)، ۱۵.
۳- حدید (۵۷)، ۱۶.
۴- امام خمینی(رَحِمَهُاللهُ)، صحیفه امام (بیانات، پیامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعی و نامهها)، ج۱۸، ص ۱۷۰.
۵- بر اساس قرارداد رژی، امتیاز تنباکوی سراسر ایران، به مدت ۵ سال در انحصار یک شرکت انگلیسی قرار گرفت. زمانی که نتایج اولیه قرارداد مزبور و طیف گسترده حضور خارجیان در کشور و رفتار متکبرانه آنان با مردم به اطلاع میرزای شیرازی(رَحِمَهُاللهُ) رسید، وی با بینش دقیق و فراست خدادادی خود دریافت که این قرارداد باعث تسلط اقتصادی کفار بر مسلمین خواهد شد و ذلت آنان را در پی خواهد داشت. بنابراین در ذیحجه ۱۳۰۸ قمری، ضمن ارسال تلگرافی به ناصرالدین شاه، این خطر را گوشزد کرد، اما وقتی بیتوجهی شاه را دید، فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد.
۶- ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ج ۳، ص ۵۵۸.