کد خبر: ۳۳۷۶۳۱
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱
آمادگی برای استقبال از سال تحصیلی جدید-بخش نخست

شادی بازگشایی مدرسه و غم هزینه‌های تصاعدی

تارا وحیدی 

روز اول مدرسه را به‌خوبی به یاد دارم. بچه‌ها با لباس خانه و شیون‌کنان یکی‌یکی وارد حیاط مدرسه عصمت شدند. به‌ندرت یونیفرم مدرسه را پذیرفته بودند. والدینشان کشان‌کشان آنها را می‌آوردند، نه رأفتی بود و نه لی‌لی به لالا گذاشتن. ناظم خط‌کش چوبی به دست صف‌ها را مرتب می‌کرد. بچه‌های دور و برم با صدای بلند گریه می‌کردند. حوصله‌ام سر رفت. مادرم از دورتر دستی تکان داد. 
من لبخند زدم و از کیف طرح موتوری‌ام سیب سرخ بزرگی بیرون کشیدم و شروع به گاززدن کردم. واقعاً نمی‌دانستم چرا بچه‌ها با دامن گل‌دار خانه آمده‌‌اند مدرسه و این‌همه مکافات راه انداخته‌اند؟ تنها بودم، اما بزرگ بودم، آن‌قدر که شیون و مکافاتی به راه نیندازم و این بزرگی را از پدرم آموخته بودم که همیشه می‌گفت: «خواندن و نوشتن که یاد بگیری، آدم‌بزرگ می‌شوی.» 
اولین روز مدرسه
یکهو مادرم و یک زن ناشناس به سمتم آمدند. پشت‌سر زن ناشناس دختربچه‌ای که او هم یونیفرم مدرسه داشت، قایم شده بود.
زن ناشناس گفت: «دخترم! با این دختر گل و ناز دوست می‌شوی؟»
سرش را نیمه از پشت مادرش نشان داد، چشمانش نم اشک نشسته بود. نصفه سیبم را طرفش گرفتم و پرسیدم: «اسمت؟»
گفت: «رو... رو... رو... روشنک.»
زبانش می‌گرفت. من اصلاً متوجه زبانش نبودم. متوجه موهای فرفری روشن و چشم‌های عسلی‌اش بودم، متفاوت از موهای یک‌دست صاف و مشکی من و چشم‌های میشی‌ام. 
من مهد نرفته بودم و یک‌راست وارد کلاس اول شدم. دیدن بچه‌هایی هم‌سن خودم با تفاوت‌های آشکار برایم بکر و تازه می‌نمود.
هیچ‌گاه به تفاوت‌های دیگران نخندیدم. من همیشه تفاوت‌ها را می‌پذیرفتم، کنار می‌آمدم و دوستشان داشتم.
حتی لکنت‌زبان دوست جدیدم برایم جدید و بکر و کنارآمدنی بود. توی حرفش نمی‌پریدم و اگر تا صبح هم می‌شد، منتظر ادای کلماتش به‌صورت کامل می‌ماندم.
دقایقی بعد دست در گردن هم به حیاط پشتی مدرسه رفتیم. من سیبم را پیشکش کردم و او نیمی از کماجی که از بوفه مدرسه ۵ ریال خریده بود.
دیگر اشک‌ها رفتند و آن آشنایی و لبخندها، آن دست در گردن انداختنمان و لِی‌لِی روی درپوش‌های آهنی شیار کابل و فاضلاب حیاط پشتی راه‌رفتن و ضرب‌گرفتن باران بر آن درپوش‌ها هرگز یادم نمی‌رود.
آهنگ زندگی اجتماعی من این‌گونه نواخته شد.
به کلاس ۴۵ نفره که وارد شدیم، از بس ریزه‌میزه و استخوانی بودم- حتی اگر مادرم سفارشم را نمی‌کرد- ردیف اول جا گرفتم. روشنک درشت‌تر بود که او هم با سفارش مادرش کنارم نشست. درس با نصب تابلو موش و گربه و یاد‌گیری خط بی‌کلاه «ا» آغاز شد.
خان اول: پرداخت شهریه
اصل ماجرا در مدارس دولتی روشن است؛ تحصیل در این مدارس مشمول دریافت شهریه هنگام ثبت‌نام نیست و مدیر مدرسه نمی‌تواند ثبت‌نام دانش‌آموز را به پرداخت وجهی مشروط کند. بااین‌حال، یکی از مسائل تکرارشونده در آستانه سال تحصیلی، تفاوت میان «شهریه» و «کمک‌های مردمی» است؛ موضوعی که گاه موجب ابهام برای خانواده‌ها و حتی بروز اختلاف میان والدین و مدرسه می‌شود.
در چنین شرایطی، حتی اگر مدرسه برای اداره بهتر مجموعه خود با کمبود منابع مواجه باشد، جبران این کمبود نمی‌تواند به مطالبه اجباری وجه از خانواده‌ها تبدیل شود. ازسوی‌دیگر، اگر خانواده‌ای بخواهد به‌صورت داوطلبانه از مدرسه حمایت کند، این اقدام نباید به پیش‌شرط ثبت‌نام یا ادامه تحصیل دانش‌آموز تبدیل شود.
مسئله مهم‌تر آن است که خانواده‌ها بتوانند میان مطالبه قانونی و درخواست غیرقانونی تفاوت بگذارند. هر جا پرداخت وجه شرط ثبت‌نام، دریافت کارنامه یا بهره‌مندی از خدمات آموزشی مدرسه شود، موضوع از «کمک داوطلبانه» فاصله می‌گیرد و نیازمند نظارت جدی‌تر است.
بررسی تجربه خانواده‌ها نشان می‌دهد که مسئله هزینه‌های مدرسه صرفاً به رقم درج‌شده در شهریه محدود نمی‌شود. گاهی مجموعه‌ای از هزینه‌های کوچک و پراکنده در طول سال، بار مالی قابل‌توجهی ایجاد می‌کند. از کلاس‌های آموزشی و برنامه‌های مناسبتی گرفته تا اردو، لباس، سرویس و سایر خدمات، هر کدام ممکن است سهمی در افزایش هزینه تحصیل داشته 
باشند.
نظارت مؤثر بر ثبت‌نام نباید صرفاً در روزهای آغاز سال تحصیلی انجام شود. شفافیت باید در تمام طول سال ادامه داشته باشد و خانواده بداند کدام خدمت اجباری، کدام خدمت اختیاری و کدام هزینه اساساً خارج از چارچوب قانونی است.
در کنار آن، مدارس نیز نیازمند منابع پایدار هستند. اگر مدرسه دولتی با کمبود بودجه مواجه باشد، نباید راه‌حل آن به مطالبه مستقیم از خانواده‌ها محدود شود. تقویت بودجه مدارس، شفاف‌سازی منابع مالی، استفاده صحیح از ظرفیت‌های قانونی مشارکت مردمی و توزیع عادلانه منابع می‌تواند بخشی از این مسئله را حل کند.
ثبت‌نام دانش‌آموزان فقط یک فرآیند اداری نیست؛ نخستین مواجهه خانواده با مدرسه در آستانه سال تحصیلی است و نحوه مدیریت این مرحله می‌تواند بر اعتماد والدین به ‌نظام آموزشی اثر بگذارد. رعایت قانون، شفافیت مالی و اختیار خانواده‌ها در انتخاب خدمات جانبی، سه ضلع اصلی این اعتماد هستند.
در شرایطی که خانواده‌ها با افزایش هزینه‌های زندگی مواجه‌اند، مدرسه نباید به محلی برای تحمیل هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده تبدیل شود. در مقابل، سیاست‌گذار نیز باید اطمینان دهد که مدارس برای تأمین هزینه‌های ضروری خود منابع کافی در اختیار دارند. اگر این دو ضرورت هم‌زمان دیده شود، می‌توان امیدوار بود که «ثبت‌نام» از یک دغدغه مالی به یک فرایند شفاف، عادلانه و آرام برای خانواده‌ها تبدیل شود.
‌خان دوم: خرید مدرسه
مرتضی حمزه‌زاده یک فروشنده نوشت‌افزار قیمت‌ برخی اقلام مدرسه فرزند خود را چنین بیان می‌کند: «12 عدد دفتر سیمی یک میلیون و پانصد هزار تومان، یک جعبه ۱۲تایی مداد مشکی و قرمز چهارصد هزار تومان، مدادرنگی پانصد هزار تومان، کیف مدرسه دو تا چهار میلیون تومان، لباس مدرسه سه میلیون تومان.»
وی درباره شیوه خرید خانواده‌ها برای ورود به سال تحصیلی جدید در شهریور 1405 می‌گوید: «بیشتر خانواده‌ها به سمت خرید چند مرحله‌ای رفته‌اند و در شهریورماه تنها بخشی از لوازم ضروری را خریداری می‌کنند.»
این فروشنده ادامه می‌دهد: «در بازار امروز نوشت‌افزار، کالا کم نیست. قفسه‌ها پرند، برند ایرانی و خارجی کنار هم دیده می‌شوند و حتی برای خانواده‌ای که توان مالی محدودی دارد، گزینه‌های اقتصادی وجود دارد، اما مسئله این است که قدرت خرید از تنوع بازار عقب‌مانده است. خانواده می‌تواند دفتر ساده بخرد، کیف سال گذشته را دوباره استفاده کند، مدادرنگی ارزان‌تری انتخاب کند یا خرید برخی اقلام را به ماه‌های بعد موکول کند، اما هرکدام از این انتخاب‌ها بخشی از کیفیت و آسودگی آغاز سال تحصیلی را تغییر می‌دهد. مهر، زمانی فصل خرید دفتر و مداد بود؛ حالا به یکی از فصل‌های جدی حساب‌وکتاب خانوار تبدیل شده است.»
شاید بتوان تفاوت مهر دیروز و امروز را در یک تصویر خلاصه کرد: کودکی که همراه مادرش برای خرید لوازم مدرسه می‌رفت، در کنار دفترهای خودش، گاهی چیزی هم برای دانش‌آموزی ناشناس می‌خرید. امروز اما ممکن است همان کودک و همان مادر، پیش از رسیدن به صندوق فروشگاه، مجبور شوند حساب کنند که آیا پول خرید همه دفترهای خودشان را دارند یا نه و اینجاست که گرانی نوشت‌افزار دیگر فقط داستان یک دفتر گران‌تر نیست؛ داستان کوچک‌شدن توان خانواده برای انتخاب است.
‌خان سوم: نظم جدید در سبک زندگی
ساعت از نیمه‌شب گذشته، اما هنوز صدای خنده و صحبت‌های پسر یا دختر نوجوان‌تان از پشت درِ اتاق می‌آید. یک فیلم جدید دانلود کرده، با دوستانش در گروه مجازی چت می‌کند و قرار است فردا تا ظهر بخوابد.
این صحنه، برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی در ماه‌های تیر و مرداد، کاملاً آشناست. اما سؤال اینجاست: این تغییر الگو، صرفاً یک عادت موقتی است یا دارد به مغز و سلامت روان نوجوان آسیب می‌زند؟
شاید مهم‌ترین یافته علمی سال ۲۰۲۵، نتیجه‌گیری پژوهشگران دانشگاه موناش و کالج سلطنتی لندن باشد.
آنها با نمونه‌گیری از بزاق ۱۱۲ نوجوان، سطح هورمون ملاتونین (همان هورمون خواب‌آور) را اندازه‌گیری کردند. 
نتیجه شگفت‌آور بود: ساعت بیولوژیک نوجوانان در تعطیلات، به طور میانگین بیش از ۲ ساعت به عقب کشیده می‌شود. یعنی اگر در مدرسه ساعت ۱۰ شب بدن‌شان اعلام خستگی می‌کرد، در تابستان این زمان به حدود ۱۲ شب می‌رسد.
آمارهای جهانی نشان می‌دهد که استفاده از گوشی در رختخواب، مهم‌ترین عامل کاهش کیفیت خواب است. اما این مسئله ابعاد دیگری هم دارد. شبکه‌های اجتماعی مانند تلگرام، واتس‌اپ و اینستاگرام، یا بازی‌های آنلاین که در فصل تابستان رونق می‌گیرند، نوجوان را در یک‌چرخه بی‌پایان از محرک‌های نوری (نور آبی) و روانی غرق می‌کنند. تحقیقی در سال ۲۰۲۴ نشان داد که هر ۱۰ دقیقه اضافه‌کار با گوشی در ساعت آخر شب، ترشح ملاتونین را تا ۵۰ درصد مختل می‌کند.
در فرهنگ ایرانی، بسیاری از والدین به‌دلیل خستگی روزمره، شب‌ها کنترل چندانی روی گوشی فرزندشان ندارند و تصور می‌کنند که تابستان است و وقت استراحت دارد؛ اما غافل از اینکه این استراحتِ بی‌برنامه، پایه‌های نظم عصبی نوجوان را تخریب می‌کند. 
نکته کلیدی اینجاست که محققان ثابت کردند: ساعت زیستی نوجوانان بیشتر از خورشید، از ساعت اجتماعی پیروی می‌کند؛ یعنی اگر دوستان‌شان بیدار باشند یا چراغ اتاق روشن باشد، بدن‌شان نوک پیکان خواب را عقب می‌اندازد، فارغ از اینکه هوا تاریک شده یا نه. 
مرضیه کردگاری یک مشاور کودک‌ونوجوان می‌گوید: «همه ما تجربه دیر بیدارشدن و دیر رسیدن به مدرسه از آن‌طرف سرزنش‌شدن را در کارنامه تحصیلی‌مان داریم، به‌ویژه پس از سه ماه خوردن و خوابیدن پای تلویزیون در خانه. برای همین می‌دانیم که هفته نخست مهر برای بیشتر بچه‌ها جزو سخت‌ترین هفته‌های سال تحصیلی‌شان محسوب می‌شود. ناگفته نماند که والدین هم به همان اندازه درگیر این مسئله هستند و به مشکل می‌خورند. موضوعی که باید دست‌کم از نیمه شهریور برای آن برنامه‌ریزی می‌کردند تا بچه‌ها در شروع مهر آمادگی لازم برای زود بیدارشدن را پیدا کنند. می‌پذیریم که کمی دیر شده است، ولی باتوجه به طولانی‌بودن سال تحصیلی نمی‌توان آن را کم‌اهمیت شمرد و باید از همین امروز برای آن برنامه‌ریزی کرد. موضوعی که می‌خواهیم در مطلب امروز به آن بپردازیم.»
این مشاور توصیه دارد: «بچه‌ها حتی اگر همه فصل تابستان را با وقت گذراندن در کلاس‌های مختلف سپری کرده باشند، باز هم نظم ‌و انضباط سخت مدرسه را به‌راحتی نمی‌پذیرند و تمایلی به زود بیدارشدن و زود خوابیدن و پیروی از قانون‌های دست‌وپا‌گیر مدرسه را ندارند. گذشته از آن ساعت زیستی بدن‌شان هم آنها را یاری نمی‌کند که با یک تغییر صدوهشتاد درجه‌ای روبه‌رو شوند، برای همین لازم است که کم‌کم و صبورانه با برنامه‌ریزی این تغییر را در آنها ایجاد کنیم. اگر از چند هفته پیش برنامه تنظیم خواب آنها را شروع کرده‌اید که الان نباید مشکلی داشته باشید، ولی اگر تازه الان می‌خواهید این کار را شروع کنید. بهتر است با زمان‌بندی‌های چنددقیقه‌ای ساعت خواب آنها را جلوتر بیاورید تا به ساعت 10 شب برسید، چون ساعت بیدارشدنشان مشخص است.»
خان چهارم: برنامه‌ریزی برای بهتر درس‌خواندن
موفقیت‌های تحصیلی بدون برنامه‌ریزی دقیق تقریباً غیرممکن است. برنامه‌ریزی درست کمک می‌کند بدانیم هر درس را چه زمانی و چقدر بخوانیم تا هم وقت هدر نرود و هم سردرگم نشویم. برای داشتن یک برنامه خوب، کافی است عادت‌های مطالعه و مدیریت زمان خود را بررسی کنیم و براساس توان و شرایط خود، زمان مناسبی برای هر درس در نظر بگیریم. برنامه‌ریزی برای درس‌خواندن به شما کمک می‌کند تا هر درس را به‌صورت روزانه مطالعه کنید و مطالب درسی به حافظه بلندمدت منتقل شوند. بدون این برنامه، بسیاری از دانش‌آموزان مطالعه را به روزهای نزدیک امتحان موکول می‌کنند و با فشار و استرس زیادی روبه‌رو می‌شوند.  علی شیری یک برنامه‎ریز تحصیلی مهم‌ترین نکات یک برنامه‌ریزی مناسب و اصولی را چنین بیان می‌کند: «هر برنامه‌ریزی باید متناسب با توان و امکانات هر فرد نوشته شود. ضمن اینکه فشرده و بی‌امان نباشد و در آن فرصت تفریح و مطالعه آزاد نیز در نظر بگیرید.»

captcha