کد خبر: ۳۳۷۵۴۸
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳

روستا هم بیکار دارد هم کمبود نیروی کار!

در نگاه نخست، کمبود نیروی کار در روستا شاید یک تناقض عجیب به نظر برسد؛ روستاهایی که سال‌هاست بخشی از جمعیت جوان خود را به دلیل نبود فرصت شغلی و مهاجرت به شهرها از دست می‌دهند؛ اکنون در برخی مناطق با مشکل دیگری روبه‌رو شده‌اند؛ زمین هست، تولید هست، اما برای بخشی از کارهای کشاورزی و دامداری نیروی انسانی پیدا نمی‌شود.
این مسئله تنها یک روایت محلی نیست. بررسی گزارش‌های رسمی از استان‌های مختلف نشان می‌دهد کمبود نیروی کار در بخش‌هایی از کشاورزی، دامداری و مرغداری به یک مسئله واقعی تبدیل شده است؛ مشکلی که در فصل برداشت محصولات شدیدتر می‌شود و در برخی واحدهای تولیدی حتی بر میزان تولید اثر گذاشته است.
کمبود نیروی کار کشاورزی و دامداری
تازه‌ترین نمونه، استان زنجان است. معاون استاندار زنجان در شهریور ۱۴۰۵ اعلام کرد: واحدهای مرغداری و پرورش طیور این استان با کمبود نیروی کار مواجه‌اند و حدود ۳۰۰ نیروی جدید نیاز دارند. او همچنین از کمبود نیروی کار در فصل برداشت محصولات کشاورزی خبر داد و گفت بخشی از این کمبود با حضور نیروهای غیربومی جبران می‌شود.
پیش از آن نیز در چهارمحال و بختیاری، مسئولان بخش کشاورزی از کمبود نیروی کار در مرغداری‌ها خبر داده بودند؛ به‌گونه‌ای که برخی واحدها به دلیل نداشتن نیروی انسانی نمی‌توانستند با ظرفیت کامل فعالیت کنند.
در فریدن اصفهان نیز کمبود نیروی کار در فصل کشت پیاز به حدی گزارش شده بود که مدیر جهاد کشاورزی شهرستان اعلام کرد؛ نیاز روزانه به کارگر از داخل شهرستان امکان‌پذیر نیست.
این داده‌ها یک سؤال اساسی ایجاد می‌کند؛ چگونه ممکن است مناطقی که با مهاجرت و بیکاری مواجه‌اند، هم‌زمان کارگر مورد نیاز بخش تولید خود را پیدا نکنند؟
تناقض اصلی
پاسخ این تناقض را نمی‌توان صرفاً در یک عامل خلاصه کرد. کمبود نیروی کار به این معنا نیست که هیچ فرد بیکاری در منطقه وجود ندارد؛ بلکه نشان می‌دهد میان نیروی کار موجود و نوع کار مورد نیاز کشاورزی فاصله ایجاد شده است.
کار کشاورزی در بسیاری از مناطق سخت، فصلی، جسمی و وابسته به زمان است. یک باغدار ممکن است تنها چند هفته برای برداشت محصول به تعداد زیادی کارگر نیاز داشته باشد؛ نیرویی که پس از پایان برداشت، شغل دائمی تضمین‌شده‌ای ندارد. همین ویژگی باعث می‌شود حتی در مناطقی که نرخ بیکاری بالاست؛ نیروی کار لزوماً حاضر نباشد وارد کارهای فصلی و سخت کشاورزی شود.
نمونه طارم در برداشت زیتون این مسئله را به‌خوبی نشان می‌دهد. مسئولان محلی پیش‌تر اعلام کرده بودند نیروی انسانی بومی شهرستان در دوره کوتاه برداشت پاسخگوی نیاز باغ‌ها نیست و بخشی از نیاز باید از طریق کارگران فصلی غیربومی تأمین شود. بنابراین، مسئله امروز فقط «نبود کارگر» نیست؛ بلکه در بسیاری از مناطق، نبود کارگری است که حاضر باشد در زمان، مکان و شرایط مورد نیاز کشاورزی کار کند.
جوان روستا چرا کشاورزی را انتخاب نمی‌کند؟
یکی از مهم‌ترین پاسخ‌ها به بحران کمبود نیروی کار، تغییر نگرش نسل جدید به شغل کشاورزی است. نتایج سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳ نشان می‌دهد میانگین سنی بهره‌برداران کشاورزی کشور به ۵۳ سال رسیده است. همچنین بیش از ۶۰ درصد بهره‌برداران بالای ۵۰ سال سن دارند.
این عدد یک هشدار جدی برای آینده نیروی انسانی کشاورزی است. وقتی میانگین سن بهره‌برداران به ۵۳ سال می‌رسد؛ مسئله فقط وضعیت امروز نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که در سال‌های آینده چه کسانی جایگزین این نسل خواهند شد؟
بخش مهمی از جوانان روستایی، مانند جوانان شهری، به دنبال شغل پایدارتر، درآمد قابل پیش‌بینی‌تر و شرایط کاری آسان‌تر هستند. کشاورزی سنتی در بسیاری از مناطق، هیچ‌یک از این سه ویژگی را به‌طور کامل تأمین نمی‌کند.
درآمد کشاورز وابسته به عواملی مانند سیاست‌ها و بخشنامه‌های متغیر دولت‌ها و عدم وجود ثبات در تصمیمات مسئولان، آب‌وهوا، خشکسالی، قیمت نهاده، بازار محصول و هزینه حمل‌ونقل است. در نتیجه جوانی که امکان کار در خدمات، صنعت یا یک شغل شهری را دارد؛ ممکن است کار فصلی و سخت در مزرعه را انتخاب نکند.
این مسئله به‌ویژه در واحدهای تولیدی جدید مانند مرغداری، دامداری و گلخانه نیز دیده می‌شود. در چهارمحال و بختیاری، مسئولان بخش کشاورزی از دشواری تأمین نیروی ماهر و کارگر برای برخی مشاغل سخت و طاقت‌فرسا خبر داده‌اند.
اشتغال کشاورزی در حال کاهش
روند آماری نیز نشان می‌دهد نیروی کار از بخش کشاورزی فاصله گرفته است. بررسی‌های مبتنی بر داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد؛ اشتغال کشاورزی در سال ۱۴۰۳ در مناطق روستایی دو و یک دهم درصد کاهش یافته، در حالی که اشتغال کشاورزی در مناطق شهری رشد داشته است؛ این یعنی خروج نیروی کار روستایی از کشاورزی، از ورود نیروی جدید به این بخش سریع‌تر بوده است.
کاهش نیروی کار کشاورزی البته پدیده‌ای یک‌ساله نیست. در یک روند بلندمدت، تعداد شاغلان بخش کشاورزی کشور نیز کاهش پیدا کرده و سهم این بخش از بازار کار نسبت به گذشته کوچک‌تر شده است. اما در اقتصاد روستایی، این روند اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا کشاورزی هنوز یکی از اصلی‌ترین پایه‌های اشتغال و درآمد است.
بنابراین، خروج نیروی کار از کشاورزی فقط به معنای تغییر شغل نیست. در برخی مناطق، این خروج می‌تواند به معنای کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینه برداشت و وابستگی بیشتر به نیروی کار غیربومی باشد.
دستمزد پایین، علت اصلی کمبود کارگر در روستاهاست. حداقل مزد رسمی سال ۱۴۰۴ افزایش قابل‌توجهی داشت و حداقل مزد روزانه برای کارگران مشمول قانون کار تعیین شد، اما قدرت خرید کارگران را ترمیم نکرد. ضمن اینکه ساختار کار در کشاورزی با یک شغل معمولی شهری تفاوت دارد.
بخش قابل‌توجهی از نیاز کشاورزی به نیروی کار، فصلی است. کارگر ممکن است برای برداشت محصول چند هفته یا چند ماه کار داشته باشد و پس از آن با دوره‌ای بدون درآمد مواجه شود. به همین دلیل، مقایسه صرف «دستمزد روزانه کشاورزی» با دستمزد یک شغل دیگر، تصویر کاملی از تصمیم نیروی کار ارائه نمی‌دهد. مسئله مهم‌تر، مجموع شرایط شغل است؛ دستمزد، پایداری شغل، سختی کار، بیمه، محل سکونت، هزینه رفت‌وآمد و امکان اشتغال در فصل‌های دیگر است.
اگر کشاورزی در این مجموعه نتواند با مشاغل دیگر رقابت کند؛ حتی افزایش دستمزد نیز ممکن است مشکل کمبود نیروی کار را به‌طور کامل حل نکند. به‌ویژه در مناطق روستایی که جوانان امکان رفت‌وآمد یا مهاجرت به شهرهای نزدیک را دارند؛ کشاورزی باید با مشاغل صنعتی و خدماتی برای جذب نیروی انسانی رقابت کند.
کمبود کارگر ماهر
یکی دیگر از تغییرات مهم اقتصاد روستا، تغییر نوع نیروی انسانی مورد نیاز است. کشاورزی امروز فقط به نیروی کار ساده نیاز ندارد. واحدهای مرغداری، دامداری‌های صنعتی، گلخانه‌ها و مزارع مکانیزه به کارگرانی نیاز دارند که بتوانند با تجهیزات، ماشین‌آلات و فرآیندهای جدید تولید کار کنند.
در چهارمحال و بختیاری، مسئولان بخش کشاورزی به‌صراحت از نیاز به تکنیسین و نیروی ماهر در واحدهای مرغداری، دامداری و گلخانه‌ای سخن گفته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد بخشی از بحران نیروی کار روستا، بحران مهارت نیز هست.
ممکن است در یک منطقه نیروی کار وجود داشته باشد اما تولیدکننده به نیرویی نیاز داشته باشد که مهارت کار با تجهیزات یا مدیریت یک فرآیند تخصصی را داشته باشد. این شکاف در آینده با توسعه کشاورزی هوشمند، مکانیزاسیون و فناوری‌های جدید می‌تواند حتی مهم‌تر شود.
کارگر غیربومی؛ راه‌حل موقت
در بسیاری از مناطق، پاسخ تولیدکنندگان به کمبود نیروی کار محلی، استفاده از کارگران غیربومی و فصلی بوده است. در زنجان، مسئولان استان اعلام کرده‌اند؛ بخشی از کمبود نیروی کار کشاورزی با حضور نیروی غیربومی جبران می‌شود.
در طارم نیز برداشت زیتون در دوره‌هایی به حضور کارگران فصلی از خارج از شهرستان وابسته بوده است. این شیوه می‌تواند؛ مشکل فوری برداشت محصول را حل کند اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند؛ آیا می‌توان آینده نیروی کار کشاورزی را فقط بر پایه کارگران فصلی و غیربومی بنا کرد؟
وابستگی به نیروی کار مهاجر و غیربومی می‌تواند هزینه‌های جدیدی ایجاد کند؛ از تأمین محل اقامت و حمل‌ونقل گرفته تا دشواری هماهنگی نیروی کار در فصل‌های اوج تولید. علاوه‌بر این، چنین الگویی مسئله اصلی را حل نمی‌کند.
مکانیزاسیون؛ جای کارگر
یکی از پاسخ‌های احتمالی به کمبود نیروی انسانی، افزایش مکانیزاسیون است اما مکانیزاسیون نیز همه مشکلات را حل نمی‌کند. در محصولاتی مانند غلات، امکان جایگزینی بخشی از نیروی انسانی با ماشین‌آلات بیشتر است اما در برخی فعالیت‌های باغی، برداشت محصولات حساس و برخی عملیات دامداری، همچنان نیروی انسانی نقش مهمی دارد.
ضمن اینکه جایگزینی نیروی انسانی با فناوری به سرمایه‌گذاری نیاز دارد و همه بهره‌برداران کوچک روستایی توان خرید تجهیزات جدید را ندارند. در نتیجه، راه‌حل کمبود نیروی کار احتمالاً ترکیبی از مکانیزاسیون، افزایش بهره‌وری، آموزش نیروی ماهر و بهبود شرایط اقتصادی اشتغال در روستا خواهد بود.
نکته مهم
در ظاهر، «بیکاری در روستا» و «کمبود کارگر در روستا» دو پدیده متناقض هستند اما بررسی وضعیت کشاورزی نشان می‌دهد این دو می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند. ممکن است فردی بیکار باشد اما حاضر به انجام کار فصلی، سخت و کم‌ثبات کشاورزی نباشد. ممکن است جوان روستایی وجود داشته باشد اما مهارت مورد نیاز یک واحد گلخانه‌ای یا مرغداری را نداشته باشد. ممکن است کارگر در منطقه وجود داشته باشد اما در فصل برداشت، تعداد مورد نیاز تولیدکننده بسیار بیشتر از ظرفیت نیروی محلی باشد.
بنابراین مسئله را باید این‌گونه دید؛ روستا لزوماً با کمبود جمعیت مواجه نیست؛ در برخی مناطق با کمبود «نیروی کار مناسب برای تولید کشاورزی» مواجه است. در چنین شرایطی، سیاست‌گذاری برای روستا نمی‌تواند فقط بر جلوگیری از مهاجرت متمرکز باشد.
مسئله اصلی این است که آیا می‌توان کشاورزی را به فعالیتی با درآمد قابل پیش‌بینی‌تر، فناوری بیشتر، نیاز کمتر به کار سخت سنتی و چشم‌انداز شغلی بهتر برای نسل جوان تبدیل کرد؟
خبرگزاری تسنیم

captcha