کد خبر: ۳۳۷۵۴۴
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳

اقلیت منافق زیرک و اکثریت جاهل ساده‌دل؛ دو خطر برای جامعه اسلامی

پاسخ استاد مطهری به یک پرسش مهم درباره جریان غدیر:
چرا دستور پیامبر (صلى الله علیه و آله) درباره خلافت علی (ع) اجرا نشد؟
پاسخ:
در این زمینه تحلیل‌ها و تفسیرهای متفاوتی وجود دارد:
نظریه اول:
مسلمین یک‌باره همگی نسبت به اسلام و پیغمبر متمرد و طاغی شدند، روی تعصبات قومی و عربی؛ به این مسئله که رسید، همه آنها یک‌مرتبه از اسلام رو برگرداندند.
نظریه دوم:
مسلمین نخواستند نسبت به اسلام متمرد شوند، ولی نسبت به این یک دستور پیامبر جنبه تمرد به خودشان گرفتند؛ این یک دستور به علل و جهات خاصی، مثلاً کینه‌هایی که از ناحیه پدرکشتگی‌ها با علی (ع) داشتند یا به قول بعضی از اهل تسننِ امروز، نمی‌خواستند که نبوت و خلافت در یک خاندان جمع گردد، تحملش برایشان مشکل بود.
یا آنکه آن حالت عدم تساهل و سخت‌گیری و صلابت و انعطاف‌ناپذیری علی (ع)، عامل نادیده گرفتن توصیه پیامبر نسبت به امام علی گردید.
نقد استاد به نظریه اول و دوم:
با این‌گونه تحلیل‌ها نمی‌توان حادثه به این مهمی را توجیه کرد؛ چگونه می‌توان گفت: همه مسلمین یک‌مرتبه مرتد شدند و از اسلام برگشتند؟!
اینکه بگوییم «مسلمین همه در این یک مسئله تمرد پیشه کردند» خیلی بعید نیست، ولی آیا همه مسلمان‌ها را می‌شود گفت متمرد شدند؟
نظریه صحیح: مسلمین، اغفال شدند...!
صحت این نظریه را می‌توانیم از آیه «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ» (مائده/۳) استنتاج و نتیجه‌گیری کنیم.
جمله اول آیه: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ»، یک واقعیت تاریخی را بیان می‌فرماید:
امروز (با نصب امیرالمؤمنین به خلافت در غدیر خم) کافران از دین شما مأیوس گشتند؛ یعنی از امروز دیگر کافران ناامیدند که از راه کفر، از خارج حوزه اسلام به اسلام حمله کنند، دیگر مأیوس شدند که از این راه نتیجه بگیرند، فهمیدند که دیگر اسلام را نمی‌شود از بیرون کوبید...
در جمله دوم تأمین می‌دهد که خیالتان از ناحیه آنها (کفار و دشمنان خارجی) ناراحت نباشد:
«فَلَا تَخْشَوْهُمْ»؛ مسلمان‌ها! دیگر از کافران بیم نداشته باشید و نگران نباشید.
قرآن در آیات زیاد همیشه مسلمین را از خطر کفار بیم می‌داد، اما در اینجا بعد از حادثه نصب علی (ع) به خلافت، می‌گوید دیگر بعد از این بیمی نیست، از ناحیه آنها نگرانی نیست.
جمله سوم خیلی عجیب است: «وَاخْشَوْنِ»؛ از ناحیه کفار بر دین خودتان نگران نباشید، اما از من بترسید.
معنایش این می‌شود که از ناحیه من نگران باشید. یعنی چه از ناحیه خدا نگران باشیم؟ از ناحیه دشمن نگران نباشیم، اما از ناحیه دوست و صاحب دین، از ناحیه خدا نگران باشیم!
برعکس، از ناحیه خدا باید امیدوار باشیم، پس چرا قرآن می‌گوید از ناحیه خدا نگران باشید؟
نکته و جان کلام همین‌جاست.
... معنی «وَاخْشَوْنِ» (از من بترسید) این است که:
از سنت و قانون من بترسید؛ سنت من این است که: هرگز نعمتی را از مردمی سلب نمی‌کنم، مگر اینکه آن مردم خودشان عوض شده و تغییر کرده باشند: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱)
پس ای مسلمین! بعد از این هر چشم‌زخمی که به شما بخورد، از داخل خود شما خورده است و هر آسیبی که به جامعه اسلامی برسد، از داخل جامعه اسلامی می‌رسد، نه از بیرون. بیرون به کمک داخل - در ضربه زدن به جامعه اسلامی - استفاده می‌کند.
... چرا قرآن در آیه سوم سوره مائده می‌فرماید از ناحیه خدا نگران باشید «وَاخْشَوْنِ»؟
پیامبر اکرم فرمود: من بر امت خودم از ناحیه فقر اقتصادی بیم ندارم؛ فقر، امت من را از پا درنمی‌آورد، ولی از یک چیز دیگر بر امت خودم بیمناکم و آن کج‌فکری، بدفکری، کج‌اندیشی، جهل و نادانی است.
اگر مردم مسلمان، روشن‌بینی و دوربینی و آینده‌بینی و عمق‌بینی و ژرف‌بینی را از دست بدهند و ظاهربین بشوند، آن وقت است که برای اسلام خطر پیدا می‌شود.
 بنابراین قرآن در درجه اول و بعد کلمات پیغمبر اکرم همواره به ما این‌گونه توصیه می‌کند که: جامعه اسلامی را خطر از داخل خود تهدید می‌کند، از ناحیه یک اقلیت منافق زیرک و یک اکثریت جاهل ساده‌دل ولی متعبد.
آن زیرک‌ها اگر این جاهل‌ها نباشند، کاری نمی‌توانند بکنند؛ آن جاهل‌ها هم اگر این زیرک‌ها نباشند، کسی آنها را به راه کج نمی‌برد. از اینجا می‌توان فهمید که چرا و چگونه جامعه اسلامی (بعد از واقعه غدیر) 
از ناحیه یک اقلیت منافق متمرد و یک اکثریت ساده‌دل ولی مؤمن و باایمان به این روز افتاد؛ یعنی آن عده منافق مردم را از راه منحرف کردند، بدون آنکه خود مردم بفهمند که از راه منحرف شده‌اند، اغفال کردند.
* مجموعه آثار استاد شهید مطهری (پانزده گفتار) 
ج ۲۵، صص. ۱۸۵-۱۹۷ - با تلخیص و ویرایش

captcha