هویت مشترک انسانی (1)
پرسش:
انسانها با قطع نظر از اختلافات دینی، عقیدتی و اندیشهای که با یکدیگر دارند، در بعد انسانی چه مشترکاتی با هم دارند که در پرتو آنها میتوانند یک زندگی اجتماعی انسانی سالم و به دور از تنش داشته باشند؟
پاسخ:
اساس تعامل با همنوعان
امام علی(ع) در نامه به «مالک اشتر نخعی» دو مبنای رفتاری در جوامع انسانی را به او تصریح و میفرماید: «فانهم صنفان: اما اخ لک فیالدین، و اما نظیر لک فیالخلق» مردم (در هر جامعهای) دو گروهند: یا همکیشان تو هستند، یا همانندان تو در آفرینش میباشند. (نهجالبلاغه- نامه 53) حضرت در مبنای دوم این فراز گهربار به جنبه تشابه خلقی و فیزیکی انسانها استناد فرموده و جوامع انسانی را دعوت به همکاری، همیاری و وحدت و انسجام میکند ولذا انسانها با این مبنای مشترک ثابت و لایتغیر هیچگاه نباید دچار تنشهای بیحاصل و آشفتگیهای اجتماعی شوند. حال سؤال کلیدی آن است که شاخصهای هویت مشترک انسانی کدام است، که انسانها با فهم درست آنها بهتر بتوانند زندگی اجتماعی سالم خود را سامان دهند؟
شاخصهای هویت مشترک انسانی
1) انسان موجودی عقلانی است
بدون تردید انسانها در برخورداری از منبع عقل، همگی یکسان هستند و اولین مرز مشترک آنها با یکدیگر در تعاملات اجتماعی نیروی عقل و عقلانیت است که در پرتو آن به شناخت خود و محیط پیرامونی جهان، توفیق یافته و رشتههای علوم در ابعاد مختلف را پایهریزی کردهاند.
عقل در آیات و روایات
1- «..... ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون» همانا در این (حقیقتها و تدبیرها) نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند.(نحل-12)
2- قال النبی(ص): «ما قسم الله للعباد شیئا افضل من العقل» خداوند چیزی برتر از عقل به بندگان نداده است. (مستدرکالوسائل، ج 11، ص 173)
2) انسان موجودی عاطفی است
چنان که کیان و هستی انسان به عقل بستگی دارد، انسانیت انسان نیز به عواطف و احساسها پیوسته است. انسانیت آنگاه رخ مینماید که عاطفه و احساسهای انسانی در درون دلها بشکفد، و مهر و محبت و دیگردوستی و دیگرخواهی معیار رابطه انسانها قرار گیرد، و مددکاری و یاریگری در زندگی مردم آشکار شود و گرمیبخش زندگیها گردد. عقل و عاطفه در وجود آدمی، اگر چه هیچگاه از یکدیگر جدا نیستند، لکن کار محاسبه و سنجش با عقل است و عشقورزی و فداکاری و دیگردوستی، کار عاطفه انسانی است. عقل روابط را دارای معیار و ضابطه و قانونمندی میسازد، و عواطف در زلال ساختن رابطهها، و خوشتر نمودن برخوردها و انسانی کردن رفتارها نقش محوری دارد.
عاطفه در آیات و روایات
1- والذین تبوؤا الدار و الایمان من قبلهم، یحبون من هاجر الیهم» کسانی که پیش از مهاجران در مدینه جای گرفتند و ایمان آوردند، هر کس را که به سوی آنان کوچ کرد، دوست میدارند.(حشر-9)
2- قالالامام علی(ع): «اشعر قلبک الرحمه لجمیع الناس و الاحسان الیهم» مهربانی نسبت به همه مردم و نیکی به آنان را در خود نهادینه ساز. (غررالحکم، ج 1، ص 125)
3- انسان موجودی دارای اراده و اختیار است
قدرت و توان انسان به اراده و انتخاب او بستگی دارد، و به اندازهای که در تصمیم و اراده و انتخابهای صحیح جدیتر و نیرومندتر باشد، توانش بر انجام کارها بیشتر است. روشنگریها و راهنماییهای عقل و گرایشهای درونی و عاطفی، آنگاه به عینیت و عمل میرسد و پویایی و جهشی را موجب میگردد، که اراده گام به میدان نهاد، و رهنمودهای خرد، و دلدادگیهای عاطفه را به ثمر رساند، و چون کار به عملی شدن ارزش بستگی دارد، و انسان با عمل و در ظرف عمل صیرورت مییابد، و عمل از اراده برمیخیزد، از این رو برخی در تعریف انسان گفتهاند: انسان موجودی مرید (صاحب اراده) است. به هر حال انسان با اراده و آموختن راه صعود به مقامات انسانی صعود کرده و مسیر دشوار تکامل و صیرورت و شدن انسانی را میپیماید و همواره به تلاش برای خودسازی و جامعهسازی دست مییازد.
اراده در آیات و روایات
1- «من اراد الاخره و سعی لها سعیها و هو مؤمن فاولئک کان سعیهم مشکورا» هر کس ارادهاش به آخرت تعلق گیرد و برای رسیدن به آن همه کوشش خود را به کار گیرد و مؤمن هم باشد، کوشش این گروه از انسانها، مشکور و مقبول درگاه خداوند است. (اسراء- 19)
2- قال الامام علی(ع): «من بذل جهد طاقته، بلغ کنه ارادته» هر کس نهایت توانش را به کار برد، به اصل مقصود و اراده خود خواهد رسید. (غررالحکم، ج 2، ص 378)
(ادامه دارد)