افـزایش خـانوادههای بدون فـرزند چه معنایی برای آینده جامعه دارد؟
کارشناس حوزه جمعیت با تأکید بر پیامدهای کاهش فرزندآوری گفت: ادامه روند فعلی میتواند ساختار سنی جمعیت ایران را به سمت سالمندی و هرم جمعیتی وارونه سوق دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر، موضوع فرزندآوری در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مسائل جمعیتی کشور تبدیل شده است؛ در حالی که برخی خانوادهها به دلایل مختلف تصمیم به نداشتن فرزند یا تکفرزندی میگیرند،
کارشناسان نسبت به پیامدهای تداوم این روند بر ساختار جمعیتی و آینده اجتماعی کشور هشدار میدهند. «صالح قاسمی»، کارشناس حوزه جمعیت در گفتوگو با خبرنگار مهر، ضمن بررسی وضعیت خانوادههای بدون فرزند،
درباره روند تغییر هرم سنی جمعیت، میزان اثرگذاری مشوقهای مالی و دلایل گرایش برخی خانوادهها به تکفرزندی توضیح داد.
***
افزایش خانوادههای بدون فرزند
چه معنایی برای آینده جامعه دارد؟
این افزایش از نظر آماری مورد تأیید نیست و آمارهای موجود نشان نمیدهد که خانوادههای بدون فرزند در سالهای اخیر به شکل معنادار و محسوسی افزایش پیدا کرده باشند.
در نگرشسنجیها و آماری که داریم، حدود ۳ درصد از زوجهایی که بهتازگی ازدواج میکنند، با تصمیمی از پیش تعیینشده اعلام میکنند که فرزند نمیخواهند.
البته تعدادی از آنها پس از ورود به زندگی مشترک و گذشت چند سال از این تصمیم خود پشیمان میشوند و فرزنددار میشوند، اما عدهای نیز بدون فرزند باقی میمانند. به هر حال، خانوادههای زوجی و خانوارهای دو نفرهای داریم که فرزند ندارند، اما این موضوع در سالهای اخیر افزایش معنادار و محسوسی نداشته است.
فرزند بودن به این معناست که تعداد تولدها کاهش پیدا میکند، نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری کاهش مییابد و همه اینها شاخصهای جمعیتی را کاهش میدهد که به هیچ عنوان به نفع کشور نیست.
امروز بسیاری از خانوادههای بدون فرزند بالای ۴۵ سال اعلام میکنند که خودشان تصمیم گرفتهاند فرزند نداشته باشند، اما اکنون که از سنین باروری عبور کردهاند، بهشدت از این تصمیم پشیمان هستند؛ چراکه زندگی آنها از یکنواختی رنج میبرد، نیازهایشان تأمین نمیشود و روابط عاطفی میان زوجین نیز دچار تحلیل میشود.
ادامه روند فعلی فرزندآوری، چه تغییری در ساختار جمعیت ایران ایجاد میکند؟
همه این موارد نشان میدهد فرزنددار شدن به نفع خود والدین، خانواده، فرزندان و در نهایت به نفع جامعه است. روند فعلی باعث میشود هرم سنی جمعیت ایران که امروز به شکل یک استوانه درآمده و دیگر هرم نیست، به سمت هرم وارونه حرکت کند.
ساختمان جمعیت در حالت طبیعی مانند یک مثلث است که قاعده پهن آن را کودکان و تعداد تولدها تشکیل میدهند و در بالای هرم نیز جمعیت سالمند قرار دارد.
در حال حاضر، هرم سنی جمعیت ما به شکل استوانه درآمده و جمعیت در پایین، میانه و بخشهای بالاتر سنی تقریباً به یکدیگر نزدیک شدهاند.
در صورت ادامه این روند، هرم سنی به سمت مثلث وارونه حرکت میکند؛ یعنی پایین هرم بسیار لاغر و بالای آن بسیار پهن میشود که نشاندهنده درگیر شدن کشور با پدیده سالخوردگی جمعیت و افزایش بسیار زیاد جمعیت سالمندان است؛ موضوعی که چالشهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی زیادی ایجاد خواهد کرد.
مشوقهای مالی بهتنهائی میتوانند
نرخ فرزندآوری را افزایش دهند؟
آنچه امروز در قانون جوانی جمعیت وجود دارد و کمتر از ۲۵ درصد آن اجرا میشود را مشوق نمیدانم.مشوق یعنی فردی که تصمیم به فرزنددار شدن ندارد، با دریافت امتیاز و حمایت به فرزندآوری ترغیب شود؛ در حالی که این موارد بیشتر امتیازاتی برای ازدواجهایی است که خودشان علاقهمند به داشتن فرزند هستند و حداقل امتیازاتی برای آنها در نظر
گرفته میشود.
متأسفانه در دولت فعلی میزان اجرای این قانون به کمتر از ۲۵ درصد و در برخی موارد حتی به کمتر از ۲۰ درصد رسیده است و این موضوع، به نظر من، هیچ توجیهی ندارد.
در کنار این امتیازات، حتماً باید به تغییر نگرش و تغییر ارزشهای اجتماعی در کشور توجه کنیم؛ موضوعی که از طریق فرهنگسازی و رسانهها اتفاق میافتد. باید نگاه به فرزند از «سربار بودن» به «سرمایه بودن» تغییر کند و فرزند بهعنوان ارزش و عامل موفقیت دیده شود، نه مانع موفقیت.
چرا برخی زوجها با وجود تمایل به فرزند در نهایت تکفرزند میمانند؟
متأسفانه الگوی تکفرزندی با توهم و سودای رسیدن به «فرزند باکیفیت» اتفاق میافتد، در حالی که دانش تربیت و تجربه خانواده نشان میدهد کیفیت فرزند، به مجموعه مهارتهای فردی، خانوادگی و اجتماعی او مربوط است.
بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد این مهارتها نه در ارتباط با والدین، بلکه در ارتباط با همسالان شکل میگیرد و تکفرزندها از بخشی از این مشارکتها، حل مسئلهها، تعاملات و چالشها کمتر بهرهمند هستند.
بنابراین، تکفرزندی با هدف داشتن فرزند باکیفیت آغاز میشود، اما خودش میتواند کیفیت فرزند را بهشدت کاهش دهد. تکفرزندی بزرگترین ظلمی است که پدر و مادر میتوانند به خود و فرزندشان
روا دارند.
کمالگرایی در زندگی فرزند، تأمین رفاهیات، تربیت و آموزشهایی که برای او در نظر گرفته میشود، باعث میشود فرزند آنقدر گران، سخت و پرهزینه شود که خانواده از نظر مالی و روحی و روانی امکان داشتن فرزند دوم را نداشته باشد.