کد خبر: ۳۳۷۲۹۵
تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۲

عاشقان و کاسبان ورزش!(نکته ورزشی)

سید سعید مدنی

وقتی سخن از «ایرانِ هر چه قوی‌تر» به میان می‌آید، یعنی ایران باید در همه حوزه‌ها و عرصه‌های فرهنگی، علمی، هنری، سیاسی‌، اقتصادی و... قوی و قوی‌تر و پیشرفته‌تر وآبادتر شود و خار چشم دشمنان کینه‌توز و قدرت‌های جنایتکار استعماری شود و این «باید» وقتی صورت عمل به خود خواهد گرفت و این آرمان زمانی متحقق می‌شود که به اصول و لوازم آن و بیش از هر چیز وحدت و برادری و آب به آسیاب دشمن نریختن است، عمل شود. هیچ چیز و هیچ کجا و هیچ کاری با هرهری‌مسلکی و شلختگی و حرف بی‌عمل و بدتر از همه عمل برخلاف حرف و ضد شعار به سامان نمی‌رسد. هرگز روانیست مردم را به مقاومت تا پای جان دعوت و ترغیب کرد، نمی‌شود هر روز خبر شهادت عزیز و عزیزانی قلب آدمی را بسوزاند و کودک چهار ساله در آغوش مادر به شهادت برسد، دختربچه‌های معصوم مینابی را به خاک و خون بکشند، جوانان دلاور و لانچرنشین جان خود را برای دفاع از شرف و غیرت این مملکت و ملت به کف بگیرند، و درست همزمان عده‌ای انگل و مفت‌خور و دروغگو دنبال لفت و لیس و خوشگذرانی و... از کیسه بیت‌المال و جیب مردم باشند و وقیحانه به ریش مردم مقاوم و شهید‌پرور بخندند...!
ورزش از این قاعده مستنثی نیست و ایران قوی حتما از ورزشی قوی هم برخوردار است. مدیران و سکانداران ورزش باید با درک وضعیت و شرایطی که دشمنان برای این مملکت در سردارند و آرمان‌هایی که این ملک و ملت در سر دارد، فراتر از امور روزمره و «روتین»‌، برای ورزش هرچه قوی‌تر با تمام توان در وسط گود باشند و نظارت و ابتکار و عمل مضاعف انجام دهند. اجازه نفس کشیدن و خود‌نمایی به انگل‌ها و حرام‌خوارها ندهند و ورزش را به تمامی در خدمت مردم و آرمان‌های بلند و متعالی آنها قرار دهند. راست است و اصلا غیر قابل انکار نیست که حداکثر تلاش مسئولین ورزش، چه در زمان حال و چه در گذشته‌، حفظ وضع موجود یا اتخاذ سیاست «آهسته برو، آهسته بیا» و یا «کجدار و مریز» است، چیزی که اصلا با توصیه رهبر شهید و تاکیدات رهبر عزیز‌، همخوانی ندارد و همچنین هرگز متناسب با توانایی‌های پنهان و ظرفیت‌های سرشار ورزش و بالاخره مطالبات بحق جامعه ورزش نیست. تاکنون مسئولان ورزش در اکثر دوره‌ها و مقاطع علی‌رغم تذکرات کارشناسانه و توصیه‌های دلسوزانه‌، کار بایسته‌ای در این باره انجام نداده‌اند، مسئولان فعلی نیز که حالا دوسال است که از مدیریت آنها می‌گذرد، کاری اضافه بر آنچه اسلاف خود انجام داده‌اند، از خود نشان نداده و زمان هم به سرعت در حال گذر است و فرصت خدمت هر لحظه بیشتر هدر می‌رود. این حرف تازه‌ای نیست که بگوییم ورزش مستعد ما با همه نقاط قوتی که دارد و با همه افتخاراتی که تاکنون خلق کرده، هم از حیث فنی و هم از نظر اخلاقی و فرهنگی با مشکلات جدی دست به‌گریبان است، مشکلاتی که اگر حل نشود و با آن به شیوه «زیر سبیلی» برخورد شود، سطح فنی و فرهنگی ورزش هرگز ارتقا نخواهد یافت‌، سهل است که عقب‌تر هم برود. این مشکلات صد البته قابل حل است اما انجام آن به همت‌های بلند و انگیزه‌های راسخ و مردان مرد نیازمند است. اگر این عوامل و عناصر در اداره کاروبار ورزش میدانداری کنند، صد البته بسیاری از مشکلات ورزش حل می‌شود و موانع فراوانی از پیش پای آن برداشته می‌شود و نقصان بزرگ مدیریت ورزش ما نبود یا کمبود این عوامل و عناصر است. در سیما و رویکردها و رفتار اغلب مدیران ورزش آن انگیزه لازم و همت بایسته دیده نمی‌شود و همان‌طور که بالاتر اشاره شد نحوه رفتار و عملکرد بسیاری از کسانی که در ورزش ردای مدیریت بر تن کرده، محافظه‌کاری است چنان که نه سیخ بسوزد نه کباب! غافل از آنکه از رهگذر چنین رفتار و سیاستی این ورزش است که خواهد سوخت! ورزش به مدیران محافظه‌کار، بزدل‌، آنهائی که بدون هیچ شناخت و انگیزه‌ای آمده‌اند تا کاسبکارانه از مدیریت در ورزش سکویی بسازند برای پست‌های بالاتر و چرب‌تر، نه تنها نیازی ندارد که از آنها به ویژه از حیث اخلاقی آسیب‌های فراوان دیده است. ورزش به مدیران عاشق و با انگیزه احتیاج دارد تا چنته خود را «رو» کند و ظرفیت‌های پنهان آن در پیش آشنا و بیگانه به نمایش در آید. این حرفی است که برایش سند و مثال تا دلتان بخواهد موجود است.‌کشتی چه امروز و چه در اکثر قریب به اتفاق موارد در دست «عاشقان کشتی» بوده است و در اکثر موارد و بیشتر مقاطع هم ‌پیروز و افتخارآفرین بوده است. با کشتی کمتر «بازی» شده است این ورزش اصیل است که ریشه در تاریخ ملی و فرهنگ باستانی ما دارد. کشتی همواره با «مردم» بوده است و همه می‌دانیم، زورخانه‌ها نقش مهمی در تاریخ ایران پس از اسلام و گسترش فرهنگ تشیع داشته که داستان مفصل و خواندنی دارد.مردم ایران غالبا «کشتی بلد» هستند و لذا هر گاه کسی، باندی، خواسته کشتی را در خدمت اهداف شخصی و سیاسی و اقتصادی و... خود در آورد به سرعت با واکنش شدید اهالی اصیل کشتی، پاپس کشیده و کشتی را رها کرده و جای دیگر ورزش دکان باز کرده است... والیبال را نگاه کنید. رشته‌ای که در آسیا محلی از اعراب نداشت ولی الان مدعی اصلی کسب مدال طلایی بازی‌های آسیایی (ناگویا ژاپن) است. سی‌ودو سال پیش به‌هنگام برگزاری بازی‌های آسیایی که به میزبانی همین ژاپن در شهر هیروشیما برگزار می‌شد تیم ملی والیبال ایران با تیم‌های چون مغولستان، قزاقستان و افغانستان و... در جدول تیم‌های درجه دوم آسیا قرار داشت و همه آرزوی دوستداران ورزش از جمله ما که در کنار مسئولان وقت فدراسیون والیبال و رئیس آن مرحوم یزدانی‌خرم بازی‌ها را از نزدیک تماشا می‌کردیم، این بود که تیم ایران از گروه تیم‌های درجه دو صعود و در مرحله بعدی افتخار! بازی با تیم‌های درجه اول آسیا یعنی ژاپن و چین و کره را پیدا کند... از همان سال‌ها وقتی یک مدیریت با انگیزه متعهد، که تازه والیبال را تحویل گرفته بود عاشقانه و مدبرانه کاروبار والیبال را پیش برد و شجاعانه با موانع و مسخره چی‌ها و باج‌خواهان و 
نان به نرخ روز خورها ‌جنگید، والیبال مسیری را طی کرد که بر قله والیبال آسیا ایستاد و جزو برترین‌های والیبال دنیا قرار گرفت و همین چند روز پیش جوانان آن بر سکوی اول جهان قرار گرفتند... ورزش برای قوی شدن و در شأن این کشور و مردم در آمدن به چنین مدیران با انگیزه و با همتی احتیاج دارد نه کسانی که کاسبکارانه ردای مدیریت بر تن کرده و دنبال نام و نان شخصی هستند..

captcha