کفران نعمت و آثار ویرانگرآن
حسن بشارتیراد
قوم «سبأ» در یمن باستان با استفاده از موقعیت خاص جغرافیایی که مشتمل بر کوههای بلند و درههای طولانی بود، توانسته بودند سیلابها را در پشت سدی بزرگ و محکم کنترل کنند و به پشتوانه آن، زمینهای وسیع و گستردهای را زیر کشت درآورند و باغات بسیاری به وجود آوردند؛ ولی بر اثر کفران و ستم آنها، سیلی ویرانگر آمد و سد و باغات را نابود کرد. در این نوشتار به این مسئله میپردازیم که آیا از نگاه قرآن کریم، ناهنجاریهای اجتماعی، معصیت و کفران نعمت، عامل ویرانی نعمتهای دنیوی میشود؟
سد مأرب در یمن
در میان کوههای سر به فلک کشیده غرب یمن، دهها سد باستانی شناسایی شده که نمایانگر دانش و مهندسی دوره باستان است. چندین سد از این مجموعه، مربوط به سلسله حِمْیریان (1) است. (2) قدمت برخی از آنها به بیش از 1500 سال قبل از میلاد مسیح میرسد. شهر مأرب در فاصله حدود یکصد کیلومتری شهر «صنعا» در نزدیکی «حضرموت» قرار دارد و پیش از میلاد مسیح پایتخت کشور سبأ بوده است. (3) سد مأرب، مشهورترین سد باستانی این منطقه است. (4) این سد حدود 750 قبل از میلاد برای کنترل سیلابهای فصلی و ذخیره آب برای کشاورزی و آبیاری ساخته شده بود. سد مأرب با اینکه در حدود قرن ششم پس از میلاد تخریب شد، اما هنوز بخشهایی از دیوار آن باقی مانده است. (5)
سد مأرب در قرآن کریم
قرآن کریم بهصراحت از «سد مأرب» سخن نگفته است؛ ولی سیلاب عظیمی با نام «سَیلُ الْعَرِمِ» (سیل ویرانگر) را بازگو کرده که در اثر شکستن آن سد به وجود آمده است؛ (6) بر اساس بیان قرآن کریم، سد مأرب تا پیش از وقوع سیل، عامل اصلی عمران و آبادانی آن سرزمین بوده است، ولی با شکستن سد، کل آب ذخیرهشده در پشت سد یکباره سرازیر شده و منجر به سیل عظیم و ویرانگر شده و همه آن آبادانی را به نابودی کشانده است: «لَقَدْ کَانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ یَمِینٍ وَشِمَالٍ کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَاشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَیْهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَوَاتَیْ أُکُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَیْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ * ذَلِکَ جَزَیْنَاهُمْ بِمَا کَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِی إِلَّا الْکَفُورَ؛ (7) برای قوم «سبا» در محل سکونتشان نشانهای (از قدرت الهی) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظیم با میوههای فراوان و به آنها گفتیم:) از روزی پروردگارتان بخورید و شکر او را بهجا آورید. شهری است پاک و پاکیزه و پروردگاری آمرزنده (و مهربان)! * اما آنها (از خدا) رویگردان شدند و ما سیل ویرانگر را بر آنان فرستادیم و دو باغ (پربرکت)شان را به دو باغ (بیارزش) با میوههای تلخ و درختان شورهگز و اندکی درخت سدر مبدل ساختیم! * این کیفر را به سبب کفرانشان به آنها دادیم و آیا جز کفرانکننده را کیفر میدهیم؟!» (8)
این آیات، از زیبایی باغها و وفور نعمتهایی که خداوند بر قوم سبأ ارزانی داشته، سخن گفته و خاطرنشان میکند که آنان با کفران نعمت و نافرمانی، موجب زوال این نعمتها شدند و سیل ویرانگر به امر خداوند باغهای باارزش آنان را نابود کرد و در اثر این سیل نعمتهای الهی از آنها رو برتافت. سرزمین سبأ از ویژگیهای برجسته برخوردار بود؛ بسیار آباد و حاصلخیز، پرآب و دارای هوایی لطیف، پیراسته از بیماری و حشرات گزنده، دارای تابستان و زمستان ملایم و ... بود(9) و از همین روست که قرآن از آن به «بلده طیبه» یاد کرده است. مردم سبأ بر اثر نعمت فراوان، امنیت و آسایش به زندگانی تجملی و عیاشی پرداخته و دچار کبر، کفر، ناسپاسی و طغیان شدند. (10)
ویرانی سد مأرب
قرآن کریم، ویرانی سد مأرب را بهعنوان بخشی از عذاب الهی بر قوم ناسپاس سبأ معرفی کرده است: «فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ ... ذَلِکَ جَزَیْنَاهُمْ بِمَا کَفَرُوا ...؛ (11) قوم سبأ از خدا رویگردان شدند و ما سیل ویرانگر را بر آنان فرستادیم ... این کیفر را به سبب کفرانشان به آنها دادیم ...؛» چنانکه در آیات دیگری نیز بر سلب نعمت و نابودی شرایط خوب مادی در اثر کفران نعمت تصریح شده است: «وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ؛ (12)
خداوند برای آنان که کفران نعمت میکنند مَثَلی زده است، منطقه آبادی که امن، آرام و مطمئن بود و همواره روزیاش از هر جهت میرسید، پس به نعمتهای خدا ناسپاس شدند و خداوند نیز به سبب اعمالی که انجام میدادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشاند.» در سوره کهف نیز بر این حقیقت تأکید دارد که برخورداری از باغهای زیبا و نعمتهای فراوان از جانب خداست و ممکن است خداوند بهسزای کفر، آب جاری در آن باغها را در زمین فروبرد و کسی توان دستیابی به آن را نداشته باشد. (13)
در ارتباط با چگونگی ویران شدن سد مأرب گفتهاند که نوعی موش با ایجاد سوراخ در دیوار سد، بهتدریج باعث درهمشکسته شدن آن سد بزرگ شد. (14) برخی مورخان مسلمان، تاریخ ویرانی آن را 400 سال پیش از اسلام و برخی اندکی پیش از ظهور اسلام، یعنی حدود قرن پنجم یا قرن ششم میلادی، دانستهاند. (15) در پی ویرانی سد و پیدایش خشکسالی، ساکنان سبأ به مناطق دیگری مانند شام، یثرب، تهامه و عمان مهاجرت کردند و پراکنده شدن قوم سبأ در میان عرب، به مَثَل تبدیل شد. (16) قرآن کریم نیز به این پراکندگی و مثل شدن و حکایت داستان قوم سبأ در تاریخ اشاره میکند: «… وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ؛ (17) آنها به خویشتن ستم کردند! و ما آنان را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم و جمعیّتشان را متلاشی کردیم؛ در این ماجرا، نشانههای عبرتی برای هر صابر شکرگزار است.
نتیجه
1. بر اساس آموزههای قرآنی، علاوه بر عوامل مادی، عوامل معنوی نیز در تحول پدیدههای طبیعی نقش دارد؛ چنانکه در برخی آیات قرآن بر سلب نعمت بر اثر ظلم و کفران تصریح شده است؛ 2. ویرانی سد مأرب و به دنبال آن، نابودی صنعت کشاورزی گسترده و تمدن شکوفا در یمن باستان، یک نمونه عینی و تاریخی است که در اثر ستم و کفران مردم به وقوع پیوست؛ 3. همانطور که کفران نعمت و تکذیب رسولان نیز موجب خشکسالی و نابودی نعمت میشود، عوامل معنوی از قبیل ایمان، استغفار و تقوا، زمینهساز وفور نعمت و باعث فراوانی آب و نزول برکات است.
پینوشتها:
1. از قبایل بسیار معروف یمن. 2. Julien Charbonnier, «Dams in the western mountains of Yemen: a Himyarite model of water management», in Proceedings of the Seminar for Arabian Studies, vol. 39, Oxford: Archaeopress Publishing. 2009; p81 3. ر.ک: یاقوت حموی (1995 م.)، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، ج 5، صص 34-35؛ ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، (1419 ق.)، تفسیر القرآن العظیم، به کوشش اسعد محمد، بیروت، المکتبه العصریه، ج 9، ص 2864؛ آلوسی، محمود بن عبدالله، بلوغ الارب، به کوشش بهجه الاثری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج 1، ص 207. 4. تأسیس سد مأرب به سبأ بن یشْجُب بن یعْرُب بن قَحْطان، بلقیس پادشاه قوم سبأ در زمان حضرت سلیمان، لقمان بن عاد و ... نسبت داده است. ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 5، ص 34؛ مسعودی، مروج الذهب، علی بن حسین، به کوشش مفید محمد، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج 2، ص 193؛ بکری، عبدالله، (1403 ق.)، معجم ما استعجم، به کوشش السقا، بیروت، عالم الکتب، ج 4، صص 1170-1171؛ ؛ گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ترجمه: محمدتقی فخر داعی گیلانی، تهران، افراسیاب، ص 98؛ ثعلبی، احمد بن محمد، (1422 ق.)، تفسیر الکشف و البیان، به کوشش ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 8، ص 83؛ 5. The Encyclopedia Americana (International edition), Grolier Incorporated, USA, 2000. Vol 8, p453 6. سبأ، آیه 16. واژه «عَرِم» در زبان حِمْیریان به معنای سد دانسته شده و بر همین اساس، شماری از مفسران مراد از «الْعَرِمِ» را همان سد مأرب دانستهاند. ر.ک: طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، بیروت، دار المعرفه، ج 22، صص 54-55؛ ابن ابی زمنین، تفسیر القرآن العزیز، به کوشش ابن عکاشه و محمد، قاهره، الفاروق الحدیثه، ج 4، ص 12؛ ثعلبی، تفسیر الکشف و البیان، ج 8، ص 83؛ و ... 7. سبأ، آیات 15 -17. 8. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن کریم، قم، دارالقرآن الکریم (دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی)، چاپ دوم. 9. ر.ک: گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 97؛ مسعودی، مروج الذهب، ج 2، صص 193-194؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، ج 7، صص 604-605؛ ج 8، ص 605؛ آلوسی، روح المعانی، ج 22، ص 126؛ تفسیر ثعلبی، ج 8، ص 83. 10. ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج 2، ص 274؛ مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ج 3، ص 529؛ طوسی، محمد بن حسن، (بیتا)، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ج 8، ص 387؛ و ... 11. سبأ، آیات 16 -17. 12. نحل، آیه 112. 13. «أَوْ یُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَبًا»؛ کهف، آیات 32 - 42. 14. ر.ک: تفسیر مقاتل، ج 3، ص 529؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ج 2، صص 200-201؛ طبری، جامع البیان، ج 22، ص 55. 15. بیآزار شیرازی، عبدالکریم، باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، تهران، فرهنگ اسلامی، صص 332-333. 16. ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 3، ص 181؛ طبرسی، مجمع البیان، ج 8، ص 606؛ بیضاوی، عبد الله بن عمر، (1418 ق.)، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ج 4، ص 245. 17. سبأ، آیه 19.