بحران اوراق قرضه تهدیدی فراتر از بازار نفت برای آمریکا
در پی تشدید تنشهای منطقهای و افزایش نگرانیها درباره اختلال در تنگه هرمز، بازارهای جهانی با موج فروش سهام و جهش قیمت نفت مواجه شدند. بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا نیز به چهار و هشت دهم درصد، بالاترین سطح نزدیک به سه سال اخیر، صعود کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ بازارهای مالی جهان در پی افزایش نگرانیها درباره تشدید تنشهای منطقهای و احتمال اختلال در تنگه هرمز، با موجی از ریسکگریزی مواجه شدند. بهطوری که شاخصهای اصلی سهام در آسیا و والاستریت کاهش یافتند و همزمان قیمت نفت و بازده اوراق قرضه صعود کرد.
شاخص گسترده MSCI آسیا-اقیانوسیه بهاستثنای ژاپن دو درصد افت کرد. در بازارهای آسیایی، شاخص KOSPI کره جنوبی نزدیک به چهار درصد و شاخص Nikkei 225 ژاپن حدود سه درصد کاهش یافتند.
در والاستریت نیز فشار فروش ادامه داشت. بهطوری که S&P 500 حدود هفت دهم درصد و Nasdaq Composite حدود یک درصد افت کردند. معاملات آتی S&P 500 نیز یک دهم درصد کاهش یافت که نشاندهنده تداوم احتیاط سرمایهگذاران در بازار آمریکا است.
همزمان، بازار اوراق قرضه نیز تحت فشار قرار گرفت. بازده اوراق خزانهداری ۱۰ ساله آمریکا به چهار و هشت دهم درصد رسید که بالاترین سطح آن در نزدیک به سه سال گذشته محسوب میشود.
در ژاپن نیز بازده اوراق ۱۰ ساله با دو واحد پایه افزایش به بیش از سه درصد رسید. این نرخ پس از رسیدن به بالاترین سطح سه دهه گذشته در ابتدای هفته، همچنان در مسیر صعودی قرار دارد. افزایش بازده اوراق در کنار نگرانی از اختلال در تنگه هرمز، چشمانداز تورمی و احتمال اتخاذ سیاست پولی انقباضیتر از سوی فدرال رزرو، فشار مضاعفی بر بازارهای سهام وارد کرده است.
در همین حال، معاملهگران در آستانه نشست بعدی فدرال رزرو که حدود دو هفته دیگر برگزار میشود، انتظار افزایش نرخ بهره را دارند؛ هرچند این افزایش هنوز قطعی نیست.
انتقال شوک نفتی به بازارهای مالی
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال طولانیمدت در عبور نفتکشها از این مسیر میتواند پیامدهایی فراتر از بازار نفت داشته باشد.
افزایش قیمت انرژی در مرحله نخست هزینه واردات کشورهای مصرفکننده را بالا میبرد. این کشورها برای تأمین همان میزان نفت و گاز به منابع ارزی بیشتری نیاز خواهند داشت.
دولتها در چنین شرایطی ممکن است برای حمایت از خانوارها و صنایع، منابع بیشتری اختصاص دهند یا از ذخایر ارزی خود استفاده کنند.
یکی از سناریوهای احتمالی نیز تغییر ترکیب داراییهای خارجی و تبدیل بخشی از داراییهای مالی به منابع نقد است.
در این میان، اوراق خزانهداری آمریکا اهمیت ویژهای پیدا میکند. این اوراق یکی از مهمترین داراییهای بازار مالی جهان است و دولتها و مؤسسات مالی در کشورهای مختلف بخش قابلتوجهی از ذخایر خارجی خود را در قالب آن نگهداری میکنند.
احتمال فشار بر بازده اوراق خزانه
در صورت تشدید و طولانی شدن بحران انرژی، اگر کشورهای بزرگ برای تأمین منابع ارزی مورد نیاز خود بخشی از داراییهای خارجیشان را به فروش برسانند، افزایش عرضه اوراق خزانه آمریکا میتواند قیمت این اوراق را تحت فشار قرار دهد.
رابطه قیمت اوراق و بازدهی آنها معکوس است. بنابراین کاهش قیمت اوراق میتواند به افزایش بازدهی منجر شود. افزایش بازده اوراق خزانه نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا این نرخ یکی از مهمترین مبناهای تعیین هزینه تأمین مالی در اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی است.
در چنین سناریویی، افزایش بازده اوراق میتواند هزینه استقراض دولت آمریکا را افزایش دهد. موضوعی که با توجه به سطح بالای بدهی دولت و نیاز مستمر به انتشار و بازتأمین بدهی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
البته فروش اوراق خزانه توسط کشورهای خارجی لزوماً به افزایش شدید بازدهی منجر نخواهد شد. بازار خزانهداری آمریکا بسیار بزرگ است و عواملی مانند سیاست پولی فدرال رزرو، شرایط اقتصادی آمریکا، تقاضای سرمایهگذاران داخلی و خارجی و میزان ریسکگریزی بازار نیز بر نرخ بازده این اوراق اثرگذار هستند.
چالش جدید برای فدرال رزرو
علاوه بر این، افزایش قیمت نفت هم میتواند از مسیر دیگری اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار دهد. رشد قیمت انرژی معمولاً هزینه حملونقل و تولید را افزایش میدهد و در صورت تداوم میتواند فشارهای تورمی را تشدید کند. در چنین شرایطی، فدرال رزرو با یک معادله دشوار مواجه میشود زیرا از یکسو افزایش هزینه انرژی میتواند رشد اقتصادی را کاهش دهد و از سوی دیگر، همین شوک میتواند تورم و انتظارات تورمی را افزایش دهد. به این ترتیب، بحران در تنگه هرمز میتواند از یک مسئله ژئوپلیتیکی و انرژی به یک مسئله پولی و مالی تبدیل شود.
هرمز؛ نقطه اتصال بازار انرژی و پول
در مجموع، سناریوی احتمالی را میتوان چنین ترسیم کرد: اختلال در تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت، رشد هزینه واردات انرژی، تشدید تورم، افزایش نیاز کشورها به منابع ارزی و احتمال تغییر در ترکیب ذخایر خارجی.
در صورت فروش بخشی از اوراق خزانه آمریکا، فشار احتمالی بر قیمت این اوراق و افزایش بازدهی آنها نیز میتواند به این زنجیره اضافه شود.
با این حال، تحقق چنین سناریویی قطعی نیست و شدت آن به مدت زمان بحران، میزان واقعی اختلال در عرضه نفت، واکنش تولیدکنندگان، استفاده از ذخایر انرژی و سیاست بانکهای مرکزی بستگی خواهد داشت.
از این منظر، اهمیت تنگه هرمز برای اقتصاد آمریکا تنها به میزان نفتی که مستقیماً از این مسیر دریافت میکند محدود نمیشود. خطر اصلی میتواند انتقال یک شوک انرژی به تورم، نرخ بهره، بازار بدهی و هزینه تأمین مالی باشد. زنجیرهای که در صورت تداوم بحران میتواند ابعاد جهانی پیدا کند.