کد خبر: ۳۳۷۱۵۹
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۱
انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن- 17

تهاجم فرهنگی و ضعف‌های ساختاری نظام

علامه محمدتقی مصباح یزدی

2. تهاجم فرهنگی
برخی دیگر از گروه‌های معارض، همان گروه‌های نفاق هستند که در این نظام نقش مخالف را ایفا می‌کنند؛ لیکن مخالفت خود را بروز نمی‌دهند. اینان تلاش می‌کنند از طریق مغالطه و ایجاد شبهه در اذهان، باورها و ارزش‌های انحرافی را در جامعه جا اندازند و از این طریق، به اهداف خود دست یابند.
این دسته اخیر که دشمنان اسلام به آن‌ها دل خوش نموده‌اند، تلاش می‌کنند تا جامعه را از درون تخریب نمایند و عمدتاً از طریق هجوم فرهنگی به اهداف شوم خود نائل آیند. یکی از برنامه‌های مهم دشمنان اسلام در جهت تضعیف باورها و ارزش‌ها این است که با نفوذ در دستگاه سیاست‌گذاری کشور، کسانی را سر کار آورند که اعتقادات و مبانی فکری و ارزشی آن‌ها تا حدودی از امام فاصله گرفته باشد و تحت تأثیر فرهنگ و ارزش‌ها و افکار غربی باشند. خطر این دسته از افراد به قدری گسترده است که بزرگ‌ترین تهدید علیه نظام جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. خطراتی همچون آفات نظامی، اقتصادی و سیاسی ممکن است شاخ و برگ‌های انقلاب را بزند یا موجب کم‌بار شدن آن شود، اما آفت فرهنگی، آفتی است که تیشه به ریشه انقلاب می‌زند و درخت اسلام را می‌خشکاند.
دشمنان فرهنگ دینی مردم، می‌کوشند تا در حوزه باورها، نگرش جامعه را درباره خدا، هستی و انسان تغییر دهند. در این صورت آنان می‌توانند در ذهن نسل جوان و نیز کسانی که ارتباط قلبی و معنوی با عالم ماورای ماده برقرار نساخته‌اند، تأثیر بگذارند. بحث قرائت‌های مختلف از دین و نیز طرح نظریه عدم ثبات معرفت دینی از مباحثی است که در راستای تضعیف باورها صورت گرفته است. دومین میدان ستیز با فرهنگ دین، عرصه ارزش‌هاست. در این راستا بحث اعتباری بودن ارزش‌ها را مطرح می‌سازند تا پوزیتیویسم اخلاقی در جامعه جا افتد و ارزش‌های ثابت و اصیل، رنگ ببازد. بحث تساهل و تسامح نیز در جایی مطرح می‌شود که ارزش‌ها و گرایش‌ها تابع عوامل روانی و اجتماعی و پیرو خواست و میل انسان تلقی شود. در این صورت حقیقت ثابتی را نمی‌توان ثابت کرد. این‌گونه مباحث نیز از نظر اسلام مطرود است و تنها ارمغانی که به همراه خواهد آورد، از میان رفتن غیرت دینی مسلمانان و تضعیف مبانی دینی خواهد بود. نتیجه مباحث مذکور آن خواهد شد که اصرار ورزیدن بر سر باورها و ارزش‌ها کاری ناصواب و بی‌نتیجه است و در این زمینه، هیچ راهی جز گفت‌وگو و مدارا با مخالفان و دشمنان وجود ندارد و از این‌رو نهضت‌های مبتنی بر باورها و ارزش‌های معیّن، مانند انقلاب اسلامی، به خطا رفته‌اند.
در کنار سست کردن باورهای دینی و ارزش‌ها، استعمارگران می‌کوشند تا از میزان پایبندی مردم به اعمال شرعی بکاهند و رفتار و کردار مردم را تابع خواهش‌های نفسانی خویش نمایند. به این ترتیب دشمنان اسلام درصددند تا هر سه حوزه فرهنگ را این‌چنین تحت تأثیر خود قرار دهند و انحرافاتی در آن‌ها ایجاد کنند.
برخی از تهاجم‌های فرهنگی، شگردهایی است که مغرضین در خصوص انقلاب اسلامی به کار می‌برند؛ به عنوان نمونه، برخی در تلاشند تا نقش امام خمینی را در نهضت کم‌رنگ نشان دهند، از این‌رو، ریشه این انقلاب را در نهضت ملی شدن صنعت نفت و حرکت «جبهه ملی» به رهبری دکتر محمد مصدق خلاصه نموده، این نهضت را نهضتی ملی، و نه اسلامی، قلمداد می‌کنند. چنین برداشتی از این انقلاب، در راستای تحریف آرمان‌های نهضت امام خمینی صورت می‌گیرد. نادیده گرفتن انگیزه‌های دینی در نهضت، مقدمه‌ای برای طرح شعار «ایران برای ایرانیان» و نادیده گرفتن مرزبندی میان مسلمان و غیرمسلمان است و همین امر زمینه را برای میدان یافتن فرقه‌ها و مسلک‌های ضاله و احزاب و گروه‌های دین‌ستیز فراهم خواهد ساخت.
ترویج تفکر جدایی دین از سیاست، انکار ولایت فقیه و تشکیک در اعتبار الهی و تلاش برای تضعیف جایگاه قانونی آن، سه عنصر فرهنگی به شمار می‌روند که دشمنان انقلاب اسلامی درصددند به آن‌ها لباس عمل پوشانده، به این ترتیب فرهنگ پویای شیعه را مورد تاخت‌وتاز قرار دهند و از این طریق به نظام جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد سازند.
3. غرور و رخوت در میان انقلابیون
برخی ممکن است با به دست آوردن پیروزی دچار غرور گشته، کار را تمام‌شده بپندارند. از جهت روانی، این امر زمینه را برای ایجاد رکود و رخوت در میان انقلابیون فراهم می‌سازد و نیروهای انقلابی را به افرادی رفاه‌طلب و دنیاگرا تبدیل می‌کند که دیگر نسبت به توطئه‌های فراروی نظام توجهی نخواهند داشت.
در این صورت، انقلابیون از هر تلاش و کوششی برای پیشرفت دست برمی‌دارند. البته تا حدی باید به آنان نیز این حق را داد که پس از تحمل آن شداید و مصیبت‌های فراوان، برای مدتی، در رفاه و آسایش به سر برند. ولی در عین حال این رفاه و آسایش را نباید به عنوان پایان کار تلقی کرد و از فعالیت و کوشش دست کشید.
باید، به طور دائم، توجه داشت که ممکن است هر لحظه توطئه‌ای این انقلاب را تهدید کند. بنابراین نمی‌توان دست از فعالیت برداشت. علاوه بر این، از نظر روانی نیز باید با حالت رخوت و رکود، مبارزه‌ای مستمر داشت و هیچ‌گاه انسان نباید خود را راحت احساس کند و تصور نماید که کار تمام شده است. دشمنان انقلاب نیز درصددند تا به هر طریق ممکن، مردم را در خواب فرو برند تا به اهداف خود دست یابند.
با توجه داشتن به این مطلب می‌توان با حالت رخوت و رکود به مبارزه برخاست. باید همه ما به خود تلقین کنیم و به دیگران بفهمانیم که انسان، در این جهان، هیچ‌گاه برای راحتی و آسودگی خلق نشده است و هیچ مرحله‌ای از مبارزات را نباید تمام‌شده تلقی کرد، چرا که ممکن است با از بین رفتن یک دشمن، دشمنان دیگری به وجود آمده باشند و یا در آینده به وجود آیند. در جامعه خود نیز شاهد بودیم که هنوز یک مبارزه همگانی پایان نیافته بود که شیاطین دیگری، با شکل دیگر، در جامعه پدید آمدند و مشکلاتی را برای نظام به وجود آوردند. بنابراین، مجاهده و مبارزه مسلمین باید همواره در حال تحرک و پیشرفت باشد و هیچ‌گاه نباید کار را تمام‌شده تلقی کرد. مبارزه هر یک از اقشار جامعه، در شرایط فعلی متفاوت است و موقعیت خاص هر فرد، تکلیف خاصی را بر گردن او می‌نهد.
4. ضعف نهادها و ارگان‌های نظام
در کنار آسیب‌های فراروی نظام اسلامی، باید به آسیب‌های داخلی ناشی از ضعف نهادها و ارگان‌های نظام نیز توجه داشت. هرگونه آسیبی که بر نظام وارد می‌شود، ممکن است از سوی نهادها و ارگان‌های مختلفی باشد که بخشی از نظام اسلامی را در بر گرفته‌اند. این آسیب‌ها ممکن است ناشی از ضعف نهاد اقتصادی کشور، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد ازدواج، نهاد امنیتی، نهاد فرهنگی و نهادهای مهم دیگر کشور باشد. خطراتی که از ناحیه مسئولین نهادهای نظام متوجه انقلاب می‌شود به دو دسته تقسیم می‌شود: الف ـ گاهی این‌گونه ضعف‌ها ناشی از جهل، غفلت، ناآگاهی، کم‌تجربگی مدیران و اموری از این قبیل است که در این صورت باید پس از گذشت چند دهه از انقلاب، این‌گونه ضعف‌ها به حداقل ممکن رسیده باشد. ب ـ ولی گاهی کمبودها، آسیب‌ها و خطراتی که جامعه را تهدید می‌کند، ناآگاهانه و از روی قصور و نارسایی نیست؛ بلکه تعمدی در کار است تا در نهادهای اجتماعی اختلالی ایجاد شود. در این صورت است که فساد در درون جامعه خواهد جوشید و به قسمت‌های دیگر سرایت پیدا خواهد کرد. 
عمده تهدیدهایی که از ناحیه نهادهای خود نظام متوجه نظام اسلامی می‌گردند به طور مختصر در ذیل می‌آید:
4-1 آسیب‌پذیری ناشی از ضعف نهاد اقتصادی
بخشی از نهاد اقتصادی، مربوط به معادن، بخشی دیگر مربوط به کشاورزی، بخشی مربوط به صنایع و بخشی نیز مربوط به تجارت و بازرگانی می‌شود. هدف تمام این بخش‌ها تأمین معیشت مردم است. اگر نظامی بتواند اعتدالی در این سازمان‌ها به وجود آورد و عملکرد مطلوبی را ارائه دهد، مردم از این نظام رضایت خواهند داشت و حاضر خواهند شد تا برای دوام آن سختی‌ها و مرارت‌ها را نیز تحمل کنند. اما اگر مجموع دستگاه اقتصادی کشور نتواند نیازمندی مادی مردم را تأمین کند و روزبه‌روز، گرانی، تورم، بیکاری و سایر مظاهر بی‌اعتدالی در نظام اقتصادی افزایش یابد، طبعاً مردم از این نظام ناراضی خواهند شد، زیرا اولین نیازی که هر جامعه یا انسانی احساس می‌کند، نیازهای مادی است. در صورت عدم تأمین این نیازها و در نتیجه، ایجاد نارضایتی در میان مردم، دولت شکننده شده و به اصل نظام ضربه وارد خواهد شد. بنابراین، یکی از نقطه‌های آسیب‌پذیر جامعه، نهاد اقتصادی است.
4-2 آسیب‌پذیری ناشی از ضعف نهاد تعلیم و تربیت
متصدیان نهاد آموزش و پرورش باید زمینه‌ای را فراهم سازند تا افراد جامعه بتوانند از شرایط مساوی برای تحصیل و ترقیات علمی و فنی بهره گیرند. در صورتی که دستگاه‌های متصدی آموزش و پرورش یک کشور، این شرایط را برای مردم فراهم کنند تا هر کس از هر قشری، اعم از فقیر یا غنی و روستایی یا شهری، بتواند از آموزش‌های مورد نیاز خود استفاده کند، پایه‌های آن نظام مستحکم‌ خواهد گردید. نباید شرایط به‌گونه‌ای باشد که تحصیلات عالیه، تنها در اختیار افراد متمول درآید. اعطای هرگونه امتیاز به افراد برای راه‌یابی به مقاطع مختلف تحصیلی، باید بر اساس شایستگی و استعداد افراد، و نه بر اساس میزان ثروت یا داشتن روابط بهتر با مسئولین باشد. حاصل آن‌که، نهاد آموزش و پرورش نیز نهادی است که باید، همواره در حال اعتدال و عملکرد آن مورد رضایت جامعه باشد. در صورتی که این نهاد دچار آسیب شود، نارضایتی مردم را در پی خواهد داشت و در نتیجه، زمینه سست شدن پایه‌های نظام فراهم خواهد شد.
4-3 آسیب‌پذیری ناشی از ضعف نهاد ازدواج
نهاد ازدواج، یکی دیگر از نهادهای جامعه است. برخی از جوامع، به حق، به این نهاد، به عنوان یک نهاد مستقل نظر کرده‌اند. در صورتی که در جامعه‌ای شرایط تأمین نیازهای جنسی و تشکیل خانواده، به صورت مطلوب و معقول، برای همه فراهم گردد و دولت بتواند این شرایط را برای قشرهای مختلف تأمین نماید و تسهیلاتی برای ازدواج و تشکیل خانواده در اختیار جوانان قرار دهد، طبعاً مردم از این جهت، از نظام راضی خواهند بود و از دولت پشتیبانی خواهند کرد.
اما در صورتی که دولت در این جهت موفق نباشد و روزبه‌روز، بر مشکلات خانوادگی، از تشکیل خانواده گرفته تا تربیت فرزندان و شرایط داخل خانواده و ارتباط خانواده با محیط خارج، افزوده گردد، این نهاد دچار اختلال خواهد شد و خانواده‌ای که باید کانون صفا، مهر، محبت، صمیمیت و آرامش باشد، جای خود را به محیطی متشنج خواهد داد.
حاصل آن‌که دولت موظف است، برای تأمین آسایش و آرامش افراد، زمینه‌ای را فراهم سازد که در آن، تشکیل خانواده به سهولت انجام گیرد و مشکلی در مسیر زندگی خانوادگی افراد به وجود نیاید. در این صورت است که این نهاد، به خوبی، نیازهای انسان‌ها را برآورده می‌سازد و موجبات رضایت مردم را فراهم می‌کند.
4-4 آسیب‌پذیری ناشی از ضعف نهاد امنیتی
نهاد امنیتی در هر کشور، حداقل به دو بخش قابل تقسیم است؛ یک بخش مربوط به تأمین امنیت داخلی است، که معمولاً در نوع کشورها در اختیار وزارت کشور قرار می‌گیرد. بخش دیگر مربوط به تأمین امنیت خارجی است که در اختیار وزارت جنگ یا وزارت دفاع قرار می‌گیرد. نیروهای نظامی و انتظامی کشور، ضامن تأمین امنیت داخلی و خارجی جامعه هستند.
در صورتی که یک نظام بتواند امنیت داخلی خود را حفظ کند و جان، مال و ناموس مردم را از معرض خطر برهاند و همچنین بتواند امنیت خارجی خود را حفظ کند و مرزهای کشور را ایمن نگه دارد، به طوری که دشمنان خارجی جرأت تجاوز به مرزهای کشور اسلامی را پیدا نکنند، زمینه رضایت مردم فراهم خواهد شد. 
اما اگر ناامنی در جامعه رواج پیدا کند و روزبه‌روز، مردم احساس ناامنی کنند، به طوری که حتی در شهر، خانه، مجامع دانشگاهی و اماکن دیگر احساس امنیت نکنند، به تدریج، نارضایتی در میان مردم شیوع پیدا می‌کند و پایه‌های نظام سست می‌گردد.
4-5 آسیب‌پذیری ناشی از ضعف نهاد فرهنگی
   نهاد فرهنگی، یکی دیگر از نهادهای مهم در هر جامعه‌ای است. اساس فرهنگ دو مقوله است: باورها و ارزش‌های جامعه. بنابراین، مراد از نهاد فرهنگی، نهادی است که باورها و ارزش‌های جامعه را سامان می‌بخشد. به عبارت دیگر، وظیفه این نهاد این است که زمینه‌ای را فراهم سازد تا مردم جامعه به عقاید صحیح معتقد باشند و ارزش‌های الهی و متعالی را محترم شمارند و به آن‌ها پایبند باشند.
اگر رژیمی بتواند باورهای صحیح را در جامعه رواج دهد تا مردم از اعتقادات صحیح برخوردار شوند و یا اعتقادات صحیح آن‌ها تقویت گردد و نیز دلبستگی آنان به ارزش‌های معتبر افزایش یابد، در این صورت به وظیفه خود، به خوبی، جامه عمل پوشانده است. در صورت برخوردار شدن مردم از ریشه‌های فرهنگی بسیار قوی، کسی نخواهد توانست که به درخت فرهنگ آنان آسیب رساند و ریشه آن را قطع کند، حتی اگر این ریشه‌ها، برگ و باری هم نداشته باشد؛ ولی آن‌چنان مستحکم است که اگر کسی بخواهد آن ریشه‌ها را قطع کند، ریشه خودش قطع خواهد شد.

captcha