کد خبر: ۳۳۷۱۴۷
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۸

پالایشگاه‌های قوری سلاح پنهان چین مقابل تحریم‌ها

سرویس خارجی-
علی‌رغم لفاظی‌های مقامات آمریکایی برای هدف قرار دادن اقتصاد ایران، واشنگتن در عمل در این زمینه ناتوان است. 
اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا طی روزهای اخیر از کارزار طرد اقتصادی ایران از سوی واشنگتن خبر داد. یکی از کلید واژه‌های بسنت در سخنان روزهای اخیرش پالایشگاه‌های قوری (Teapot Refineries) بوده است که به ایران در دور زدن تحریم‌های آمریکا کمک می‌کنند. اما پالایشگاه‌های قوری چیست؟
صنعت پالایشگاهی رازآلود چین
اصطلاح پالایشگاه‌های قوری برای نخستین‌بار در دهه 1930 میلادی در ایالت تگزاس آمریکا برای پالایشگاه‌های کوچکی استفاده شد که ظرفیت تولید کمتری نسبت به غول‌های پالایشگاهی این کشور داشتند. اکنون این اصطلاح به پالایشگاه‌های مستقل و خصوصی در چین اطلاق می‌شود که تمرکز اصلی آنها در استان شاندونگ قرار دارد. 
این پالایشگاه‌های کوچک که نزدیک به یک‌چهارم ظرفیت پالایشگاهی چین را در اختیار دارند از خریداران اصلی نفت تحریم‌شده آمریکا در نظام بین‌الملل به‌شمار می‌روند. ایران، روسیه و پیش از این ونزوئلا از جمله تأمین‌کنندگان اصلی نفت این پالایشگاه‌ها به‌شمار می‌روند. گرچه ظرفیت تولید این پالایشگاه‌های کوچک نسبت به پالایشگاه‌های دولتی چین همچون سینوپک و پتروچاینا کمتر است، اما به‌دلیل شمار زیاد آنها، در نهایت میزان مصرف روزانه نفت خام این پالایشگاه‌ها به میلیون‌ها بشکه می‌رسد به طوری که برآورد می‌شود 80 تا 90 درصد از صادرات نفت خام ایران، از سوی این پالایشگاه‌ها خریداری می‌شود. براساس برآورد مؤسسه کپلر، در سال 2025 ایران به طور میانگین روزانه 
یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت خام به چین صادر کرده که خوراک لازم برای این پالایشگاه‌ها را تأمین کرده است. 
موفقیت پالایشگاه‌های قوری 
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پالایشگاه‌های قوری در چین این است که این نهادها دارای دارایی‌های خارجی نیستند که دولت آمریکا بتواند آنها را رهگیری و توقیف کند. همچنین تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران بر سیستم جهانی دلار متمرکز است. این در حالی است که فرآیند تجاری میان ایران و این شرکت‌های چینی با یوان انجام می‌شود که خارج از سیستم مالی طراحی شده غرب است. از سوی دیگر، ارزهای دیجیتال و طلا از جمله ابزارهای رایج مبادله مالی میان طرفین است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تهاتر کالا به کالا و نیز فروش نفت در قبال انجام پروژه‌های داخلی شرکت‌های چینی در ایران، از دیگر گزینه‌هایی است که تهران برای دور زدن تحریم‌های آمریکا و فروش نفت خود استفاده کرده است. با این حال، واشنگتن بیکار ننشسته و درپی ناکامی در ردیابی سیستم مالی میان ایران و چین، طی سالیان اخیر به دنبال هدف قرار دادن سیستم فروش نفت ایران در دریا بوده است. اما این روش نیز با شکست مواجه شده است، چراکه 70 درصد از سطح کره‌زمین را آب پوشانده است. کارشناسان غربی می‌گویند ایران موفق شده است در یک جغرافیای گسترده از آب‌های جهان، اقدام به جابه‌جایی نفت از یک کشتی به کشتی دیگر کند، کاری که کشف آن از سوی آمریکا غیرممکن است. به این ترتیب، مبدأ نفت بارگیری‌شده هیچ‌گاه مشخص نمی‌شود. همچنین طبق برخی گزارش‌ها، ایران از طیف گسترده‌ای از ناوگان سایه برای فروش نفت خود استفاده می‌کند. ناوگان سایه شامل نفتکش‌های قدیمی است که هویت خود را پنهان و از پرچم کشورهایی استفاده می‌کنند که نظارت محدود دریایی دارند. این نفتکش‌ها با خاموش‌کردن فرستنده‌های موقعیت‌یاب، مانع از شناسایی خود می‌شوند. در حالی که برآوردها درباره ناوگان سایه ایران تا سال 2020، 70 فروند بود، در سال 2026 این ناوگان شامل 600 کشتی مختلف بوده است. 
دلیل ناتوانی آمریکا 
حقیقت این است که وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال 2025 شماری از پالایشگاه‌های قوری را تحت تحریم‌های خود قرار دارد. از جمله این پالایشگاه‌ها می‌توان به شاندونگ شنگ شینگ، هبی شین های، هنگلی پتروشیمی، و شاندونگ جین چنگ اشاره کرد. با این حال، اعمال تحریم‌های یک‌جانبه از سوی واشنگتن به معنای اجرای آن نیست. 
وزارت بازرگانی چین در ماه مه 2026 (اردیبهشت سال‌جاری) و در بحبوحه تجاوز آمریکا به ایران دستوری را صادر کرد که براساس آن نهادهای چینی اجازه پیروی از تحریم‌های واشنگتن علیه تهران و در رأس آنها تحریم پالایشگاه‌های قوری را ندارند. در واقع پکن در نهایت به این نتیجه رسید پیروی از تحریم‌های آمریکا علیه ایران به طور مستقیم در حال به خطر انداختن منافع ملی این کشور است. همچنین واشنگتن به عنوان متجاوز این جنگ که اکنون در حال شکست خفت‌آمیز در این منازعه است، درصدد است بار این شکست را بر دوش سایر کشورهای جهان بیندازد؛ مسئله‌ای که مورد پذیرش پکن نیست. 
نکته دیگر این که حمایت دولت چین یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت پالایشگاه‌های قوری در تجارت است. این پالایشگاه‌ها نفت خام کشورهای تحریم‌شده از جمله ایران و روسیه را خریداری کرده و با سیستم بانکی چین آن را تسویه می‌کنند. همچنین محصولات پالایش‌شده این نهادها به طور عمده در داخل خاک چین و توسط یک میلیارد و 400 میلیون چینی مصرف می‌شود. در صورت نیاز به صادرات نیز محصولات پالایشگاهی با واسطه به کشورهای دیگر منطقه صادر می‌شوند. 
دست‌وپا زدن‌های بی‌فایده 
پس از آنکه آمریکا در جنگ نظامی علیه ایران شکست خورد، اکنون توان خود را بر جنگ اقتصادی گذاشته است؛ مسئله‌ای که نتیجه لازم را برای واشنگتن به همراه نخواهد داشت. جان مرشایمر، از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان جهان می‌گوید: تاریخ نشان خواهد داد جنگ با ایران، بزرگ‌ترین شکست نظامی در تاریخ آمریکاست. تأثیرگذاری تحریم‌های جدید علیه ایران نیازمند ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان است که اقتصاد آمریکا و جهان توان تحمل چنین مسئله‌ای را ندارد. مرشایمر تأکید دارد بهتر است دولت ترامپ پیش از رکود کامل اقتصادی جهانی، تن به پذیرش شروط ایران بدهد. وزیر خزانه‌داری آمریکا زمانی که درباره اعمال جنگ اقتصادی علیه ایران سخن می‌گفت، در پاسخ به پرسشی که چرا این تحریم‌ها را از هم‌اکنون آغاز نمی‌کنید، اذعان کرد: زیرا نمی‌خواهیم اقتصاد جهان دچار آشفتگی شود!
این سخن آشکارا نشان می‌دهد واشنگتن اکنون گزینه عملی برای کارزار جنگ اقتصادی علیه ایران ندارد. کارشناسان بین‌المللی می‌گویند آمریکا برای اعمال چنین تحریم‌هایی به همکاری مستقیم کشورهایی همچون چین و روسیه نیازمند است. مسکو اکنون به‌دلیل جنگ اوکراین و نیز به‌دلیل آنکه خود تحت تحریم‌های غرب است، حاضر به همکاری در تحریم‌های ثانویه علیه ایران نیست. در سوی دیگر، همان‌طور که وزارت بازرگانی چین در ماه مِه نشان داد، پکن نیز حاضر به تبعیت از تحریم‌های یک‌جانبه و غیرقانونی آمریکا 
نیست. 
جان مرشایمر می‌گوید: آخرین چیزی که آمریکا اکنون به‌دنبال آن است، شروع یک تنش با چین است زیرا این مسئله می‌تواند علاوه بر تیره‌تر کردن روابط طرفین، به تشدید نابسامانی‌های اقتصادی جهان منجر شود. از این‌رو، تحریم‌کردن مستقیم بانک‌های چینی به اتهام تسهیل روابط تجاری با ایران بسیار بعید است. به همین دلیل، وزیر خزانه‌داری آمریکا شب دوشنبه تحریم‌های ثانویه جدید علیه ایران را اعلام نکرد بلکه از شرکای تجاری ایران خواست خود اقدام به قطع روابط کنند. کارشناسان غربی بر این باورند، با توجه به سفر ماه آینده میلادی شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین به آمریکا، بعید است واشنگتن بخواهد با اعمال تحریم علیه نهادهای این کشور، روابط دوجانبه را تیره 
کند. 
با این حال، باید تأکید داشت ناتوانی آمریکا در قطع کامل جریان نفت ایران، تنها به خلأهای فنی یا حقوقی محدود نیست، بلکه ریشه در تغییر ساختار ژئوپلیتیک انرژی دارد. براساس تازه‌ترین گزارش مؤسسه «آی‌اچ‌اس مارکیت» (IHS Markit)، چین در نیمه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۹۰ درصد از نفت خام صادراتی ایران را جذب کرده که نسبت به سال ۲۰۲۰ رشد ۳۵ درصدی داشته است. این افزایش هم‌زمان با کاهش سهم نفت آمریکا در سبد انرژی چین از ۱۲ به ۷ درصد رخ داده است. به عبارت دیگر، واشنگتن نه‌‌تنها نتوانسته پکن را از ایران جدا کند، بلکه با تحریم‌های یک‌جانبه، عملاً بازار خود را در چین به رقبایی چون روسیه و ایران واگذار کرده است. از سوی دیگر، اعلام رسمی وزارت بازرگانی چین در مه ۲۰۲۶ مبنی بر عدم اجرایی‌کردن تحریم‌های آمریکا، یک چرخش استراتژیک در سیاست خارجی پکن محسوب می‌شود که فراتر از یک اقدام ساده، پیامی روشن به کاخ‌سفید دارد: «هزینه همراهی با آمریکا از منافع ملی چین بیشتر است.»
با این روند، به ‌نظر می‌رسد هرگونه فشار جدید واشنگتن، از تحریم بانک‌های مرکزی تا تهدید به توقیف نفتکش‌ها نه‌تنها اثربخشی پیشین را نخواهد داشت، بلکه می‌تواند به افزایش قیمت جهانی نفت و برهم‌خوردن تعادل عرضه و تقاضا دامن بزند؛ سناریویی که خود آمریکا نیز به‌شدت از آن هراس دارد، چراکه تداوم تورم انرژی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶، می‌تواند به تضعیف موقعیت سیاسی دولت ترامپ و جایگاه جمهوری‌خواهان منجر شود.

captcha