اهمیت خاکریز فرهنگی در جنگ ترکیبی(یادداشت روز)
عباس شمسعلی
توضیح و تبیین اصطلاح «جنگ ترکیبی» شاید پیش از این پیچیدگیها و ملزومات خاص خود را داشت، اما اکنون و پس از جنگهای یک سال گذشته، راحتتر و مصداقیتر میتوان از آن سخن گفت. در این مدت بارها درخصوص همزمانی جنگ نظامی و جنگ اقتصادی بهعنوان سند برقراری جنگ ترکیبی دشمن و لزوم به میدان آمدن مدیران و فرماندهان عرصه اقتصاد با همان ذهنیت و تلاش فرماندهان و رزمندگان عرصه نظامی سخن گفته شده است.
اما با کمی تأمل، میتوان در کنار جنگ نظامی و اقتصادی، تلاش دشمن در سایر محورهای عملیاتی محسوس و نامحسوس دیگر را مشاهده کرد؛ از جمله این محورهای عملیاتی میتوان به نقشههای عملیاتی اتاقهای فرماندهی دشمن برای خدشه در عرصه انسجام اجتماعی، عرصه فرهنگی، عرصه شناختی و... اشاره کرد که هرکدام نیازمند پرداخت رسانهها، ورود کارشناسان، مدیریت دستگاهها و نهادهای مسئول و هوشیاری و نگاه مسئولانه مردم است.
یکی از مهمترین اضلاع این جنگ ترکیبی دشمن که شروع آن از سالها قبل و با صرف هزینههای هنگفت، هدفمند و برنامهریزیهای متنوع بود و هرچه گذشت، دامنه و حجم آن بیشتر شد، جنگ و به عبارت ملموستر، تهاجم فرهنگی است.
روزهایی را به خاطر داریم که رهبر شهید انقلاب در دهه هفتاد از شبیخون فرهنگی دشمن سخن میگفت و با هشدار میفرمود: «دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط - فرهنگ فساد و فحشا - سعی میکند جوانهای ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی میکند، یک تهاجم فرهنگی، بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی»، یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل عام فرهنگی» است. امروز دشمن این کار را با ما میکند. چه کسی میتواند از این فضیلتها دفاع کند؟ آن جوان مؤمنی که دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصی نبسته و میتواند بایستد و از فضیلتها دفاع کند. کسی که خودش آلوده و گرفتار است که نمیتواند از فضیلتها دفاع کند! این جوان بااخلاص میتواند دفاع کند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضایل و ارزشهای اسلامی میتواند دفاع کند. لذا، چندی پیش گفتم: «همه امر به معروف و نهی از منکر کنند.» الآن هم عرض میکنم: نهی از منکر کنید. این، واجب است. این، مسئولیت شرعی شماست. امروز مسئولیت انقلابی و سیاسی شما هم هست.» (22 تیرماه 1371).
یا آن زمان که آقای شهیدمان نسبت به نقشه دشمن برای «اندلسی کردن» جامعه هشدار میداد و تأکید میفرمود: «سیاست امروز [آمریکاییها]، سیاست اندلسی كردن ایران است! موضوعی كه من با شما در میان میگذارم شكل موعظه ندارد؛ بلكه موضوعی اساسی است كه با بهترین عناصر یك ملت - كه شما جوانان باشید - در میان گذاشته میشود. فقط شما مخاطب من نیستید؛ این سخن را جوانان سراسر كشور هم خواهند شنید. نسل جوان كشور كه بیش از نیمی از ملت و جمعیت كشور است، باید بداند در مقابل آرزوهای بزرگ، آرمانهای بلند و هدفهای مقدّس و قابل قبول و موجّه او چه موانعی وجود دارد. روزگاری مسلمانان در جنوب اروپا و در اسپانیا تا جنوب فرانسه، كشوری اسلامی بهوجود آوردند. این كشور مهد تمدّن شد و علم در اروپا از همان تمدّن اندلسیِ قرون اوّلیه اسلام شكوفا گردید. شكوفایی علم در آن سرزمین، داستانهایی دارد و خودِ غربیها نیز به آن معترفند. البته اكنون سعی میكنند این ورق را از تاریخ علم حذف و نام مسلمانان را بهكلّی پاك كنند؛ اما خودِ آنها، این تاریخ را ثبت كردهاند و البته در تواریخ ما هم ثبت شده است.
اروپاییها وقتی خواستند اندلس را از مسلمانان پس بگیرند، اقدامی بلندمدّت كردند. آن روز صهیونیستها نبودند؛ اما دشمنان اسلام و مراكز سیاسی، علیه اسلام فعّال بودند. آنها به فاسد كردن جوانان پرداختند و در این راستا انگیزههای مختلف مسیحی، مذهبی یا سیاسی داشتند. یكی از كارها این بود كه تاكستانهایی را وقف كردند تا شراب آنها را بهطور مجّانی در اختیار جوانان قرار دهند! جوانان را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند تا آنها را به شهوات آلوده كنند. گذشت زمان راههای اصلی برای فاسد یا آباد كردن یك ملت را عوض نمیكند. امروز هم آنها همین كار را میكنند.» (ششم اسفندماه 1381- در دیدار جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان).
در سالهای اخیر، یکی از مهمترین مصادیق و پایههای اصلی تلاش دشمن برای رخنه فرهنگی، سرمایهگذاری برای گسترش فرهنگ بیحجابی و حیازدایی بوده است. رد پای این سرمایهگذاری را میتوان در انبوه شبکههای ماهوارهای فارسیزبان رایگان مروج فرهنگ بیحیایی و بیحجابی، اینستاگرام و انواع شبکههای اجتماعی رهاشده، نفوذ در سینمای خانگی و سالنی و تولیدات رسانهای جهتدار، به خط کردن طیف مختلفی از سلبریتیهای حاضر به یراق و... مشاهده کرد.
تأسفبرانگیز آنکه با همه هشدارها و تبدیل نفوذ پنهان یا همان شبیخون فرهنگی به جنگ عیان فرهنگی، بسیاری از متولیان مربوطه و مسئولان در دولتهای مختلف، یا متوجه این ضلع از جنگ ترکیبی دشمن نشدند یا صلاح مبتنی بر بازیهای سیاسی و حزبی و سبد رأی را بر کتمان آن دیدند.
اینچنین بود که رهبر حکیم و شهیدمان که بیش از سه دهه پرچمدار هشدار درخصوص نفوذ فرهنگی دشمن و ترویج سبک زندگی غربی بود، درخصوص مسئله ترویج بیحجابی نیز نسبت به میدانداری دشمن هشدار داده و فرمودند: «...کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند؛ من میدانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزه با حجاب است. جاسوسهای دشمن، دستگاههای جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند. اگر بدانند، حتماً نمیکنند... همه توجّه داشته باشند که دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم؛ کارهای بیقاعده و بدون برنامه نباید انجام بگیرد.» (15 فروردینماه 1402)
اکنون لازمه خنثی کردن نقشه دشمن در عرصه جنگ و تهاجم فرهنگی و دفاع از جامعه و خانواده و دختران و پسران آیندهساز ایران، باور مسئولان به وقوع جنگ ترکیبی و ورود به میدان همچون عرصه جنگ نظامی و اقتصادی است.
با وجود شناختی که از رئیسجمهور کشورمان بهعنوان شخصیتی دیندار و دغدغهمند عرصه فرهنگ و حفظ کیان خانواده و جامعه داریم، اما متأسفانه رویه دولت نهتنها نشان از کمتوجهی به عرصه دفاع از جامعه در برابر دشمن در حوزه عفاف و حجاب و اولویت ندانستن این عرصه دارد، بلکه گاهی شاهد بازی انشاءالله ناخواسته برخی عناصر مرتبط با دولت در زمین دشمن در عرصه عفاف و حجاب هستیم.
یک روز رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، با ابراز رضایت از وضعیت رواجیافته حجاب در جامعه، آن را دستاورد دولت برای تأمین امنیت زنان معرفی میکند!، یک روز یکی از معاونان وزیر علوم بدون هیچ ملاحظهای با دانشجویان کشف حجاب کرده جلسه میگذارد و عجیب آنکه از این جلسه با موضوع بررسی کیفیت غذای دانشجویی تصاویری حرفهای و تدوینشده منتشر میشود که بوی قبحشکنی و عادیسازی بیحجابی دارد.
همه اینها در حالی است که مسئولان این دولت و البته برخی دیگر از افراد در سالهای گذشته تاکنون راه رفع بیحجابی را کار فرهنگی دانسته و مخالف هرگونه تذکر حتی به کسانی که از بیحجابی به مرحله نیمهبرهنگی وارد شده و این روزها صدای اعتراض بسیاری از کمحجابان و بیحجابان را نیز درآوردهاند، هستند.
با این حال، اگر حتی مانند مسئولان مربوطه در دولت تنها راه مقابله با دشمن در عرصه حیازدایی و ترویج برهنگی در جامعه را کار فرهنگی بدانیم، باید پرسید در این دو سال عمر دولت کدام کار پررنگ فرهنگی با اختصاص کدام بودجه مناسب را میتوانند نام ببرند که در عرصه ترویج حجاب و مقابله با بیحجابی و ترویج برهنگی انجام دادهاند؟
مگر نه اینکه لازمه موفقیت در جنگ با دشمن، حرکت هماهنگ همه عناصر و اجزای جبهه خودی است؟ پس چرا در عرصه مقابله با جنگ فرهنگی دشمن و بهویژه بمباران حیازدایی و ترویج برهنگی، نهتنها شاهد چنین حرکت هماهنگی در دولت نیستیم؟ چطور میشود که از کار فرهنگی برای رفع بیحجابی سخن بگوییم اما در همان دولت بسیاری از تولیدات سینمایی دریافتکننده مجوز، دقیقاً در مسیر ترویج بیحیایی و ضد حجاب به جامعه عرضه شود؟ یا چطور مسئول دولتی با دانشجویان بیحجاب جلسه میگذارد و فیلم آن منتشر میشود؟ چطور میشود که در بسیاری از ادارات دولتی هیچ ملاحظهای حتی در حد یک تذکر برای ورود زنان کشف حجابکرده وجود ندارد؟
ای کاش دولت برنامه و کارنامه خود درخصوص کار فرهنگی مناسب برای ترویج حجاب و مقابله با بیحجابی را منتشر کند.
در این میان برخی تلاش میکنند دوگانههایی همچون حجاب و معیشت را مطرح کنند، که دوگانهای تقلبی است و ساخته بیرونی دارد. ضمن آنکه دولت به همان اندازه که درخصوص معیشت مردم وظیفه دارد و باید با همه وجود برای رفع مشکلات اقتصادی خانوادهها تلاش کند، درخصوص حفظ و حراست از فرهنگ ایرانی- اسلامی جامعه و کیان خانوادهها و مراقبت از آیندهسازان کشور در جنگ فرهنگی و پرحجم دشمن نیز دارای وظیفه است.
اگر تنها مسئله مورد انتظار از دولتها مسئله بهحق معیشت بود، تنها چند وزارتخانه محدود اقتصادی برای تشکیل کابینه کفایت میکرد و دیگر نیازی به مسئولان و وزارتخانههای فرهنگی و اجتماعی نبود.
از دولتی که در آن صدای اعتراض یک مجری اینترنتی برای قطع برنامهاش تا هیئت وزیران هم میرسد یا برای بازگرداندن یک فوتبالیست به تیم ملی تلاش میشود، انتظار است صدای میلیونها خانواده نگران رها شدن بیحجابی و تبعات سنگین آن را نیز بشنود.
در کنار دولت البته همه نهادهای فرهنگی و اجتماعی و خود مردم دلسوز نیز باید در این عرصه به میدان بیایند، چراکه در عرصه جنگ ترکیبی همه سنگرها و خاکریزها مهم و حیاتی هستند و نباید غفلت کنیم.