معنای پدر بودن پیامبر(ص) و امام علی(ع) برای امت
شبهه: عبارت معروفی از رسولالله (صلی الله علیه و آله) نقل شده که حضرت فرمودند: «من و علی پدران این امت هستیم» آیا این روایت معتبر است؟ و منظور از «پدر» بودن ایشان چیست؟ و آیا میشود مثلا بگوییم حضرت زهرا و یا حضرت خدیجه (س) نیز مادر امت هستند؟
پاسخ: انسان دارای دو نوع پدر است؛ یک پدری که منشأ تولد و پیدایش انسان است و دیگری پدر روحانی و معنوی که عهدهدار تربیت و کمال روحی و معنوی او است. در روایات متعددی پیامبر گرامی (ص) و حضرت علی(ع) پدران امت شمرده شدهاند. این نوشتار به سند شناسی و شرح و توضیح آن روایات میپردازد.
1. سند روایت
این حدیث در منابع متعددی نقل شده است. علامه مجلسی در بحارالانوار دو باب برای همین عنوان مطرح کرده است. (1) بیش از بیست حدیث از انواع روایت مرسل و مسند در آن گرد آمده است که مجموعه آن از تواتر معنایی برخوردار است. منظور از تواتر آن است که تعداد راویان در هر طبقه به اندازهای برسد که از تبانی آنها بر دروغ ایمن باشد و مراد از تواتر معنایی آن است که الفاظ متن روایات با هم اختلافهایی دارند؛ لیکن همه آنها در دلالت بر معنای مورد نظر (همچون پدر امت بودن پیامبر و علی) مشترک هستند. (2)
2. متن روایت
1. امام رضا(ع) از پدران بزرگوارشان از رسول خدا(ص) نقل فرمودند: أَنَا سَیِّدُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَا خَیْرٌ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ حَمَلَهِ الْعَرْشِ وَ جَمِیعِ مَلَائِکَهِ اللَّهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ الْمُرْسَلِینَ وَ أَنَا صَاحِبُ الشَّفَاعَهِ وَ الْحَوْضِ الشَّرِیفِ وَ أَنَا وَ عَلِیٌ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ مَنْ عَرَفَنَا فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَنْکَرَنَا فَقَدْ أَنْکَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْ عَلِیٍّ سِبْطَا أُمَّتِی وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهُ أَئِمَّهٍ طَاعَتُهُمْ طَاعَتِی وَ مَعْصِیَتُهُمْ مَعْصِیَتِی تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ وَ مَهْدِیُّهُمْ؛ (3) من سیّد مخلوقات خداى تعالى هستم و من از جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حاملان عرش و همه ملائکه مقرّبین و انبیاء و رسولان الهى برترم و من صاحب شفاعت و حوض شریف هستم و من و علی دو پدر این امّت هستیم، کسى که ما را بشناسد خداى تعالى را شناخته است و کسى که ما را انکار کند خداى تعالى را انکار کرده است و دو نواده این امّت و سیّد جوانان بهشت یعنى حسن و حسین از فرزندان علیّ است و از فرزندان حسین نُه امام خواهد بود که طاعت ایشان طاعت من و معصیت آنها معصیت من است، نهمین آنان قائم و مهدى ایشان است.
2. پیامبر گرامی (ص) خطاب به حضرت علی(ع) فرمودند: أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ عَقَّنَا؛ (4) من و تو دو پدر این امت هستیم، لعنت خداوند بر کسانی که عاق ما شوند.
3. امام باقر(ع) در ذیل آیه: اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ؛ (5) شکر خداوند و والدین خود را به جا آور، از رسول خدا نقل فرمودند: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ سَأَلَهُ جَابِرٌ عَنْ هَذِهِ الْآیَهِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ؛ (6) مراد از والدین پیامبر(ص) و علی(ع) هستند.
3. شرح روایت
راغب اصفهانی با توجه به استعمال واژه «أب» در موارد اضافه به اسمها و وصفها، مثل ابو الحرب (برافروزنده جنگ)، ابو الاضیاف (رسیدگیکننده به امور میهمانان) میگوید: «الاب الوالد، و یسمّی کل من کان سببا فی ایجاد شیء او اصلاحه او ظهوره ابا...» سپس به همین حدیث اشاره میکند: «و روی انه ـ ص ـ قال لعلیّ ـ ع ـ انا و انت ابوا هذه الامّه»؛ پدر و والد، و هر کسی که سبب پیدایش، اصلاح یا پیرایش و ظهور چیزى شود آن را (أَب) گویند. (7)
مضافٌ الیه معنی مضاف را مقید به خود میکند. امت در حدیث فوق معنی «پدر» و تفاوت آن را با پدر جسمانی کاملاً روشن میکند. امت، نقطه شروعی در تکوّن خود دارد و باید کسی سنگ بنای امت را بگذارد. پیامبر اکرم آله در تکوّن و پیدایش این امت از نقش اولیه برخوردار است و حضرت علی نقش استمراری دارد.
در برخی از روایات به توضیح این روایت اشاره شده است:
1. حسن بن فضّال میگوید: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقُلْتُ لَهُ لِمَ کُنِّیَ النَّبِیُّ ص بِأَبِی الْقَاسِمِ فَقَالَ لِأَنَّهُ کَانَ لَهُ ابْنٌ یُقَالُ لَهُ قَاسِمٌ فَکُنِّیَ بِهِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَهَلْ تَرَانِی أَهْلًا لِلزِّیَادَهِ فَقَالَ نَعَمْ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَنَا وَ عَلِیٌ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَبٌ لِجَمِیعِ أُمَّتِهِ وَ عَلِیٌّ ع مِنْهُمْ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ عَلِیّاً ع قَاسِمُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَقِیلَ لَهُ أَبُو الْقَاسِمِ لِأَنَّهُ أَبُو قَسِیمِ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا مَعْنَى ذَلِکَ قَالَ إِنَّ شَفَقَهَ النَّبِیِّ ص عَلَى أُمَّتِهِ شَفَقَهُ الْآبَاءِ عَلَى الْأَوْلَادِ وَ أَفْضَلُ أُمَّتِهِ عَلِیٌّ ع وَ مِنْ بَعْدِهِ شَفَقَهُ عَلِیٍّ ع عَلَیْهِمْ کَشَفَقَتِهِ ص لِأَنَّهُ وَصِیُّهُ وَ خَلِیفَتُهُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ فَلِذَلِکَ قَالَ أَنَا وَ عَلِیٌ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ وَ صَعِدَ النَّبِیُّ ص الْمِنْبَرَ فَقَالَ مَنْ تَرَکَ دَیْناً أَوْ ضَیَاعاً فَعَلَیَّ وَ إِلَیَّ وَ مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ فَصَارَ بِذَلِکَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ کَذَلِکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ بَعْدَهُ جَرَى ذَلِکَ لَهُ مِثْلُ مَا جَرَى لِرَسُولِ اللَّهِ؛ (8) به امام رضا(ع) عرض کردم: چرا کنیه نبىّ اکرم (ص) ابو القاسم قرار داده شده؟ حضرت فرمودند: زیرا آن جناب فرزندى داشتند به نام «قاسم» پس حضرت را مکنّى به این نام کردند. راوى مىگوید: عرضه داشتم: اى فرزند رسول خدا آیا من را شایسته مى بینید که بیشتر توضیح دهید؟ حضرت فرمودند: بلى،آیا مىدانى که رسول خدا (ص) فرمودند: من و على دو پدر این امّت هستیم؟ عرض کردم: آرى. فرمود: آیا مىدانى رسول خدا پدر تمام امّت است و على در بین این امّت به منزله پیامبر است؟ عرض کردم: آرى. حضرت فرمودند: آیا مىدانى على(ع) قاسم (تقسیمکننده) بهشت و دوزخ است؟ عرض کردم: آرى. فرمودند: پس به پیامبر ابوالقاسم گفته شد زیرا با این بیان حضرتش پدر تقسیمکننده بهشت و دوزخ بودند. عرض کردم: معناى این عبارت چیست؟ فرمودند: شفقت و مهربانى نبىّ اکرم بر امّت همچون شفقت پدران بر اولاد است و برترین امّت،حضرت على است؛ پس شفقت نبىّ بر آن حضرت از مهربانیاش نسبت به دیگران بیشتر است و پس از نبىّ اکرم شفقت على بر امت همچون شفقت پیامبر بر امّت است؛ چه آنکه آن حضرت وصیّ و خلیفه و امام بعد از پیامبر بوده،پس باید همچون آن حضرت نسبت به امّت باشند فلذا پیامبر فرمودند: من و على دو پدر این امّت هستیم؛ آن حضرت بالاى منبر رفته و فرمودند: کسى که از خود قرض یا عیالى باقى گذارد، قرضش بر عهده من و ولایت بر عیالش با من است و کسى که از خود مالى به جا گذارد تعلق به ورثهاش دارد، سپس امام رضا(ع) فرمودند: پس نبىّ اکرم أولى به امّت است از پدران و مادرانشان به آنها حتى از خود آنها نسبت به خودشان نیز أولى است و همچنین امیرالمؤمنین بعد از پیامبر؛ یعنى ایشان نیز أولى به امّت هستند از پدران و مادران و حتى خودشان نسبت به خودشان.
2. حضرت علی(ع) فرمودند: الْوَالِدَانِ اللَّذَانِ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُمَا الشُّکْرَ هُمَا اللَّذَانِ وَلَدَا الْعِلْمَ وَ وَرَّثَا الْحُکْمَ وَ أَمَرَ النَّاسَ بِطَاعَتِهِمَا؛(9) خداوند شکرگزاری از دو پدر امت را (پیامبر و علی) واجب کرده است، زیرا آنان به امت، علم و حکمت را آموزش دادند و خداوند نیز اطاعت از آنان را واجب کرده است.
3. حضرت علی(ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل فرمودند: أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ، وَ لَحَقُّنَا عَلَیْهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِ أَبَوَیْ وِلَادَتِهِمْ، فَإِنَّا نُنْقِذُهُمْ- إِنْ أَطَاعُونَا- مِنَ النَّارِ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ، وَ نُلْحِقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِیَّهِ بِخِیَارِ الْأَحْرَار؛ (10) من و على دو پدر این امت هستیم، حق ما بر مردم بیشتر از حق پدر و مادر نژادى است؛ زیرا ما آنها را در صورت اطاعت، از جهنم نجات میدهیم و به بهشت برین رهنمون میکنیم و از بندگى رهائى مىبخشیم و آزادگى را به ایشان ارزانى میداریم.
4. حضرت زهرا(س) فرمودند: أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ، یُقِیمَانِ أَوَدَهُمْ وَ یُنْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهُمَا، وَ یُبِیحَانِهِمُ النَّعِیمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهُمَا؛ (11) پدران این امّت حضرت محمد و حضرت على است. اگر از آن دو اطاعت کنند، کژىهاى آنان را اصلاح مىکنند و از عذاب دردناکشان نجات مىبخشند و همراهى با آن دو، نعمت جاودان ـ بهشت ـ را ارزانیشان مىدارد.
5. حضرت امام حسن(ع) فرمود: مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ، فَطُوبَى لِمَنْ کَانَ بِحَقِّهِمَا عَارِفاً، وَ لَهُمَا فِی کُلِّ أَحْوَالِهِ مُطِیعاً، یَجْعَلُهُ اللَّهُ مِنْ أَفْضَلِ سُکَّانِ جِنَانِهِ وَ یُسْعِدُهُ بِکَرَامَاتِهِ وَ رِضْوَانِه؛ (12) دو پدر این امت محمّد و علی هستند خوشا به حال کسى که عارف به حق آنها باشد و در تمام احوال از ایشان اطاعت کند خدا او را از بهترین ساکنین بهشت قرار مىدهد و سعادت و لطف و عنایت خدا را درمییابد.
بنابراین انسان دارای دو نوع پدر است؛ یک پدری که منشا تولد و پیدایش انسان است و دیگری پدر روحانی و معنوی که عهدهدار تربیت و کمال روحی و معنوی او است. بر این اساس میتوان گفت همه معصومان(ع) به لحاظ نقش تربیت معنوی و روحانی و هدایت و ارشاد امت حق پدری بر گردن امت دارند. در این حدیث نیز مسلما منظور، پدر نسبى نیست؛ بلکه ابوّت ناشى از تعلیم و تربیت و رهبرى است.
4. واژه «أم» برای حضرت زهرا(س)
در زیارت امه حضرت فاطمه زهرا (س) در بیستم جمادی الاولی، روز ولادت آن حضرت وارد شده: السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَ الْمُؤْمِنِینَ؛(13) در این زیارتنامه آن حضرت را به عنوان
«أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ» سلام میدهیم و ایشان را مادر مؤمنان خطاب میکنیم. از این رو میتوان ایشان را مادر این امت دانست.
قرآن کریم در آیه شش سوره احزاب از همسران پیامبر به عنوان «امّهات المؤمنین» نام میبرد: النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان] محسوب مىشوند. با توجه به این آیه حضرت خدیجه (س) مادر امت است.
البته باید توجه داشت در تشبیه همسران پیامبر به مادران مؤمنین فقط دو حکم شرعی از احکام مادر جاری میشود که وجوب احترام و حرام بودن ازدواج است و دیگر احکام مادر مثل ارث، جواز نگاه کردن (محرمیت)، خواهر بودن با دختران مادر و... در این لقب جاری نیست. (14)
شهید مطهری حکمت این لقب و سِرّ ممنوعیت ازدواج با زنان پیامبر را مورد سوء استفاده قرار نگرفتن و ابزار نشدن همسران پیامبر میداند که دارای شهرت و احترام در میان مسلمانان بودند و این احتمال وجود داشت که توسط عناصر خودخواه و ماجراجو برای رسیدن به اهداف سیاسی و اجتماعی طعمه واقع شوند. (15)
نتیجه
در معنای «أب» گفته شده، هر کسی که سبب پیدایش، اصلاح یا پیرایش و ظهور چیزى شود آن را «أَب» میگویند. یک پدر منشأ تولید و پیدایش انسان است که همان پدر جسمانی است و دیگری پدری است که منشأ تربیت و ترقّی و کمال انسان است که پدر روحانی قلمداد میشود.
پیامبر گرامی(ص) و حضرت علی(ع) پدران روحانی و معنوی امت هستند که با علم و حکمت، امت را تربیت و تعلیم داده و از آتش دوزخ دور میسازند. پیامبر اکرم برای امتش همانند پدرى مهربان بر فرزندان خویش بوده است و همین طور على ابن ابىطالب که شایستهترین امت او بود و پس از وفات رسول اکرم، وصى و جانشین وى و رهبر امّت قرار گرفت، او نیز براى امتش همانند پدرى مهربان و شفیق عمل مى کرد.
پینوشتها:
1. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج36، ص4، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق. باب 26 أن الوالدین رسولالله و أمیر المؤمنین؛ نیز همان، ج23، ص257، باب 15 تأویل الوالدین و الولد و الأرحام و ذوی القربى بهم. 2. سبحانی، جعفر، اصول الحدیث و احکامه فی علم الدرایه، ص35، مؤسسه الامام الصادق، چاپ چهارم، 1426ق. 3. ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین، ج1، ص261، اسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1395ق. 4. ابن بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، ص118، دفتر انتشارات اسلامى،قم، چاپ اول، 1403 ق. 5. لقمان، آیه 14. 6. کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، 1ص325، مؤسسه الطبع و النشر فی وزاره الإرشاد الإسلامی، تهران، چاپ اول، 1410 ق. 7. راغب اصفهانى، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، 4 ج1، ص140، مرتضوی، تهران، چاپ دوم، 1374ش. 8. ابن بابویه، محمد بن على، عیون أخبار الرضا، ج2، ص 85 و 86، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق؛ ابن بابویه، محمد بن على، علل الشرائع، ج1، ص127، کتابفروشى داورى، قم، چاپ اول، 1385ش؛ ابن بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، ص52، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ اول، 1403 ق. 9. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، 8 ج1، ص428، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق. 10 و11و 12. حسن بن على(ع)، امام یازدهم، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری، ص330، مدرسه الإمام المهدی، ایران، قم، چاپ اول، 1409 ق. 13. ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال، ج2، ص624، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1409 ق. 14. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، صص۲۰۵-۲۰۷، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سى و دوم، 1374ش. 15. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۱۹، ص۴۳۱، صدرا، 1390ش.
* محمدرضا حاجیانی