کد خبر: ۳۳۶۹۷۱
تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۱
گاردین:

ایران در برابر افزایش فشار، تسلیم نمی‌شود بلکه منسجم‌تر می‌شود

کارشناس اندیشکده اروپایی در یادداشتی تحلیلی توضیح می‌دهد که چرا دولت ترامپ باید تهدیدات اخیر مقامات ایرانی را جدی بگیرد و باید قبول کند که تحمیل فشار به معنای داشتن راهبرد نیست و نه تنها نمی‌تواند ایران را وادار به تسلیم کند، بلکه باعث می‌شود ایران دست به اقداماتی بزند که واشنگتن هرگز برای آن‌ها آماده نیست.
کارشناس مسائل ایران در اندیشکده انگلیسی مرکز سیاستگذاری بین‌المللی، یادداشتی را در نشریه گاردین منتشر کرده و توضیح می‌دهد ترامپ تلاش می‌کند با استفاده از برنامه تحریمی جدید، شکست خود در حمله به ایران را، به عنوان پیروزی به جامعه آمریکایی بفروشد. 
او تأکید می‌کند این اقدام، همانند تمام اقدامات پیشین ترامپ، با شکست مواجه می‌شود زیرا او تحمیل فشار را با داشتن یک راهبرد منسجم اشتباه گرفته است. این کارشناس با اشاره به سخنان سرلشگر رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی ایران، تأکید می‌کند در طرف ایرانی، قضیه کاملاً عکس است و یک منطق راهبردی منسجم مشاهده می‌شود که همواره در برابر فشار بیشتر، منسجم‌تر، جدی‌تر و منطقی‌تر رفتار می‌کند.
این کارشناس مسائل ایران در نهایت هشدار می‌دهد تشدید فشار اقتصادی به منظور از بین بردن تاب‌آوری اقتصادی مردم ایران و تسلیم کردن جمهوری اسلامی، اشتباهی تکراری‌ست که ترامپ مکرراً آن را آزموده است و در نهایت می‌تواند آمریکا را در برابر وضعیتی قرار دهد که هرگز برای آن آماده نیست.
ترامپ اعمال فشار را 
با داشتن یک راهبرد اشتباه گرفته است
این کارشناس مدعی‌ست که ایران نیز خواهان پایان جنگ است؛ او به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران ارجاع داده که گفته است ایران باید تا زمانی که هنوز می‌تواند از موضع «قدرت و عزت» مذاکره کند و در پی صلح باشد. اما همزمان تأکید می‌کند: «اینکه ایران به توافق نیاز دارد، با اینکه ایران بخواهد تسلیم شود، یکسان نیست.»
وی هشدار می‌دهد این تمایز بارها در تدوین سیاست ترامپ در قبال ایران از نظر دور مانده است و همین باعث شده که دولت ترامپ افزایش فشار را با داشتن یک راهبرد یکسان بپندارد و فراموش کرده که ایران هم توانایی انجام اقداماتی غیرقابل پیش‌بینی را در اختیار دارد.
واشنگتن باید مواضع تهدیدآمیز ایران را 
جدی بگیرد
این کارشناس معتقد است مقامات ایرانی تأکید کرده‌اند که افزایش فشارها، نتیجه‌ عکس خواهد داشت. از نگاه آن‌ها، هر مرحله جدید از تشدید فشار نشان می‌دهد که چرا کنار گذاشتن اهرم‌های فشار ایران، صرفاً این کشور را در برابر دور بعدی فشار آمریکا آسیب‌پذیر خواهد کرد. بنابراین، به عقیده این کارشناس راهبرد فعلی ایران ظاهراً ترکیبی از چانه‌زنی و تاب‌آوری است؛ تلاش برای دستیابی به توافق، در حالی که نشان می‌دهد می‌تواند فشار را بدون تسلیم شدن یا کنار گذاشتن شروط اساسی خود تحمل کند.
او تأکید می‌کند به همین دلیل باید اظهارات اخیر مقامات ارشد ایرانی را بیش از پیش جدی گرفت؛ بسیار بیشتر از آنچه که تاکنون در واشنگتن مورد توجه بوده است.
این کارشناس سپس به سخنان محسن رضایی، رئیس جدید شورای عالی امنیت ملی ایران اشاره کرد که به شکل صریح اعلام کرد «مشارکت در کارزار اقتصادی واشنگتن، به مثابه «اقدام جنگی» علیه ایران است.» سرلشگر رضایی تأکید کرد که تهران ابتدا تلاش خواهد کرد کشورهای همسایه را متقاعد کند که در این کارزار مشارکت نکنند، اما در صورت مشارکت آنها، منافعشان را هدف قرار خواهد داد؛ و هشدار داد که ایران می‌تواند مانع صادرات نفت کشورهای خلیج‌فارس از مسیرهایی شود که برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده‌اند.
تهدیدات دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران
 از وجود یک منطق راهبردی حکایت می‌کند
به عقیده او واشنگتن نباید این اظهارات را دست‌کم بگیرد و گمان کند که برای مخاطبان داخلی ایران مطرح شده است؛ بلکه این سخنان بازتاب‌دهنده یک منطق راهبردی منسجم است: «ایران نمی‌تواند آمریکا را از نظر اقتصادی شکست دهد، اما می‌تواند تلاش کند فشار اقتصادی علیه ایران را برای واشنگتن و کشورهایی که آمریکا برای اجرای آن به آن‌ها نیاز دارد، به‌قدری پرهزینه کند که عملاً غیرقابل اجرا شود». 
این کارشناس سپس به برخی تاکتیک‌هایی احتمالی مرتبط با این راهبرد اشاره می‌کند؛ ازجمله تشدید فشار بر تنگه هرمز، تهدید زیرساخت‌هایی که امکان استفاده از مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت را فراهم می‌کنند، یا اعمال فشار بیشتر بر منافع آمریکا در سراسر منطقه. 
او تأکید می‌کند شاید این اقدامات نتواند چندان به مردم عادی ایران کمک کند زیرا تشدید تنش، برای ایران نیز هزینه در پی دارد، اما دقیقاً به همین دلیل واشنگتن باید فراتر از آثار مستقیم و اولیه اقدامات خودش بیاندیشد و بداند که افزایش فشار می‌تواند، اقدامات شدید‌تری را از سوی ایران، به دنبال داشته باشد.
هیچ کشور اثرگذاری، آمریکا را در اعمال فشارهای بیشتر علیه ایران، همراهی نخواهد کرد
به عقیده کارشناس مرکز سیاستگذاری بین‌المللی، طرح ترامپ از جنبه دیگری نیز با ضعف جدی مواجه است. برای اینکه تهدید بسنت مؤثر واقع شود، واشنگتن باید بخش بزرگی از جهان را متقاعد یا مجبور کند که در این کارزار مشارکت کنند؛ به‌ویژه چین، که خریدار اصلی نفت ایران است.
این درحالی‌ است که پکن در جهت مخالف حرکت می‌کند. چین به شرکت‌های خود دستور داده است از تحریم‌های آمریکا علیه خریداران چینی نفت ایران تبعیت نکنند؛ همزمان، عالی‌ترین دادگاه چین اخیراً حکمی را برجسته کرده که بر اساس آن، یک شرکت سنگاپوری به دلیل تبعیت از تحریم‌های آمریکا مجازات شده است. پکن اکنون هشدار داده است که اگر منافع چین هدف قرار گیرد، «تمام اقدامات لازم» را اتخاذ خواهد کرد.
وقتی عوامل اجرای تحریم 
به خطرات تصمیم خود اعتراف می‌کنند
بنابراین، واشنگتن با انتخابی ناخوشایند روبه‌رو است: یا ادامه تجارت میان ایران و چین، کشورهای همسایه و سایر شرکای تهران را تحمل کند، یا فشار اجباری بر دولت‌ها، بانک‌ها و شرکت‌هایی را که این کانال‌ها را باز نگه می‌دارند، به‌طور چشمگیری افزایش دهد. چنین اقدامی خطر آن را دارد که رویارویی‌های اقتصادی آمریکا را چند برابر کند؛ آن هم در شرایطی که واشنگتن برای منزوی کردن تهران به همکاری بین‌المللی نیاز دارد. 
وی سپس به اعتراف ناخواسته بسنت اشاره می‌کند که وقتی از او پرسیده شد چرا واشنگتن فوراً گسترده‌ترین تحریم‌های ثانویه خود را اعمال نمی‌کند، به خطر بزرگ این اقدام اشاره کرد و پاسخ داد: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟».  به عقیده این کارشناس این وضعیت برای عملیاتی که با عنوان «روز سرنوشت اقتصادی» تبلیغ شده، به شدت مأیوس‌کننده و مایه شرمساری‌ست. 
مسئله اصلی تاب‌آوری‌ است؛ اقتصاد ایران
 در برابر اقتصاد جهانی تحت سلطه آمریکا؟
وی توضیح می‌دهد با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، کاخ سفید قطعا می‌داند که باید از تشدید تنش بیشتر خودداری کند؛ آن هم تنشی که می‌تواند جریان انرژی از خلیج‌فارس را بیش از پیش مختل کند و قیمت سوخت را به‌شدت بالا ببرد. تهران از این موضوع مطلع است و برنامه‌ریزی کرده تا بخشی از تجارت را به مسیرهای دیگری منتقل کند و همزمان هزینه‌های کافی به طرف مقابل تحمیل کند؛ به‌گونه‌ای که واشنگتن و شرکایش در نهایت، توافق را بر ادامه رویارویی ترجیح دهند.
این وضعیت، به عقیده کارشناس اندیشکده اروپایی، رقابت را به یک تقابل خطرناک بر سر میزان تاب‌آوری تبدیل می‌کند. واشنگتن روی این فرض شرط‌بندی کرده که اقتصاد ایران زودتر به‌طور کامل فرو بپاشد. تهران نیز روی این فرض حساب کرده که تحمل آمریکا برای ادامه جنگ و تحمل هزینه‌های اقتصادی فزاینده آن، زودتر از اقتصاد ایران از بین برود.
ترامپ با تکرار اشتباهاتش، آمریکا را در برابر چیزی قرار می‌دهد که هرگز برای آن آماده نیست
این همان نقص تکرارشونده در رویکرد ترامپ بوده است. در سال ۲۰۱۸، او توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با ایران را ترک کرد، با این هدف که شرایط مطلوب‌تری به دست آورد. اما ایران در مقابل، برنامه هسته‌ای خود را گسترش داد. قرار بود درگیری نظامی، تهران را وادار کند شروط آمریکا را بپذیرد. اما در عوض، جنگ گسترش یافت و تنگه هرمز به یکی از منابع اصلی اهرم فشار ایران تبدیل شد. اکنون قرار است تشدید فشار اقتصادی، کاری را انجام دهد که قدرت نظامی نتوانست انجام دهد.
به گزارش فارس، این کارشناس نتیجه می‌گیرد که آخرین تلاش ترامپ برای وادار کردن ایران به تسلیم، می‌تواند آمریکا را با قیمت‌های بسیار زیاد انرژی، یک رقیب سرسخت‌تر و منسجم‌تر و دور جدیدی از درگیری نظامی بسیار گسترده‌تر مواجه کند که واشنگتن هرگز برای آن آماده نبوده و نخواهد بود.

captcha