چرا نروژ با وجود بهترین حمایتهای اقتصادی همچنان جمعیت خود را از دست میدهد؟
سرویس خارجی-
تحقیقات میدانی و آماری، پرده از یک حقیقت مهم برمیدارد: حل بحران جمعیت، به چیزی فراتر از حمایتهای اقتصادی و افزایش یارانهها نیازمند است و آنچه امروز در ایران و بسیاری از کشورهای جهان به عنوان زنگ خطر جدی «پیری جمعیت» به صدا درآمده، صرفاً دلایل اقتصادی ندارد بلکه ریشه در دگرگونیهای عمیق فرهنگی، روانی و ساختاری دارد که با پاشیدن پول و دادن مرخصی، التیام نمییابد.
به تازگی دبیر ستاد ملی جمعیت کشورمان اعلام کرده میزان نرخ زاد و ولد در سال 1404 نسبت به سال 1403 شاهد کاهش 8.9 درصدی بوده است. کاهش زادو ولد و بحران جمعیت زنگ خطری جدی است که اکنون در بیشتر کشورهای جهان به صدا درآمده است. براساس برآوردهای انجامشده برای نخستینبار در طول تاریخ، امسال نرخ جهانی زاد و ولد به زیر سطح لازم برای جایگزینی جمعیت میرسد. نرخ باروری در ایران نیز طی سال 2025 ، 1.35 بوده است که به معنای پیرشدن جمعیت است. در نتیجه انجام اقدامات پیشگیرانه در این زمینه «ضروری» است.
بسیاری گمان میکنند مشکلات اقتصادی از جمله تورم، بیکاری، و گرانی مسکن تنها دلایل کاهش اشتیاق به فرزندآوری است. بیشک این عوامل مؤثرند، اما تقلیل بحران جمعیت به یک عامل، خطایی راهبردی است. تجربه دو دهه اخیر در سیاستگذاری جمعیتی بسیاری از کشورها نشان میدهد فرضیه «افزایش حمایت مالی برابر با افزایش جمعیت» در عمل با شکست مواجه شده است. در حقیقت گفتمان غالب در سیاستگذاری جمعیتی بسیاری از کشورها بر این فرض استوار است که مشکلات معیشتی و کمبود حمایتهای دولتی ریشههای اصلی کاهش زاداوری هستند. از اینرو، راهحل طبیعی شامل اقدامات حمایتی از جمله گسترش مرخصیهای والدین، یارانههای کودک و تسهیل دسترسی به مسکن به نظر میرسد. اما تجربه نروژ، به عنوان یکی از پیشروترین کشورهای جهان در حمایت از خانواده، این فرضیه را به چالش میکشد.
نروژ؛ آزمایشگاهی گرانقیمت
برای یک نظریه شکستخورده
نروژ به طور گسترده به عنوان یکی از بهترین مکانهای جهان برای فرزندآوری شناخته میشود. سیستم حمایت از خانواده در این کشور چنان جامع است که بسیاری از کشورها آن را الگوی خود قرار دادهاند. از جمله این سیاستها عبارتند از:
مرخصی والدین: والدین نروژی از ۱۲ ماه مرخصی کامل با حقوق برای تولد هر فرزند برخوردار هستند، به علاوه یک سال مرخصی اضافی پس از آن برای هر یک از والدین در نظر گرفته میشود. سهمیه ۱۵ هفتهای مرخصی اختصاصی برای پدران، نروژ را به یکی از پیشروترین کشورها در زمینه تقسیم مسئولیت والدین تبدیل کرده است.
مهدکودک همگانی و ارزان: از سال ۲۰۰۸، مهدکودک به حق قانونی تمام کودکان بالای یک سال در نروژ تبدیل شد و دولت با یارانههای گسترده، امکان ترکیب کار و زندگی خانوادگی را برای زنان و مردان فراهم کرد. اکنون بیش از ۹۷ درصد کودکان ۳ تا ۵ سال در نروژ به مهدکودک میروند.
کمکهای نقدی مستمر: کمکهای دولتی تا ۱۸ سالگی کودک به خانواده پرداخت میشود. مشوقهای ویژهای نیز برای والدین زیر ۳۰ سال در نظر گرفته شده است، از جمله کمک هزینه ۲۵ هزار کرونی برای معیشت بهتر خانواده.
با این حال، با وجود تمام این امکانات، نرخ باروری نروژ با کاهشی 30 درصدی، از ۱.۹۸ فرزند به ازای هر زن در سال ۲۰۰۹ به ۱.۴۴ در سال ۲۰۲۴ سقوط کرد. در سال ۲۰۲۳ نیز نرخ ۱.۴۰ در این کشور ثبت شد که پایینترین سطح در تاریخ نروژ بهشمار میرود. به عبارت دیگر، نروژ در حالی که بیش از هر کشور دیگری برای تشویق فرزندآوری هزینه میکند، یکی از شدیدترین کاهشهای زادآوری در میان کشورهای توسعهیافته را تجربه کرده است.
اسکاندیناوی، شکستخورده در سیاستهای حمایتی
واقعیت این است که تمام کشورهای حوزه اسکاندیناوی علیرغم داشتن پیشرفتهترین سیستمهای حمایت از خانواده در جهان با کاهش شدید زادآوری مواجه هستند. برای مثال، نرخ باروری در فنلاند در سال 2024 نسبت به سال 2010 شاهد کاهش 33 درصدی بوده است. سوئد نیز در همین بازه زمانی کاهش 28 درصدی نرخ باروری را تجربه کرده است. دانمارک نیز با نرخ زادآوری 1.46 در سال 2024، نسبت به سال 2010 کاهش 22 درصدی را شاهد بوده است.
این ارقام نشان میدهند مدل کشورهای حوزه اسکاندیناوی با تمام شهرتشان به عنوان الگوی موفق سیاستهای حمایت از خانواده، در افزایش نرخ زادو ولد ناتوان بودهاند. آمارها نشان میدهد نرخهای باروری در تمام کشورهای حوزه اسکاندیناوی از اواسط دهه ۱۹۶۰ به طور پیوسته کاهش یافته و در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده است. نکته تأملبرانگیزتر ماجرا، کاهش نرخ زاد و ولد در میان جوانان ۲۰ تا 30 ساله است. گزارش کمیته بررسی نرخ زاد و ولد نروژ تصریح میکند دلیل اصلی کاهش نرخ باروری در نروژ در ۱۵ سال گذشته این است که جوانان در دهه ۲۰ زندگی خود تعداد کمتری فرزند دارند. میانگین سن مادران برای اولین زایمان از ۲۸ به ۳۰ سال و برای پدران از ۳۱ به ۳۲ سال افزایش یافته است.
چرا پول و مرخصی کافی نیست؟
در حقیقت با آنکه نروژ جزو کشورهای ثروتمند جهان بهشمار میرود، اما حمایتهای مالی دولتی نیز نتوانسته است مانع از سقوط آزاد نرخ زاد و ولد شود که نشان میدهد این مسئله ریشههای عمیقتری دارد. «ادراک ذهنی افراد از شرایط اجتماعی» یکی از موانع اصلی افزایش نرخ زادآوری عنوان میشود. مطالعه صورتگرفته در نشریه جینس در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد علیرغم قدرت اقتصادی نروژ، نااطمینانی از آینده به عنوان یک عامل کلیدی در کاهش مستمر زادآوری مطرح است. این نااطمینانی صرفاً به درآمد فعلی مربوط نمیشود، بلکه به ادراک ذهنی افراد از آینده شامل مواردی همچون امنیت شغلی، تورم و هزینههای زندگی گره خورده است. برخی دلایل روانی نیز در این امر دخیل هستند.
مسئله دیگر، افزایش سرسامآور قیمت مسکن در شهرهای بزرگ نروژ است که به یکی از موانع اصلی فرزندآوری تبدیل شده است. شاخص خرید مسکن برای خانوادههای دارای فرزند در نروژ از ۳۹ درصد در سال ۲۰۱۵ به ۱۹ درصد در سال ۲۰۲۴ سقوط کرده که نشاندهنده کاهش خانهدار شدن زوجین دارای فرزند است. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در سال 2024 طی گزارشی دلایل بیشتری از عدم تمایل به فرزندآوری منتشر ساخت. در این گزارش تأکید شده: انتخابهای شخصی برای داشتن فرزند به طیف گستردهای از عوامل بستگی دارد، از جمله امنیت اقتصادی و مالی، هزینههای تربیت کودک، و هنجارهای اجتماعی. همچنین افزایش مشارکت زنان در بازار کار، هزینههای فرزندآوری را افزایش داده است. نروژ نشان میدهد که ریشههای بحران زادآوری بسیار فراتر از مسائل اقتصادی صرف بوده و به تغییرات عمیق فرهنگی، روانشناختی و ساختاری گره خورده است.
برای مثال، سبک زندگی و ارزشهای اجتماعی در نروژ شاهد تغییر گسترده بوده است. تحقیقات مؤسسه جمعیتشناسی ماکس پلانک نشان میدهد امروز در نروژ، بسیاری از جوانان دیگر بچهدار شدن را مهمترین هدف زندگی نمیدانند. آنها بیشتر به پیشرفت شغلی، سفر، تفریحات و زندگی شخصی خود اهمیت میدهند. علاوه بر این، از جنبه روانشناختی، والدگری فشرده (Intensive Parenting) یکی از جدیترین مشکلات غیرمادی است که خانوادهها اکنون درگیر آن هستند. والدگری فشرده یعنی سبکی از فرزندپروری که در آن والدین به جای پیروی از روشهای سنتی، زمان، احساسات و منابع بیشتری را صرف میکنند و خود را مسئول تمام امور فرزند میدانند. بالا رفتن توقعات از نقش پدر و مادری، خود به یک مانع بزرگ روانی برای بچهدار شدن تبدیل شده است. از دلایل دیگر کاهش زاد و ولد میتوان به تشکیل دیرهنگام نهاد خانواده، ترس از زایمان، باورهای اشتباه اجتماعی، تغییر اولویتهای زندگی، فردگرایی و خودمحوری، تغییر هنجارهای اجتماعی، و گریز از مسئولیتپذیری اشاره کرد؛ مسائلی که فراتر از مشکلات مادی، ریشه در ادراک اشتباه فرد از زندگی اجتماعی دارد.
چاره چیست؟
الگوی کشورهای حوزه اسکاندیناوی با وجود تمام دستاوردهایش در زمینه رفاه خانواده نتوانسته است از سقوط آزاد نرخ باروری جلوگیری کند. ریشههای اصلی بحران در تغییرات عمیقتری نهفته که شامل: تغییر در اولویتهای زندگی، افزایش انتظارات از نقش والدین، نااطمینانی فکری درباره آینده، و مسائل هنجاری و اجتماعی است. همانطور که در مورد نروژ مشاهده شده، مسائل ذهنی، ادراکی و هنجاری در جامعه از جمله دلایل کاهش زادآوری است. نروژ و دیگر کشورهای اسکاندیناوی به روشنی به ما میآموزند که حمایتهای دولتی و رفاه اقتصادی، هرچند لازم، اما بههیچوجه کافی نیستند و این درس تلخی برای ایران است که هنوز در ابتدای مسیر سیاستگذاری جمعیتی قرار دارد، و فرصتی طلایی برای پرهیز از آزمون و خطاهای پرهزینه است. اگر نرخ باروری در ثروتمندترین و حمایتگرترین کشورهای جهان سقوط میکند، پس باید پذیرفت که بحران جمعیت، ریشهای عمیقتر در تغییر باورها، اولویتهای زندگی، ترس از آینده و تعریف جدید از هویت والدینی دارد.