مؤسسه هارتلند زنگهای خطر را به صدا درآورد آمریکا در آستانه بحران غذا!
سرویس خارجی-
نشریه والاستریتژورنال به نقل از معاون مؤسسه هارتلند گزارش داد آمریکا بهدلیل کمبود کود در آستانه بحران غذایی است.
هشدار درباره امنیت غذایی آمریکا دیگر صرفاً به افزایش قیمت چند قلم کالای مصرفی محدود نیست و اکنون نشانههایی از یک آسیبپذیری عمیقتر در ساختار کشاورزی این کشور هویدا شده است. روزنامه والاستریتژورنال در گزارشی هشدار داده است که آمریکا ممکن است بهدلیل کمبود و افزایش هزینه کود، در معرض بحران غذایی قرار گرفته باشد. جف استیر، مشاور مؤسسه هارتلند، با اشاره به وابستگی زنجیره کشاورزی به نهادههای وارداتی، مدعی شده است که بخش مهمی از عرضه جهانی کود شیمیایی در اختیار کشورهایی قرار گرفته که واشنگتن آنها را رقیب یا دشمن خود میداند. از نگاه او، چین، روسیه و ایران در بازار جهانی کود نقش تعیینکنندهای دارند و هرگونه اختلال در این زنجیره میتواند هزینه تولید محصولات کشاورزی و در نهایت قیمت موادغذایی را بالا ببرد.
جنگی که به مزرعههای آمریکا رسید
نکته مهمتر اینجاست که هزینه سیاست خارجی تهاجمی واشنگتن علیه ایران ظاهراً در حال بازگشت به داخل مرزهای آمریکاست؛ البته درستتر آن است که بگوییم این بازگشت از همان آغاز تجاوزات آغاز شده و حالا تشدید شده است. در گزارشهای منتشرشده از سوی ایندیپندنت و فایننشالتایمز، افزایش هزینههای سوخت و کود پس از جنگ آمریکا علیه ایران، بهعنوان یکی از عوامل تشدیدکننده فشار بر کشاورزان آمریکایی مطرح شده است. فایننشالتایمز از وضعیت دشوار کشاورزان «کمربند ذرت» در غرب میانه آمریکا گزارش داده و نوشته است که برخی تولیدکنندگان غلات این شرایط را با یکی از بدترین بحرانهای چند دهه اخیر مقایسه میکنند.
اعتراف تلخ برای آمریکاییها درباره انرژی و غذا
حتی استدلال مطرحشده از سوی مشاور مؤسسه هارتلند، ناخواسته تصویری از همین وابستگی ارائه میدهد. او تأکید کرده است که گاز طبیعی ماده اولیه مهم تولید کودهای نیتروژنی است و پالایش نفت و گاز نیز گوگرد موردنیاز برای تولید برخی کودهای فسفاته را فراهم میکند. بنابراین امنیت انرژی و امنیت غذایی عملاً از یکدیگر جدا نیستند. این گزاره یک پیام سیاسی مهم برای واشنگتن دارد: کشوری که در سیاست خارجی خود دائماً از تحریم، محاصره اقتصادی، فشار بر مسیرهای انرژی و عملیات نظامی بهعنوان ابزار قدرت استفاده میکند، نمیتواند از تبعات این سیاستها مصون بماند.
افکار عمومی علیه جنگ
این فشار اقتصادی ظاهراً فقط در بازارها دیده نمیشود و به عرصه سیاست داخلی آمریکا نیز سرایت کرده است. براساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس، محبوبیت دونالد ترامپ به ۳۳ درصد رسیده و ۶۴ درصد آمریکاییها عملکرد او را تأیید نکردهاند. بلومبرگ نیز با استناد به نظرسنجیهای اخیر گزارش داده است که نارضایتی از نحوه مدیریت جنگ علیه ایران افزایش یافته است؛ در یک نظرسنجی، ۶۳ درصد از پاسخدهندگان از مدیریت جنگ توسط ترامپ ناراضی بودهاند و تنها ۲۵ درصد رضایت داشتهاند. اهمیت این ارقام زمانی بیشتر میشود که بدانیم نارضایتی فقط محدود به مخالفان سنتی جمهوریخواهان نیست. براساس دادههایی که بلومبرگ از یک نظرسنجی دیگر نقل کرده، ۷۱ درصد رأیدهندگان معتقد بودهاند جنگ تأثیر منفی بر وضعیت داخلی آمریکا گذاشته است.
نکته جالب دیگر آن است که در حالی که گزارشها از سقوط محبوبیت دونالد ترامپ پس از جنگ آمریکا علیه ایران حکایت دارد، رئیسجمهور سودایی آمریکا بهجای پاسخگویی درباره تبعات جنگ و افزایش هزینههای زندگی، توپ را به زمین رسانهها انداخته و خواستار تغییر مدیریت و مجریان شبکههایی مانند سیانان شده است؛ ترامپ در شبکه اجتماعی خود مدعی شده سیانان در «مارپیچ مرگ» قرار دارد، ادعایی که در سایه نتایج نظرسنجی رویترز و ایپسوس رنگ طعنهآمیزی پیدا میکند.
جنگ ایران؛ پاشنه آشیل جمهوریخواهان
این تغییر افکار عمومی میتواند برای دولت آمریکا هزینه سیاسی سنگینی داشته باشد. بلومبرگ گزارش داده است که حمایت جمهوریخواهان از جنگ نیز کاهش یافته و از ۷۷ درصد در ماه مارس به ۶۹ درصد رسیده است. در میان رأیدهندگان دموکرات، مخالفت بسیار شدیدتر است و طبق نظرسنجی مورد اشاره، ۹۶ درصد از نحوه مدیریت درگیری توسط ترامپ ابراز نارضایتی کردهاند. جسیکا رایس، رئیس بخش پژوهش و استراتژی مؤسسه تاورن، معتقد است آنچه جنگ ایران را به مسئلهای مهم برای نامزدهای دموکرات تبدیل میکند، خشم رأیدهندگان مستقل و حتی بخشی از جمهوریخواهان نسبت به هزینههای اقتصادی جنگ است. اینجاست که ماجرا از یک مناقشه خارجی به یک بحران داخلی تبدیل میشود: وقتی قیمت بنزین بالا میرود، هزینه کود افزایش مییابد و کشاورز با حاشیه سود کمتر مواجه میشود، دیگر توضیح درباره «ضرورت ژئوپلیتیکی» جنگ برای بسیاری از شهروندان کافی نیست.
سود نفتیها، هزینه مردم
در این میان، اتهام دیگری نیز فضای سیاسی آمریکا را ملتهب کرده است: اینکه بخشی از صنایع نفت و گاز از افزایش قیمت انرژی در نتیجه جنگ سود بردهاند، در حالی که مصرفکنندگان آمریکایی هزینه آن را پرداختهاند. الیزابت وارن، سناتور دموکرات، ترامپ را به فساد متهم کرده و گفته است شرکتهای نفتی همسو با او از جنگ علیه ایران سودهای کلان بردهاند. شبکه سیبیاس نیز گزارش داده است که براساس اسناد مالی مربوط به ترامپ، او به خرید و فروش سهام شرکتهای نفت و گاز طبیعی ادامه داده است؛ هرچند کاخسفید گفته ترامپ در این معاملات نقشی ندارد. این مسئله یک تناقض جدی ایجاد میکند: اگر جنگ با هدف تأمین امنیت آمریکا توجیه میشود، چرا منافع اقتصادی آن نصیب شرکتهای بزرگ انرژی شود، در حالی که راننده آمریکایی برای پُر کردن باک خودرویش هزینه بیشتری بپردازد و کشاورز آمریکایی نیز با افزایش قیمت سوخت و کود مواجه شود؟ وارن صراحتاً گفته است اگر هدف کاهش قیمت بنزین است، راهحل پایان دادن به جنگ است.