دستورالعمل عجیب و خطرناک مشاور معاون رئیسجمهور به اسم تعدیل قیمتها!
مشاور معاون رئیسجمهور و رئیس کل بانک مرکزی، پشت صحنه تصمیمسازی در دولت پزشکیان را عیان کرد و از آزادسازی قیمتها از جمله افزایش قیمت بنزین به قیمت ریختن خون مردم
دفاع کرد.
محمد صادقالحسینی که مشاور و عضو حلقه اصلی سقاب اصفهانی؛ معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی و عبدالناصر همتی؛ رئیس کل بانک مرکزی است، پشت صحنه خط فکری تصمیمسازی در دولت پزشکیان را عیانتر کرد.
او از آزادسازی قیمتها از جمله افزایش قیمت بنزین به قیمت ریختن خون مردم دفاع کرد و گفت کار سیاست این است که تعداد این خونهای ریخته را کمینه کند!
این اظهارات، واکنشهای گستردهای در پی داشت. برخی در این باره تذکر دادند که صادقالحسینی مشهوریتی از جنس شهرت «برادر» حاتم طائی دارد؛ چهرهای که از قامت یک خبرنگار اقتصادی با شبکهسازی رسانهای و نفوذ محفلی و پکیجفروشی و نوسانگیری خود را به اتاق فکر مدیرانی چون همتی و حلقههای سیاستگذار و مسئولان اقتصادی کشور تحمیل و در نقش «تئوریسین»
جا خوش کرد.
او امروز، نماد شاخص بنیادگرایی بازار آزاد و رسوب تفکر تعدیل ساختاری دهه 1370 در نسل جوان اقتصاد خوانده کشور است؛ همان جریانی که تئوریزه میکرد؛ «توسعه هزینه دارد و عدهای باید زیر چرخهای آن له شوند!»
شاهکار فکری این طیف، وقاحت بینظیر در تجویز شوک درمانی است؛ نسخههایی ویرانگر که خودشان به صراحت تبعات خونین آن را پیشبینی و توجیه و آن را توصیه میکنند و حتی با ارجاع به وقایعی چون میدان «تیان آن من» کشتار و له شدن طبقات فرودست را پیش شرط ناگزیر اصلاحات اقتصادی جا میزنند و میگویند اگر این نباشد خونریزی بیشتر است و جراحیهای مداوم خونین.
حال آنکه حادثه میدان تیان آن من علیه غربگراها و طرفداران آمریکا رخ داد و نماینده آمریکا هم برای طرفداری از آنها به پکن آمده بود و در حال بازگشت به آمریکا و هنوز روی آسمان پکن بود که آن حادثه رخ داد.
مبتلا به جنون خونریزی
هر بار که این دست پخت نئولیبرالی در قالب جراحی اقتصادی سفرههای مردم را به خاک سیاه مینشاند و جامعه را به نقطه انفجار میرساند و خونهائی از نیروهای مظلوم امنیتی و انتظامی و بچههای مردم با هدایت تیمهای موساد و گروهکهای تروریستی در تجمعات ریخته میشود با ژستی طلبکارانه مدعی میشوند: «نه! آنگونه که ما میخواستیم اجرا نشد.» این فرار رو به جلو شگرد همیشگی کسانی است که دچار جنون خونریزی مردم شده و اقتصاد کشور را هم به آزمایشگاه اوهام نظری خود تبدیل کردهاند.
مسئله امروز فراتر از یک نقد تئوریک است؛ پای هزینههای سنگین، امنیتی معیشتی و اجتماعی و اساس ایران در میان است. آنچه در دوران عادی انجام دادند کشور را به جنگ کشیده و امروز که وسط جنگ میخواهند اجرا کنند؛ خدا میداند چه آیندهای در انتظار ایران است؛ اگر جلوی اینها گرفته نشود.
قوه قضائیه کجاست؟
قوه قضائیه کجاست؟ قوهای که بهدرستی عناصر تروریستی و نامطلوب که تجمعات مردم را خونین کردند محاکمه میکند؛ چرا اینها که بستر اعتراضات خونین را فراهم کردند محاکمه نمیکند؟ نمیشود با مشاورههای خسارتبار و توصیههای شبه امنیتی کشور را به مرز بحران و اغتشاش و جنگ کشاند و همچنان آزادانه در رسانهها طلبکاری کرد.
میز محاکمه دقیقاً جای کسانی است که معیشت ملی را قربانی ایدئولوژی شوک درمانی کردند؛ سکوت در برابر این چهرهها چراغ سبز به تکرار فاجعه است.