کد خبر: ۳۳۶۸۶۶
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۷
نقد فیلم «مورتال کامبت ۲» (Mortal Kombat 2)/هالیوود زیر ذره‌بین

هجو امر قدسی

مسیح عرفان

فیلم «مورتال کامبت ۲» در سال ۲۰۲۶ توسط نیو‌لاین سینما که زیرمجموعه‌ی کمپانی اختاپوسی برادران وارنر است منتشر شد. این فیلم با بودجه‌ی ۸۰ میلیون دلاری و فروش حدود ۱۳۰ میلیون دلار به اثری زیان‌ده تبدیل نشد، اما فروش فوق‌العاده‌ای هم نداشت. جالب توجه است که مورتال کامبت ۲ در ایران بازدید بسیار زیادی داشت و تنها در سایت آپ تیوی حدود ۱۴۰ هزار دانلود داشته است. بنابراین نقد اثر از این جهت اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. ژانر فیلم «مورتال کامبت ۲» شامل کمدی سیاه، ماورایی تاریک، درام سیاسی، سبک زندگی و اکشن است. در ادامه به نقد و بررسی این فیلم می‌پردازیم.
قهرمان شرقی
سکانس افتتاحیه مورتال کامبت ۲ با مبارزه‌ بین دو سرزمین ماورایی آغاز می‌شود. لشکریان اَوت‌وُرلد به رهبری شاو کان به اِدِنیا حمله کرده است و می‌خواهد این سرزمین را تصرف کند. پادشاه ادنیا توسط شاو کان کشته می‌شود و سرزمین و زن و بچه‌ی پادشاه تبدیل به ملک شاو کان می‌شوند. فیلم‌ساز با تأکید تصویری بر کیتانا دختر پادشاه و نماهای نزدیک از صورت وی، قهرمانی وی را نوید می‌دهد. در ادامه نیز خواهیم دید که منجی داستان کیتانا است و انگیزه‌ وی برای کشتن شاو کان، انتقام پدرش و بازگرداندن سلطنت سرزمین به خاندان خودش است. فیلم‌ساز این‌گونه با استفاده از مضامین عدالت‌خواهانه، مبارزات متعدد پیش رو را برای مخاطب جذاب و اخلاقی جلوه می‌دهد. می‌دانیم حتی در تاریک‌ترین فیلم‌ها نیز نویسنده‌ اثر سعی می‌کند با استفاده از فضائل اخلاقی مخاطب را به خود جذب کرده و محتوای مد نظر خودش را به او منتقل کند. مورتال کامبت ۲ هم همین است و سکانس افتتاحیه نقش نوعی مخدر اخلاقی برای پذیرش محتوای سکانس‌های آینده را بازی می‌کند. قلاب اولیه فیلم جذب مخاطب به واسطه روحیه عدالت‌طلبی است.
شاو کان به دنبال مقام خدایی
شاو کان، غاصب پادشاهی ادنیا، به دنبال طلسمی خاص است. مادرِ کیتانا در دیالوگی می‌گوید این طلسم می‌تواند انسان را تبدیل به خدا کند! در ادامه نیز می‌بینیم که وقتی شاو کان این طلسم را به کار می‌گیرد، به‌راحتی قهرمان قسمت اول را می‌کشد و خودش نیز به نوعی جاودانه می‌شود. تا وقتی جادوی این طلسم پابرجاست، شاو کان نیز جاودانه است. بنابراین فیلم‌ساز با نگاهی سطحی و ماتریالیستی، جاودانگی را مساوی با خدا شدن می‌داند. در ادامه نیز طلسم توسط قهرمانان نابود شده و شاو کان کشته می‌شود. این در حالی است که مفهوم خدا در ادیان الهی به معنای وجود بی‌نهایت است و صرف جاودانگی کیلومتر‌ها حتی با مقامات عالی انسانی فاصله دارد چه برسد به خدایی و الوهیت. تمام انسان‌ها به تعبیری جاودانه هستند و در زندگی‌های بعدی خود در جهان‌های ماورائی حتی پس از مرگ به حیات ادامه خواهند داد.
در روند قصه، شاو کان به تعبیر فیلم تبدیل به خدا می‌شود و حالا قهرمانان باید با این موجود خداگونه‌ی شرور بجنگند. فیلم‌ساز مقامات معنوی را به جادوی سیاه و استفاده از طلسمات مادی تقلیل داده و اساساً هیچ تعالی و معنویتی به معنای دقیق در مورتال کامبت ۲ دیده نمی‌شود. در این سکانس‌ها مفاهیم خاصی مثل خدا، مبتذل شده و این الفاظ مقدس به یک هیولای نیمه‌جاودانه تقلیل پیدا می‌کند.
جانی کیج و پروپاگاندای هالیوود
یکی از عوامل مهم جذابیت مورتال کامبت ۲ شخصیت جانی کیج و بازیگرش است. جانی کیج بازیگر بازنشسته‌ی هالیوود است که در اوج پوچی به سر می‌برد، اما توسط معبد رایدِن دعوت می‌شود تا به عنوان ناجی زمین بجنگد! در نقد قبلی هم گفتیم که در اثر اساساً هیچ معیار اخلاقی برای انتخاب قهرمانان زمین وجود ندارد. همچنین در منحنی شخصیتی جانی کیج به دلیل شوخ بودن و پس از آن قدرت‌های ماورایی‌اش جذب او می‌شویم و سپس می‌بینیم که یک بازیگر هالیوودی چگونه به منجی زمین تبدیل می‌شود. این‌گونه فیلم به مخاطب منتقل می‌کند که نیازی نیست منجی آخرالزمانی شخصی الهی باشد، بلکه هر کسی حتی بازیگران هالیوود نیز می‌توانند زمین را نجات دهند. همکاری کِینو به عنوان یک شخصیت فاسد و تبهکار با قهرمانان نیز با همین هدف است تا سیستم فکری مخاطب در مورد منجی را به هم بریزد.
جادوی سیاه و مسئله‌ قدرت
در بازی‌ها و فیلم‌های مورتال کامبت، بدون شک جذاب‌ترین گروه قوی‌ترین گروه است. یعنی فیلمنامه طوری طراحی می‌شود که مخاطب با گروهی همسو شود که قدرت بیشتری دارند. در مورتال کامبت ۲ چندین بار از جادوی سیاه استفاده می‌شود. یکی در ماجرای طلسم جاودانگی شاو کان بود که اشاره کردیم. اما در سکانسی عجیب می‌بینیم که جادوگری به نام کوآن چی با استفاده از جادو، دو نفر را زنده می‌کند. یکی کِینو است که در آینده به قهرمانان زمین ملحق می‌شود و دیگری کونگ لائو است که تبدیل به دشمن زمین می‌شود. فیلم‌ساز نشان می‌دهد که با استفاده از قدرت تاریک می‌توان مردگان را زنده کرد و حتی یکی از این افراد هم تبدیل به قهرمان زمین می‌شود. بنابراین جادوی سیاه را عادی‌سازی و تبلیغ می‌کند.
قتل رایدن
دیدیم که شاو کان به دنبال جاودانه شدن است. اما لرد رِیدِن از ابتدا به عنوان خدای رعد و برق شناخته می‌شود. او در یک ترور آسیب می‌بیند و نزدیک است که کشته شود. باز هم روی کشته شدن یک خدا تأکید می‌شود تا مخاطب عملاً مفهوم متعالی خدا را فراموش کرده، عده‌ای انسان کوچک و محدود را به عنوان خدایان مشرکانه در مورتال کامبت ۲ بپذیرد. فیلم‌ساز تمرکز ویژه‌ای بر تحریف اعتقادات الهی و تقلیل آن به امور مادی و محدود دارد.
لذت‌گرایی و هدف زندگی
کِینو زنده می‌شود تا به شاو کان خدمت کند، اما به ناجیان زمین می‌پیوندد. او در توضیح انگیزه‌اش صراحتاً می‌گوید اِدِنیا (که یک جهان موازی است) به شدت حوصله سر بر است و دوست دارد در زمین بماند، مشروب بخورد و به فساد جنسی مشغول شود! قهرمان و ناجی زمین هدفش از نجات زمین کاملاً فردگرایانه و اومانیستی است و فیلم‌ساز با بالا بردن اهمیت حضور او در گروه ناجیان این دیالوگ‌ها را پر اهمیت‌تر می‌کند. اگر کِینو مسیرش را عوض نمی‌کرد کره‌ی زمین نابود می‌شد، بنابراین تغییر مسیر او در قصه حیاتی است. اما انگیزه‌ی او از این تحول چیست؟ لذات حقیر مادی! این‌گونه فیلم‌ساز به خوبی هدف زندگی انسان را به سبک زندگی هالیوودی و فساد جنسی تقلیل می‌دهد. همچنین قابل توجه است که ادنیا به عنوان جهان موازی هیچ جذابیت بصری ندارد و با رنگ‌های تیره و مکان‌های ساده در فیلم بازنمایی می‌شود، تا جایی که کینو هم دوست دارد به زمین برگردد! این نوع بازنمایی از جهان موازی با هدف کور کردن انگیزه‌ی معنویت‌گرایی در مخاطبان و ترویج ماتریالیسم در اثر قرار گرفته است.
جهنم یا بهشت؟
قهرمانان برای نابودی شاو کان و دار و دسته‌اش به اسکورپیون نیاز دارند. قهرمان افسانه‌ای سری مورتال کامبت که پس از مرگ در جهنم زندگی می‌کند! قهرمانان به جهنم می‌روند و بر خلاف تصورشان با یک باغ بسیار زیبا روبه‌رو می‌شوند. در ادامه متوجه می‌شویم که اسکورپیون با قدرت خودش واقعیتِ جهنم (Netherrealm/Hell) را تغییر داده و سختی‌های آنجا را برای خودش به شیرینی تبدیل کرده است!
فیلم‌ساز در این سکانس مهم نشان می‌دهد که اسکورپیون پس از مرگ به حاکم جهنم تبدیل شده است و علاوه‌بر تصویرپردازی سینمایی، در دیالوگ‌ها نیز مفهوم الهی جهنم را نابود می‌کند. کِینو ادبیات ادیان پیرامون جهنم و عذاب را تمسخر می‌کند و اسکورپیون نیز می‌گوید جهنم گوش به فرمان اوست. این‌گونه فیلم‌ساز مفاهیم مقدس را دستمالی می‌کند و به جای خدای بی‌نهایت، انسان‌هایی مثل اسکورپیون را می‌گذارد تا اومانیسم را در غلیظ‌ترین حالت ممکن تبلیغ کند.
نجات جهان و مسئله‌ منجی
یکی از مضامین اصلی مورتال کامبت مسائل آخرالزمانی است. شاو کان می‌خواهد به زمین حمله کند و آن را تصرف و یا نابود کند. پیش‌تر نیز گفتیم که آخرالزمان در سینما یعنی خطر و بحران مهلک جهانی. بنابراین فضای آخرالزمانی به دلیل خطر حمله‌ شاو کان در مورتال کامبت ۲ وجود دارد و کل جهان در معرض خطر است. ناجیان مختلفی نیز از زمین در مقابل شاو کان و لشکرش می‌ایستند. اما منجی نهایی کیست؟
لیو کانگ قوی‌ترین قهرمان زمین است. در سکانس‌های متعددی چه در این قسمت و چه در قسمت قبلی شاهد جادوهای بسیار جذاب و عظیم لیو کانگ هستیم. او با قدرت آتشینش به‌راحتی دشمنان را خاکستر می‌کند. اما وقتی توسط شاو کان شکست می‌خورد، می‌گوید او منجی زمین نیست و فرد دیگری شاو کان را می‌کشد.
منجی زمین کیتانا همان دختر شرقی است که در سکانس افتتاحیه او را شناختیم. کیتانا شاو کان را می‌کشد، ادنیا را آزاد می‌کند و زمین را نیز نجات می‌دهد. اینکه فیلم‌ساز یک مبارز زن با چهره‌ شرقی را به عنوان منجی معرفی می‌کند به دلیل تبعیت از افکار کابالیستی است. تخریب منجی ادیان الهی و معرفی منجی‌های ساختارشکن مثل کینو و کیتانا از اهداف مهم سینمای هالیوود است. همچنین قابل توجه است که کیتانا تنها فردی است که متعلق به تمدنی ماورائی از جهان موازی است و همزمان برای زمین می‌جنگد. این‌گونه فیلم‌ساز با تحریف مفهوم منجی، قهرمان نهایی را دختری شرقی از جهان موازی معرفی می‌کند تا هم به آرمان‌های جهانی‌سازی هالیوود کمک کند، هم ادبیات ادیان الهی را تخریب کند و هم نوعی منجی ماورایی را به اثبات برساند. منجی مونث شرقی در آثار دیگری همچون سریال سایه و استخوان و انیمیشن آرکین نیز دیده می‌شود. باید یادآوری کرد که بعضی فرقه‌ها به دنبال تبلیغ خدا/منجی مونث هستند و معمولاً تمدن آینده مشرکانه را هم در شرق آسیا دنبال می‌کنند.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
فیلم مورتال کامبت ۲ با لحن سرخوشی که دارد، در نگاه اول فیلم عمیقی به نظر نمی‌رسد. اما وقتی با دقت بیشتری به اثر می‌نگریم، ابعاد فلسفی و دینی عمیقی را در آن می‌یابیم که به شدت هولناک است.
مورتال کامبت ۲ هیچ مفهوم مقدسی را دست‌نخورده نگذاشته و مفهوم خدا، کمال انسانی، هدف زندگی، آخرالزمان، منجی و حتی زندگی پس از مرگ را تحریف می‌کند. همچنین روش کسب قدرت را در جادوگری و حتی جادوی سیاه به نمایش می‌گذارد.
اینکه چنین آثاری با محتوای کابالیستی و اومانیستی در هالیوود تولید می‌شود جای تعجب ندارد. زیرا ذات سینمای هالیوود بر پایه‌ همین تفکرات شکل گرفته است. اما اینکه در بسترهای رسمی داخلی بدون هیچ نقد و بررسی این آثار به‌راحتی دوبله و به صورت رایگان پخش می‌شود، خبر از ولنگاری فضای مجازی و ترک فعل مراکز فرهنگی مربوطه می‌دهد. به امید روزی که نقد محتوایی تبدیل به گفتمان عمومی شده و مخاطبان حداقل با نگاهی عمیق‌تر به تماشای این آثار بنشینند.

captcha