کد خبر: ۳۳۶۸۶۳
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰

اوکراین و ناتو بازندگان بزرگ جنگ ایران

اشاره: 
در حالی که جنگ حماقت‌آمیز آمریکا علیه ایران وارد ششمین ماه خود می‌شود، متحدان اروپایی واشنگتن در ناتو و نیز اوکراین از جمله بزرگ‌ترین بازندگان این منازعه هستند. تبعات جنگ ایران باعث شده است دولت آمریکا بیش از پیش از اروپا فاصله گرفته و اوکراین در موضع بسیار ضعیف‌تری در برابر روسیه قرار بگیرد. 

سرویس خارجی-
ریشه‌های جنگ اوکراین به نشست سران ناتو در سال 2008 باز می‌گردد، جایی که رهبران این ائتلاف نظامی تصمیم گرفتند در راستای سیاست گسترش ناتو به شرق، دو کشور اوکراین و گرجستان در حیاط‌خلوت روسیه را نیز به عضویت این نهاد درآورند. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی موسوم به ناتو پس از پایان جنگ جهانی دوم و در طول جنگ سرد برای اعمال سیاست مهار علیه اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شده بود. از این‌رو، بدیهی بود که روسیه اکنون با گسترش آن به مرزهای خود مخالفت کند. 
در نتیجه، درپی پافشاری رهبران ناتو به گسترش این ائتلاف به شرق، جنگ گرجستان در سال 2008 آغاز و مناطق اوستای جنوبی و آبخازیا از این کشور جدا شده و پرونده عضویت تفلیس در ناتو برای همیشه از روی میز برداشته شد. با این وجود، سازمان ناتو به رهبری آمریکا همچنان بر عضویت اوکراین در این ائتلاف نظامی تاکید داشت. با وقوع انقلاب رنگی در سال 2014 از سوی غرب در اوکراین، ناآرامی‌های این کشور آغاز شد و شبه‌جزیره کریمه به الحاق روسیه درآمد. این مسئله تیره‌شدن روابط غرب و مسکو را تشدید کرد به طوری آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان بعدها اذعان کرد پس از سال 2014 غرب مذاکرات ظاهری با روسیه را در قالب توافقنامه مینسک، با هدف فریب مسکو آغاز کرد تا اوکراین زمان کافی به منظور تسلیح و آماده شدن برای جنگ آینده داشته باشد.  جان مرشایمر، از برجسته ترین استراتژیست‌های جهان در این‌باره می‌گوید: گرچه اوکراین در سال‌های پس از 2014 به طور رسمی به عضویت ناتو درنیامد، اما آمریکا و ناتو با ارسال تسلیحات، آموزش نظامی، و همکاری‌های اطلاعاتی در عمل کی‌یف را به عضویت بالقوه در این ائتلاف نظامی درآورده بودند؛ مسئله ای که از چشم مسکو پنهان نماند و خشم کرملین را درپی داشت.  در نهایت، پس از بی‌توجهی دولت بایدن و سازمان ناتو به هشدارهای روسیه، در 24 فوریه 2022 
(5 اسفند 1400) جنگ اوکراین آغاز شد. کی‌یف به دلیل حمایت‌های نظامی و اطلاعاتی غرب، در ابتدا توانست دستاوردهایی در جبهه‌های نبرد کسب کند، اما با فرسایشی‌شدن جنگ، مسکو به پشتوانه توان بالای نظامی خود، دست بالا را در جبهه‌های نبرد کسب و نزدیک به 20 درصد از خاک اوکراین را تصرف و چهار استان دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپروژیا را به خاک خود ضمیمه کند. 
ضعف اوکراین در جنگ 
تا پیش از جنگ ایران در 28 فوریه (نهم اسفندماه)، کنگره آمریکا در مجموع بیش از 195 میلیارد دلار کمک‌های مالی و نظامی به اوکراین ارائه کرد که واشنگتن را به بزرگ‌ترین حامی کی‌یف در جنگ با روسیه تبدیل کرده بود. علی‌رغم این حجم از سرمایه‌گذاری‌های مالی و نظامی آمریکا در یک جنگ نیابتی، اوکراین به طور فاجعه‌آمیزی در موضع ضعف در برابر روسیه قرار داشت. 
این ضعف چنان آشکار بود که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین در ماه‌های منتهی به جنگ ایران، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس به صراحت اعلام کرد بدون کمک‌های تسلیحاتی جدید، اوکراین قادر به حفظ خطوط‌مقدم خود تا پایان سال ۲۰۲۶ نیست. اما صدای کی‌یف در سالن‌های کنگره آمریکا که اکنون درگیر لابی‌ اسرائیل برای جنگ با ایران شده بود، به پژواکی بی‌اثر تبدیل شد. ضعف استراتژیک اوکراین پیش از جنگ ایران، یک راز پنهان نبود؛ آنچه باعث فاجعه شد، زمین‌گیر شدن آمریکا در این جنگ و تضعیف توان نظامی‌اش بود که ضعف اوکراین در برابر روسیه را از یک تهدید نظری به یک واقعیت عملی تبدیل کرد.
در برابر این بحران، اتحادیه اروپا که خود گرفتار رکود صنعتی و افزایش هزینه‌های انرژی ناشی از قطع انتقال انرژی ارزان روسیه بود، بیش از آنکه توان نجات اوکراین را داشته باشد، خود درگیر مشکلات ناشی از جذب آوارگان اوکراینی شد. براساس گزارش کمیسیون اروپا در ژوئیه ۲۰۲۶، کشورهای عضو به‌ طور متوسط تنها ۳۴ درصد از تعهدات تسلیحاتی خود را درباره اوکراین عملیاتی کردند و وعده‌های پاریس و برلین برای ارسال سامانه‌های پدافندی به کی‌یف، بیش از آنکه راهکاری عملی باشد، یک مسکن سیاسی برای مدیریت افکار عمومی خسته از جنگ بود.
کی‌یف در 3 حوزه به‌شدت در برابر مسکو در موضع ضعف قرار داشت: 
نخست آنکه، اوکراین به مراتب اقتصاد ضعیف‌تری نسبت به روسیه دارد. در سال 2021 و پیش از آغاز جنگ، تولید ناخالص داخلی اوکراین تنها 200 میلیارد دلار بود. این رقم برای روسیه یک هزار و 850 میلیارد دلار بود که نشان دهنده قدرت بالای اقتصادی مسکو برای اعمال هزینه‌های سنگین در حوزه نظامی بود. پس از جنگ، اقتصاد کی‌یف دچار رکود شد و علی‌رغم کمک‌های اقتصادی اتحادیه اروپا و آمریکا، اقتصاد این کشور نتوانست تولید ناخالص داخلی خود را ارتقا دهد و اکنون نزدیک به نرخ پیش از جنگ (211 میلیارد دلار) است. با این حال، اطلاعات بانک جهانی در سال 2025 نشان می‌دهد تولید ناخالص داخلی روسیه به 2 هزار و 561 میلیارد دلار رسیده که حدود 12 برابر اقتصاد اوکراین است. بدیهی است مسکو اکنون دست بازتری برای مدیریت جنگ پرهزینه دارد و کی‌یف از جنبه اقتصادی به‌شدت به کمک‌های غرب وابسته است. 
از سوی دیگر، کی‌یف سال‌هاست با مشکلات جمعیتی دست به گریبان است. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل کشور اوکراین در سال 1991، این کشور 52 میلیون نفر جمعیت داشت. با این حال، پیش از آغاز جنگ در سال 2022، جمعیت اوکراین به دلیل مهاجرت و نرخ پایین زاد و ولد به 
44 میلیون نفر رسید. با آغاز جنگ، اوکراین 
20 درصد از مناطق شرقی خود را از دست داد و به طور همزمان شاهد آواره‌شدن میلیون‌ها غیرنظامی به خارج از کشور بود. این مسئله جمعیت مناطق تحت کنترل اوکراین را به زیر 30 میلیون نفر رساند. این بدان معناست که کی‌یف برای تأمین نیروی نظامی در بیش از یک‌هزار کیلومتر از جبهه‌های نبرد با روسیه با مشکل جدی مواجه است. در سوی مقابل، اکنون جمعیت روسیه 143 میلیون نفر برآورد می‌شود. با توجه به جمعیت بیشتر و نیز فعالیت پیمانکاران خصوصی نظامی، مسکو فشاری از جهت تأمین نظامیان برای جبهه نبرد ندارد. 
مهم‌تر از همه، اوکراین صنعت نظامی بسیار ضعیفی دارد. استفن والت، از رئالیست‌های برجسته جهان در تئوری موازنه وحشت خود، بر این باور است ایجاد موازنه به درک کشورها از نیات تهاجمی طرف مقابل بستگی دارد. از آنجا که اوکراین سال‌ها روابط نزدیک با روسیه داشته و هیچ‌گاه تصور حمله یک دولت بزرگ خارجی به خود را نداشت، اقدام به توسعه صنایع نظامی‌اش نکرد. با شروع جنگ، کی‌یف به‌شدت نیازمند تسلیح نظامیان خود در جبهه‌های نبرد بود. به دلیل ناتوانی داخلی، این کشور به کمک‌های نظامی غرب و در راس آنها آمریکا وابسته است. اما در سوی مقابل، روسیه میراث‌دار صنایع نظامی گسترده به جای مانده از اتحاد جماهیر شوروی است. از این‌رو، مسکو نه‌تنها نیازمندی‌های نظامی خود را تأمین می‌کند بلکه آمارها نشان می‌دهد پیش از آغاز جنگ، دومین صادرکننده بزرگ تسلیحات در جهان بوده است. 
برای درک عمق این فاجعه، کافی است به گزارش مؤسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم (SIPRI) که در مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، توجه کرد. براساس این گزارش، روسیه در سال ۲۰۲۵ به تنهایی بیش از کل تولید تسلیحات اروپا و اوکراین، مهمات توپخانه‌ای تولید کرده است. این برتری در تولید بدان معناست که روسیه می‌تواند در هر شبانه‌روز ۳ برابر اوکراین گلوله توپخانه در جبهه‌های نبرد شلیک کند. جنگ ایران و بسته شدن مسیر تأمین موشک‌‌های دفاع هوایی همانند پاتریوت در حقیقت میخ آخر بر تابوت اوکراین بود. در سوی دیگر میدان، معادله جمعیت به طرز هولناکی علیه اوکراین عمل می‌کند. برآوردهای محافظه‌کارانه نشان می‌دهد که از آغاز جنگ تا آگوست 2026 (مردادماه 1405) نزدیک به ۹ میلیون اوکراینی (عمدتاً زنان و کودکان) به خارج مهاجرت کرده‌اند و نرخ زاد و ولد در مناطق تحت کنترل کی‌یف به کمتر از نیمی از نرخ جانشینی رسیده است. این یعنی اوکراین نه‌تنها هم‌اکنون با کمبود نیرو مواجه است، بلکه اکنون تا دو دهه آینده، هیچ چشم‌اندازی برای بازسازی ارتش خود نخواهد داشت. مرشایمر می‌گوید در یک جنگ فرسایشی، برنده کسی است که جمعیت و قدرت اقتصادی بالاتری داشته باشد؛ مواردی که اوکراین در هر دوی آنها در موضع ضعف قرار دارد. 
در نتیجه، به دلیل جمعیت کمتر، قدرت اقتصادی پایین‌تر، و ناتوانی در تولید تسلیحات در ابعاد گسترده؛ اوکراین اکنون به‌شدت نیازمند کمک‌های خارجی است. دولت بایدن گرچه به طور گسترده اقدام به تخصیص بودجه برای جنگ نیابتی با روسیه کرد، اما با روی کار آمدن ترامپ در کاخ‌سفید، شیر کمک‌های بی‌حساب و کتاب بسته شد. با این وجود، حتی دولت ترامپ نیز به حمایت‌های از اوکراین پایان نداد. کاخ‌سفید در این دوره از پایان حمایت‌های رایگان به کی‌یف خبر داد اما اعلام کرد متحدان اروپایی آمریکا می‌توانند تسلیحات لازم را از این کشور خریداری کنند و آن را در اختیار اوکراین قرار دهند. 
گرچه اروپایی‌ها از قطع حمایت‌های نظامی رایگان ترامپ از اوکراین ناراضی بودند، ولی دست‌کم توانستند تسلیحات آمریکایی را به کمک وام‌های اقتصادی تأمین و به ادامه تسلیح کی‌یف ادامه دهند. مسئله‌ای که زمان زیادی به طور نینجامید. 
در چنین بستر شکننده‌ای، شروع جنگ ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، همچون قطعه پایانی پازل، تمام روزنه‌های امید را بر روی کی‌یف بست. دولت ترامپ برای تأمین مهمات جنگ در خلیج‌فارس، دستور انتقال محموله‌های موشکی پاتریوت، اسلحه‌های ضدزره و حتی فشنگ‌های ۱۵۵ میلی‌متری را که قبلاً برای ارسال به اوکراین اختصاص داده شده بود، به پایگاه‌های آمریکایی در اطراف ایران صادر کرد. به عبارت دقیق‌تر، ترامپ با یک تصمیم جنجالی، جنگ با ایران را بر اوکراین و متحدان ناتو ترجیح داد و در عمل کی‌یف را در حالی که خطوط‌مقدمش در حال فروریختن بود، خلع سلاح کامل کرد.
جنگ ایران و پایان کار اوکراین
حماقت ترامپ در ورود به جنگ ایران، به ناگاه به نقطه عطفی در جنگ اوکراین تبدیل شد. همانطور که پیش‌تر گفته شد، کی‌یف برای ادامه جنگ به‌شدت نیازمند دریافت کمک‌های تسلیحاتی غرب به‌ویژه موشک‌های پاتریوت بود. از آنجا که از ابتدای جنگ برتری هوایی در جنگ به طور کامل در اختیار روسیه بود، اوکراین برای مقابله با حملات مسکو نیازمند تقویت دائمی سامانه‌های دفاعی‌اش بود. زلنسکی نبود سامانه‌های دفاعی و کمبود موشک پاتریوت را از جمله دلایل آسیب‌پذیری این کشور در برابر روسیه خوانده است. گرچه آمریکا در نهایت مجوز تولید موشک‌های پاتریوت را به کی‌یف داد، اما مرشایمر بر این باور است فرآیند تولید این موشک‌ها زمانبر بوده و بعید است اوکراین بتواند در کوتاه‌مدت از این قابلیت در جبهه‌های نبرد بهره ببرد. 
گرچه جهش تولید پهپادهای انتحاری در اوکراین و کمک‌های نظامی و اطلاعاتی ناتو طی ماه‌های اخیر به کی‌یف امکان انجام عملیات‌های تهاجمی در عمق خاک روسیه را داده و این مسئله به آسیب به پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌های برق، و صادرات انرژی مسکو منجر شده است، اما جان مرشایمر بر این باور است این مسئله به هیچ عنوان حقایق جبهه‌های نبرد را تغییر نمی‌دهد. فراتر از آن، روسیه اکنون بندر اودسا اوکراین را در اقدامی تلافی‌جویانه آماج حملات خود قرار داده است. نزدیک به 80 درصد از صادرات اوکراین که شامل بخش اعظمی از محصولات کشاورزی این کشور می‌شود از اودسا انجام می‌شود و ناامنی در این بندر به معنای قطع دسترسی کی‌یف به دریای سیاه است. اوکراین برای نجات خود اکنون به شدت نیازمند حمایت‌های غرب و در رأس آنها آمریکاست؛ مسئله‌ای که با مشکل جدی مواجه شده است. 
در حقیقت، حملات گسترده نیروهای ایرانی و زمین‌گیر شدن نظامیان آمریکایی، به کاهش شدید مهمات واشنگتن منجر شد به طوری که آمریکا اکنون حتی مجبور به انتقال مهمات و تسلیحات از سایر مناطق استراتژیک از جمله شرق آسیا به خاورمیانه شده است. در این حالت، حتی اگر متحدان اروپایی آمریکا نیز سفارش خرید موشک‌های پاتریوت برای اوکراین را بدهند، واشنگتن توان لازم برای تأمین آن را ندارد. ضربات گسترده نیروهای مسلح ایران به آمریکا و متحدانش در منطقه طی جنگ اخیر کار را به جایی رسانده است که واشنگتن مجبور شد حتی فروش 14 میلیارد دلار تسلیحات به تایوان را به حال تعلیق درآورد. بدیهی است زمانی که آمریکا توان اجرای تعهدات نظامی قبلی را ندارد، توان تأمین سفارش‌های تسلیحاتی جدید از سوی اوکراین را نیز نخواهد داشت.  جان مرشایمر می‌گوید روسیه اکنون پی به ضعف توان پدافند هوایی اوکراین برده و در حال وارد آوردن ضربات دردناک به این کشور است. جنگ ایران باعث شد تمرکز آمریکا از سایر مناطق از جمله شرق آسیا و اروپا به خاورمیانه معطوف شود. واشنگتن اکنون خود به‌شدت از کمبود مهمات رنج می برد و همین مسئله گزینه‌های نظامی ترامپ را محدود می‌کند.  با این حال، بازنده تحقیر ترامپ در برابر ایران، تنها اوکراین نیست؛ ناتو به‌عنوان یک پروژه امنیتی، بیش از هر زمان دیگری از زمان جنگ سرد دچار دوگانگی راهبردی شده است. اعضای شرقی ناتو (لهستان و کشورهای حوزه بالتیک) با دیدن این صحنه که چگونه منافع غرب آسیاییِ واشنگتن، امنیت اروپا را قربانی می‌کند، اعتماد خود به تعهدات آمریکا را از دست داده‌اند. گزارش‌های پنتاگون در ژوئیه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که حداقل سه کشور عضو ناتو، مذاکرات محرمانه برای افزایش توان دفاعی مستقل از آمریکا را آغاز کرده‌اند. این یعنی جنگ ایران، علاوه بر تأثیرات ویرانگر بر اوکراین، زخم عمیقی بر پیکره وحدت فراآتلانتیکی وارد کرده است که التیام آن، سال‌ها زمان خواهد برد.
در نهایت، در تاریخ سیاسی قرن بیست‌ویکم حماقت راهبردی ترامپ این‌گونه ثبت خواهد شد که او با گشودن جبهه‌ جنگی بی‌حاصل در برابر ایران، نه‌تنها غرب آسیا و منافع آمریکا و متحدانش را به کام آتش کشید، بلکه در یک سوی دیگر جهان، اوکراین را در اوج جنگ با روسیه رها کرد و پیمان ناتو را به نهادی نمایشی و بی‌اعتبار تبدیل کرد. روسیه، که تنها منتظر یک اشتباه راهبردی از سوی غرب بود، اکنون با کمترین هزینه، بزرگ‌ترین دستاورد ژئوپلیتیک خود را در اروپای شرقی به دست آورده است. مرشایمر بر این باور است روسیه و چین بزرگ‌ترین برندگان شکست آمریکا در جنگ با ایران هستند و متحدان واشنگتن در شرق آسیا و اروپا از جمله اوکراین و سازمان ناتو بزرگ‌ترین بازندگان حماقت ترامپ به‌شمار می‌روند. 

captcha