فرهنگسازی و جهاد تبیین امام صادق(ع) برای نهضت عاشورا
حسین زارعی
نهضت عاشورا پس از سال ۶۱ هجری، فراتر از یک حادثه تاریخی، به شناسنامه هویت شیعه تبدیل شد؛ اما این تحول عمیق، مدیون روشنگریِ خاندان اهل بیت(ع)، خصوصا امام صادق(ع) است.
ایشان در مواجهه با جامعهای رخوت زده که تحتتأثیر تبلیغات حاکم قرار داشت، اقدام به بازتعریف پیوند عاطفی، عقیدتی و سیاسی با قیام کربلا کردند.
پیشوای ششم با طراحی راهبردهای منسجم، یاد و پیام سیدالشهدا(ع) را در لایههای فردی و اجتماعی شیعه هدایت فرمودند.
بازسازی شخصیت امام حسین(ع)
بهعنوان امام و محور نهضت شیعه
راهبرد نخست امام صادق(ع) برای اصلاح تصویر ذهنی جامعه و هدایت افکار عمومی، بازسازی شخصیت امام حسین(ع) در جایگاه امام و محور نهضت شیعه بود. حضرت برای تغییر نگرش جامعهای که تحتتأثیر تبلیغات امویان قرار داشت، با تبیین دقیق ابعاد مظلومیت، امامت و حقانیت سیدالشهدا، تصویر ایشان را در وجدان عمومی احیا کردند.
ایشان از یک سو با تصویرسازی هنرمندانه و روایی از حوادث جانسوز کربلا، همچون تنهائی، غربت و شهادت در اوج تشنگی اباعبدالله، عواطف جامعه را بیدار کرده(1) و از سوی دیگر، با عباراتی عمیق، آن حضرت را خون خدا و کشته خداوند معرفی میکردند. (2)
در راستای اثبات حقانیت، امام صادق(ع) سیدالشهدا را پاکترین پاکان توصیف کرده و دشمنان ایشان را فریبخوردگان دنیا معرفی کردند که بهره ابدی خود را به پستترین متاع دنیوی فروختند و علیه حجت خدا همپیمان شدند.(3)
حضرت با تأکید بر شأن نورانی و قدسی امام حسین(ع)، ایشان را هدایتگر به سوی رسولالله و حجت بالغه خداوند معرفی کردند (4) و با تثبیت مقام شفاعت برای ایشان، تمنای همراهی با آن حضرت در بهشت را در دل شیعیان نهادینه ساختند. (5)
در نهایت، این تصویر مقدس با آموزش آداب زیارت تکمیل میشد؛ آدابی مانند غسل کردن و با بدنی پاکیزه و با پای برهنه به زیارت رفتن، چرا که دیدار با طیب و طاهرترین فرد خواهد بود. (6) این اقدامات، شخصیت امام حسین(ع) را از یک کشته تاریخی، به محور حقانیت و قطب عالم امکان در ذهنیت شیعه تبدیل کرد.
تأسیس نهاد اجتماعی زیارت
و تغییر نگرش عمومی به حائر حسینی
پس از آنکه چهره امام حسین(ع) در اذهان بازسازی شد، دومین مؤلفه بنیادین در سیره فرهنگی امام صادق(ع)، تغییر نگرش عمومی نسبت به زیارت و اجتماع بر مدار سیدالشهدا و تأسیس نهاد زیارت برای بازسازی روابط اجتماعی و هویتبخشی به جامعه شیعه بود.
امام صادق(ع) زیارت را از یک عمل فردی به یک شبکه ارتباطی منسجم و هویتبخش ارتقا دادند. ایشان با استفاده از ظرفیتهای تشویقی بینظیر، پاداش زیارت اباعبدالله را معادل دهها حج و عمره مقبول عنوان کرده و آن را عامل اصلی رفع حزن، اندوه و گشایش در امور معرفی نمودند. (7)
حضرت با نهادینهسازی زیارت در تقویم عبادی شیعه و تعیین زمانهای ویژهای چون روزهای عرفه، نیمه شعبان، اعیاد اسلامی و بهویژه روز عاشورا، اجتماعات ادواری و منظمی را بر مدار مزار سیدالشهدا پایهریزی کردند.(8)
ایشان برای تعمیق این نگرش، قداست حائر حسینی(محدوده پیرامونیِ حرم امام حسین) را در ادراک عمومی برجسته ساخته و بیان فرمودند که چهار هزار فرشته به فرماندهی فرشتهای به نام منصور که برای یاری امام آمده بودند، پس از شهادت ایشان با حالتی غبارآلود در کنار قبر مطهر ماندگار شدهاند و پیوسته به استقبال زائران رفته، در بیماری عیادتشان میکنند و تا روز قیام حضرت حجت منتظر و خادم زائران خواهند بود.(9)
افزون بر این، امام زیارت را بمثابه یک تکلیف و وظیفه تشکیلاتی مطرح کردند و با لحنی توبیخی هشدار دادند که اگر فردی تمام عمر به حج برود اما زیارت اباعبدالله (ع) را عمداً ترک کند، حق خداوند و حق رسول او را ضایع کرده است.(10) این سازوکار دوگانه تشویق و الزام، نهاد زیارت را از یک امر صرفاً مستحب، به شریان حیاتی جامعه شیعه تبدیل کرد.
اشاعه فرهنگ عزاداری
و تثبیت گریه به مثابه یک مناسک سیاسی
سومین راهبرد اساسی امام صادق(ع)، اشاعه فرهنگ عزاداری برای امام حسین(ع) در جامعه و تبدیل سوگواری به مناسکی سیاسی، اجتماعی و هویتساز بود.
ایشان با توصیفگریه و سوگواری مداوم ارکان عالم هستی، ملائکه، آسمانها و زمین و بزرگانی همچون حضرت صدیقه طاهره (س) و امام سجاد(ع) بر مصائب کربلا، عظمت این سوگ را در افکار عمومی ترسیم کردند. (11)
سیره عملی حضرت نیز الگوی مجسم این فرهنگ بود. راویان نقل کردهاند که هرگاه در روزی نام اباعبدالله(ع) نزد ایشان برده میشد، تا پایان آن روز کسی تبسمی بر لبان مبارکشان نمیدید و حزن، سراسر وجودشان را فرا میگرفت.(12)
امام با باز تولید مناسک عزاداری، تشویق شاعران به نوحهسرایی، مقتلخوانی و برپایی مجالس روضهخوانی خانگی و عمومی، این فرهنگ را در تار و پود زندگی شیعیان رسوخ دادند. (13)
حضرت همواره به شیعیان اهمیت و قداست اشک را یادآور میشدند و با دعوت صریح به سوگ و بکاء، وعده قطعی دادند که هر کس حتی به اندازه بال مگسی در عزای امام حسین(ع) اشک بریزد، خداوند پاداشی جز بهشت برای او نخواهد داد.(14)
مهمتر از همه، در فرهنگسازی امام ششم، یک تغییر نگرش فقهی و فرهنگی مهم نیز رخ داد؛ ایشان تصریح کردند که هرچند جزع و بیتابی در مرگ افراد عادی مکروه و ناپسند است، اما این عمل در سوگ و عزای حسین بن علی(ع) استثنا بوده و نه تنها کراهت ندارد، بلکه دارای پاداش و ثواب عظیم الهی است. (15) این استثناگرایی،گریه را به سلاحی برای حفظ مکتب و اَبزاری برای اِبراز وفاداری به جریان حق و نفی جریان باطل تبدیل کرد.
صورتبندی هویت شیعی از طریق دشمنشناسی
چهارمین مؤلفه در الگوی مدیریت تصویر توسط امام صادق(ع)، دشمنشناسی و صورتبندی دقیق از جریان باطل بود. شیعه برای حفظ انسجام درونی خود نیازمند شناخت دقیق «دیگری» و مرزبندی با جبهه باطل بود. امام با واردکردن ادبیات لعن و برائت در متون زیارتی، چهره واقعی دشمنان را در چهار گروه مشخص دستهبندی کردند: مسببین و پایهگذاران ظلم، قاتلان و عاملان میدانی، فراهمکنندگان زمینههای جنایت و راضیان یعنی کسانی که در واقعه حضور نداشتند اما از آن خشنود بودند. حضرت در تبیین گروه اخیر فرمودند: «...خداوند لعنت کند کسی را که وقتی خبر قتل تو به او رسید راضی گشت.»(16)
این تصویرسازی محدود به قاتلان سال ۶۱ هجری نماند؛ امام با معرفی دشمنان نوعی و پیونددادن جریان اموی به طاغوتهای هر عصر، به شیعیان آموختند که تقابل حق و باطل فرا تاریخی است بنابراین، لعن تنها نثار امویان یا مردگانی که طعمه حشرات شدهاند نمیشود، بلکه هر حاکم جائری که حق اهلبیت را غصب کرده و ولایت الهی آنان را در جامعه انکار کند، در امتداد همان جبهه کفر قرار دارد. (17) این صورتبندی دقیق از دشمن و تأکید بر تداوم خط نفاق و کفر، روحیه ظلمستیزی و مقاومت را در برابر حکومتهای جور اموی و عباسی زنده نگه داشت و هویت سیاسی شیعه را در قالب مکتبی مبارز تثبیت کرد.
پیوند زدن نهضت عاشورا به قیام منجیِ موعود
و تضمین تداوم مبارزه
پنجمین و غاییترین مؤلفه الگوی امام صادق(ع)، یگانگی، تداوم و تکامل قیام از امام حسین(ع) تا حضرت قائم (عج) بود که بهعنوان عنصر بقا، امید و نیروی محرکه جامعه شیعه عمل میکرد.
امام با تأکید بر وعده تخلفناپذیر الهی مبنی بر پیروزی نهائی قیام عاشورا، پیوستگی جریان امامت را تبیین کردند و به جامعه آموختند که نهضت حسینی پایان نیافته و توسط تمامی ائمه در حال تکمیل است. ایشان دستور دادند که زائران در کنار مضجع شریف همه امامان، عبارت « اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَهِ قَبْرِ ابْنِ نَبِیکَ ...؛ خدایا این زیارت را آخرین عهد و زیارت من نسبت به قبر پسر پیغمبرت قرار مده»(18) را قرائت کنند تا اتصال و یگانگی راه همه رهبران الهی بهروشنی درک شود.
این مسیر تکاملی و تاریخی، با قیام منجیانه حضرت حجت(ع) به نقطه کمال و پیروزی مطلق میرسد. امام در تفسیر آیه شریفه «آن کسی که مظلوم کشته شده برای ولیاش سلطه [حق قصاص] قرار دادیم...» (19) تصریح فرمودند که ولیّ دم و منتقم اصلی خون سیدالشهدا، حضرت مهدی است که پس از ظهور، چنان با شمشیر عدالت به خونخواهی برمیخیزد و ریشههای ظلم را قطع میکند که اگر تمام حامیان و راضیان به آن ظلم را در روی زمین هلاک کند، هرگز اسراف در قتل نکرده است.(20)
در این عرصه عظیم، شیعه نقش یک تماشاگر منفعل را ندارد؛ بلکه موظف است با اعلام نصرت و وفاداری، خود را برای یاری امام زمان خویش آماده سازد و با الگوگیری از وفاداری، بصیرت و شجاعت یاران عاشورا که بدون کمترین سستی در پای عهد خویش جان دادند، (21) برای نبرد نهائی در رکاب حضرت مهدی(عج) تربیت شود.
این پیوند میان عاشورا و مهدویت، ضامن پویایی و حرکت مستمر جامعه شیعه در طول تاریخ شد.
نتیجه:
در جمعبندی باید گفت که نقش امام صادق(ع) در پاسداری و گسترش فرهنگ عاشورا، نقشی بنیادین و تمدنساز است.
ایشان با یک مهندسی فرهنگی جامع، نهضت عاشورا را به موتور محرک جامعه شیعه تبدیل کردند. آن حضرت با بازسازی جایگاه قدسی و امامت سیدالشهدا، تأسیس شبکه هویتبخش زیارت و ارتقای عزاداری به یک مناسک سیاسی و مستمر، پیوند عمیق شیعیان را با کانون حقانیت تضمین کردند.
حضرت با تبیین دقیق خطوط دشمنشناسی و مرزبندی با جریان باطل، هویت مکتبی و ظلمستیز شیعه را تثبیت کردند.
در نهایت، با پیوند زدن خون مطهر امام حسین(ع) به قیام منتقم موعود، حضرت مهدی(ع)، پویایی، امید و تداوم مبارزه را تا روز نصرت نهائی در کالبد جامعه نهادینه ساختند.
پینوشتها:
1.«... زِیَارَهُ جَدِّیَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَإِنَّهُ غَرِیبٌ بِأَرْضِ غُرْبَهٍ.» ونیز: «إِنَّ الْحُسَیْنَ ع قُتِلَ مَظْلُوماً مُضْطَهَداً نَفْسُهُ عَطْشَاناً هُوَ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ وَ أَصْحَابُه»؛ ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تصحیح عبدالحسین امینی، نجف، دار المرتضویه، ۱۳56ش، صص153 - 325.
2.«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا قَتِیلَ اللَّهِ وَ ابْنَ قَتِیلِهِ- السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَاللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِه...»؛ همان، ص ۱۹9.
3.«مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ الْآخِرَهَ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ الْأَدْنَى...»؛ همان، ص 228.
4.«بَابُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ عَلَى مَنْ فِیهَا...»؛ همان، ص 317.
5.«اللَّهُمَّ یَا مَنْ خَصَّنَا بِالْکَرَامَهِ وَ وَعَدَنَا بِالشَّفَاعَه» و ص 137: «...فَإِذَا هَمَّ الرَّجُلُ بِزِیَارَتِهِ وَ اغْتَسَلَ نَادَى مُحَمَّدٌ ص یَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِی فِی الْجَنَّه»؛ همان، ص 116.
6.«فَإِذَا أَتَیْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیْکَ وَ امْشِ حَافِیاً...»؛ همان، ص 133.
7.«أَیُّمَا مُؤْمِنٍ زَارَ الْحُسَیْنَ ع عَارِفاً بِحَقِّهِ... کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِشْرِینَ حِجَّهً وَ عِشْرِینَ عُمْرَهً مَبْرُورَاتٍ مُتَقَبَّلَاتٍ....»؛ همان، ص 183 و «...حَقِیقٌ عَلَیَّ أَنْ لَا یَأْتِیَنِی مَکْرُوبٌ قَطُّ إِلَّا رَدَّهُ اللَّهُ وَ أَقْلَبَهُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً...»؛ ص ۱۰۹.
8.برای نمونه ر.ک: همان، الباب السبعون ثواب زیاره الحسین یوم عرفه، ص 169 و الباب الثالث و السبعون ثواب من زار الحسین فی رجب، ص 182.
9.«قَدْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ ع فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ یَبْکُونَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ رَئِیسُهُمْ مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ مَنْصُور...»؛ همان، ص ۱۹۲.
10.«لَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ یَزُرِ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع لَکَانَ تَارِکاً حَقّاً مِنْ حُقُوقِ اللَّهِ وَ حُقُوقِ رَسُولِ اللَّه...»؛ همان، ص ۱۲۲.
11.«إِنَّ السَّمَاءَ بَکَتْ عَلَى الْحُسَیْنِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَکَت...» همان، ص 81 و «إِنَّ فَاطِمَهَ ع لَتَبْکِیهِ وَ تَشْهَق...» و ص 107: «بَکَى عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَى أَبِیهِ حُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ص عِشْرِینَ سَنَهً أَوْ أَرْبَعِینَ سَنَه...»؛ ص 82.
12.«مَا ذُکِرَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِی یَوْمٍ قَطُّ فَرُئِیَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ مُتَبَسِّماً قَطُّ إِلَى اللَّیْلِ»؛ همان، ۱۰۱.
13.«... مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ شِعْراً فَبَکَى وَ أَبْکَى وَاحِداً کُتِبَتْ لَهُمَا الْجَنَّه»؛ همان، ص 104.
14.«مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَهٍ [الذُّبَابِ] غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْر»؛ همان، صص 103- ۱۰۴.
15.«إِنَّ الْبُکَاءَ وَ الْجَزَعَ مَکْرُوهٌ لِلْعَبْدِ فِی کُلِّ مَا جَزِعَ- مَا خَلَا الْبُکَاءَ وَ الْجَزَعَ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍع فَإِنَّهُ فِیهِ مَأْجُورٌ»؛ همان، ص ۱۰۰.
16.«... لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ شَرِکَ فِی دَمِکَ وَ مَنْ بَلَغَهُ ذَلِکَ فَرَضِیَ بِه»؛ همان، ص ۲۲۲.
17.«اللَّهُمَّ الْعَنِ الْجِبْتَ وَ الطَّاغُوتَ وَ الْعَنْ أَشْیَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُم...»؛ همان، ص۱۹5.
18.همان، ص۳۱8.
19.اسراء، آیه 33.
20.«قَالَ ذَلِکَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ یَخْرُجُ فَیَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَیْنِ ع فَلَوْ قَتَلَ أَهْلَ الْأَرْضِ لَمْ یَکُنْ مُسْرِفاً...»؛ ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص ۶۳.
21.«...وَ قَلْبِی مُسَلِّمٌ لَکُمْ وَ أَنَا لَکُمْ تَابِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّهٌ- حَتَّى یَحْکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمِین»؛ همان، ص 257.