اصلاح الگوی مصرف و نقشآفرینی هر شهروند در بهبود شرایط معیشتی
گالیا توانگر
باتوجه به بازدارندگی دفاعی ایران، دشمن دریافته است که گزینه نظامی هزینههای غیرقابلپیشبینی و سنگینی در پی دارد؛ لذا به جنگ اقتصادی از طریق محاصره و تحریم و تهدید روی آورده است. هدف اصلی دشمنان، ایجاد گسست میان حاکمیت و مردم است. دشمن در این برهه از جنگ تمامعیار علیه ما تلاش دارد تا با ایجاد تورم، بیکاری و کاهش قدرت خرید، نارضایتیهای معیشتی را به حوزههای سیاسی منتقل کند.
این هدف با اقداماتی از قبیل محدودکردن دسترسی به منابع ارزی و بازارهای جهانی صورت میگیرد و ابزاری برای کند کردن چرخهای پیشرفت علمی و صنعتی ایران است. صرفهجویی در شرایط جنگ ترکیبی در عرصههای نظامی، اقتصادی، سیاسی و... یک اقدام انفعالی نیست، بلکه یک کنش دفاعی بوده و کاهش وابستگی را باعث میشود. مصرف کمترِ کالاهای وارداتی یا انرژی، خروج ارز را کاهش داده و منابع محدود ارزی را برای نیازهای اساسیتر همچون دارو یا مواد اولیه تولید، حفظ میکند.
نسبت مستقیم صرفهجویی و پایداری زیرساختها
صادقی رئیس دانشکده علوم تربیتی شهید باهنر دانشگاه فرهنگیان استان چهارمحالوبختیاری با تأکید بر نسبت مستقیم صرفهجویی و پایداری زیرساختها، میگوید: «مدیریت مصرف در حوزههایی مثل برق و گاز در شرایط اوج فشار، از بروز خاموشیها و بحرانهای زیرساختی که موجب اختلال در تولید ملی میشود، جلوگیری میکند.»
این فعال اجتماعی در چهارمحالوبختیاری افزایش قدرت چانهزنی را از برکات صرفهجویی دانسته و میگوید: «وقتی یک جامعه نشان دهد که با اصلاح الگوی مصرف میتواند در برابر فشارها دوام بیاورد، دشمن در محاسبات خود برای بهزانودرآوردن ملت دچار تردید خواهد شد.»
صادقی با اشاره به آمار نگرانکننده کشور در شاخصهای مصرف، اظهار میدارد: «با وجود اینکه همواره بر لزوم مدیریت مصرف تأکید شده، اما متأسفانه شاهد مصادیق فراوان اسرافها در سبک زندگی مردم هستیم؛ لذا در کنار فرهنگسازی که یک ضرورت اجتنابناپذیر است باید به دنبال راهکارهای عملیاتی کوتاهمدت برای متقاعد ساختن مردم و مصرف بهینه خاصه در این شرایط جنگی نیز باشیم.»
وی با یادآوری اینکه برای متقاعد ساختن مردم در کوتاهمدت نسبت به رعایت مصرف بهینه صرفاً شعاردادن کافی نیست، میافزاید: «باید به مکانیسمهای انگیزشی و ساختاری روی آورد که از جمله میتوانم به سیاستگذاری پلکانی در تعرفهگذاری و بهصورت کلیتر، اِعمال مدلهای موفق مدیریت مصرف انرژی اشاره کنم؛ اصلاح قیمتها باید بهگونهای باشد که پرمصرفها هزینه واقعی مصر مازاد خود را بپردازند و کممصرفها از تخفیفهای ویژه یا پاداشهای نقدی برخوردار شوند.»
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان تصریح میکند: «مشوقهای معکوس از دیگر راهکارهای کوتاهمدت و عملیاتی مصرف بهینه است که شامل ارائه بستههای تشویقی مانند کاهش قبضهای خدماتی یا تسهیلات خُرد برای خانوادههایی است که در یک بازه زمانی مشخص، کاهش مصرف ملموس داشتهاند.»
صادقی با تأکید بر ضرورت شفافسازی و گزارشدهی در حوزه انرژی، بیان میکند: «دولت باید صادقانه وضعیت ذخایر و محدودیتها را به مردم بگوید. وقتی مردم بدانند که صرفهجویی آنها مستقیماً مانع از قطع تولید یا گرانی کالای اساسی میشود، یقیناً مشارکت فعالتری خواهند داشت.»
وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اصلاح سبک زندگی باتکیه بر آموزههای دینی و اخلاق مصرف از نگاه اسلام، اظهار میدارد: «اسلام، اقتصاد را نه بر پایه مصرفگرایی بیپایان، بلکه بر پایه رفاه متعادل و پایدار تعریف میکند.»
صادقی ادامه میدهد: «قناعت مورد تأکید در آموزههای دینی به معنای فقر نیست؛ بلکه به معنای استفاده بهینه از داشتهها و پرهیز از هدررفت است. باور به قناعت به معنی کفایت و داشتن روحیه قناعتپیشگی باعث میشود جامعه در مواجهه با کمبودها، بهجای آشفته شدن، انعطافپذیری از خود نشان دهد.»
وی با تأکید بر اینکه در آموزههای دینی ناظر به اخلاق مصرف مقوله مهمی همچون همبستگی اجتماعی موضوعیت پیدا میکند، تصریح میکند: «اخلاق مصرف در اسلام با مفهوم ایثار و انفاق گرهخورده است. در زمان بحران، این اخلاق باعث میشود منابع محدود، بهجای تمرکز در دست گروهی خاص، توزیع عادلانهتری داشته باشد و عدالت اجتماعی تقویت شود.»
صادقی بر نقش رسانههای جمعی و فضای مجازی در ارتقای فرهنگ مصرف بهینه، میگوید: «رسانهها متأسفانه گاه در ترویج سبک غلط زندگی با محوریت مصرفگرایی نقش ایفا کردهاند و خاصه شبکههای اجتماعی و تبلیغات تجاری اغلب در حال تزریق میلِ کاذب به جامعه هستند.»
عضو هیئت علمی دانشگاه در چهارمحالوبختیاری بیان میکند: «رسانهها گاه با نمایش سبک زندگی اشرافی و تجملاتی، سطح انتظارات عمومی را به شکل غیرواقعی بالا بردهاند و درعینحال، توجه کمتری به ترویج فرهنگ تولید و کار داشته و بیشتر بر مصرفِ برندهای خاص متمرکز بودهاند.»
صادقی در پایان صحبتهایش میگوید: «رسانهها باید از مبلغان مصرف به مربیان سبک زندگی تغییر نقش دهند. بازنماییِ زیباییهای زندگیِ ساده، تقدیر از کارآفرینان بهجای سلبریتیهای مصرفگرا، و افشاگریِ پشت پرده برندهای تجاری که صرفاً به دنبال سود خود هستند، میتواند جهتگیری ذهنی مخاطب را اصلاح کند.»
نقش کلیدی صرفهجویی در کاهش فشار اقتصادی
اصلاح الگوی مصرف میتواند به کنترل تورم، کاهش فشار بر منابع انرژی و تقویت ثبات اقتصادی کشور کمک کند. محمود خردمند اقتصاددان و استاد دانشگاه، با اشاره به اهمیت نقش مردم در مدیریت شرایط اقتصادی کشور میگوید: «در شرایط بحرانی و جنگ تحميلي سوم، تصور عمومی بر این است که تنها تصمیمات مدیران و مسئولان میتواند وضعیت اقتصادی را تغییر دهد، درحالیکه رفتار روزمره مردم در نحوه مصرف نیز سهم مهمی در عبور از فشارها دارد. صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف، سادهترین و در دسترسترین راه برای حفظ تعادل اقتصادی خانوادهها و مقابله با فشارهای تورمی است. کاهش مصرف برق، آب، گاز، مواد غذایی و کالاهای غیرضروری میتواند هزینههای ماهانه خانوار را کاهش داده و قدرت خرید را حفظ کند.»
آیندهپژوه و استاد دانشگاه با بیان اینکه مصرف بهینه منابع به کاهش تورم کمک میکند، تصریح میکند: «هرچه منابع کشور به شکل بهتری مصرف شود، فشار بر منابع ارزی و انرژی کاهشیافته و نیاز به واردات کمتر میشود، موضوعی که در نهایت به کنترل قیمتها و ثبات بازار منجر خواهد شد.»
خردمند، صرفهجویی را عاملی مؤثر در ارتقای سلامت خانوادهها دانسته و میگوید: «کاهش مصرف روغن و استفاده از روشهای سالمتر پختوپز، علاوهبر کاهش هزینههای خانوار، به بهبود سلامت جامعه نیز کمک میکند.»
وی کاهش مصرف سوخت و انرژی را در شرایط فعلی یک ضرورت ملی توصیف کرده و میافزاید: «خاموشکردن لامپهای اضافی، تنظیم مناسب وسایل سرمایشی و گرمایشی، استفاده از تجهیزات کممصرف و پرهیز از سفرهای غیرضروری، میتواند فشار بر شبکه انرژی کشور را کاهش دهد.»
استاد دانشگاه، با تأکید بر لزوم مدیریت مصرف کالاهای اساسی، خاطرنشان میکند: «جلوگیری از هدررفت مواد غذایی، پرهیز از خریدهای هیجانی و احتکار خانگی، بهویژه در حوزه دارو و کالاهای اساسی، از مهمترین مصادیق مصرف مسئولانه است.»
خردمند، به افزایش قیمت برخی محصولات پلاستیکی در كشور اشاره کرده و میگوید: «استفاده از ظروف چند بار مصرف و کیسههای پارچهای، علاوهبر کاهش هزینههای خانوار، به حفظ محیطزیست نیز کمک میکند.»
وی تأکید دارد: «صرفهجویی باید از مدیران و مسئولان آغاز و مردم زمانی با اطمینان بیشتری در این مسیر همراه میشوند که مدیریت صحیح منابع را در دستگاههای اجرائی مشاهده کنند.»
خردمند در تکمیل صحبتهایش میگوید: «صرفهجویی یک اقدام جمعی و ملی است و هر شهروند با انجام اقداماتی کوچک مانند کاهش مصرف انرژی و جلوگیری از اسراف، میتواند در بهبود شرایط اقتصادی کشور و کاهش فشارهای معیشتی نقشآفرین باشد.»
نقش راهبردی انرژی در اقتصاد مقاومتی
کاهش وابستگی بودجه به نفت و مدیریت مصرف انرژی از مهمترین الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی است.
موسی احمدی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اجرای صحیح اقتصاد مقاومتی میتواند به اصلاح الگوی مصرف انرژی و تقویت بنیانهای اقتصادی کشور منجر شود، میگوید: «مصرف درست و بهینه انرژی به تحقق هرچه بیشتر شعار سال و استحکام پایههای اقتصاد مقاومتی کمک میکند و در واقع میان حوزه انرژی و اقتصاد مقاومتی رابطهای دوسویه وجود دارد.»
وی با تبیین مبانی اقتصاد مقاومتی اظهار میدارد: «در این رویکرد، تأمین معیشت مردم، ارتقای زیرساختهای زیستی و رفاهی و تولید ثروت برای عموم جامعه بهعنوان محورهای اصلی مطرح شده و تأکید شده است که این اقدامات در واقع نوعی دفاع و حتی پیشروی در برابر جنگ اقتصادی دشمن به شمار میرود.»
احمدی با اشاره به تجربه برخی کشورها در مواجهه با تحریمها میافزاید: «کشورهایی مانند کره شمالی و کوبا نیز برای مدیریت اقتصاد خود در شرایط فشار خارجی، الگوهایی مشابه اقتصاد مقاومتی را به کار گرفتهاند؛ از جمله بازطراحی نظام مالی و بانکی بهگونهای که کمترین آسیب را از تحولات بازارهای بینالمللی ببینند.»
وی تأکید دارد: «اقتصاد مقاومتی ماهیتی درونزا و برونگرا دارد و همزمان بر بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی و تعاملات اقتصادی خارجی تأکید میکند.»
این نماینده مجلس در ادامه به شاخصهای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی اشاره کرده و میگوید: «در این سیاستها بر رویکرد جهادی، انعطافپذیری، فرصتسازی، مولد بودن، درونزا بودن، پیشرو بودن و برونگرا بودن اقتصاد تأکید شده است؛ ویژگیهایی که بهویژه در شرایط تحریم و فشار اقتصادی برای افزایش تابآوری اقتصاد کشور ضروری است.»
وی همچنین تأکید بر اقتصاد مقاومتی در سایه امنیت ملی و وحدت ملی را ناشی از نقش مردم در تقویت قدرت ملی دانسته و میافزاید: «حضور و همراهی مردم در صحنههای مختلف، بهویژه در حمایت از نیروهای مسلح و مدافعان کشور، نشاندهنده همبستگی ملی است؛ موضوعی که دشمنان کمتر آن را در محاسبات خود در نظر گرفتهاند.»
احمدی به نقش بخش انرژی در تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخته و برایمان تبیین میکند: «بر اساس سیاستهای اقتصاد مقاومتی، بخشی از درآمدهای نفتی به صندوق توسعه ملی واریز میشود و این سهم هر سال افزایش مییابد تا در نهایت وابستگی بودجه کشور به درآمدهای نفتی به حداقل برسد. وی این روند را یکی از مهمترین راهکارهای کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر شوکهای خارجی دانست.»
وی میافزاید: «امروز شاهد آن هستیم که باوجود فشارهای خارجی، صادرات نفت ایران همچنان ادامه دارد و دشمنان نتوانستهاند مانع کامل این روند شوند. احمدی این موضوع را نشانهای از کارآمدی برخی رویکردهای اقتصاد مقاومتی در حوزه انرژی دانست.»
عضو کمیسیون انرژی مجلس همچنین به موضوع کاهش ضربهپذیری درآمدهای نفتی اشاره کرده و میگوید: «در چارچوب اقتصاد مقاومتی تأکید شده است که این آسیبپذیری باید از طریق مشارکتدادن بخش خصوصی در فروش فرآوردههای نفتی و همچنین افزایش صادرات گاز، برق و محصولات پتروشیمی کاهش یابد.»
به گفته وی، تنوعبخشی به سبد درآمدی در حوزه انرژی میتواند وابستگی مستقیم اقتصاد کشور به فروش نفت خام را کاهش دهد و در نتیجه تابآوری اقتصادی را افزایش دهد.
احمدی در ادامه نقش شرکتهای دانشبنیان در صنعت نفت و گاز را مهم ارزیابی کرده و اظهار میدارد: «امروز شرکتهای دانشبنیان در حوزههایی مانند کاهش فلرهای گازی، فشارافزایی در میادین نفت و گاز و توسعه صنعت پتروشیمی فعال شدهاند و این اقدامات به طور کامل متکی بر دانش فنی و توان متخصصان داخلی است.»
وی این روند را نمونهای از تکیه بر ظرفیتهای داخلی در چارچوب اقتصاد مقاومتی دانسته و تأکید دارد: «تحقق کامل شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» در گرو همافزایی سیاستگذاری صحیح در حوزه انرژی، مشارکت مردم و توسعه زیرساختهای دانشبنیان است.»
به گفته وی، هرچه مدیریت مصرف انرژی در کشور دقیقتر و بهینهتر باشد، زمینه تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی و خنثیسازی فشارهای اقتصادی دشمن نیز فراهمتر خواهد شد.