اعلام شکست جنگ اقتصادی علیه ایران تیتر اصلی رسانهها در آمریکا و اروپا
ظرف کمتر از ۴۸ ساعت پس از سخنرانی وزیر خزانهداری آمریکا علیه ایران و تهدید به جنگ اقتصادی گسترده، رسانههای عمده و تحلیلگران ارشد در آمریکا و اروپا از شکست پیشاپیش این جنگ خبر دادند و آن را «محکوم به شکست، فاقد شوک و هیبت کافی، غیرقابل اجرا و پرهزینه برای خود آمریکا، طناب خودکشی به گردن واشنگتن، تهدید توخالی برای فرار از باتلاق جنگ، ناتوان از فشار مؤثر بر اقتصاد مقاوم و قویشده ایران، و دچار سردرگمی راهبردی» ارزیابی کردند.
کارزار اقتصادی ترامپ علیه ایران
محکوم به شکست است
در حالی که جنگ امروز وارد روز صد و هشتاد و یکم و هفتمین ماه خود شده، روزنامه انگلیسی تلگراف ضمن انتقاد از سیاست دولت دونالد ترامپ در قبال ایران نوشت: کارزار موسوم به «روز دی اقتصادی» برای وادار کردن تهران به تسلیم، پیش از آنکه ایران را به عقبنشینی وادار کند، میتواند حمایت سیاسی در داخل آمریکا از جنگ را از بین ببرد. این کمپین محکوم به شکست است. ترامپ در برابر دو گزینه دشوار قرار گرفته است: پذیرش شکست و توافق با شرایط ایران یا ورود به جنگی طولانی، پرهزینه که میتواند ریاستجمهوری او را تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت به شکست دیگری منجر شود.
بدون شوک و هیبت!
ترامپ باید دو بار فکر کند
رسانه آمریکایی آکسیوس هم گزارش داد: «عملیات اقتصادی «روز سرنوشت» (D-DAY) علیه ایران که توسط ترامپ وعده داده شده بود، با شوک و هیبتی که باید، همراه نبود. موفقیت عملیات با این سنجیده خواهد شد که آیا ترامپ حاضر است تحریم را علیه کشورهایی مثل چین که بیشترین اهمیت را دارند، واقعاً به اجرا بگذارد یا خیر؟» روز D اقتصادی ترامپ برای ایران، روز دوشنبه گذشته بدون آن شوک و هیجان وعده دادهشده، سپری شد و در واقع، به یک مهلت زمانی دیگر تبدیل شد.
وزیر خزانهداری گفت: «هر کشوری یک بازه زمانی مشخص برای توقف فعالیتها دارد.» اما از نام بردن کشوری خاص یا تعیین مهلتهای زمانی خودداری کرد. او در پاسخ به سؤال خبرنگاران گفت: «چرا باید سیستم مالی جهانی را به هم بریزم؟» در پاسخ به این سؤال که آیا چین هدف قرار خواهد گرفت، بسنت تأکید کرد که «هیچکس از دامنه تحریمهای آمریکا مصون نیست.» اما او هیچ اشارهای به این نکرد که چه زمانی این مهلت زمانی به پایان میرسد یا ترامپ در صورت عدم همکاری پکن، چه اقداماتی را در نظر دارد.
نکته جالب: شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، قرار است در ۲۴ سپتامبر از کاخ سفید دیدار کند، که این موضوع به ترامپ دلیلی دیگر میدهد تا قبل از به خطر انداختن روابط با دومین اقتصاد بزرگ جهان، دو بار فکر کند.
تهدید چین به تلافی
نشریه فایننشال تایمز هم در گزارشی خاطرنشان کرد: چین به آمریکا هشدار داده اگر سرکوب تجارت با تهران را گسترش دهد، اقدامات تلافیجویانه انجام خواهد داد و تلافی خواهد کرد. در این صورت روابط دو کشور تنها یک ماه پیش از دیدار ترامپ و شی، بهشدت متشنج و حتی منفجر میشود. این دیدار برای اقتصاد جهانی بسیار مهم تلقی میشود، زیرا دو رئیسجمهور درباره تمدید آتشبس یکساله در جنگ تجاری گفتوگو میکنند. موضع اخیر چین، نشاندهنده افزایش تنش میان چین و آمریکا بر سر نحوه برخورد با اقتصاد ایران است.
جنگ اقتصادی میتواند علیه آمریکا کمانه کند
جنک اویغور، تحلیلگر و مجری ارشد آمریکایی هم معتقد است: آنها بعد از بیش از پنجاه سال تحریم ایران، راهی پیدا کردهاند که یک سطح کاملاً جدید از تحریمها را اعمال کنند و این سطح جدید یک فاجعه است. جالب اینجاست که کسی که خودش اعتراف کرده این طرح بالقوه فاجعهبار است، وزیر خزانهداری آمریکا، اسکات بسنت است. چرا که این برنامه میتواند به فروپاشی اقتصادی و افزایش شدید نرخ بهره برای شما (مردم آمریکا) منجر شود. از نرخ بهره کارتهای اعتباری گرفته تا وام مسکن و هر چیز دیگری که مستقیماً بر زندگی شما اثر میگذارد. پس خودتان را برای ضربه این فاجعه آماده کنید.
تهدید توخالی، تلاش برای فرار از باتلاق
در این میان، نشریه آتلانتیک در گزارشی با عنوان «آخرین تهدید توخالی علیه ایران» مینویسد: تحریمها نمیتواند مانع ایران شود. گزینههای آمریکا در جنگ روزبهروز کمتر میشود. تهدید اقتصادی وزیر خزانهداری آمریکا بیش از آنکه راهگشا باشد، تلاشی برای یافتن راه خروج از باتلاق جنگ است.
دولت ترامپ دلیل خود را برای اینکه چرا تحریمها علیه تهران، مؤثر و کارساز نخواهند بود، توضیح داد. اسکات بَسنت، وزیر خزانهداری، زودتر از اینکه جدیدترین ابزار را برای دستیابی به آنچه او «خفه کردن اقتصادی» ایران مینامید معرفی کند، دلیل اکراه خود از استفاده از آن را فاش کرد.
تحریمهای ثانویه - مجازاتهایی که برای کشورها، افراد یا نهادهایی اعمال میشود که با ایران تجارت میکنند - آماده اجرا هستند. بَسنت این را به خبرنگاران در اتاق خزانهداری اعلام کرد. اما او عمداً نام متخلفان اصلی کمککننده به تهران را نبرد: چین و روسیه. بنابراین، از بسنت پرسیده شد که چرا به جای عمل، فقط تهدید میکند، بهویژه پس از اینکه رئیسجمهور ترامپ هفته گذشته هشدار داد که در صورت عدم تسلیم ایران به خواستههای آمریکا، جنگ اقتصادی «در مقیاسی بیسابقه» رخ خواهد داد؟
بسنت پاسخ داد: «مگر میخواهم سیستم مالی جهانی را نابود کنم؟» او توضیح داد که دولت یک دوره زمانی را قبل از اجرای تحریمها در نظر گرفته است. بَسنت تأکید کرد که تحریمهای ثانویه «ابزاری بسیار قدرتمند» هستند. که این درست است. اما دولت بارها توضیحاتی در مورد اینکه سلاحهای قدرتمند آن، چه نظامی و چه مالی، چه کارهایی میتوانند انجام دهند، ارائه داده است و سپس از استفاده از آنها خودداری کرده است. به یاد داشته باشید که ترامپ تهدید کرد که ایران را بهعنوان یک تمدن از بین ببرد؟ این هشدارها ممکن است برای ایجاد ترس طراحی شده باشند، اما عدم پیگیری آنها، نشان میدهد که گزینههای دولت در مورد ایران چقدر محدود شده است.
وزیر خزانهداری آمریکا گمان میبرد میتواند ایران را از پای دربیاورد، اما این تحریمها هم نمیتوانند مانع ایران شوند. گزینههای آمریکا برای پایان دادن به این جنگ روزبهروز کمتر میشود. این تهدید جدید بیش از آنکه راهگشا باشد، تلاشی برای یافتن راه خروج از باتلاق جنگ است.
فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد
نشریه فارن افرز با تأکید بر اینکه «فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد»، مینویسد: جنگ ترامپ، استراتژی آمریکا را به بنبست رسانده است.
نیت سوانسون، پژوهشگر شورای و عضو پیشین تیم مذاکرهکننده با ایران در دولت، در این تحلیل مینویسد:
برای ۴۷ سال، جمهوری اسلامی ایران رؤسای جمهور آمریکا را گرفتار کرده است. ترامپ زمانی که جنگ را علیه ایران آغاز کرد، اعلام کرد قصد دارد این الگوی شرمآور را یک بار بشکند، اما او در عمل مسیر دیگری را پیمود و استراتژی آمریکا را به بنبست رساند.
ایران در این جنگ با وجود آسیبهای سنگین به زیرساختها، اقتصاد و فرماندهان نظامی، تابآوری خود را اثبات کرده است. تهران توانسته با حفظ بخش قابلتوجهی از توان موشکی و پهپادی و کنترل تنگه هرمز، هزینههای اقتصادی سنگینی به آمریکا و اقتصاد جهانی تحمیل کند. تهدید نظامی دیگر مانند گذشته بازدارنده نیست.
محاصره بنادر ایران و تشدید تحریمها نیز تهران را وادار به تسلیم نخواهد کرد. ایران با ایجاد اختلال در جریان انرژی جهانی، معادله ریسک را تغییر میدهد و باور دارد میتواند اراده آمریکا برای ادامه فشار را از پای درآورد. روند این جنگ و مذاکرات متناوب، امکان بازگشت به استراتژی سنتی فشار را برای هر دولت آینده آمریکا از بین برده است. تنها نتیجه مثبت احتمالی این درگیری میتواند وادار کردن واشنگتن به بازنگری بنیادین در سیاست ۴۷ ساله خود در قبال ایران باشد.
استراتژی دیرینه «فشار حداکثری» آمریکا - که ترکیبی از تهدیدات نظامی و فشار و تحریم اقتصادی است - در مورد ایران جواب نمیدهد. این فشارها در نهایت نمیتواند ایران را به تسلیم یا تغییر سیاستهای کلان وادار کند. این الگوی تاریخی و تکراری رؤسای جمهور آمریکا علیه ایران، نهتنها به نتیجه مدنظر آمریکا منتهی نمیشود، بلکه موجب تضعیف اعتبار ایالات متحده، بهویژه در حوزه سیاست خارجی میشود.
ایران تا پس از ترامپ هم دوام میآورد
نشریه فارین پالیسی درباره جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران نوشت: ترامپ در ۱۹ اوت اعلام کرد «سنگینترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است.» توانایی ایران برای تحمل درد نامحدود نیست، اما این به معنای فروپاشی نیست. اقتصاد ایران احتمالاً تا پس از ریاستجمهوری ترامپ فراتر خواهد رفت و دوام میآورد. تهران با وجود چالشها، ابزارهای متعددی برای تابآوری و مقاومت اقتصادی در اختیار دارد. در همین حال، پروفسور رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، تصریح کرد: واشنگتن نمیتواند با فشار اقتصادی بر ایران پیروز شود. فشار اقتصادی حداکثری بهتنهایی و بدون اقدام نظامی، از سال ۱۹۱۸ باعث موفقیت هیچ کشوری در جنگ نشده است.
او با کنایه به وزیر خزانهداری آمریکا، اسکات بسنت، افزود: خبرنگاران در کنفرانس خبری باید از این وزیر بخواهند تا یک نمونه از «موفقیت بزرگ» چنین طرحهایی در طول تاریخ را نام ببرد.
متخصص شماره یک دور زدن تحریمها
ژنرال «تامیر هیمن»، رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی امان و مدیر کنونی مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل گفت: چرخه تحریمهای ترامپ علیه ایران در نهایت خودمان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. ایرانیها سالهای بسیار زیادی است که تحت تحریم قرار دارند و سازوکارهای مالی بسیار پیچیدهای برای دور زدن تحریمها ایجاد کردهاند؛ آنها دست روی دست نمیگذارند و متخصص شماره یک دور زدن تحریمها در جهان هستند. با عملکرد نادرست ترامپ، ایران اکنون احساس موفقیت و اعتمادبهنفس بیشتری
دارد.
تسلیم نمیکند، جسورتر میکند
از سوی دیگر، نشریه اکونومیست در گزارشی خاطرنشان کرد: جنگ اقتصادی آمریکا هم ایران را به تسلیم نمیکشاند. راهبرد تحریمی جدید آمریکا فاقد کارآمدی لازم و فوری برای آسیب اساسی به ساختار اقتصادی ایران است. مهمترین عامل تضعیفکننده اثربخشی این فشارها، تداوم خرید گسترده نفت ایران از سوی قدرتهایی نظیر چین و شبکههای پیچیده تجارت در سایه است. دولت ترامپ اکنون بهدنبال تشدید فشار اقتصادی و محدود کردن شریانهای مالی و تجاری ایران است. با این حال، شبکههای پیچیده تجارت در سایه و اهرمهای ژئوپلیتیک تهران، از جمله نفوذ منطقهای و کنترل بر تنگه هرمز، میتواند اثرگذاری این راهبرد را مهار کند؛ تا جایی که فشار بیشتر نهتنها به تسلیم ایران منجر نشود، بلکه احتمالاً به جسورانهتر شدن رفتار منطقهای تهران بینجامد.
ایران دههها با تحریم جنگیده
ترامپ شکست خورده است
کریس هجز، خبرنگار و نویسنده آمریکایی درباره شکست سیاست فشار حداکثری گفت: ایران چندین دهه است که با تحریمها دستوپنجه نرم میکند. مردم ایران میدانند که این یک نبرد حیاتی برای بقای خودشان است. من همچنان فکر میکنم که در بلندمدت، ترامپ شکست خورده است. از همان ابتدای جنگ، یعنی ۲۸ فوریه، واقعاً هیچ راهبردی در کار نبود. ایران دههها با تحریمها جنگیده است. ترامپ مثل حیوان زخمی دستوپا میزند، او در این نبرد شکست خورده است.
چین حاضر نیست ابزار آمریکا علیه ایران شود
شبکه سیانان هم در گزارشی، چین را مهمترین چالش پیش روی واشنگتن برای اجرای طرح فشار اقتصادی دانست و افزود: وزیر خزانهداری آمریکا، هنگام اعلام عملیات موسوم به «طرد اقتصادی»، کشورهایی را که به تجارت با ایران ادامه دهند به تحریمهای شدید تهدید کرد، اما نامی از چین به میان نیاورد. پکن بهصراحت تحریمهای یکجانبه آمریکا را رد کرده و بر حق خود برای ادامه تجارت با ایران تأکید دارد. سخنگوی وزارت خارجه چین، پس از اعلام طرح آمریکا گفت همکاری چین و ایران نباید مختل شود و پکن برای دفاع از حقوق و منافع مشروع خود «تمام اقدامات لازم» را انجام خواهد داد. پکن مایل است به پایان بحران کمک کند، اما حاضر نیست به «ابزار راهبرد فشار حداکثری واشنگتن» تبدیل شود؛ موضوعی که میتواند اجرای کارزار اقتصادی را با چالش جدی
مواجه کند.
آمریکا موفق نخواهد شد
همچنین رابرت مالی، نماینده سابق آمریکا در امور ایران، با نقد اظهارات بسنت تأکید کرد: آیا ما میدانیم قدم بعدی چیست؟ واقعاً نه. اعلام این تحریمها همانقدر که لحن جنگطلبانهای داشت، مبهم هم بود. افشاگرانهترین بخش اظهارات بسنت این بود که اعمال فوری و کامل تحریمها، نظام مالی جهانی را به فروپاشی میکشاند. اگر دولت ترامپ حاضر نیست همین حالا دست به چنین کاری بزند، چرا باید در مقطعی دیگر حاضر به انجام آن باشد؟ و اگر قرار نیست چنین کاری انجام دهد، وقتی کشورهای ثالث از همکاری خودداری کنند، چه خواهد کرد؟ آیا این طرح میتواند موفق شود؟ اگر از این نکته جزئی بگذریم که دولت هنوز مشخص نکرده دقیقاً قصد دارد به چه چیزی دست پیدا کند، موفقیت آن بستگی دارد به اینکه منظورمان از «موفق شدن» چیست. آیا فشار بیشتر میتواند ایران را وادار کند از مواضعی که حیاتی میداند، عقبنشینی کند؟ بهطور قطع نه. تهران به احتمال بیشتری دست به تلافی خواهد زد تا اینکه تسلیم شود؛ با این هدف که آمریکا، منطقه و جهان نیز بهای سنگینی بابت این جنگ اقتصادی
بپردازند.
هزینههای پنهان جنگ
ترامپ را از پا میاندازد؟
وبسایت شبکه بیبیسی در گزارشی با عنوان «هزینههای پنهان جنگ ایران؛ از آسیب به شبکه اطلاعاتی آمریکا تا افت محبوبیت ترامپ»، مینویسد: روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی از هشدارهای متعدد مقامهای اطلاعاتی و نظامی خبر داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده پیش از آغاز جنگ نادیده گرفته بود. نشریات دیگر آمریکا هم در گزارشهای خود به خسارتهای پنهان جنگ، تغییر راهبرد واشنگتن از حملات نظامی به فشار اقتصادی، پیامدهای جنگ برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای و افزایش تنشهای امنیتی در داخل این کشور پرداختهاند.
سایت شبکه خبری سیانان در گزارشی تحلیلی نوشته که ریاستجمهوری ترامپ بر این فرض بنا شده که قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا، متحدان و دشمنان را ناگزیر به پذیرش خواستههای واشنگتن میکند. اما مقاومت ایران و جنگ تجاری همزمان با کانادا، این نظریه را با آزمونی جدی روبهرو کرده است. این سیاستها میتواند اعتبار سیاسی دونالد ترامپ را تضعیف کند و همزمان پیامدهای اقتصادی و سیاسی سنگینی برای آمریکا داشته باشد.
نشریه پولیتیکو در گزارشی نوشته است که جنگ با ایران در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره در آبانماه، دیگر صرفاً یک موضوع سیاست خارجی نیست؛ بلکه به دلیل تأثیرش بر هزینههای زندگی، به یکی از دغدغههای معیشتی خانوادههای آمریکایی نیز تبدیل شده است. افزایش بهای بنزین و هزینههای زندگی، وعدههای ترامپ درباره کنترل تورم را زیر سؤال برده است. در این حال، دموکراتها میکوشند رئیسجمهوری و جمهوریخواهان را مسئول این وضع معرفی کنند.
بر این اساس، این مسئله در حوزههای انتخاباتی رقابتی اهمیت بیشتری دارد. برخی جمهوریخواهان همچنان از عملیات نظامی حمایت میکنند؛ اما شماری از آنها نگراناند طولانیشدن جنگ و نبود چشماندازی روشن، کنترل حزب بر کنگره را به خطر بیندازد. براساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس، حمایت از جنگ به
۳۱ درصد کاهش یافته و میزان محبوبیت ترامپ به
۳۳ درصد رسیده است.