کد خبر: ۳۳۶۷۶۹
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۲
با اشاره به مقاومت حیرت‌انگیز مردم ایران

فارن افرز: اگر جنگ ایران تمام شود ابزار اقتصاد و جنگ آمریکا بی‌اثر می‌شود

سرویس خارجی-
«فارن افرز» در مقاله مهمی به قلم عضو سابق تیم مذاکره‌کننده ترامپ با ایران آورده است که، مقاومت و تاب‌آوری شگفت‌انگیز ایران طی 47 سال گذشته تمامی راهبردهای آمریکا را به شکست کشانده است و چنانچه راهبرد «جنگ نظامی و فشار اقتصادی» دوباره شکست بخورد-که خواهد خورد- دیگر هیچ دولتی در آمریکا نخواهد 
توانست با این دو ابزار مقابل ایران کاری از پیش ببرد.
«وال‌استریت ژورنال» نوشته بود ترامپ پیش از آغاز جنگ با ایران از سوی مقام‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا درباره پیامدهای حمله گسترده هشدار دریافت کرده بود، اما این هشدارها را نادیده گرفت و جنگی که قرار بود ۶ هفته‌ای پایان یابد، اکنون وارد ششمین ماه خود شده است. همین بی‌اعتنایی به این هشدار‌ها ترامپ را در باتلاق جنگ ایران گرفتار کرده است، ترامپی که قرار بود ایران را 6 هفته‌ای به زانو درآورد حالا در داخل خود آمریکا مردم این کشور با گوشت و پوست خود هزینه‌های جنگ را احساس می‌کنند. به نوشته «فایننشال تایمز» کشاورزان آمریکایی در منطقه موسوم به «کمربند ذرت» این کشور تأکید می‌کنند که به دلیل جنگ، با بدترین بحران خود در ۴۰ سال گذشته رو‌به‌رو هستند چرا که افزایش شدید قیمت گازوئیل و کودهای شیمیایی به دلیل تجاوز آمریکا علیه ایران تولیدکنندگان غلات را تا مرز فروپاشی پیش برده است. بر اساس این گزارش قیمت کود که در آمریکا به مدت 10 سال ۴۷۰ دلار برای هر تن بود حالا به بیش از ۹۰۰ دلار برای هر تن افزایش یافته است.
با شکست راهبرد نظامی مقابل ایران ترامپ -به نوشته رسانه‌های آمریکایی- به راهبرد منسوخ رؤسای جمهور گذشته آمریکا یعنی راهبرد فشار حداکثری اقتصادی بازگشته است. اما طی روزهای گذشته رسانه و کارشناسی در آمریکا باقی نمانده است که بگوید این راهبرد هم مقابل ایران به شکست منجر خواهد شد. مثلاً «رابرت مالی» مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در مذاکرات هسته‌ای با ایران، طرح تحریم‌های تازه دولت ترامپ علیه ایران را «بی‌هدف و ناکارآمد» توصیف کرده است. واشنگتن پست هم نوشته است تحریم‌ها ایران را به تسلیم وادار نمی‌کند.هفته نامه انگلیسی اکونومیست هم با اشاره به ساختار پیچیده شبکه مالی و تجاری ایران و پیش‌بینی‌های اشتباه مقامات دولت آمریکا درباره اثر محاصره دریایی غیرقانونی بر ایران تحلیل کرده است که کارزار جدید تحریم‌های واشنگتن بیشتر لفاظی است و ایران و کشورهایی 
که با آن مراودات تجاری دارند، می‌توانند آن را نادیده بگیرند.
47 سال شکست
اما در مقاله مهمی که «نیت سوانسون» مدیر پروژه استراتژی ایران در اندیشکده «شورای آتلانتیک»، مدیر سابق بخش ایران در شورای امنیت ملی آمریکا طی سال‌های 2022 تا 2025 و عضو تیم مذاکره‌کننده با ایران در دولت ترامپ طی سال 2025 در فارن افرز نوشته تأکید شده است که رؤسای جمهور آمریکا طی 47 سال گذشته راهبردهای مختلفی را مقابل ایران امتحان کرده، ‌اما در همه آنها شکست خورده‌اند. «سوانسون» بر این باور است که همان‌طور که جنگ در تغییر رفتار و تغییر حکومت ایران شکست خورد محاصره و فشار اقتصادی نیز قادر به شکست و تغییر رفتار ایران نخواهد بود.
وی در این مقاله می‌نویسد: «جمهوری اسلامی ایران طی ۴۷ سال گذشته رؤسای‌جمهور آمریکا را به دردسر انداخته است. بحران گروگان‌گیری ایران در سال ۱۹۷۹ منجر به شکست تلاش «جیمی کارتر» برای انتخاب مجدد شد. رسوایی «ایران کنترا» در اواسط دهه ۱۹۸۰ به‌شدت به کارنامه سیاست خارجی رونالد ریگان لطمه زد. و توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ باراک اوباما با ایران، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، به وضعیتی بی‌سابقه انجامید که در آن کنگره آمریکا از رئیس یک دولت خارجی یعنی بنیامین نتانیاهو،‌ دعوت کرد تا برای مخالفت با این توافق به واشنگتن بیاید.»
به گفته وی دونالد ترامپ، در ماه فوریه(اسفند)، هنگامی که جنگ خود علیه ایران را آغاز کرد، اعلام کرد که قصد دارد برای همیشه به این الگوی شرم‌آور پایان دهد. او با افتخار می‌گفت که با درهم کوبیدن ایران از نظر نظامی و تغییر رژیم، برخلاف رؤسای‌جمهور پیشین که فقط درباره تهدید ایران حرف زده بودند، او اقدام قاطعانه‌ای برای پایان دادن به این تهدید انجام می‌دهد. اما 6 ماه بعد، ترامپ نیز به یکی دیگر از رؤسای‌جمهور آمریکا تبدیل شده که با یک تحقیر خطرناک مرتبط با ایران روبه‌روست؛ پیامدهای ماجراجویی او می‌تواند چشم‌انداز حزبش در انتخابات میان‌دوره‌ای را تهدید کند. اکنون ترامپ، شاید از سر استیصال، تلاش می‌کند حلقه محاصره اقتصادی را بر تهران تنگ‌تر کند. اما عملیات فشار اقتصادی در شکل کنونی خود، بیش از آنکه اقتصاد ایران را تهدید کند، اعتبار آمریکا را به خطر می‌اندازد.
در ادامه این مقاله می‌خوانیم: «در حقیقت، جنگ چندلایه‌ای که ترامپ آغاز کرده، گسستی از رویه‌های گذشته نیست، بلکه اوج همان راهبرد معیوبی است که از زمان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹، اساس سیاست آمریکا در قبال ایران را تشکیل داده است. راهبرد آمریکا مقابل ایران بر دو ستون استوار بوده است: ایجاد یک تهدید نظامی معتبر و اعمال فشار اقتصادی. اما این رویکرد به‌جای حل تناقض‌های پیچیده‌ای که جمهوری اسلامی ایجاد کرده، تنها آنها را عمیق‌تر کرده است؛ به‌ویژه از زمانی که ترامپ تلاش کرده راهبرد فشار را تشدید کند.»
فایده این جنگ
«سوانسون» با اذعان به شکست راهبرد نظامی مقابل ایران می‌نویسد: «طنز تلخ جنگ شکست‌خورده ترامپ علیه ایران و مذاکراتی که او برای پایان دادن به آن، مدام آغاز و متوقف می‌کند، این است که این جنگ توانایی واشنگتن برای اعمال فشار بر تهران را چنان به‌شدت تضعیف کرده است که هیچ دولت آینده‌ای دیگر نخواهد توانست به الگوی سنتی آمریکا بازگردد. با این حال، این مسئله می‌تواند تنها نکته مثبت جنگی باشد که تاکنون هزینه سنگینی بر ذخایر مهمات آمریکا و اقتصاد جهانی تحمیل کرده است. این جنگ می‌تواند و باید واشنگتن را وادار کند در 
۴۷ سال راهبرد شکست‌خورده خود بازنگری گسترده‌ای انجام دهد و رویکرد آمریکا را برای همیشه تغییر دهد.»
ناکارآمدی فشار اقتصادی
این مقاله می‌افزاید: «دومین پایه تاریخی راهبرد فشار آمریکا، اجبار اقتصادی از طریق تحریم‌ها بوده است. اما این تحریم‌ها عمدتاً نتوانسته‌اند تغییرات سیاستی مورد نظر طراحان خود را محقق کنند. در جنگ کنونی، ترامپ با محاصره بنادر ایران، فشار اقتصادی را به اوج خود رسانده است. با این حال، جنگ سرانجام زمانی پیامدهایی را متوجه مردم آمریکا کرد که ایران تنگه هرمز را بست و زیرساخت‌های انرژی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را هدف قرار داد و در نتیجه، اختلال گسترده‌ای در انتقال محموله‌های انرژی در سراسر جهان ایجاد شد. ترامپ پس از ۶۶ روز، نخستین محاصره را کنار گذاشت. او اخیراً محاصره دومی را اعمال کرده و کارزار فشار گسترده‌تری را نیز با هدف محدود کردن تجارت باقی‌مانده ایران به راه انداخته است؛ کارزاری که در شبکه‌های اجتماعی از آن با عنوان «کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است» یاد می‌کند.»
ایران پاسخ نظامی می‌دهد
به گفته وی تردیدی نیست که این کارزار به ایران و اقتصاد آن آسیب خواهد زد اما تقریباً به‌طور قطع نخواهد توانست تهران را به تسلیم وادار کند. تاریخ معاصر نشان می‌دهد که ایران به‌جای تسلیم شدن در برابر فشار، از برنامه موشکی و پهپادی خود برای تحمیل هزینه‌های سنگین اقتصادی به اقتصاد جهانی استفاده خواهد کرد؛ چه در تنگه هرمز و چه علیه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، تا بار دیگر محاسبات ترامپ درباره میزان ریسک را تغییر دهد. جمهوری اسلامی بر این باور است که می‌تواند بیش از اراده آمریکا برای اعمال فشار اقتصادی دوام بیاورد، همان‌گونه که می‌تواند فشار نظامی آمریکا را نیز تحمل کند
«نیت سوانسون» تأکید می‌کند: «جنگ و محاصره‌های شکست‌خورده، در کنار رویکرد ترامپ به مذاکرات در سال جاری، کارآمدی فشار اقتصادی را برای همیشه تغییر خواهند داد. مهم نیست این جنگ چگونه پایان یابد، آمریکا دیگر نخواهد توانست به راهبردی بازگردد که طی ۴۷ سال گذشته روابطش با ایران را هدایت کرده است... راهبرد فشار تنها تا زمانی قابل دوام بود، هرچند لزوماً مؤثر نبود، که هزینه زیادی بر مردم آمریکا تحمیل نمی‌کرد. اکنون ایران با کنترل جدید خود بر تنگه هرمز، توان بسیار بیشتری برای تحمیل هزینه به آمریکا و متحدان اصلی آن در خاورمیانه در واکنش به اعمال فشار دارد.»

captcha