کد خبر: ۳۳۶۷۰۳
تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۶

نقش مسجد در توسعه عدالت اجتماعی

دکتر حسن خلیل خلیلی

قرآن کریم، هیچ فریضه‌ای را به اندازه نماز در کنار زکات تکرار نکرده است. این همراهی مکرر، صرفاً یک آرایه ادبی نیست؛ بلکه می‌تواند بیانگر یک نقشه راه تمدنی باشد. شاید راز بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی جوامع اسلامی، نه در کمبود قانون، نه در فقدان سرمایه و نه در نبود برنامه‌های اقتصادی، بلکه در گسستن همین پیوند باشد؛ پیوندی که خداوند میان نماز، زکات و عدالت اجتماعی برقرار کرده است.
این نوشتار، تلاشی است برای بازخوانی این پیوند و طرح یک پرسش بنیادین: آیا می‌توان از دل سجاده، الگویی برای ساختن اقتصادی عادلانه، مردمی و مبتنی بر مسئولیت اجتماعی استخراج کرد؟
***
اگر از هر مسلمانی بپرسیم ستون دین چیست، بی‌درنگ پاسخ خواهد داد: نماز. اما اگر بپرسیم ستون جامعه اسلامی چیست، چه پاسخی خواهد داد؟ به باور نگارنده، پاسخ این پرسش چیزی جز عدالت اجتماعی نیست. اما اگر عدالت، ستون جامعه اسلامی است، راه رسیدن به آن چیست؟
پاسخ را باید در خود قرآن جست‌وجو کرد. قرآن در ده‌ها آیه، فرمان «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ» را تکرار می‌کند. برخی از مفسران، از جمله علامه طباطبایی، این همراهی را صرفاً همنشینی دو حکم مستقل نمی‌دانند، بلکه آن را بیانگر پیوندی عمیق میان این دو فریضه می‌شمارند؛ پیوندی که نماز را از یک عبادت صرفاً فردی، به منشأ مسئولیت اجتماعی تبدیل می‌کند.
همین منطق را قرآن درباره ایمان نیز به کار گرفته است. تقریباً هیچ‌گاه از ایمان به تنهائی سخن نمی‌گوید، بلکه همواره آن را با عمل صالح همراه می‌کند: «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ». گویی ایمان بدون عمل صالح، به کمال نمی‌رسد و نماز نیز بدون زکات، آثار اجتماعی و تمدنی خود را آشکار نمی‌سازد. مقصود از این سخن، بحث درباره صحت یا بطلان فقهی نماز نیست؛ بلکه سخن از کمال اجتماعی نماز است. نمازی که پس از سلام، هیچ تغییری در رفتار اقتصادی و اجتماعی انسان ایجاد نکند، هنوز همه ظرفیت‌های خود را آشکار نکرده است.
عدالت اجتماعی، ستون جامعه اسلامی
از همین منظر، می‌توان نظریه‌ای را مطرح کرد که محور این نوشتار است: اگر نماز ستون دین است، عدالت اجتماعی ستون جامعه اسلامی است و راه رسیدن به عدالت اجتماعی، از منظومه قرآنیِ «نماز، زکات و تعاون» می‌گذرد.
نماز، انسان را می‌سازد؛ زکات، جامعه را؛ و تعاون، این دو را به یک نظام اقتصادی مردمی تبدیل می‌کند. به بیان دیگر، نماز سرمایه معنوی تولید می‌کند، زکات این سرمایه را به خدمت و گردش نعمت تبدیل می‌کند و تعاون، آن را سازماندهی می‌کند تا عدالت اجتماعی تحقق یابد.
بر همین اساس، زکات را نیز نباید تنها به پرداخت بخشی از مال محدود کرد. روح زکات، به جریان انداختن نعمت‌های الهی در جامعه است. ثروت، تنها یکی از نعمت‌های خداوند است؛ علم، تخصص، قدرت، تجربه، اعتبار اجتماعی، فرصت و مهارت نیز نعمتند و هر یک زکات متناسب با خود را دارند. زکات پزشک، درمان نیازمندان است؛ زکات معلم، آموزش محرومان؛ زکات وکیل، دفاع از مظلوم؛ زکات مدیر، عدالت در مدیریت؛ زکات صنعتگر، انتقال تجربه؛ و زکات اندیشمند، تولید فکر و روشنگری.
اگر این فرهنگ در جامعه نهادینه شود، هر نمازگزار پس از هر نماز، از خود خواهد پرسید: امروز زکات نعمتی را که خداوند به من عطا کرده چگونه ادا کنم؟ در آن صورت، نماز از محدوده عبادت فردی فراتر خواهد رفت و به موتور محرک مسئولیت اجتماعی تبدیل خواهد شد؛ همان چیزی که شاید قرآن، با تکرار مداوم پیوند میان نماز و زکات، در پی تحقق آن بوده است.
اگر این برداشت از قرآن درست باشد، یک پرسش مهم پیش روی ما قرار می‌گیرد: چرا با وجود میلیون‌ها نمازگزار، هنوز عدالت اجتماعی آن‌گونه که شایسته یک جامعه دینی است، محقق نشده است؟
شاید پاسخ را باید در این واقعیت جست‌وجو کرد که ما نماز را به‌خوبی شناخته‌ایم، اما زکات را تا حد زیادی به یک تکلیف مالی محدود کرده‌ایم. در حالی که قرآن، از «فرهنگ زکات» سخن می‌گوید؛ فرهنگی که همه نعمت‌های الهی را در مسیر خدمت به جامعه به جریان می‌اندازد.
اگر این فرهنگ احیا شود، جامعه‌ای شکل می‌گیرد که در آن هر صاحب نعمتی، خود را در برابر دیگران مسئول می‌داند. پزشک، بخشی از وقت خود را به درمان رایگان نیازمندان اختصاص می‌دهد؛ معلم، دانسته‌های خود را در اختیار دانش‌آموزان محروم قرار می‌دهد؛ وکیل، دفاع از مظلومان را بخشی از رسالت حرفه‌ای خویش می‌داند؛ استاد دانشگاه، دانش خود را در خدمت حل مسائل جامعه قرار می‌دهد؛ صنعتگر، جوانان را آموزش می‌دهد و کارآفرین، ایجاد فرصت شغلی را نوعی عبادت تلقی می‌کند. در چنین جامعه‌ای، زکات تنها از مال پرداخت نمی‌شود؛ بلکه از علم، تخصص، تجربه، اعتبار، قدرت و حتی زمان انسان نیز ادا می‌شود.
زکات مالی‌، زمینه‌ساز تحول اقتصادی
در کنار این بعد فرهنگی، زکات مالی نیز ظرفیتی عظیم برای تحول اقتصادی دارد. برای روشن شدن موضوع، تنها یک مثال فرضی کافی است. اگر حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت ایران نمازهای یومیه را اقامه کنند و هر نمازگزار تنها به ازای هر رکعت نماز، یکصد تومان برای کمک به محرومان کنار بگذارد، سهم روزانه او حدود هزار و هفتصد تومان خواهد بود؛ رقمی که برای اغلب مردم ناچیز است. اما همین مبلغ اندک، در مقیاس ملی، روزانه حدود یکصد میلیارد تومان و سالانه بیش از سی‌وشش هزار میلیارد تومان سرمایه مردمی ایجاد می‌کند. این مثال، نه جایگزین زکات شرعی است و نه یک حکم فقهی؛ بلکه تنها نشان می‌دهد که چگونه مشارکت‌های کوچک، اگر بر پایه ایمان و اعتماد عمومی سازماندهی شوند، می‌توانند بزرگ‌ترین مشکلات اجتماعی را حل کنند.
اما این سرمایه، بدون سازماندهی، به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. اینجاست که نقش مسجد آشکار می‌شود. مسجد در صدر اسلام، تنها محل اقامه نماز نبود؛ مرکز آموزش، مشورت، قضاوت، امدادرسانی و سامان‌دهی امور مسلمانان نیز بود. امروز نیز مسجد می‌تواند در کنار اقامه نماز، محور تشکیل صندوق‌های قرض‌الحسنه، شرکت‌های تعاونی، مراکز آموزش مهارت، مشاوره حقوقی، درمان خیریه، حمایت از خانواده‌های نیازمند و ایجاد فرصت‌های شغلی باشد. در چنین الگویی، مسجد دوباره به «خانه خدا» و همزمان «خانه مردم» تبدیل خواهد شد.
اگر چنین نگاهی از نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی مبنای سیاستگذاری قرار می‌گرفت، شاید مسیر اقتصاد ایران نیز متفاوت می‌شد. قانون اساسی، اقتصاد کشور را بر سه پایه دولتی، تعاونی و خصوصی بنا نهاده است؛ اما در عمل، بخش تعاون هرگز به جایگاه واقعی خود نرسید. در سال‌های بعد نیز، با اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی و تفسیر جدید از اصل چهل‌وچهار قانون اساسی، تمرکز اصلی بر کوچک‌سازی دولت و توسعه بخش غیردولتی قرار گرفت، در حالی که تقویت بخش تعاون و سازماندهی مشارکت‌های مردمی، آن‌گونه که شایسته بود، مورد توجه واقع نشد.
مقصود این نوشتار، نفی بخش خصوصی یا انکار ضرورت اصلاحات اقتصادی نیست؛ بلکه طرح این پرسش است که آیا اگر پیش از خصوصی‌سازی، فرهنگ نماز، زکات و تعاون در متن جامعه نهادینه می‌شد، بخش تعاونی به قدرتی بزرگ و مردمی تبدیل نمی‌گردید؟ آیا در آن صورت، سرمایه‌های خرد مردم به جای تمرکز در دست گروهی محدود، در قالب تعاونی‌های تولیدی، صندوق‌های قرض‌الحسنه و نهادهای مردمی به خدمت تولید، اشتغال و عدالت اجتماعی درنمی‌آمد؟ این پرسشی است که پاسخ به آن، می‌تواند افق تازه‌ای در بازاندیشی اقتصاد مردمی بگشاید.
نقش مردم در ایجاد عدالت اجتماعی
شاید برخی این پرسش را مطرح کنند که آیا عدالت اجتماعی، وظیفه دولت نیست؟ بی‌تردید هست؛ اما قرآن، تحقق عدالت را تنها بر عهده حکومت نگذاشته است. پیش از آنکه دولت را مخاطب قرار دهد، انسان مؤمن را مسئول می‌داند. جامعه اسلامی، زمانی به عدالت نزدیک می‌شود که هر فرد، خود را در برابر سرنوشت دیگران مسئول بداند. دولت می‌تواند قانون وضع کند، زیرساخت فراهم آورد و با فساد مبارزه کند، اما هیچ دولتی، هر اندازه مقتدر و کارآمد باشد، بدون مشارکت سازمان‌یافته مردم قادر به ریشه‌کن کردن فقر و نابرابری نخواهد بود.
از همین رو، شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار «فقه نماز»، از «اقتصاد نماز» نیز سخن بگوییم. مقصود از اقتصاد نماز، نه ایجاد مکتبی جدید در اقتصاد، بلکه بازخوانی همان منظومه‌ای است که قرآن با پیوند میان نماز، زکات و تعاون ترسیم کرده است. اقتصادی که سرمایه اصلی آن، پیش از پول، اعتماد است؛ اعتمادی که در صفوف نماز جماعت شکل می‌گیرد، با زکات به خدمت جامعه درمی‌آید و در قالب تعاون، به تولید، اشتغال و عدالت اجتماعی تبدیل می‌شود.
اگر این فرهنگ در جامعه نهادینه شود، بسیاری از مشکلاتی که امروز برای حل آنها چشم به بودجه‌های دولتی دوخته‌ایم، با همت مردم قابل مدیریت خواهد بود. کافی است هر نمازگزار، پس از سلام نماز، از خود تنها یک سؤال بپرسد: امروز زکات نعمتی را که خداوند به من عطا کرده، چگونه ادا کنم؟ اگر این پرسش به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، میلیون‌ها ساعت خدمت رایگان، هزاران ایده کارآفرینانه، صدها هزار فرصت شغلی و شبکه‌ای گسترده از همیاری اجتماعی شکل خواهد گرفت؛ سرمایه‌ای که هیچ خزانه دولتی قادر به جایگزینی آن نیست.
ضرورت بازیابی نقش تاریخی و تمدنی مسجد
در این میان، مسجد نیز باید به جایگاه تاریخی و تمدنی خود بازگردد. مسجد در تمدن اسلامی، صرفاً محل عبادت نبود؛ بلکه قلب تپنده جامعه، محل تصمیم‌سازی، آموزش، خدمت و همبستگی اجتماعی بود. اگر امروز نیز هر مسجد، در کنار اقامه نماز، یک صندوق قرض‌الحسنه، یک شرکت تعاونی، یک مرکز آموزش مهارت، یک کلینیک حقوقی، یک گروه حمایت از نیازمندان و یک شبکه کارآفرینی محلی داشته باشد، مفهوم «خانه خدا» معنایی عینی‌تر خواهد یافت؛ خانه‌ای که مردم، هم برای عبادت به آن پناه می‌برند و هم برای حل مشکلات زندگی.
شاید اگر این فرهنگ از نخستین سال‌های پس از انقلاب اسلامی، به موازات اقامه نماز در مساجد شکل می‌گرفت، امروز بخش تعاون، ستون اقتصاد مردمی کشور بود؛ سرمایه‌های خرد مردم در مسیر تولید و اشتغال به کار گرفته می‌شد؛ نیاز به بسیاری از خصوصی‌سازی‌های شتاب‌زده کاهش می‌یافت و اقتصاد ایران، به جای تکیه بیش از اندازه بر دولت یا تمرکز سرمایه در دست گروه‌های محدود، بر شانه‌های جامعه‌ای مؤمن، متشکل و مسئولیت‌پذیر استوار می‌شد.
این سخن، حسرت گذشته نیست؛ دعوتی برای آینده است. هنوز هم دیر نشده است. احیای پیوند میان نماز، زکات و تعاون، بیش از آنکه به منابع مالی نیاز داشته باشد، به تغییر نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که عبادت را از مسئولیت اجتماعی جدا نمی‌بیند.
شاید اکنون بتوان حدیث شریف «الصلاة عمود الدین» را با نگاهی تازه بازخوانی کرد. اگر نماز ستون دین است و عدالت اجتماعی ستون جامعه اسلامی، آنگاه این دو ستون از یکدیگر جدا نیستند. راه رسیدن به عدالت، از سجاده می‌گذرد؛ اما نه سجاده‌ای که در گوشه‌ای از مسجد جمع شود، بلکه سجاده‌ای که انسان را پس از نماز، به میان مردم بفرستد؛ تا زکات علم، ثروت، تخصص، قدرت و محبت خود را ادا کند.
آن روز که هر سجاده، آغاز یک مسئولیت اجتماعی باشد؛ هر نمازگزار، خود را در برابر رنج دیگران مسئول بداند؛ و هر مسجد، کانون تعاون، خدمت و امید شود، عدالت اجتماعی‌، دیگر یک آرمان دوردست نخواهد بود. آن روز، «الصلاة عمود الدین» تنها یک حدیث برای حفظ کردن نیست؛ برنامه‌ای برای ساختن جامعه‌ای خواهد بود که آسمان ایمان و زمین عدالت را به یکدیگر پیوند می‌زند.

captcha