چگونگی مسخ روحی و جسمی انسان
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی مسخ روحی و جسمی انسان به چه معنا است و چگونه اتفاق میافتد؟
پاسخ:
مفهوم مسخ
مسخ در لغت به معنی عوضشدن شکل و صورت به نحو قبیح است. همانگونه که قرآن کریم به صراحت میفرماید: «ولو نشاء لمسخناهم علی مکانتهم فما استطاعوا مضیاً و لایرجعون» و اگر میخواستیم آنها را در جای خود مسخ و به شکل دیگری درمیآوردیم که نمیتوانستند بروند و برگردند (یعنی قدرت نمیداشتند که در آن عذاب راحت بمانند و یا به حالت اول برگردند).(یس-67) بنابراین مسخ به معنای تغییر شکل و صورت چیزی به ظاهری بد و نامناسب است. مسخ با تناسخ فرق دارد. زیرا تناسخ به معنای آن است که روح پس از جدایی از بدن، به بدن دیگری تعلق پیدا میکند، ولی در مسخ، روح از بدن جدا نمیشود، بلکه تنها شکل و صورت بدن تغییر میکند و به حیوان تبدیل میشود. در لغتنامه دهخدا هم مسخ به معنی صورت برگردانیدن و بدتر کردن آمده با استناد به آیه «فقلنا لهم کونوا قرده خاسئین» به آنها گفتیم به صورت بوزینه درآیید.(بقره-65) البته مسخ ممکن است در شاکله روحی روانی اسنان هم اتفاق بیفتد. به این معنا که انسان ظاهرش تغییر نمیکند و ثابت میماند اما باطنش از خلق و خوی انسانیت تغییر میکند و به شکل حیوانیت تنزل پیدا میکند، که به آن مسخ شخصیت میگویند.
برنامه قرآن برای مبارزه با مسخ شخصیتی
اولین برنامه قرآن کریم برای مبارزه با مسخ شخصیتی، تهذیب نفس است، تزکیه نفس و پاکیزه کردن روح و روان از انواع بیماریها، عقدهها، تاریکیها، ناراحتیها، انحرافها و بلکه از مسخشدنها میباشد. در میان امتهای گذشته، مردمی بودند که در اثر کثرت ارتکاب به گناه، مورد نفرین پیغمبر زمان خودشان واقع و دچار مسخ میشدند. یعنی تبدیل به یک حیوان مانند: میمون، گرگ، خرس و یا حیوانات دیگر! یک مطلب از منظر قرآن مسلم است و آن اینکه انسان اگر فرضاً از نظر جسمی هم مسخ نشود، و تبدیل به یک حیوان به صورت ظاهری نشود، بهطور یقین از نظر روحی و معنوی ممکن است مسخ شود، و تبدیل به یک حیوان شود و بلکه تبدیل به نوعی حیوان شود که در عالم، حیوانی به آن بدی و قباحت وجود نداشته باشد. قرآن کریم از تعبیر «بل هم اضلّ»(اعراف-179) سخن میگوید، یعنی از مردمی که از حیوانات هم پستتر هستند.
چگونگی تبدیل انسان به موجودی پستتر از حیوان
آیا امکان دارد انسان از نظر روحی پستتر از یک حیوان بشود؟ پاسخ مثبت است، زیرا شخصیت انسان به خصایص اخلاقی و روانی او است. اگر ویژگیهای اخلاقی و روانی یک انسان همانند یک حیوان درندهخو بود، او واقعاً مسخ شده است، یعنی روحش حقیقتاً مسخ و تبدیل به یک حیوان درندهخو شده است. جسم گرگ و یا خوک با روح گرگصفتی یا خوکصفتی تناسب دارد، اما در مورد انسان اینگونه نیست، و ممکن است به لحاظ ظاهری در قامت انسان باشد. اما روح آن گرگصفتی یا خوکصفتی باشد که با ظاهر جسمی او که انسان است تناسبی ندارد، در چنین حالتی انسان از انسانیت منسلخ شده و در معنا و باطن، و با چشم حقیقتبین و در ملکوت واقعا یک گرگصفت یا خوکصفت میباشد. بنابراین انسان مسخ شده به مراتب پستتر از حیوان است. زیرا حیوان به صورت جبری و غریزی خصلتهای روحی خود را دارد و ظرفیت تغییر، رشد و تکامل آن را ندارد اما انسان استعدادهای بالقوه فراوانی دارد که میتواند مقامش از فرشتگان هم بالاتر رود و کمالات لایتناهی را کسب نماید.
نکته اساسی دیگر اینکه انسان مسخ شده با همان شاکله روحی و شخصیتی که با حیوانات تناسب دارد در روز قیامت محشور میشود. تنها یک گروه از مردم به صورت انسان محشور میشوند.
دلیل محشور شدن برخی انسانها در قامت حیوانات
انسانی که مانند حیوان و چهارپا، جز خوردن و خوابیدن و عمل جنسی و لذتطلبی فکر دیگری ندارد، اساسا شاکله روحی و شخصیتیاش یک حیوان به تمام معنا است و ماهیتی غیر از این ندارد. واقعا باطن چنین انسانی بر اثر انتخاب غلط و راههای باطل و گمراهکننده، مسخ شده است، فطرتش هم مسخ شده است، یعنی خصلتهای انسانی به کلی از او گرفته شده است و به جای آنها برای خودش خصلتهای حیوانی با شدت و ضعفهایش را کسب کرده که هر کدام در ظاهر یک حیوان در روز قیامت تجسم پیدا میکند. نمونههای بارز چنین انسانهای مسخ شدهای را امروزه ما در سردمداران استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیستهای غاصب نژادپرست و کودککش و... میبینیم.