اعتراف سازمان سیا: ساواک، سینما رکس را آتش زد
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
ساعت حدود ۳۰/۲۱ شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ بود، تقریباً ۷۰۰ نفر در سینما رکس آبادان در حال تماشای فیلم «گوزنها» بودند که ناگهان آتش از بیرون سالن نمایش، شروع به زبانه کشیدن کرد. دود سالن سینما را پر کرده بود، مردم هراسان به درهای خروجی سالن هجوم بردند اما درها بسته بود و راه خروجی وجود نداشت. سالن سینما در طبقه دوم یک پاساژ قرار داشت و راهروی پیرامون سالن نمایش پس از پلکان به تنها یک در خروجی خیابان میرسید.
ایستگاه آتشنشانی فاصلهای حدود ۱۰ دقیقه پیاده و ۳ دقیقه به وسیله ماشین با سینما داشت اما تا حضور اولین ماشینهای آتشنشانی حدود یک ساعت طول کشید. و وقتی رسیدند، فاقد وسایل اطفای حریق و حتی آب بودند! بنا به گزارش ساواک: «مأمورین آتشنشانی شهرداری که با سه دستگاه ماشین به محل اعزام شده بودند، فاقد آب بودند و همچنین بلندگو برای اعلام خطر و راهنمایی مأمورین آتشنشانی وجود نداشت. آتشنشانی شرکت نفت پس از یک ساعت و نیم تأخیر به محل حادثه رسید، لذا متأسفانه دیر شده بود و بوی سوخته شدن اجساد به بیرون نیز رسیده بود.»
ساواک: شما دخالت نکنید
طرفه آنکه رئیس ایستگاه آتشنشانی و معاونش در صحنه عملیات حضور نداشتند و در مطبوعات آن زمان درج شد که وقتی از معاون یاد شده سؤال شد، چرا در صحنه اطفای حریق نبودید؟ وی پاسخ داد که رئیسش خواسته بود، وی سر صحنه نرود. این در حالی بود که شهر آبادان ملتهب شده و جمعیت زیادی از ۳۰/۹ شب تا ۴ صبح در آتش میسوختند!
این دقیقاً همان اتفاقی بود که برای نیروهای فرمانداری نظامی و ارتش در دیگر صحنههای آتشسوزی به خصوص در جریان حریقهای گسترده ۱۴ آبان ۱۳۵۷ روی داد و آنها از سوی ساواک برای حضور در صحنههای آتشسوزی منع گردیدند! ارتشبد سابق عباس قرهباغی (آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران شاه) در خاطراتش ذکر نموده که از نیروهایش پرسیده بود چرا در جریان آتشسوزیها (به خصوص در ۱۴ آبان) دخالت نمیکنید و آنها پاسخ دادند که ساواک تأکید کرده در این ماجراها دخالت نکنید!!
از شهربانی هم حرکتی مشاهده نشد!
کلانتری نیز در ۱۰۰ متری محل سینما بود، اما مأموران شهربانی هم با تأخیر بیش از نیم ساعت به آنجا رسیدند (این در حالی بود که پیش از آن و حتی در جریان حمله مردم به اماکنی مانند مشروبفروشیها و بانکها و سینماها، مأموران شهربانی بلافاصله در محل حاضر شده و به برخورد با عاملین میپرداختند) اما دیرکرد بیش از ۳۰ دقیقهای آن هم از ۱۰۰متری محل سینما، در همان زمان مورد سؤال مطبوعات قرار گرفت. از طرف دیگر با حضور مأموران شهربانی، در اولین اقدام، فرماندهانشان، سرهنگ بیات و سرهنگ امینی همان تنها در خروجی سینما به خیابان را با زنجیر بستند تا مثلاً عوامل آتشسوزی از محل فرار نکنند!
از طرف دیگر با باتوم و زنجیر و شلاق مانع کمکرسانی سایر مردم شدند. جعفر سازش، پدر ۵ جانباخته سینما در بازپرسی گفت: «بعد از اینکه از ماجرا خبردار شدم خودم را به سینما رساندم، ولی هر کس میخواست کمک کند کتک میخورد.»
حمید یکی از نجاتیافتگان گفت: «حتی یک نفر میخواست داوطلبانه جلو برود و درب را با ماشین خرد کند، اما مانع شدند.»
شهادت حدود ۴۰۰ تن در حادثه آتشسوزی سینما رکس، در آن شرایط اوجگیری نهضت امام، یک شوک بزرگ به حرکت و جنبش مردم بود. حضرت امام خمینی در ۳۱ مرداد پیام مهمی درباره حادثه دلخراش سینما رکس آبادان فرستادند و این حادثه را به خوبی تبیین نمودند. ایشان نوشتند:
«... دریافت خبر بسیار فجیع به آتش کشیدن چند صد نفر هموطنان ما با آن وضع حساب شده موجب تأثر و تأسف شدید گردید. من گمان نمیکنم هیچ مسلمانی بلکه انسانی دست به چنین فاجعه وحشیانهای بزند جز آنان که به نظایر آن عادت نمودهاند و خوی درندگی و وحشیگری، آنان را از انسانیت بیرون برده باشد.... قراین نیز شهادت میدهد که دست جنایتکار دستگاه ظلم در کار باشد که نهضت انسانی - اسلامی ملت را در دنیا بد منعکس کند. آتش را به طور کمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأمورین درهای آن را قفل کردن، کار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست...»
دست رژیم شاه در حادثه
در حالی که ساواک و عواملش، انقلابیون را عامل فاجعه معرفی کردند اما در واقع تمامی شواهد و قرائن بر آشکار بودن دست رژیم شاه در این واقعه ضد بشری حکایت داشت. به جز دلائل شبههانگیزی که در مورد اهمال عمدی آتشنشانی و شهربانی در برخورد با آتشسوزی ذکر گردید، طراحی ساواک براساس آنچه امروزه در فرهنگ سیاسی دنیا، «پرچم دروغین» میگویند، بود و در رابطه با اعتراض مردم خشمگین از فساد و تباهی رژیم شاه به مراکز این فساد اعم از کابارهها و مشروبفروشیها و بانکها و همچنین تعدادی از سالنهای سینما.
در واقع ساواک و رژیم شاه در صدد سوءاستفاده از حرکتهای خشمآگین مردم علیه مراکز فساد و فحشا بودند، این در حالی بود که چند مورد اقدام مردم علیه سینماها (۵-۶ مورد پیش از سینما رکس) به هیچ وجه جان تماشاچیان را به خطر نمیانداخت و اغلب در حد همان نمای بیرونی سینما و درها و راهروی ورودی خلاصه میشد، آنچنان که در مورد سینماهایی مانند آتلانتیک (آفریقا) و یا استیل و کسری و شهاب در تهران و یا پارامونت شیراز و کریستال ارومیه اتفاق افتاد.
اما استفاده از مواد منفجره و آتشزا (طبق گزارش سفارت آمریکا در سینما رکس بمب باطریدار کار گذاشته شده بود) و قصد کشتار وسیع مردم حاضر در سینما به همراه اهمال عمدی آتشنشانی و مأموران شهربانی، همه و همه نشان از یک طراحی حساب شده از سوی یک سرویس اطلاعاتی/نظامی کهنهکار داشته و از حد و حدود حرکتهای مردمی خارج بود.
تئوری پشت ماجرا
حضرت امام در ادامه پیامشان برای فاجعه سینما رکس، به گونهای هوشمندانه به قصد و نیت پشت این آتشسوزی عمدی نیز اشاره کرده و نوشتند:
«... گفتار شاه که: تظاهر کنندگان مخالف من «وحشت بزرگ» را وعده میدهند؛ و تکرار آن پس از واقعه که: این همان وعده بوده است، شاهد دیگری بر توطئه است؛ نه اینکه واقعاً شاه یک غیبگوی بزرگ است!»
اشاره حضرت امام به سخنان محمدرضا پهلوی بود که ۳ روز قبل از فاجعه در جمع سردبیران و خبرنگاران جراید داخلی گفت: «ما به سوی تمدن بزرگ میرویم و آنها که اهل ایجاد حریق و تخریباند به سوی وحشت بزرگ». و طرفه آنکه روز بعد از حادثه، دو مقاله بدون نام و با یک مضمون درباره انتساب فاجعه سینما رکس به همان «وحشت بزرگ» در روزنامههای کیهان و اطلاعات به چاپ رسید.
بعد از انقلاب معلوم گشت، مقالات یاد شده به روال سایر مطالبی که به طور فرمایشی از ساواک یا دربار و یا نخستوزیری ارسال میگردید (مانند مطلب «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در ۱۷ دیماه ۱۳۵۶ که باعث قیام قم در ۱۹ دیماه شد) در اختیار روزنامههای پرتیراژ عصر قرار گرفت.
از همان لحظات و روزهای نخست حادثه، انگشت اتهام مردم به سوی رژیم و ساواک و به خصوص رئیس شهربانی آبادان گرفته شد. رژیم شاه برای خاتمه دادن به ماجرا فردی به نام «عبدالرضا آشور» را به عنوان مجرم معرفی کرد و او را که به عراق فرار کرده بود با کمک صدام به ایران بازگرداند و میخواستند آشور را به عنوان عامل حادثه اعلام کرده و مجازات کنند که بازپرس پرونده مخالفت کرد و در مقابل محاکمه یک فرد بیگناه ایستاد.
پس از پیروزی انقلاب، برخی از عوامل اجرائی آتش زدن سینما رکس که بعضاً پیش از انقلاب هم بازداشت و سپس با سوءاستفاده از روزهای درگیری از زندان گریخته بودند، مجدداً دستگیر و محاکمه و به مجازات رسیدند.
اگرچه عوامل رسانهای ضد انقلاب و برخی وابستگان پهلوی و همچنین وادادگان داخلی همواره سعی کردند اتهامات ساواک و رژیم شاه در مقصر شناختن انقلابیون را بلغور کنند اما در سالهای بعد، از طریق خاطرات بعضی عوامل رژیم شاه از جمله ارتشبد قرهباغی، عبدالمجید مجیدی وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه رژیم پهلوی که خاطرات او توسط تاریخ شفاهی هاروارد منتشر شد و همچنین منصور رفیعزاده (رئیس شعبه ساواک در آمریکا) و... به صراحت مشخص شد که طراحی فاجعه سینما رکس توسط عوامل ساواک صورت گرفت.
ساواک مقصر است
و دو سند مهم از کارشناسان ارشد آمریکایی تیر خلاص به آن تلاشهای نافرجام عناصر سلطنتطلب و ضد انقلاب و خودباخته داخلی بود:
اول، مصاحبه هنری پرکت، افسر مسئول امور سیاسی و نظامی سفارت آمریکا در تهران در سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ (۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵) و مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه ایالات متحده در سالهای پرالتهاب ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ (۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹) که در گفتوگویی تفصیلی با چارلز استوارت کندی و در تاریخ شفاهی فارین افرز به سال ۲۰۰۰، درباره فاجعه سینما رکس صریحاً اعتراف نمود:
«... ما در آن برهه گزارش خیلی کوتاهی (در حد چند جمله) از سازمان CIA گرفتیم که از قول یکی از رابطهای CIA در ساواک میگفت ساواک مقصر است...»
و دومین سند، گزارش محرمانه چارلز ناس (کاردار سفارت آمریکا در تهران) ۳ روز پس از فاجعه به تاریخ ۲۲ اوت ۱۹۷۸ مقارن ۳۱ مرداد ۱۳۵۷ بود که ۴۳ سال بعد در اوت ۲۰۲۱ توسط وبسایت ویکیلیکس منتشر شد. ناس در این گزارش به نقل از یک «منبع آگاه (نفوذی سازمان CIA) در میان اپوزیسیون مسلح» نوشت که:
«حکومت ایران به طور ضمنی اجازه چنین کاری (آتش زدن سینما رکس) را داده است».