کد خبر: ۳۳۶۶۲۰
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۵
هالیوود علیه ایران-نگاهی به تلماسه DUNE- بخش دوازدهم

موعودی که از سوی جادوگران می‌آید!

سعید مستغاثی

در هالیوود سینمای آخرالزمانی جایگاه ویژه‌ای دارد و تقریباً از همان اوایل پدید آمدن این به اصطلاح کارخانه رؤیاسازی در انواع مختلفش رخ نمایاند. موضوع مسیح Christ و ضد مسیح Antichrist و فاجعه آخرالزمان Apocalypse، به انحاء مختلف در دل انواع و اقسام فیلم‌های علمی/افسانه‌ای، اسطوره‌ای، شبه‌دینی، تاریخی، انیمیشن و حتی ملودرام و کمدی جای گرفت و خصوصاً در آستانه هزاره سوم و در این دو دهه از قرن بیست و یکم به طور عجیبی پرده‌های سینما را اشغال نموده است.
اما در این آثار به جز قرار گرفتن در موضع دجال یا ضد مسیح، تقریباً هیچ‌گاه به طور مستقیم به منجی آخرالزمان مسلمانان و شیعیان خصوصاً با نام و عنوان دقیق پرداخته نشد، اگرچه در آثار گوناگون به گونه‌ای غیرمستقیم و با ایماء و اشاره، مورد هجمه و توهین و تحریف واقع گردید.
شاید برای اولین بار در فیلم «تلماسه» باشد که به طور مستقیم، نام «مهدی» به عنوان منجی جهان بشریت، در یک فیلم آخرالزمانی هالیوود به میان آمده و او را به عنوان قهرمان و منجی واقعی نشان می‌دهند. و البته این پرداختن به نام «مهدی» از مجموعه رمان «تلماسه» اثر فرانک هربرت در سال ۱۹۶۵ بیرون آمد که طی سال‌های بعد توسط پسرش برایان هربرت و همچنین کوین جی. اندرسن ادامه یافت. مجموعه‌ای که تاکنون چندین فیلم و سریال و انیمیشن براساسش ساخته شده است. پیش از سری جدید ساخته دنیس ویلنو، بر اساس کتاب اول این مجموعه که «تلماسه» نام دارد، یک فیلم سینمایی دیگر، چهار مینی سریال، یک فیلم کوتاه و چهار ویدئوگیم طی سال‌های ۱۹۸۴ ساخته شد که تنها اثر سینمایی در سال ۱۹۸۴ توسط دیوید لینچ جلوی دوربین رفت.
دنیس ویلنو دو قسمت «تلماسه» یا DUNE را طی سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ ساخت و اکران نمود و یک سریال شش قسمتی به نام «تلماسه: پیشگویی» به عنوان یک اسپین‌آف (داستان فرعی از یک رمان یا فیلم) در سال ۲۰۲۵ از این مجموعه تولید شد. سومین فیلم دنیس ویلنو در دسامبر ۲۰۲۶ تحت عنوان «تلماسه: مسیح» به نمایش عمومی درخواهد آمد. بخش اول فیلم DUNE یا «تلماسه» در مراسم اسکار ۲۰۲۲ با نامزدی در ۱۰ رشته و کسب ۶ جایزه، موفق‌ترین فیلم سال ۲۰۲۱ به شمار آمد. بخش دوم آن نیز در ۶ رشته از جمله بهترین فیلم نامزد دریافت اسکار بود.
نام «مهدی» به طور مستقیم بیان می‌شود
در اواخر قسمت اول «تلماسه»، به گونه‌ای اجمالی دو بار به نام «مهدی» اشاره شد اما در قسمت دوم بسیار به وی پرداخته و خصوصیات وی در طی قیام و مبارزه‌اش به نمایش درآمد.
«تلماسه – قسمت دوم»، تقریباً می‌توان گفت تتمه قسمت نخست بود که دنیس ویلنو (کارگردان) و بیش از دو دوجین تهیه‌کننده (دقیقاً بیست و نه عدد) و کمپانی برادران وارنر در واقع آن را به نوعی سمبل کردند، چنانکه اگر حجم عظیمی از جلوه‌های ویژه را به همراه نداشت حتی از نسخه سال ۱۹۸۵ دیوید لینچ هم عقب‌مانده‌تر می‌شد!
ماجرای «تلماسه» از این قرار است که: در سال ۱۰۱۱۹، سیاره آراکیس که تحت حاکمیت خاندان آتریدیس و فرمانروایی پدرشان لیتو است، مورد هجوم اقوام هارکونن و فرمانروای خبیث آنها از سیاره «گیدای پرایم» قرار گرفته و به تسخیر آنها در می‌آید. لیتو آتریدیس کشته شده ولی همسر و پسرش پاول می‌گریزند.
سیاره آراکیس، معدن ماده‌ای به نام «اسپایس ملانژ» است که علاوه ‌بر تامین انرژی، نیروی خاصی به افراد می‌بخشد تا هم بتوانند دید آینده‌نگر و وسیع‌تری پیدا کنند و هم توانایی مادی و معنوی پیدا کنند و حتی به آنها قدرت طی‌الارض نیز می‌بخشد. و همه تلاش امپراتور حاکم (کریستوفر واکن) که از هارکونن‌ها حمایت کرده برای به‌دست آوردن این منابع اسپایس بوده است.
اما در آراکیس قومی صحرانشین به نام «فره‌من» هم به گونه‌ای مخفی زندگی می‌کنند که ضمن مبارزه برای حفظ سیاره و منابع‌شان، در انتظار یک منجی آخرالزمان به نام «لسان‌الغیب» یا «مهدی» به سر می‌برند. کاربرد نام «لسان‌الغیب» برای مهدی، آن را بیشتر به فرهنگ ایرانی نزدیک می‌کند. خصوصاً که مهم‌ترین کشور جهان منتظر حضرت مهدی موعود (عج)، شیعه‌خانه امام زمان و ام‌القرای جهان اسلام یعنی ایران است.
قوم «فره‌من» با رداهای بلند و سرپوش و در میان رمل‌های روان صحرا، بسیار شبیه به مردم غرب آسیا و یا تصور غالب آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها از ایران بوده و حتی آیین‌هایی آشنای آن را اجرا می‌کنند. ضمن اینکه با کرم‌های غول‌آسایی حشر و نشر دارند که هم از مایع درونی‌شان به عنوان آب حیات استفاده نموده و هم برای حمل‌ونقل از آنها بهره می‌گیرند.
در قسمت اول «تلماسه»، شاهد رسیدن پاول آتریدیس و مادرش به این قوم و قبیله و کشتن یکی از آنها توسط پاول طی یک مبارزه عادلانه بودیم.
قسمت دوم از آنجا شروع گردید که فره‌من‌ها، پاول و مادرش را به درون خود راه داده‌اند، چون در پاول نشانه‌هایی از منجی آخرالزمان پیدا کرده‌اند، اما برای اینکه باور کنند پاول همان منجی به نام «لسان‌الغیب» یا «مهدی» است، نیاز به آزمایش‌ها و نشانه‌هایی دارند که یک به یک به آنها دست 
می‌یابند.
فردی که در این میان نشانه‌ها و آزمایش‌ها را چک می‌کند، استیلگار (خاویر باردم) نام دارد که هر کاری پاول انجام داده یا هر اتفاقی برایش می‌افتد را عین پیشگویی دانسته و تأییدی بر «لسان‌الغیب» بودن وی می‌دانند.
این بار سینمای هالیوود به طور نامعمولی دست به ارائه فیلم آخرالزمانی با پروپاگاندای گسترده‌ای نموده است. قسمت اول «تلماسه»، در سال ۲۰۲۱ به همین سیاق نامعمول، با نامزدی در ده رشته و کسب شش جایزه در واقع پیروز مراسم اسکار گردید و قسمت دوم آن علاوه ‌بر نامزدی در ۵ رشته اسکار از جمله بهترین فیلم و به‌دست آوردن دو جایزه اسکار و شکستن رکوردهای فروش فیلم‌ها، در جدول امتیازهای وب‌سایت آی‌ام‌دی‌بی IMDb نیز امتیاز بالای ۸.۸ را کسب کرد که کمتر فیلمی به آن دست می‌یابد.
دنیای ویژه تلماسه
فرهنگنامه‌ای در انتهای کتاب «تلماسه» درج شده است. در واقع «تلماسه» مانند «ارباب حلقه‌ها» دارای دنیا و فرهنگنامه مخصوصی است که لغات نامانوس این رمان و دنیا را توضیح داده، در این فرهنگنامه کلمه «مهدی» را این‌گونه توضیح داده:
«مهدی: در اسطوره آخرالزمانی فره‌من، «برگزیده‌ای که ما را به سوی بهشت رهبری خواهد کرد»
در همین فرهنگنامه درباره کلمه «لسان‌الغیب» آمده است:
«لسان‌الغیب: صدایی از دنیای خارج. پیامبر پایان دنیا. در اسطوره‌های آخرالزمانی فره‌من‌ها: آورنده آب.» (به کلمه «مهدی» رجوع شود)
ولی در کتاب و فیلم «تلماسه»، این مهدی موعود مورد نظر قوم «فره‌من»، فردی به نام پاول آتریدیس است. به این ترتیب، اگرچه در برخی فیلم‌های آخرالزمانی پیشین هالیوود، سعی می‌شد در لفافه و با پیش کشیدن نشانه‌های آشنا و مشخص، منجی راستین عالم بشریت، حضرت حجت علیه‌السلام، مورد وهن قرار گرفته و وجود مبارکشان را انکار یا به عنوان قطب شر و یا ضد مسیح نشان دهند، ولی اینک در فیلم «تلماسه» برای اولین بار به طور مستقیم، نام ایشان مطرح شده و با همان نشانه‌های آشنا مورد تأکید قرار گرفته اما در واقع، اصالتشان را منکر گردیده و بازهم منجی را به خودشان نسبت داده‌اند که در واقع باور و اعتقاد و نظر اقوام منتظر مهدی موعود (مثل فره‌من) را هم تأمین نماید!
اما این مهدی موعود در فیلم «تلماسه»، در حقیقت موجودی کاملاً مادی است که قرن‌ها و نسل‌ها با برنامه‌ریزی و طرح آخرالزمانی کاهنان فرقه‌ای به نام «بنی جزریت» متولد شده و رشد کرده یعنی در واقع از سوی فرقه‌ای جادوگر و ساحر، تدارک دیده شده و نیروهای ماورایی‌اش را هم از منشأ همان جادو می‌گیرد.
از همین روی نام عبرانی تحت عنوان «کویساتز‌هادراک» بر او گذارده‌اند که نوعی هدایت منجی آخرالزمان از سوی فرقه‌های صهیونی محسوب می‌شود.
وهن منجی آخرالزمان
گویا همین برای دنیس ویلنو کفایت می‌کرده و دیگر نیازی ندیده مانند آثار قبلی‌اش چندان به وجه سینمایی اثرش توجه نماید. سفارش گنجاندن یک منجی جعلی و نمایش باور بیهوده مردمی منتظر او، در حالی که از سوی گروهی جادوگر برنامه‌ریزی و طراحی شده، عمق پروژه «مهدی»زدایی در سینمای هالیوود را نشان می‌دهد.
یعنی حالا که نمی‌شود، وجود حضرت مهدی صاحب‌الزمان را منکر شد، تا حد امکان آن را براساس برنامه‌ها و طرح‌های خودشان جلوه دهند، مانند هر پدیده دیگری که در مقابلش عاجز هستند همچون انقلاب اسلامی!
از همین روی فیلم «تلماسه- بخش دوم»، سرشار از صحنه‌های موهن در این جهت است مانند اینکه گریبان منجی فیلم یعنی جناب پاول آتریدیس را دختری به نام چانی (با بازی زندیا) می‌گیرد که جنگجویی از میان همان قبیله منتظر بوده اما خودش چندان اعتقادی به منجی آخرالزمان نداشته است!
روابط این خانم چانی با منجی فیلم یعنی پاول آتریدیس (تیموتی شالامنت) که قبیله‌ای صحرانشین به نام فره‌من، او را «مودیب» و «لسان‌الغیب» و حتی «مهدی» می‌خوانند، مثل ارتباط مثلاً جک و رز در فیلم تایتانیک از کار درآمده است!
چنانچه پاول حتی در اوج فرماندهی عملیات نجات‌بخش به چانی ابراز عشق می‌کند!!
به هر حال اینک به نظر می‌رسد سینمای هالیوود وارد فاز جدیدی از آثار آخرالزمانی خود گردیده و دیگر تنها به نمایش منجی‌های خود بسنده نکرده و در صدد مصادره به مطلوب تنها منجی حقیقی عالم بشریت و تخریب وجهه و باور به ایشان است. پای‌اش هم صدها میلیارد دلار خرج کرده و تبلیغات و پروپاگاندای سرسام‌آور هم به راه انداخته تا تین‌ایجرها را هم به میدان بیاورد. هم برایش رکورد می‌زند، هم امتیاز بالا در وب‌سایت‌های معتبر به حسابش ثبت می‌کند و هم جوایز اسکار را به پایش می‌ریزد برای اینکه به شرقی‌ها و مسلمانان و شیعیان و خصوصاً ایرانی‌ها حُقنه کند آن منجی که شما قرن‌ها در انتظارش بودید، در واقع دست‌پرورده و برنامه و طرح خود ما بود! و شما ول‌معطلید!!
بعد از تهاجم به آب و خاک و سرزمین و تاریخ و پیشینه و حتی فرهنگ ایران و ایرانی، اینک هدف گرفتن مهم‌ترین و محوری‌ترین باورها و اعتقادات این ملت، در دستور کار هالیوود قرار گرفته و این رشته سر دراز دارد. سینمای ما که برای دفاع در مقابل دیگر حملات سخت و نرم هالیوود، تقریباً خنثی و منفعل عمل نمود حالا با این تهاجم ریشه‌ای و اعتقادی
 چه می‌کند؟

captcha