کد خبر: ۳۳۶۶۱۸
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۵
به بهانه فیلم «بیداد»

ضعیف‌ها به زیرزمین می‌روند!

آرش فهیم

آنچه در ایران با عنوان «سینمای زیرزمینی» وجود یافته با واقعیت این نوع آثار در جهان هیچ همخوانی ندارد! چون هنر زیرزمینی در معنای جهانی و تاریخی خود، الزاماً مترادف با آثار ضعیف، آماتور یا قانون‌گریز نیست. برعکس، در بسیاری از مقاطع تاریخ سینما، زیرزمینی شدن محصول نوعی نارضایتی خلاقانه از مناسبات رسمی تولید بوده است؛ فیلمسازانی که امکان تولید در ساختار متعارف را نداشتند، با امکانات اندک سراغ تجربه‌های تازه رفتند و گاه به کشف زبان‌های جدیدی در سینما رسیدند. بخش مهمی از سینمای مستقل جهان، حاصل همین میل به تجربه، رهایی از قواعد بازار و جست‌وجوی فرم‌های تازه بوده است. در چنین تعریفی، «زیرزمینی» بودن یک موقعیت تولید است، نه یک ارزش هنری. ممکن است فیلمی خارج از ساختار رسمی ساخته شود و اثری درخشان باشد و فیلمی دیگر با تمام امکانات رسمی، فیلمی شکست‌خورده از آب دربیاید.
مسئله اما از جایی آغاز می‌شود که «زیرزمینی بودن» خود جایگزین کیفیت سینمایی شود؛ یعنی فیلمساز به جای آنکه محدودیت را به فرصتی برای خلاقیت تبدیل کند، قانون‌گریزی و حاشیه‌سازی را به بخشی از استراتژی تبلیغاتی اثر بدل کند. در این وضعیت، دیگر با سینمای مستقل مواجه نیستیم؛ با محصولی روبه‌رو هستیم که بخشی از هویت خود را نه از درون فیلم، بلکه از حواشی پیرامون آن می‌گیرد: فیلم توقیف‌شده، فیلم بدون مجوز، فیلم منتشرشده در اینترنت و فیلمی که قرار است پیش از دیده‌شدن، درباره «جسارت» سازنده‌اش خبر تولید کند. نکته قابل تأمل این است که در ایران، عمدتا افرادی سراغ ساخت آثار غیرقانونی می‌روند که قبلا بخشی از سینمای بدنه و گاهی متصل به بودجه‌های عمومی بوده‌اند. اما گویی شکست در مدار رسمی، آنها را به سمت جنجال و هیاهو و رفتارهای ضدقانونی می‌برد. اتفاقا ساخت چنین آثاری به نقطه تاریک کارنامه چنین فیلمسازانی هم تبدیل می‌شود. تجربه نشان داده که کارگردان‌ها یا به طور کلی هنرمندان در ایران، وقتی از مدار معمول و کار برای کشور خودشان خارج و به «برده جشنواره‌های سیاسی» تبدیل می‌شوند، هنرشان پوشیده می‌گردد و غَرَض جای آن را می‌گیرد.
«بیداد» ساخته سهیل بیرقی را می‌توان در همین چارچوب بررسی کرد. فیلمی که بدون طی مسیر معمول تولید و نمایش ساخته شده و انتشار غیرمجاز آن، بیش از خود اثر مورد توجه قرار گرفته است. اما اگر هیاهوی پیرامون فیلم را کنار بگذاریم و صرفاً با معیارهای سینمایی به آن نگاه کنیم، با اثری روبه‌رو می‌شویم که در بسیاری از ابتدائی‌ترین مؤلفه‌های فیلمسازی نیز دچار مشکل است.
بیرقی پیش از این سه فیلم ساخته و در هر سه، ناکام بوده؛ اما «بیداد» چند قدم از همان فیلم‌های زیرمتوسط هم پایین‌تر است و از منظر ساختار روایی و شخصیت‌پردازی عقبگردی محسوس به نظر می‌رسد. فیلم در طراحی موقعیت، پیشبرد داستان و ایجاد کشمکش، بیش از اندازه به شعار و موقعیت‌های تصنعی متکی است. شخصیت‌ها نیز به جای آنکه در روند داستان شکل بگیرند و پیچیدگی پیدا کنند، اغلب حامل موضع یا ایده‌ای از پیش تعیین‌شده‌اند.
این مشکل به‌خصوص درباره شخصیت‌های زن فیلم قابل تأمل است. «بیداد» ظاهراً می‌خواهد درباره زنان، محدودیت‌ها و مناسبات اجتماعی آنان سخن بگوید، اما حاصل کار در بسیاری از لحظات دقیقاً خلاف این ادعاست. شخصیت‌های زن فیلم، عمدتاً خودشان در موقعیت منفی قرار دارند. حتی شخصیت محوری، «ستی»، نیز بیش از آنکه یک قهرمان همدلی‌برانگیز باشد، شخصیتی بیمار، فاسد و ضدقهرمان است. بازنمایی زنان و مسائل آنها در فیلم آن‌قدر زشت است و کارگردان مسائل زنان را به قدری بد و مبتذل نمایش داده که گروه‌های مدافع حقوق زنان می‌توانند از کارگردان به خاطر این منفی‌نمایی شکایت کنند!
از این منظر، «بیداد» بیش از آنکه ناشی از محدودیت‌ یا اعتراض باشد، قربانی ضعف در فیلمنامه و اجراست. حرکت دوربین و تدوین نیز کمتر به خلق یک تجربه سینمایی منسجم کمک می‌کنند. خام‌دستی تصویری و اغراق در اجرا نیز در کنار داستان بسیار ضعیف و بی‌رمق فیلم قرار گرفته‌اند تا با فیلمی مطلقا شکست‌خورده از نظر سینمایی مواجه باشیم. 
هم از این رو، خود «بیداد» به عنوان یک أثر «ضدفیلم» بیش از این ارزش واکاوی و مداقه را ندارد، مسئله مهم‌تر اما جریان تولید چنین آثاری است. در جهان، فیلم زیرزمینی غالباً واکنشی از سوی فیلمسازانی بوده که چیزی برای گفتن داشته‌اند اما امکان ورود به ساختار رسمی را پیدا نکرده‌اند. در ایران، در مواردی با پدیده‌ای معکوس مواجهیم: فیلمسازانی که گاه از امکانات و حمایت‌های رسمی همین ساختار استفاده کرده‌اند، اما هنگامی که نتوانسته‌اند از مسیر عادی تولید و نمایش توجه کافی به دست آورند، به «زیرزمینی بودن» به عنوان یک مزیت تبلیغاتی پناه می‌برند.
اگر قرار باشد «زیرزمینی بودن» به جای سکوی پرتاب استعداد، پوششی برای ضعف سینمایی باشد، آنچه از این جریان باقی خواهد ماند نه یک فصل تازه در تاریخ سینمای مستقل، بلکه مجموعه‌ای از فیلم‌های تاریخ‌مصرف‌دار است که بیشتر به دلیل حواشی‌شان دیده شدند تا به خاطر خود سینما.
در چنین شرایطی، جشنواره‌های خارجی و شبکه‌های رسانه‌ای پیرامون آنها و گاه دلالان و دلارهای سفارتخانه‌ها نیز می‌توانند به بخشی از یک جریان و چرخه تبدیل شوند؛ جایی که گاهی «نحوه تولید» و «میزان مخالفت فیلم با ساختار رسمی» بیش از کیفیت خود فیلم اهمیت پیدا می‌کند. به همین دلیل می‌توان یک چرخه تولید فاسد را در پشت صحنه شکل‌گیری چنین آثاری ردیابی کرد.

captcha