ملاکهای اعتبارسنجی تفسیر معتبر قرآن (3)
پرسش:
در میان تفاسیر گوناگونی که از قرن نخست تاکنون بر قرآن کریم نوشته شده، آیا ملاک و معیاری وجود دارد تا بتوان اعتبارسنجی کرد و درستی یا نادرستی برداشتهای مختلف از قرآن را با آن محک زد؟
پاسخ:
در دو بخش قبلی پاسخ به این سوال به مباحثی همچون: لزوم ضابطهمندی تفسیر قرآن و ضوابط اعتبارسنجی تفاسیر قرآن شامل: 1- ارتباط منطقی و زبان شناختی با الفاظ 2- انواع ارتباط زبان شناختی بین الفاظ و تفسیر قرآن، اعتبار منابع در ارزیابی تفاسیر شامل: 1- معنای لغوی پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
2- قواعد عربی
مراد از قواعد عربی، قواعدی است که در علومی چون: صرف، نحو، معانی، بیان و بدیع مورد بحث قرار میگیرد، و در تفسیر قرآن از آنها استفاده میشود. در مورد این قواعد ضروری است میزان قطعیت آن قاعده مورد توجه قرار گیرد.
3- آیات قرآن
قرآن کریم بهویژه در بعد تشریع و قانونگذاری دارای «اطلاق و تقیید»، «عام و خاص»، «مجمل و مبین» و«ناسخ و منسوخ» میباشد. توجه به همه آیات قرآن و تعامل منطقی و عرفی آنها با یکدیگر از معیارهای تفسیر صحیح قرآن است. همچنین دلالت الفاظ بر مراد متکلم از نظر ظهور و خفا یکسان نیست. گاهی مطلبی متکی بر نص است و گاهی صرفاً از ظواهر استفاده میشود. بدیهی است که درجه قطعیت نص بیشتر از ظواهر است.
4- احادیث
در مورد اعتبار حدیث در تفسیر قرآن، اختلاف نظر وجود دارد. از این رو باید هر مفسری مبنای خود را در این باره انتخاب کند. احادیث از نظر قطعیت یا عدم قطعیت صدور به سه دسته تقسیم میشوند:
الف) احادیث متواتر: اینگونه احادیث به طور قطع از معصوم صادر شده است.
ب) احادیث آحاد (خبر واحد) همراه با قراین قطعی: اینگونه اخبار گرچه فینفسه از نوع خبر واحد محسوب میشوند ولی با توجه به قرائن خارجی، صدور آنها از معصوم قطعیت مییابد.
ج) احادیث آحادی که مضمون آنها با قرائن قطعی تایید نمیشود.(خبر واحد نامعتبر)
در مورد اعتبار و حجیت اخبار دسته اول و دوم اختلاف نظری وجود ندارد، زیرا فرض بر آن است که اینگونه اخبار مفید علم و قطع هستند و قطع و یقین دارای حجیت ذاتی است. در مورد حجیت اخبار دسته سوم اختلاف نظر وجود دارد. برخی مانند سید مرتضی مخالف حجیت خبر واحد به صورت مطلق(چه در حوزه احکام شرعی و چه در حوزههای دیگر) هستند. ولی بیشتر دانشمندان اسلامی خبر واحد موثق را در احکام شرعی معتبر میدانند و در اینباره به ادله مختلفی از کتاب، سنت و بنای عقلا استدلال کردهاند. علامه طباطبایی(ره) مینویسد: «در علم اصول روشن شده و حتی به حد بداهت رسیده است که حجیت خبر واحد در غیر احکام، نظیر معارف اعتقادی و موضوعات خارجی معنا ندارد.»(المیزان، ج 14، ص 145)
در مقابل عدهای خبر واحد را در تفسیر معتبر میدانند. آیتالله خویی(ره) در کتاب «البیان فی تفسیرالقرآن» ضمن آنکه دلیل مخالفان اعتبار خبر واحد در تفسیر را بسیار سست و مخالف تحقیق توصیف میکند، بر آن است که دلیل حجیت خبر واحد که روش و شیوه عقلا از مهمترین آن است، مطلق است و اختصاصی به احکام شرعی ندارد. نتیجه آنکه سنجش اعتبار یا عدم اعتبار در مورد استناد به خبر واحد یک امر مبنایی است.
5- عقل
تردیدی نیست که اساس تفهیم و تفهم بر بنیان عقل استوار شده است. شناخت خداوند و تصدیق پیامبران جز به عقل و خرد، بر هیچ مبنای دیگری استوار نیست. خداوند متعال تعقل و تفکر و شیوه درست آن را در فطرت انسان نهادینه ساخت است، به طوری که میتواند راههای صحیح را از ناصحیح بازشناسد. «فالهمها فجورها و تقویها» راه خوب و بد را به انسان نشان داد. (شمس- 8) لذا عقل انسان برای سنجش و تشخیص امور، دارای معیارها و محکهایی است که به عنوان قواعد عقلی یا احکام عقل نظری و عملی از آنها یاد می شود. قواعدی مثل: «محال بودن اجتماع ضدین» یا «محال بودن اجتماع و ارتفاع نقیضن» در عقل نظری و «تحسین و تقبیح عقلی» دو عقل عملی از این دستهاند. اصول و قواعدی که بر پایه ظن استوارند چون قیاس و استحسان از حوزه دلیل عقلی خارجند.
6- اجماع
اجماع با شرایطی که در کتب اصول فقه برای آن ذکر شده، از منابع معتبر در استنباط احکام شرعی است. اجماع دو قسم است: 1- اجماع منقول که نقل اجماع دیگران است و فرد فقیه خودش تحصیل نکرده است 2- اجماع محصل آن است که فقیه خودش از راه تتبع در آرای دیگران آن را به دست آورده باشد. اما اینکه هر دو قسم حجت در تفسیر قرآن حجت است یا خیر محل اختلاف است.
7- شهود عرفانی
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بیانگر نوعی معرفت خاص است که نه از راه مباحث عقلی به دست میآید، و نه از طریق معرفت تجربی بلکه تنها راه حصول و تحقق آن، تهذیب نفس، عمل به شریعت، سیر و سلوک الیالله و توجه به عالم ملکوتی است. اما نمیتوان به هر آنچه که تفسیر قرآن در مورد شهود عرفانی و علم لدنی شده است، اطمینان واصل کرد و آن را معتبر دانست. اگر دریافتهای شهود عرفانی با براهین عقلی همخوانی و هماهنگی داشته باشد، میتواند وجه تمایزی میان شهودهای خیالی و غیرواقعی و شهودهای اصیل و واقعی باشد.
لذا ادراکات شهود عرفانی و قلبی اگرچه ورای عقل است، اما به هیچ وجه ضدعقل و مخالف براهین عقلی نیست. این هماهنگی نزد برخی عرفا به اتحاد طریقت، شریعت و حقیقت تعبیر شده است، و نزد برخی دیگر همچون ملاصدرا به «اتحاد قرآن، عرفان و برهان» نام گرفته است.