کد خبر: ۳۳۶۴۶۶
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۴

وقتی «حجاب» با «دزدیدن کشمش» مقایسه می‌شود!

واکنش تامل‌برانگیز یک روحانی‌نما به نامه مطهری درباره حجاب، با قیاس ناشیانه حکم الهی با «چوب کشمش» و طرح مطالبات معیشتی، پرده از مغالطه و اراده جریان دین‌گریز و غربگرا برای حاشیه‌ای‌سازی احکام صریح اسلام برداشت.
نامه اخیر علی مطهری به رئیس‌جمهور درباره ضرورت ساماندهی وضعیت پوشش و برخورد با ناهنجاری‌های سازمان‌یافته، بار دیگر ابعاد آسیب‌های فرهنگی را به صدر اخبار آورد. مطهری در این نامه با اشاره به ایستادگی اکثر بانوان کشور در برابر طراحی‌های دشمن، یادآور شد: «برخلاف توقع دشمن که انتظار داشت بعد از حوادث سال ۱۴۰۱ اکثر بانوان ما پوشش اسلامی را کنار بگذارند، امروز اکثریت قاطع بانوان کشور پوشش اسلامی را رعایت می‌کنند.» وی با تفکیک میان رفتار عامه مردم و برخی رفتارهای ساختارشکنانه، تاکید کرد که این ناهنجاری‌ها بخشی «سازمان‌یافته»، بخشی «ناشی از غرب‌زدگی و خودباختگی» و بخشی حاصل «هوا و هوس» است.
این موضع‌گیری اصولی که مبتنی بر آموزه‌های قطعی اسلام است، با واکنش تامل‌برانگیز و معترضانه فردی روحانی‌نما مواجه شد. وی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به مطهری، به‌جای مواجهه علمی و حمایت از احکام مسلم الهی، دست به حاشیه‌سازی و فرار به جلو زد و با طرح مسائل معیشتی، سعی کرد وجوب شرعی حجاب را حاشیه‌ای جلوه دهد.
وی با مغالطه‌ای آشکار، مسئله عفاف و حجاب را حاصل نابرابری و حوادث سیاسی دانست و برای تقلیل جایگاه این حکم الهی، به داستان نازلی توسل جست و مدعی شد توجه به حجاب مانند داستان کسانی است که «کشمش دزدیده بودند و هنگام خوردن، درباره چوب کوچک انتهای آن دچار تردید شدند»!
نقد جدی و اساسی دقیقا متوجه همین نگاه سطحی و تفکیک‌گرایانه است. حامیان این تفکر التقاطی در حالی حکم صریح قرآن را با «چوب کشمش» مقایسه می‌کنند که حجاب نه یک امر حاشیه‌ای یا ذوقی، بلکه از ضروریات دین مبین اسلام است. تقلیل دادن دستور صریح الهی به مسئله‌ای کم‌اهمیت و گره زدن آن به ناکارآمدی‌های اقتصادی، شانه خالی کردن از مسئولیت شرعی و بسترسازی برای ولنگاری فرهنگی است.
از سوی دیگر، وظیفه حاکمیت اسلامی تنها منحصر به تامین «آب و نان» نیست؛ رفاه مادی را حکومت‌های سکولار نیز ادعا می‌کنند. فلسفه وجودی و تمایز اصلی حکومت اسلامی در این است که علاوه‌بر معیشت، بسترساز رشد معنوی و سعادتمندی جامعه باشد و احکام الهی را در سطح اجتماع جاری سازد.
نسخه رهاسازی عرصه فرهنگ به بهانه مشکلات اقتصادی، دقیقا همان سناریویی است که جریان‌های ضد دینی سال‌هاست دنبال می‌کنند. نمی‌توان به اسم «عدالت» و «معیشت»، چشم را بر تضعیف عفاف و بنیان خانواده بست. کسانی که با ادعای روشنفکری، احکام قطعی دین را در مقابل کرامت انسانی یا مسائل معیشتی قرار می‌دهند، در حقیقت دچار مغالطه آشکار شده و از درک جامعیت اسلام عاجزند.

captcha