ملاکهای اعتبارسنجی تفسیر معتبر قرآن (۲)
پرسش:
در میان تفاسیر گوناگونی که از قرن نخست تاکنون بر قرآن کریم نوشته شده، آیا ملاک و معیاری وجود دارد تا بتوان اعتبارسنجی کرد و درستی یا نادرستی برداشتهای مختلف از قرآن را با آن محک زد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به مباحثی همچون: لزوم ضابطهمندی تفسیر قرآن و ضوابط اعتبارسنجی تفاسیر قرآن شامل: 1- ارتباط منطقی و زبانشناختی با الفاظ پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی میگیریم:
2- انواع ارتباط زبانشناختی بین الفاظ و تفسیر قرآن
منظور از روابط زبانشناختی بین تفسیر و الفاظ قرآن، یکی از روابط ذیل است:
الف) رابطه وضعی بین لفظ و معنا
این رابطه در بحث منطق دلالت نامیده میشود و آن عبارت است از رابطه علمی بین دو چیز به طوری که علم به یکی از آنها، سبب انتقال ذهن نسبت به دیگری میشود. رابطه لفظ و معنا یا مطابقت و یا تضمن و یا التزام است.
ب) رابطه مفهوم و مصداق
مفهوم یعنی صورت ذهنی انتزاعی از حقیقت اشیاء و مصداق آن چیزی است که مفهوم بر آن منطبق میشود.
ج) رابطه لازم و ملزوم
ممکن است معنایی که به لفظ یا آیهای از قرآن نسبت داده میشود، مدلول لفظ یا آیه نباشد، ولی لازمه عقلی آن باشد.
د) رابطه مَثل با ممثَل
بیان مطالب با مثل در هر زبانی رایج است، به این صورت که مسائل معقول را با تشبیه آن به محسوس قابل درک میکنند. رابطهای که مثل با مثل دارد، نه رابطه «دال و مدلول» است، و نه رابطه «لازم و ملزوم» و نه رابطه «مفهوم و مصداق»، بلکه مثل تنها حکایتی است از مثل و نوعی تشبیه محسوب می شود. آنچه به عنوان «تفسیر» یا «تأویل» آیات قرآن بیان میشود باید یکی از روابط پیش گفته را با الفاظ قرآن داشته باشد، یعنی یا مدلول آیه بوده، از هر نوع دلالتی که باشد، یا مصداق آیه بوده، به گونهای که مفهوم لفظ آن را پذیرا باشد، یا جزو لوازم کلام الهی بوده از هر نوع لازم، و یا مثل باشد، برای آیهای که مثل فرض شده است. نکته اساسی در این بحث این است که اگر به ارتباط زبان شناختی تفسیر و تأویل با الفاظ قرآن اعتقاد نداشته باشیم، راه نقد و ارزیابی صحت و سقم و اعتبارسنجی بسیاری از تفسیر و تأویلهایی که از طریق روایات و یا اهل عرفان به دست ما رسیده است بسته میشود، یعنی باید آنچه را مبتنی بر نقل به ظاهر صحیح است، و یا ادعای الهام و مکاشفه در مورد آن شده است، را بپذیریم، هرچند ارتباط آن با ظاهر آیه را نفهمیم. با این فرض چه بسیار مجعولاتی را که باید به عنوان تأویل قرآن پذیرا باشیم! البته این نکته در اینجا لازم به ذکر است که ارتباط زبانشناختی با الفاظ قرآن کریم شرط لازم در اعتبارسنجی تفاسیر است، اما شرط کافی نیست، یعنی نمیتوان تفسیری را صرفا به دلیل داشتن یکی از ارتباطهای پیش گفته با لفظ قرآن، معتبر و حجت دانست بلکه ممکن است لفظی، مفاهیم یا مصادیق مختلفی را برتابد، به طور مثال در تفسیر آیه: «و لیال عشر» (فجر- 2) تفسیرهای گوناگونی از «لیال عشر» شده است. از این رو نیاز به معیارهای دیگری داریم تا تفاسیر مختلف را با آنها محک بزنیم.
اعتبار منابع در ارزیابی تفاسیر
در هر تفسیری آنچه را که به عنوان مراد خداوند از آیات قرآن بیان میشود، در درجه نخست باید منبع مورد استنادش معلوم باشد، و در درجه دوم باید منبع آن از منابعی باشد که بتوان حجیت و اعتبار آن را در تفسیر به اثبات رساند. در اینجا اهم منابعی که نوعا در تفاسیر به آنها استناد میشود، به اختصار مورد بررسی قرار خواهیم داد. باید اذعان داشت که استناد به این منابع شامل: معنای لغوی، قواعد ادبی، آیات قرآن، احادیث، قواعد عقلی و شهود عرفانی از امور کم و بیش رایج در بیشتر تفاسیر است.
1- معنای لغوی
یکی از محورهای مورد استناد در برداشتهای تفسیری، معنای لغوی است. جهت بخش صحت یا سقم معنای لغوی ادعا شده در تفسیر آیات، دو معیار باید مورد توجه و مداقه قرار گیرد که عبارتند از:
الف) معنای یادشده از معانی شاذ (نادر) و غیرمشهور لفظ نباشد، چرا که در صورت شاذ بودن دلیلی بر حجیت قول لغوی وجود ندارد.
ب) واژه مورد نظر در عصر نزول قرآن در معنای مورد ادعا کاربرد داشته باشد، و مردم آن روزگار در عرف مکالمات اجتماعی و روابط فردی خود آن مفهوم را مورد استفاده قرار دهند.
(ادامه دارد)