مکتب و مردم ارکان دوم و سوم انقلاب اسلامی
علامه محمدتقی مصباح یزدی
۱. مقدمه
بدون تردید در پیروزی انقلاب اسلامی، عامل رهبری نقشی اساسی را ایفا کرده است و ویژگیهای منحصر به فرد امام خمینی، به عنوان طراح و معمار این انقلاب، از این حرکت حماسی، نهضتی را به وجود آورد که نه تنها منشأ اثر در کشور ایران گردید؛ بلکه جهان تشیع و جهان اسلام را متحول ساخت و بلکه کل گیتی را تحت تأثیر خود قرار داد. امّا این حرکت تنها به این رکن متکی نبوده و ارکان دیگری نیز وجود داشتند که در کنار نقش حیاتی رهبری، این انقلاب را به سرانجام رساندند؛ مکتب پویای اسلامی و مردم تحولخواه، دو رکن دیگر این انقلاب بودند که بایسته است، در این درس به نقش آنها اشاره شود.
۲. جایگاه مردم در دوران رژیم محمدرضا شاه
بزرگترین آفت دوران شاهنشاهی این بود که با سیاستهای استعماری گذشته و بهخصوص دوران پهلوی، توده مردم مسلمان و افراد متدین را از صحنه سیاست دور کرد. سیاستگذاری آنان بهگونهای بود که کارهای سیاسی و امور اجتماعی این کشور به دست عدهای – به اصطلاح آنان نخبگان – قرار داشت که شاید بیش از هشتاد درصد آنان تحصیلکرده آمریکا بودند و یا در ایران در دانشگاههایی تحصیل میکردند که زیر نظر آمریکاییها اداره میشد. البته اصل این سیاست متعلق به انگلیسیهاست و آمریکاییها از آنها یاد گرفتند. برای اینکه بتوانند در درازمدت حضور خودشان را در کشورهای تحت سلطه و اداره امور آنها ادامه دهند، سعی کردند نخبگانی را در کشور خودشان تربیت کنند و بهطور غیرمستقیم آنها را شستوشوی مغزی داده آنچه را خود میخواهند به آنها القا کنند. نتیجه این سیاست این شد که توده مردم مسلمان کشور، هیچ نقشی برای خودشان در اداره امور کشور نمیدیدند. تنها جایی که مردم آن هم بهظاهر نقشی داشتند مجلس بود، بهاینصورت بود که پیشتر یک فهرست از نمایندهها، توسط دربار و با تأیید سفارت آمریکا تعیین میشد و همانها باید از صندوقها بیرون میآمدند.
البته در بین نخبگان آن روز کشور کسانی بودند که با سیاستهای رژیم موافق نبودند و حتی تشکیلاتی نیز برای خود به هم زدند، لیکن امام با آن فراست و درک و بینش بالای سیاسی، دریافت که فعالیتهای سیاسیای که توسط گروههای مختلفی از نخبگان صورت میپذیرد، اگر هم به سرانجام برسد، در نهایت به نفع اسلام نخواهد بود، از اینرو تنها راهی که به نظر امام وجود داشت و مثمر ثمر بود، به صحنه کشاندن توده مردم مسلمان بود. امام معتقد بود که آن احزاب و گروهها نمیتوانند یک حرکت اسلامی قوی و فراگیر که به تشکیل حکومت اسلامی بینجامد انجام دهند. امام مصمم گردید تا تودههای مردم را به میدان کشاند و این احساس مسئولیت را در عموم مردم به وجود آورد که به عنوان مسلمان وظیفه دارند در امور سیاسی کشورشان دخالت کنند. این کار مانند بسیاری از کارها و اندیشههای امام که از ابتکارات ایشان شمرده میشود در واقع الهام گرفته از تعالیم اسلام بود، و اگر امام مسیری غیر از این را دنبال کرده بود، هیچ تحول قابل اعتنایی نمیتوانست ایجاد کند. امام با به میدان آوردن توده عظیم مردم موفق شد این نهضت بیسابقه را پدید آورد، کاری که هیچیک از آن گروههای سیاسی هرگز قادر به انجام آن نبودند.
این امام بود که با تشخیص انرژی نهفته در تودههای عظیم ملت و با استفاده از انگیزههای اسلامی و دینی آنان، یک جریان هدفدار سراسری به راه انداخت. امام با بیدار کردن حس مسئولیت دینی در مردم و با نیّت خالصی که داشت، بهجای روابط محدود و خشک حزبی، یک رابطه عمیق عاطفی با مردم ایجاد کرد و در نتیجه مردم به ایشان عشق میورزیدند و پروانهوار گرد شمع وجود او میچرخیدند.
۳. نقش مردم در پیروزی انقلاب اسلامی
هرچند که رژیم پهلوی در جهت فاصله انداختن میان روحانیت و مردم تلاش فراوان نمود، لیکن تدبیرهای رهبری نهضت و نیز هوشیاری مردم این خواسته را ناکام گذارد و پیوند مستحکم میان مردم و رهبری منجر به پیروزی انقلاب گردید.
چندین عامل دست به دست هم داد تا مردم ایران بتوانند به عنوان عامل مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی معرفی گردند:
الف – برقراری الفت میان مؤمنان و بهرهمندی از امدادهای غیبی الهی
تألیف قلوب مؤمنین، سبب میشود تا خداوند به یاری آنان آمده، امدادهای غیبی خود را شامل حال آنان گرداند و این همان وعدهای است که در قرآن کریم نیز بهآن اشاره شده است:
هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیم؛۱ همو که تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید و میان دلهایشان الفت انداخت که اگر تمام آنچه را که در روی زمین است خرج میکردی، نمیتوانستی میان دلهایشان الفت برقرار کنی. ولی خداوند میان آنان الفت انداخت، چرا که او توانای حکیم است.
در این آیه، خداوند متعال، پیامبر اکرم (صلىالله علیه وآله) را مورد خطاب قرار داده و مصادیقی از تأییدات الهی را به او یادآور شده است. به حسب ظاهر لفظ، خداوند دو مصداق را برای تأیید ذکر فرموده است که این تأییدها متعلق به پیامبر صلى الله علیه وآله است. یکی از این مصادیق، تأیید غیبی الهی و دیگری، تأییدی است که از راه اسباب عادی به وسیله مؤمنین تحقق پیدا میکند. در ادامه آیه، خداوند مصداق اخیر را مورد توجه قرار داده، متذکر میگردد که طریقه تأیید پیامبر صلى الله علیه وآله توسط مؤمنین بهاین شکل بوده است که خداوند دلهای مؤمنین را با یکدیگر مهربان کرد. همین محبت و عطوفتی که در دلهای مؤمنین نسبت به یکدیگر و نیز محبت و عطوفتی که در دیگران نسبت به پیامبر صلى الله علیه وآله به وجود آمد، باعث پیروزی آن حضرت بر دشمنانش شد. بنابراین نباید نقش محبت میان مؤمنین را در پیروزی بر دشمنانشان نادیده گرفت. بر اساس این آیه شریفه، با تمام آنچه که بر روی زمین قرار داشت، حتی شخصی مانند پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نمیتوانست دلهای مؤمنین را به یکدیگر نزدیک کند؛ بلکه تنها خدا بود که دلهای مؤمنین را با یکدیگر مهربان ساخت و بهوسیله این مهربانی و الفتی که میان آنان به وجود آمد، آنان نسبت به پیامبر صلى الله علیه وآله نیز محبت پیدا کردند و این محبت، زمینهساز پیروزی مسلمین در جنگ گردید. این الفت میان مؤمنین، عامل بسیار مهمی است که در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، نقشی اساسی را ایفا کرد. با آغاز حرکت امام خمینی و شروع مبارزات علیه طاغوت و رژیم پهلوی، تمامی مردم ایران به خوبی دریافته بودند که میبایست همه نیروهای انقلابی همدل و همزبان باشند و با یکدیگر همکاری کنند و نیز تحت لوای رهبری واحد قرار گیرند و فرمان او را بیچون و چرا و از جان و دل بپذیرند و در اجرای آن بکوشند.
پس از رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی و همزمان با شروع حرکت اجتماعی، سیاسی و دینی امام خمینی، مراجع دینی بزرگی همچون آیات عظام حکیم، شاهرودی، سید عبدالله شیرازی، خویی، خوانساری، گلپایگانی، میلانی و نیز بزرگان دیگری در نجف، قم، تهران، مشهد و... مطرح بودند و هریک مقلدانی در سراسر ایران داشتند، و ناشناختهترینِ این مراجع دینی، سید روحالله خمینی بود. وی تا آن زمان، نه رسالهای چاپ کرده بود و نه هیچ اقدام دیگری که او را در مقامِ یک مرجع تقلید مطرح سازد، صورت داده بود. به این ترتیب در آن زمان اکثر مردم ایران، از مراجع دینی دیگری غیر از امام خمینی تقلید میکردند. اما با آغاز نهضت اجتماعی و دینی امام، همه مردم، به مدد فراستی که خداوند به ایشان عطا فرموده بود، دریافتند در این حرکت الهی میباید تابع فرمان او باشند و از هرگونه پراکندگی و تکروی و اعمال سلیقههای شخصی و گروهی و جناحی بپرهیزند. از اینروی، شمار بسیار زیادی از مردم، با آنکه مقلّد مراجع دینی دیگری بودند و در بسیاری مسایل و زمینهها از آنان پیروی میکردند، در حرکت مبارزاتی و اجتماعی خود، هماهنگ و یکپارچه، مطیع فرمانهای امام خمینی بودند و همین اتحاد و انسجام و همدلیِ میان مردم مسلمان ایران و اطاعت محض آنان از امام خمینی سبب شد تا پس از پانزده سال مبارزه و تلاش، پیروز شوند و معجزه قرن، در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران تحقّق یابد.
ب – اسلامخواهی مردم و نصرت الهی
در صورتی که مردم جامعهای، واقعاً مسلمان بوده، باورهای اسلامی را از صمیم قلب بپذیرند و ارزشهای اسلامی را پاس دارند، خداوند وعده و ضمانت خود به یاری آنان میشتابد و ضعف و کاستی آنان را جبران میکند:
بَلَی إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا یُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِین؛۲ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگارینمایید و [با همین جوش و خروش] بر شما بتازند، همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد.
با صبر و استقامت و در پیش گرفتن تقوای الهی، امدادهای الهی به کمک افراد خواهند آمد و نمیتوان انتظار داشت که با دنبال کردن راحتطلبی و گوشهگیری، برای مسلمین پیروزی به دست آید. آنان که هنگام جنگ و دفاع، راه کشورهای دیگر را در پیش میگیرند تا در محیط امنی به سر برند، هرگز نباید انتظار امدادهای غیبی را داشته باشند.
بر اساس این آیه شریفه، تنها مقاومت فیزیکی نیز کفایت نمیکند؛ بلکه باید تقوای الهی را نیز پیشه ساخت و نسبت به حلال و حرام خداوند حساسیت نشان داد. در صورت تحقق این دو شرط که زمینه یاری دین اسلام را فراهم میسازد، باید انتظار نصرت الهی را داشت:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُم؛۳ ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر خدا را یاری کنید یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
اگرچه تحقق چنین وعدهای ممکن است سالها به طول انجامد، امّا تحقّق آن حتمی است. رهبر و مردم ایران، مبارزه خود را با هدف برپایی احکام دین خدا و گسترش فرهنگ دین آغاز کردند، و در این راهِ مقدس، با بذل جان و مال و آبروی خویش، پایمردی خود را در «اسلامخواهی»شان ثابت کردند، و پس از گذشتن از خوانهای سخت امتحان الهی شایسته دریافت نعمت بزرگ پیروزی شدند.
از همینروست که امام خمینی دلیل اصلیِ پیروزی انقلاب اسلامی را چنین توصیف میکند: «یک کشور سی و چند میلیونی یک دفعه از آن ظلمتهایی که «بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض» یکدفعه جهش کرد و در نور واقع شد، نورهای غیرمتناهی. این تحولی که الان در کشور ما هست، همهاش روی این مقصد است که از اول فریادشان بلند بود که ما اسلام را میخواهیم. طاغوت را نمیخواهیم. این، عنایت خدا را به اینها جلب کرد. خداوند تبارک و تعالی که مشاهده میفرماید که یک ملتی از کوچک و بزرگشان میگویند ما اسلام را میخواهیم، عنایتش را به اینها متوجه کرد.»۴
پانوشتها:
۱- انفال (۸)، ۶۲ و ۶۳.
۲- آل عمران (۳)، ۱۲۵.
۳- محمد (۴۷)، ۷.
۴- امام خمینی، صحیفه امام (بیانات، پیامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعی و نامهها)، ج۱۳، ۳۷۸) ص ۲۹۲، ۱۳۵۹/۰۸/۰۶.