ملاکهای اعتبارسنجی تفسیر معتبر قرآن (۱)
پرسش:
در میان تفاسیر گوناگونی که از قرن نخست تاکنون بر قرآن کریم نوشته شده، آیا ملاک و معیاری وجود دارد تا بتوان اعتبارسنجی کرد و درستی یا نادرستی برداشتهای مختلف از قرآن را با آن محک زد؟
پاسخ:
لزوم ضابطهمندی تفسیر قرآن
تعدد و تنوع تفاسیر قرآن امری انکارناپذیر است. از عصر نزول قرآن کریم تاکنون هزاران تفسیر بر قرآن نوشته شده است. گرچه این تفاسیر در بسیاری از مواضع، مخصوصاً آنچه مربوط به اصول و کلیات دین و نیز احکام محوری شریعت است با هم اتفاقنظر دارند، اما نمیتوان، اختلافات تفسیری را نیز نادیده گرفت. پیدایش مکاتب، روشها و گرایشهای تفسیری گوناگون در طول تاریخ تفسیر، از اختلاف اندیشهها، تئوریها و باورهای مفسران حکایت میکند. پرسش موردنظر در این راستا مطرح میشود.
در مواردی که اختلاف برداشت از آیات قرآن وجود دارد، و تفاسیر متفاوتی به دنبال آن ارائه شده است، چگونه میتوان این تفاسیر را اعتبارسنجی کرد و با چه ملاک و معیاری میتوان تفاسیر معتبر را شناسایی کرد و روش تفسیر معتبری را در تفسیر قرآن به کار گرفت؟ آیا ناچاریم به تفاسیر مختلف تحت عنوان «قرائتهای مختلف از قرآن و دین» تن در دهیم و هیچکدام از تفاسیر را بر دیگری ترجیح ندهیم؟ یا راه سومی وجود دارد، به این صورت که برخی از اختلافنظرها را میتوان با معیار و محک قابلقبول سنجید و برخی دیگر را چارهای جز این نیست که آنها را در حوزه امکان، احتمال و یا مردودی وارد کنیم؟ ما بر این باوریم که تفسیر قرآن باید روشمند و ضابطهمند باشد، و در این راه میتوان به ضوابط قطعی دست یافت، هرچند در همه موارد نمیتوان به برداشتی قطعی از قرآن دست یازید.
ضوابط اعتبارسنجی تفاسیر قرآن
گرچه ممکن است هر مفسری تفسیر خود را معتبر بداند و یا ممکن است در بعضی از ملاکهای اعتبارسنجی تفسیر، اختلافنظر وجود داشته باشد، اما به طور کلی میتوان ضوابط و معیارهایی را برای اعتبارسنجی تفاسیر ارائه داد که محورهای اصلی آن مورد توافق همه مسلمانان باشد. ما در اینجا به دو معیار فراگیر برای اعتبارسنجی تفاسیر میپردازیم: یکی ارتباط منطقی و زبان شناختی با الفاظ قرآن و دیگری اعتبار منابع مورد استناد در تفسیر.
۱- ارتباط منطقی و زبان شناختی با الفاظ
قرآن کریم در چندین آیه به صراحت اعلام داشته که این کتاب به زبان عربی مبین نازل شده است: ۱- ما فقط قرآن را به زبان تو آسان ساختیم(مريم- ۹۷) ۲- و این کتاب هماهنگ با نشانههای تورات است، در حالی که به زبان عربی و فصیح و گویا است.(احقاف- ۱۲) 3- سوگند به کتاب مبین و روشنگر، که ما آن را قرآنی عربی و فصیح قرار دادیم، تا شاید شما آن را درک کنید.(زخرف- 1 تا 3)
تردیدی نیست که خمیر مایه تدبر و تفکر در قرآن، همین الفاظ قرآن است، با این فرض، هرگونه فهم و برداشت از قرآن نیز باید متکی بر معانی لفظی و روابط بین این معانی باشد. لذا قرآن برای کسانی قابل فهم است که با زبان قرآن آشنایی داشته باشند. چنانکه در خود قرآن به صراحت آمده است: کتابی که آیاتش هر مطلبی را در جای خود بازگو کرده، در حالی که فصیح و گویا است برای جمعیتی که آگاهند. (فصلت- 3)
علامه طباطبایی(ره) در مورد این آیه مینویسد: «مراد از تنزیل آن است که خداوند، قرآن را آنقدر نازل و درخور فهم شنونده کرده است، به طوری که شنوندهای که به اسلوبهای بیان آشنا باشد میتواند معانی آن را بفهمد و مقاصد آن را دریابد.(المیزان، ج 17، ص 381)
بنابراین خداوند آیاتش را با اسلوبهای بیانی رایج در کلام فصیح نازل کرده و از مردم خواسته است که در آن تدبر و تعقل کنند. شیوه تعقل و تفکر در یک متن و فهم معانی و مقاصد آن، شیوهای شناخته شده است که خداوند در فطرت همه انسانها نهاده است. از این رو قرآن کریم به طور مکرر به انسانها میگوید: چرا نمیاندیشید و چرا در قرآن تدبر نمیکنید، در حالی که در هیچ آیهای روش خاصی برای اندیشیدن به انسان تعلیم نداده است، بنابراین برداشت از قرآن، طریقی جز روش فهم انسان از طریق الفاظ ندارد و این روش کاملا شناخته شده است. لذا هر کسی مطلبی را از آیات قرآن برداشت میکند، باید بتواند بیان کند که چگونه و با استفاده از کدام قواعد لفظی یا عقلایی آن را برداشت کرده است. بیان چگونگی فهم مطالب از آیات، چیزی جز بیان ارتباط منطقی و زبان شناختی بین تفسیر و الفاظ قرآن نیست.
(ادامه دارد)