کد خبر: ۳۳۶۳۵۴
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۴

سونامی نسل‌کشی مدرن در غزه (نگاه)

مترجم: سید محمد امین‌آبادی
در نوار غزه، خشونت مدرن با ارتکاب جنایت‌های هولناک یکی پس از دیگری، در برابر دیدگان تمام جهان، حضور شوم خود را به رخ کشیده است. این وحشت‌ها نه بر اثر یک فاجعه طبیعی، بلکه در نتیجه سونامی نسل‌کشی مدرنی ایجاد شده‌اند که اسرائیل با استفاده از سلاح‌ها، مهمات و فناوری‌های آمریکایی و غربی به راه انداخته است. نسل‌کشی در غزه بر تمامی ویژگی‌های تعیین‌کننده زندگی روزمره، با همه جزئیات آن، سایه افکنده و ردپای تراژیک خود را بر مردم غزه در تمامی عرصه‌های زندگی بر جای گذاشته است. 
کودکان غزه از لحظه‌ای که چشم به جهان باز می‌کنند صدای وزوز پهپادهای نظامی اسرائیل را به صورت شبانه‌روز می‌شنوند؛ پهپادهایی که به‌صورت گروهی بر فراز سر مردم به پرواز درمی‌آیند و بی‌وقفه، هر نقطه از نوار غزه را به‌صورت شبانه‌روزی زیر نظر دارند. برای کودکان خردسالی که در این نوار باریک مشرف به کناره دریای مدیترانه در محاصره‌اند، تصور جهانی عاری از این صدا شاید دشوار باشد؛ صدایی که احساس دائمی تهدید را در وجود آنان نهادینه می‌کند، این احساس را که هر لحظه ممکن است بمبارانی آغاز شود. به این ترتیب، اشغالگر کنترل فضای صوتی را در دست می‌گیرد و پیامی را به ساکنان می‌فرستد: شما بی‌وقفه تحت نظر هستید و ممکن است موشک بعدی در همین‌جا یا جایی دیگر به یکی از شما اصابت کند و شما را همراه با همه کسانی که در اطرافتان حضور دارد، بکشد یا زخمی کند.
کارزار نسل‌کشی علیه مردم فلسطین در غزه که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده است، از پیشرفته‌ترین ابزارهای جنگی زمانه خود استفاده کرده؛ از جمله اسکادران‌هایی از جنگنده‌های ساخت آمریکا و پهپادهایی که در کنار یکدیگر وظیفه بمباران هوائی را انجام می‌دهند. با این حال، حتی یک آژیر هشدار نیز در غزه به صدا درنیامده است. این وضعیت ناشی از سهل‌انگاری یا نقص فنی نیست. با ادامه بی‌وقفه بمباران‌ها، اساساً ایده آژیرهای هشدار به امری بی‌معنا تبدیل شده است؛ چرا که هر هشداری در چنین شرایطی چیزی جز یک شوخی بی‌رحمانه نخواهد بود. مهم‌تر از آن، هیچ پناهگاهی وجود ندارد که ساکنان بتوانند به آن فرار کنند و هیچ امکانی برای در امان ماندن از وحشت‌های انفجاری که از آسمان فرو می‌ریزند، وجود ندارد. تجمع غیرنظامیان در یک پناهگاه زیرزمینی نیز خود خطر بزرگی برای جان آنان ایجاد می‌کند. مهمات سنگین به اعماق زمین نفوذ می‌کنند و گودال‌های عظیمی بر جای می‌گذارند؛ همان‌گونه که در قلب محله‌های مسکونی، اردوگاه‌های آوارگان، اطراف بیمارستان‌ها و نزدیکی اماکن عبادتی دیده شده است.
ابزارهای ابتدائی موجود نیز قادر به بیرون آوردن کسانی نیستند که زیر آوار گرفتار شده‌اند. جهان دریافته است که در غزه هیچ پناهگاهی وجود ندارد و هیچ نقطه‌ای در آن امن نیست. حتی مدارس سازمان ملل متحد که خانواده‌های آواره برای یافتن پناه به آنها روی آورده بودند، به تله‌هایی برای کشتارهای جمعی مکرر تبدیل شدند. همین امر درباره اماکن عبادتی مسلمانان و مسیحیان نیز صدق می‌کند. حتی صومعه‌های تاریخی نیز از این حملات در امان نماندند. بیمارستان‌ها نیز به ویرانه تبدیل شدند، نیروهای امدادی آمبولانس‌ها قتل‌عام شدند، تأسیسات صلیب سرخ نیز در امان نماندند.
زندگی روزمره در غزه یعنی تحمل زندگی بدون شیرهای آب و بدون هیچ فرصت تضمین‌شده و امنی برای رفع تشنگی. در همان آغاز، ارتش اشغالگر شبکه‌های آب غزه را ویران کرد. در ۹ اکتبر ۲۰۲۳، «یوآو گالانت»، وزیر دفاع وقت اسرائیل، از اعمال «محاصره کامل» در نوار غزه خبر داد. آب بیش از دو میلیون نفر ساکن این منطقه نیز قطع شد. با ویران شدن بیشتر خانه‌ها و نابودی زیرساخت‌های غیرنظامی، شیر آب معمولی تقریباً از زندگی مردم ناپدید شده است. تنها چند نقطه برای دسترسی به آب باقی مانده که ساکنان در آنها برای پر کردن ظروف خود با وسایل ابتدائی تجمع می‌کنند. کاری که زمانی تنها چند ثانیه و با باز کردن شیر آب انجام می‌شد، اکنون به سفری طولانی و روزانه تبدیل شده است؛ سفری که هیچ تضمینی برای بازگشت امن از آن وجود ندارد. حملات اسرائیل بارها مردان و زنان فلسطینی در هر سنی، از جمله کودکان، را هنگام طی کردن این مسیر طاقت‌فرسا برای یافتن آب هدف قرار داده است.
خانواده‌های فلسطینی ناچار شده‌اند این وظایف روزانه را میان اعضای خود تقسیم کنند: یک نفر باید هر مقدار آبی را که بتوان یافت، تهیه کند؛ دیگران ظروف خالی را حمل می‌کنند، به امید آنکه بتوانند آنها را با مواد غذائی کمیابی پر کنند که به‌هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای تغذیه‌ای کودکان و بزرگسالان نیست؛ و عده‌ای دیگر نیز رنج جست‌وجو برای آرد و دیگر نیازهای ضروری زندگی را تحمل می‌کنند؛ ممکن است هیچ چیز پیدا نکنند. ممکن است با گلوله‌های اسرائیلی زخمی بازگردند یا بر اثر موشک‌های ارتشی که خود را «اخلاقی‌ترین ارتش جهان» می‌نامد، بدن‌هایشان تکه‌تکه شود.
زنان غزه شایسته آن هستند که به‌خاطر تسلطشان بر هنر بقا در چنین شرایط خردکننده‌ای مورد توجه و تقدیر قرار گیرند. در این شیوه طاقت‌فرسای زندگی، باید هر آنچه عصر ما درباره عطرها، لوازم آرایشی و محصولات مراقبت از پوست می‌داند، به فراموشی سپرده شود. زنان و دختران باید خود را با واقعیتی وفق دهند که در آن حتی نیازهای اولیه‌ای مانند لوازم بهداشتی زنان و توالت‌های معمولی نیز در دسترس نیست. آشپزخانه‌ای که خانواده‌های معمولی می‌شناسند، به‌کلی در غزه از میان رفته است. هر غذائی که در دسترس باشد، باید روی اجاقی از گِل یا سنگ پخته شود؛ اجاقی که مادران ناچارند برای روشن نگه داشتن آن، موادی را بسوزانند که برای سلامت انسان و محیط زیست زیان‌بار است. همین شیوه پخت‌وپز ممکن است خود موجب آتش‌سوزی شود و چادرهای مملو از خانواده‌های آواره را به آتش بکشد. ساکنان غزه برای مدتی طولانی تحت ممنوعیت ورود دارو، اقلام درمانی و تجهیزات پزشکی قرار داشته‌اند.حتی تهیه خمیردندان و مسواک از بازار به یک کالای لوکس و دست‌نیافتنی تبدیل شده است. 
ارتش اشغالگر اسرائیل بیشتر جمعیت نوار غزه را با صدور دستورهای ناگهانی برای تخلیه یا تشدید حملات، بارها از منطقه‌ای به منطقه دیگر آواره کرده است. ساکنان بارها ناچار شده‌اند در امتداد جاده‌های ناهمواری که بولدوزرها آنها را زیرورو کرده‌اند، یا از میان توده‌های آوار و زباله، به سوی مقصدی در داخل نوار غزه حرکت کنند؛ در حالی که وسایل شخصی و موادی را که برای برپا کردن سرپناهی ابتدائی نیاز دارند، با خود حمل می‌کنند. هنوز در همان مکان مستقر نشده‌اند که ارتش صهیونیستی ممکن است بار دیگر آنها را مجبور کند به سوی مقصد دیگری بگریزند و این چرخه همچنان ادامه پیدا کند. فلسطینیان، پیر و جوان، آوارگی را در مسیرهای گوناگون تجربه کرده‌اند: پیاده، سوار بر گاری‌هایی که اسب یا الاغ آنها را می‌کشد، یا با هر وسیله نقلیه‌ای که هنوز باقی مانده است. یکی از صحنه‌هایی که جهان شاهد آن بوده، حرکت آوارگان با صندل‌های فرسوده و حتی پابرهنه بوده است؛ زیرا کفش‌هایشان در طول مسیرهای طولانی از بین رفته و امکان یافتن جایگزین مناسب برای آنها وجود نداشته است. از آنجا که مقامات اشغالگر مانع ورود بسیاری از نیازهای اولیه مردم شده‌اند، تهیه یک جفت کفش نو یا حتی یک جفت صندل ساده برای بسیاری از مردم غزه به آرزویی دست‌نیافتنی تبدیل شده است.
یکی از هولناک‌ترین واقعیت‌ها این است که تقریباً هیچ کودکی در غزه وجود ندارد که بارها شاهد تکه‌های متلاشی‌شده پیکر انسان نبوده باشد. برخی از این بقایا ممکن است متعلق به کسانی باشد که کودک‌، آنها را به خوبی می‌شناخته است؛ اعضای خانواده، همسایگان یا دوستانش. برخی از این تصاویر و تکه‌های پیکر در ذهن کودکان باقی می‌ماند. کودک در این نسل‌کشی صرفاً شاهد آنچه روی می‌دهد نیست، بلکه خود قربانی مستقیم آن است؛ واقعیتی که شاخص‌های آماری هولناک ثبت‌شده در گزارش‌های تخصصی سازمان ملل نیز آن را تأیید می‌کنند.کودکی که مدت طولانی زیر آوار می‌ماند، بدون آسیب از آن بیرون نمی‌آید. او میان مرگ و زندگی معلق است و در تاریکی مطلق شاهد خاموش شدن نفس‌های اطرافیانش است. کودک تقریباً امید خود را برای زنده بیرون آمدن از دست می‌دهد تا سرانجام دستی از بالا به سوی او دراز می‌شود و با دشواری فراوان، او را دوباره به سطح زندگی بازمی‌گرداند.اما کودک در این زندگی جدید، دیگر خانه‌ای برای زندگی کردن نخواهد داشت. ممکن است تقریباً تنها عضو زنده‌مانده خانواده خود باشد. از کنوانسیون‌هایی که قرار بود از دوران کودکی محافظت کنند، در جهانی که اجازه داده است این همه خشونت آشکار علیه کودکان فلسطینی سال‌ها ادامه پیدا کند و جنایات آن به صورت زنده در برابر چشمان جهان پخش شود، بی‌آنکه جهان مانع آن شود، چه چیزی باقی مانده است؟
منبع: میدل ایست آی

captcha