سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
از شعبان بیمخ و فواحش تا تروریستها و زامبیها
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
عملیات اولیه کودتا تحت عناوین «چکمه» به سرکردگی MI6 (سازمان جاسوسی انگلیس) و «عملیات آژاکس» با هدایت CIA (سرویس اطلاعاتی آمریکا) در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ شکست خورد و شاه به بغداد و سپس رم فرار کرد.
با اطلاع مردم از فرار شاه، تظاهرات گستردهای در شهرهای مختلف برپا شد و مردم مجسمههای شاه و رضاخان را پایین کشیدند. اما متأسفانه مصدق با ادامه حضور مردم در خیابانها و علیه کودتا، مخالفت کرد و هرگونه تظاهراتی را ممنوع اعلام نمود! مردمی که پس از فرار شاه، دو سه روزی بود خیابانها را ترک ننموده و علیه کودتا و شاه و انگلیس تظاهرات کرده و شعار میدادند را نیروهای ارتش به همراه شهربانی، از خیابانها و میادین پراکنده کرده و همین فرصت مناسبی شد برای به میدان آمدن اراذل و اوباش و فواحش که بر علیه مصدق و به نفع شاه شعار میدادند.
مرحله دوم عملیات کودتا آغاز شده بود. این بار نه تنها به وسیله ارتش بلکه با جلوداری و به میدان آمدن اراذل و اوباش و فواحش در خیابانها و بیرون آمدن قمهها و چاقوها و چماقها، در واقع دومین بخش کودتا کلید خورد. سرهنگ حسن اخوی، به عنوان مجری این بخش از کودتا موظف بود با هزینههایی که از سوی کرمیت روزولت (رئیس شعبه جنوب غرب آسیا در سازمان CIA) به او پرداخت شده بود، این اراذل و اوباش را سازماندهی کند تا از جنوب شهر تهران به سوی مقر نخستوزیر حرکت کنند.
همیشه پای اوباش در کودتاها بوده
حرکت آنها از ساعت ۹ صبح و با شعارهای «مرگ بر مصدق» و «زندهباد شاه» از خیابانهای مختلف به سمت مرکز شهر شروع شد. چهرههایی چون ناصر حسنخانی، معروف به ناصر جیگرکی، اصغر سوسکی، هفت کچلون، پسران رمضون یخی و ... و حدود ۳۰۰ نفر دیگر از اوباش در حمایت از کودتا برخاستند.
همچنین برادران رشیدیان از عوامل پیشانیسفید سفارت انگلیس از طریق یکی از سرکردگان محله بدنام به نام ملکه اعتصادی، شماری از فواحش و روسپیان مانند پری آژدانقزی، سیمین بیامو، اشرف چهارچشم، پری بلنده، منیژه کچل و ... را همراه کردند تا ایستگاه رادیو را هم اشغال کنند.
غلامحسین صدیقی وزیر کشور مصدق آن لحظات را چنین توصیف کرده است:
«...صبح روز ۲۸ مرداد دکتر مصدق مرا خواست تا راجع به رفراندوم شورای سلطنت تصمیمگیری نماییم... ناگهان رئیس اداره آمار وارد اطاق شد؛ گفتند دستهای از مردم شعار «زندهباد شاه» میگویند و شعارهایی بر ضد دولت میدهند، عدهای پاسبان نیز با آنها هماهنگی میکردند. در میدان سپه نیز وضع چنین بود... تظاهرات در شهر و مناطق مختلف ادامه داشت... تظاهرات به جلوی وزارت کشور کشیده شد... ساعت پانزده وارد منزل نخستوزیر شدم، دیدم جمعی همه در حال انتظار و تفکر نشستهاند. دکتر مصدق پرسید: اوضاع چگونه است؟ گفتم: اوضاع خوب نیست... پس از چند دقیقه رئیس شهربانی و فرماندار نظامی سرتیپ دفتری به نخستوزیر تلفن کرد که «اعلامیه حمایت از شاه» صادر نماید. بعد اعلام کردند مخالفین رادیو را اشغال کردند و مهدی میراشرافی و پیراسته سخنرانی میکردند. بعد... حال آقای نخستوزیر بههم خورده و به شدت گریه میکردند. با شدت تیراندازی، مهندس رضوی ملحفهای را به علامت تسلیم بیرون آورد و بر در نصب کردند...»
بیمخها پشت میکروفن
رادیو ساعت ۲ بعدازظهر، مرکز شهربانی و ستاد ارتش با شش تانک و چند کامیون حامل سرباز محاصره شد. کودتاچیان گام به گام جلو میرفتند و سرلشکر زاهدی نیز از مخفیگاهش بیرون آمد. سپس خانه مصدق را به محاصره خود درآوردند و روز بعد مصدق خود را تسلیم کرد.
در آن ساعات، اراذل و اوباش و فواحش، به ایستگاه رادیو رفته و پس از اشغال آن، یکی از همپالگیهای خود به نام مهدی میراشرافی را پشت میکروفن رادیو قرار دادند بدون آنکه وی کوچکترین اطلاعی از رادیو و اجرا و گویندگی و حتی سواد گفتاری داشته باشد.
او اولین فردی بود که پس از اشغال رادیو به دست اوباش و روسپیان، صدایش از این رسانه شنیده میشد که خبر سرنگونی دولت محمد مصدق را اعلام میداشت. میراشرافی با صدایی نخراشیده و گوشخراش، تفاوت رادیو و تلفن را نمیدانست و به دلیل شباهتهای میکروفن رادیو با گوشی تلفن انگار که از پشت تلفن سخن میگوید، فریاد زد:
«...الو الو، اینجا تهران - الو الو اینجا تهران ... مردم خبر بشارتآمیز - خبر بشارتآمیز. چند دقیقه دیگر سرلشکر زاهدی نخستوزیر پیام شاهنشاه را برای شما قرائت میکند... مردم شهرستانهای ایران، بیدار و هوشیار باشید. مصدق خائن فرار کرده است... امروز در تهران مردم قیام کرده و خانه مصدق، روزنامه اطلاعات، روزنامه کیهان، روزنامه باختر را آتش زدهاند...»
فقط 5/7 درصد بودجه هزینه شد!
سالها بعد کرمیت روزولت یکی از عوامل اجرائی کودتای ۲۸ مرداد در گفتوگویی با نشریه لسآنجلس تایمز درباره نحوه تدارک و پرداخت پولها به اراذل و اوباش گفت: «ما یک میلیون دلار داشتیم و کمتر از ۷۵۰۰۰ دلار آن را برای به راه انداختن تظاهرات خرج کردیم. بقیه پول را در یک محل مطمئن در سفارت گذاشتیم و چندی بعد آن را به شاه دادیم...»
روزولت اعتراف میکند که ۷۵۰۰۰ دلار به یک شبکه که شامل سه نفر آمریکایی و پنج نفر ایرانی بود برای تدارکات و تجهیز تظاهرات پرداخت شد. عوامل ایرانی در این شبکه، با صدها تن مردم محلی (همان اراذل و اوباش) ارتباط داشتند. آنها یک گروه را سازمان داده بودند و از طریق آن گروه، پولها را بین اوباش تقسیم میکردند.
به این ترتیب کودتای آمریکایی-انگلیسی ۱۳۳۲ به انجام رسید و دیکتاتوری شاهنشاهی به مدت ۲۵ سال دیگر بر این مملکت حکمرانی کرد و حرث و نسل این سرزمین را در اختیار بیگانگان گذارد.
این اقدام از طریق فواحش و اوباش، یکی از روشهای مرسوم بهخصوص سازمان سیا در راهاندازی کودتاها در کشورهای مختلف بوده و هست تا برچسب ناچیز مردمی بودن را به آنها بچسباند. پس از کودتاهای نظامی در کشورهای آمریکای لاتین مانند شیلی که در آنها هم از وجود این اوباش و روسپیان (به خصوص در اعتصاب کامیونداران و تظاهرات زنان قابلمهبهدست) استفاده کرد، در دهه ۹۰ و طی راهاندازی کودتاهای محلی در کشورهایی همچون گرجستان و اوکراین و قرقیزستان و از طریق سازمانها و مؤسساتی مانند بنیاد جامعه باز و مؤسسه NED و... همان پولها و هزینهها برای راهاندازی تظاهرات و اعتصاب به گروههای مختلف پرداخت شد.
آنچه بر اساس اسنادی که توسط سیمور هرش در نیویورکر یا پال رابرتس در فارین پالیسی و یا «لرد بالتیمور» تحلیلگر ارشد غربی در پایگاه خبری «خانه شفافسازی اطلاعات» انتشار یافت، در فتنه ۸۸ و راهاندازی کودتای مخملی پس از دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری ایران نیز توسط بنیادهای امثال جرج سوروس به فتنهگران به اصطلاح جنبش سبز پرداخته شد.
این بار مردم خیابانها را رها نکردند
اما در جریان کودتای دیماه ۱۴۰۴ باز هم اراذل و اوباش به میدان آمدند، باز هم پولها تقسیم شد و باز هم برنامهریزی توسط مأموران و جاسوسان آمریکا و اسرائیل انجام گرفت با این تفاوت که این بار خود عوامل سرویسهای جاسوسی اسرائیل (موساد) و CIA به طور علنی و رسمی در میان کودتاچیان حضور داشتند.
اگر آمریکا و انگلیس هنوز بهطور رسمی حضورشان را در کودتای ۲۸ مرداد نپذیرفتهاند، اما برای کودتای دیماه ۱۴۰۴ دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده به طور رسمی و علنی اعلام کرد که برای کودتاچیان سلاح ارسال داشته است.
اگر در کودتای ۲۸ مرداد در نهایت اراذل و اوباش با قمه و چاقو به میان مردم آمدند و درصدد نرساندن و متواری ساختن طرفداران مصدق بودند اما این بار تروریستهای مسلح به مساجد و حسینیهها و مراکز پزشکی و مدارس و آمبولانسها و ماشینهای آتشنشانی و بازارها و ... نه فقط در تهران بلکه در بسیاری از شهرها، حمله کرده و آنها را به آتش کشیدند، مردم را زنده زنده سوزاندند و سربریدند و شکم دریدند و گلو پاره کردند و از بالا و پشت و دور و نزدیک هدف گلوله قرار دادند...
و این بار، هم در میدان و هم از طریق رسانهها گروهی بدون عقل و شعور مانند زامبیها به دنبال جماعت تروریست و مأموران موساد و سیا روان شدند و به عنوان آلت دست آنها اوامرشان را اجرا کردند.
اگر اوباش ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، زمینه را برای حضور تانکهای ارتشی و برقراری دولت نظامی آماده ساخته و از شاه دعوت میکردند تا بازگردد، این بار تروریستها و زامبیها شرایط را برای حمله نظامی آمریکا و اسرائیل فراهم آوردند و از ترامپ و نتانیاهو به عنوان «عمو» دعوت میکردند تا ایران را بمباران کنند!! و هزاران دانشآموز و کودک و زن و بچه و مرد بیگناه را به شهادت برسانند و میلیاردها به منابع و منافع ایران خسارت وارد سازند.
اما این بار برخلاف ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مردم خیابانها را رها و خالی نکردند. آنها چنانکه رهبر شهید وعده داده بودند، در غیاب ایشان و فرماندهان خود، خودجوش به خیابانها و میادین آمده و در واقع مبعوث شدند تا دیگر کودتا و تجاوز نظامی این سرزمین را سالها تحت سلطه و دیکتاتوری و غارتگری آمریکا و اسرائیل قرار ندهد.
این بار برخلاف مرداد ۱۳۳۲، نیروهای مسلح کشور در کنار مردم قرار گرفته و علیرغم شهادت فرماندهان خود، تسلیم نشده و شجاعانه و دلاورانه مواضع و پایگاههای دشمن غدار و وحشی را هدف قرار دادند تا او را زمینگیر نموده و وادار به تسلیم و گریز نمودند.