هاآرتص: زمان به نفع ایران میگذرد ترامپ مانند یک بوکسورِ کور شده است
روزنامه عبری «هاآرتص» با اشاره به اینکه ترامپ هیچ راهی پیش روی خود نمیبیند و مانند بوکسوری کور شده است، اعلام کرد: زمان به نفع ایران است.
صد و هفتاد و سومین روز جنگ با اعتراف اندیشکده JCFA و روزنامه عبری هاآرتص همزمان شد؛ اذعان اندیشکده صهیونی به هوشمندی ایران در تغییر ترکیب شورای عالی امنیت ملی و اعتراف روزنامه عبریزبان به این مسئله که زمان به سود ایران است، روایت دشمن از دست برتر ایران در کشاکش جنگ است.
روزنامه عبریهاآرتص با اشاره به اینکه ترامپ هیچ راهی پیش روی خود نمیبیند و مانند بوکسوری کور شده است، اعلام کرد: زمان به نفع ایران است.
در ادامه تحلیلهای محافل آمریکایی و صهیونیستی از بنبست آمریکا در جنگ با ایران در مرحله جدید، روزنامه عبری هاآرتص، در مقالهای به قلم زوی بارئیل، تحلیلگر برجسته صهیونیست اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای تصمیمگیری زمان میخواهد، اما ایران از این زمان به نفع خود استفاده میکند.
این رسانه عبری افزود: دوره 60 روزه تعیین شده در مذاکرات اسلام آباد برای آتشبس به پایان رسیده، هرچند که عملاً در این مدت هیچگونه آتشبس واقعی وجود نداشت. ایران در این مدت به ایجاد اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان ادامه داد و در واکنش به حملات آمریکا پایگاههای این کشور را هدف قرار داد.
هاآرتص ادامه داد: از طرف دیگر، حوثیها (یمنیها) همچنان دریای سرخ را محاصره کرده و به کشتیهایی که مظنون به حمل کالا از عربستان سعودی هستند حمله میکنند. آنها حتی بندر مخا، در نزدیکی تنگه باب المندب را محاصره کردهاند.
در ادامه این گزارش آمده است: از دیدگاه ایران، آتشبس 60 روزه پس از نقض آن توسط ایالات متحده و عدم انجام هیچ مذاکرهای پس از چند هفته، دیگر قابل اجرا نیست. از سوی دیگر ترامپ هیچ راهحل واقعی ندارد و مانند یک بوکسور کور به نظر میرسد.
رسانه مذکور عبری تاکید کرد: ترامپ زمانی که تهدید کرد در صورت دخالت مسقط در مذاکرات میان ایران و آمریکا، عمان را بمباران خواهد کرد یا زمانی که گفت در حال آماده شدن برای اعلام تنگه هرمز به عنوان قلمرو آمریکا است و حتی مرحله بعدی درگیری با ایران را جنگ اقتصادی توصیف کرده، مانند یک بوکسور نابینا به نظر میرسید که صرفاً به دنبال قدرتنمایی است. بر اساس این مقاله، سناریوهای جنگی جدیدی ه رسانههای جهانی درباره آن حرف میزنند، گامی نیستند که ترامپ قصد انجام آن را داشته باشد. ترامپ گفت که «من عجلهای ندارم» و البته این نه اولین بار است و نه آخرین بار که او چنین صحبتهایی را مطرح میکند.
هاآرتص خاطرنشان کرد: پیش از این شهروندان آمریکایی برای افزایش قیمت سوخت آماده شده بودند، اما با این حال، خطوط کلی این جنگ اقتصادی وحشتناک هنوز مشخص نیست.
در ادامه این گزارش آمده است که ترامپ که بُعد زمان را به عنصری استراتژیک تبدیل میکند که ظاهراً سرنوشت جنگ را تعیین میکند، فرض میکند که زمان اقتصادی ایران کوتاهتر از ایالات متحده یا جهان است و همچنین معتقد است که زمان فقط متعلق به اوست.
رسانه مذکور صهیونیستی تاکید کرد: در این میان، به نظر میرسد تهدید ترامپ علیه عمان ناشی از ترس او از این است که دو کشور (ایران و عمان)، ممکن است یک توافق دریایی امضا کنند که میتواند به ایران امتیازاتی بدهد که در طرح ترامپ لحاظ نشده است.
روزنامه هاآرتص در ادامه گزارش خود نوشت که بدتر از آن، چنین توافقی، اگر توسط سایر کشورهای خلیجفارس حمایت شود، میتواند به عنوان اهرمی برای فشار بر ترامپ جهت دادن امتیازاتی که ایران برای بازگشایی تنگه هرمز درخواست میکند، مورد استفاده قرار گیرد.
به گزارش تسنیم، در ادامه این مقاله تاکید شده است که در همین حال، ایران که به نظر میرسد نسبت به دولت ترامپ بیتفاوت است، همچنان از زمان به نفع خود و تقویت متحدانش استفاده میکند.
اندیشکده JCFA اسرائیل: ایران
با انتصاب جدید در شورای عالی امنیت ملی
خود را برای نبردی سرنوشتساز در هرمز
آماده میکند
اندیشکده صهیونیستی «JCFA» با گزارشی درباره تحولات تنگه هرمز و انتصاب محسن رضایی، ناگزیر به اعتراف به جایگاه تعیینکننده ایران و نقش بازدارندگی نیروهای مسلح ایران در هرگونه توافق دریایی شده است.
با وجود جنگ روایتها، خروجی رسانهای اندیشکده JCFA نتوانسته از اعتراف به جایگاه تعیینکننده ایران در تنگه هرمز و وزن میدانی سپاهپاسداران و ارتش در معادلات امنیتی منطقه فرار کند.
تحلیلگران صهیونیستی ناگزیر پذیرفتهاند که هرگونه گشایش دریایی بدون تأمین خواستههای تهران ممکن نیست و انتصاب محسن رضایی را نه تضعیف دیپلماسی، بلکه تضمینی برای پیوند آن با بازدارندگی ارزیابی کردهاند.
تمرکز گزارش بر فشار اقتصادی در ایران، تلاشی برای بزرگنمایی شکاف میان حاکمیت و جامعه است، اما همزمان نشان میدهد که محاسبه با ایران برای محافل امنیتی اسرائیل به اولویتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
بر اساس گزارش این اندیشکده، انتصاب محسن رضایی به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی، همچنان از تحولات مهم در مطبوعات ایران محسوب میشود. رضایی که ۱۶ سال فرماندهی سپاه پاسداران را برعهده داشت، در شرایطی وارد این سمت میشود که گفتوگوها با عمان درباره ساماندهی تردد دریایی در تنگه هرمز به مرحلهای سرنوشتساز نزدیک میشود.
این انتصاب لزوماً به معنای توقف دیپلماسی نیست. این انتصاب تضمین میکند که توافق دریایی صرفاً بهعنوان یک تفاهم فنی عرضه نشود، بلکه تابع ملاحظات امنیتی، بازدارندگی و خواستههای ایران از ایالات متحده باشد. رضایی ممکن است شرایط آغازین را سختتر کند، اما دقیقاً پیشینه نظامی او میتواند به او امکان دهد که به یک توافق موقت در اردوگاه اصولگرایان مشروعیت ببخشد.
محسن رضایی به روایت اندیشکده صهیونی؟
رضایی یکی از مقامهای ارشد نسل بنیانگذار سپاه پاسداران است. او از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۷ فرماندهی این نهاد را برعهده داشت و از این رو یکی از فرماندهان اصلی در جنگ ایران و عراق بود. سپس وارد نظام سیاسی شد، سالها در مجمع تشخیص مصلحت نظام عضویت داشت و چند بار در انتخابات ریاستجمهوری نامزد شد. اهمیت او تنها از پیشینه نظامیاش ناشی نمیشود. رضایی دهههاست در نقطه اتصال میان سپاه، رهبر، دولت و نظام اقتصادی فعالیت میکند. او کانونهای قدرت نظام را میشناسد و میتواند میان سطح سیاسی و نهاد امنیتی میانجیگری کند.
ایران با انتصاب جدید در شورای عالی امنیت، خود را برای نبردی سرنوشتساز در هرمز آماده میکند.
شورای عالی امنیت ملی نهادی است که سیاست امنیتی و راهبردی ایران در آن هماهنگ میشود. رئیسجمهور، رؤسای قوا، مقامهای ارشد ارتش و سپاه و وزیران کلیدی عضو آن هستند. ریاست آن با رئیسجمهور است، اما تصمیمهای آن نیازمند تأیید رهبر عالی کشور است. دبیر شورا آن را اداره میکند، هماهنگی میان نهادها را متمرکز میسازد و در مدیریت پروندههای حساس مانند هرمز، روابط با ایالات متحده و برنامه هستهای نقش محوری دارد. بنابراین تغییر دبیر در میانه گفتوگوها با عمان یک تغییر اداری عادی نیست.
انتصاب دوگانه از سوی رئیسجمهور و رهبر
رضایی در واقع دو حکم انتصاب دریافت کرد. رئیسجمهور مسعود پزشکیان او را به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد و رهبر عالی ایران، مجتبی خامنهای، او را به عنوان نماینده شخصی خود در شورا منصوب کرد.
رضایی با موضعی روشن درباره هرمز میآید
سه روز پیش از انتصابش، رضایی علناً با گشودن یک گذرگاه دریایی دوم در تنگه هرمز مخالفت کرد. او درباره ورود شناورها و نیروهای نظامی آمریکایی هشدار داد و گفت ایران اجازه ایجاد مسیری را که سازوکار کنترل این کشور را دور بزند، نخواهد داد.
این اظهارات پیش از ورود او به این سمت بیان شده و بنابراین تصمیم رسمی شورای عالی نیست. با این حال، آستانه روشنی برای توافقی تعیین میکند که بتواند حمایت او را جلب کند. مسیری که گسترش حضور آمریکا یا راهی برای دور زدن اقتدار ایران تلقی شود، احتمالاً با مخالفت او روبهرو خواهد شد.
هرمز به چارچوب دریایی نزدیک میشود
نه توافق با آمریکا
وزیر امور خارجه عباس عراقچی تصریح کرد که ایران در حال حاضر مذاکره مستقیمی با ایالات متحده ندارد. به گفته او، پیامها از طریق میانجیها منتقل میشود، در حالی که گفتوگوها با عمان درباره مسیر دریایی جدید به مرحله نهائی نزدیک میشود. عراقچی میان توافق بر سر مسیرهای تردد دریایی و گشودن کامل تنگه هرمز تفکیک قائل شد. از نظر تهران، حتی اگر ایران و عمان بر سر مختصات و سازوکار تردد به توافق برسند، اجرای آن همچنان مشروط به این خواهد بود که ایالات متحده آنچه را ایران نقض یادداشت اسلامآباد میداند، اصلاح کند.
یادداشت اسلامآباد توافقی است که در ژوئن با میانجیگری پاکستان میان ایران و ایالات متحده امضا شد. این یادداشت شامل تعهد ایران به گشودن هرمز و تعهد آمریکا به برداشتن محاصره دریایی بود. دو کشور یکدیگر را به نقض تفاهمها متهم میکنند. تفکیکی که عراقچی مطرح میکند به ایران اجازه میدهد در گفتوگوها با عمان پیش برود، بدون آنکه به گشودن کامل تنگه متعهد شود. وزارت امور خارجه ایران میتواند بر سر نقشه، مختصات و سازوکار هماهنگی توافق کند، در حالی که شورای عالی امنیت ملی تصمیم میگیرد آیا شرایط سیاسی و امنیتی اجازه فعالسازی این توافق را میدهد یا نه.
بنابراین پس از انتصاب رضایی، مرکز ثقل از این پرسش که کشتیها از کجا عبور خواهند کرد، به این پرسش منتقل میشود که چه کسی و با چه شرایطی عبور را تأیید خواهد کرد؟!
والاستریتژورنال: تهران عملاً مسیر کشتیها
در هرمز را تعیین میکند
روزنامه «والاستریت ژورنال» در گزارشی به ناتوانی دولت آمریکا در پاسخ نظامی به کنترل ایران بر تنگه هرمز پرداخته و نوشته این وضعیت هم توان آمریکا برای تحمیل اراده خود بر هرمز را زیر سؤال برده و هم متحدان عرب واشنگتن را نسبت به راهبرد آمریکا سردرگم کرده است.
برخی از محورهای این گزارش به شرح زیر است:
1. عقبنشینی نظامی ترامپ
دونالد ترامپ پیشتر تهدید کرده بود در واکنش به حمله به هر کشتی، یک پل یا نیروگاه در ایران را هدف قرار خواهد داد اما تاکنون این تهدید را عملی نکرده است.
2. تهران عملاً مسیر هرمز را تعیین میکند
اکثر کشتیهایی که همچنان از هرمز عبور میکنند یا از مسیر جنوبی و با خاموش کردن فرستنده خود حرکت میکنند یا وارد مسیر شمالی تحت مدیریت ایران میشوند. از 255 عبور ثبتشده در ماه اوت، تنها دو کشتی آشکارا از مسیر مورد حمایت آمریکا در امتداد ساحل عمان عبور کردهاند.
این یعنی آمریکا با وجود حضور نظامی گسترده در منطقه، هنوز نتوانسته مسیر مورد نظر خود را به مسیر غالب عبور کشتیها تبدیل کند.
3. ایران عقب نمینشیند
ایران با وجود فشار اقتصادی آمریکا نهتنها از موضع خود عقب ننشسته، بلکه همچنان تلاش میکند کنترل تردد دریایی در هرمز را حفظ کند.
4. آمریکا بین جنگ و عقبنشینی گیر کرده است
ترامپ ابتدا گزینه نظامی را برای باز کردن هرمز روی میز گذاشت و حتی نیروهای بیشتری به منطقه اعزام کرد، اما در نهایت از تشدید حملات عقب نشست و به فشار اقتصادی روی آورد. اکنون واشنگتن نه میخواهد جنگ را دوباره تشدید کند و نه توانسته با فشار اقتصادی ایران را وادار به عقبنشینی کند.
5. متحدان آمریکا هم دیگر نمیدانند واشنگتن چه میخواهد
مقامهای کشورهای عربی خلیجفارس میگویند از یک سو نمیخواهند جنگ دوباره تشدید شود، اما از سوی دیگر معتقدند نبود پاسخ آمریکا ایران را به افزایش حملات تشویق کرده است. آنها نگراناند فشار اقتصادی آمریکا در نهایت تهران را به واکنش نظامی شدیدتر وادار کند.
6. نتیجه جنگ برای هرمز برخلاف هدف آمریکا پیش رفته است
دولت ترامپ میخواست با فشار نظامی و اقتصادی ایران را وادار کند هرمز را باز کند. اما اکنون، نزدیک به شش ماه پس از آغاز جنگ، ایران همچنان توان کنترل بر تردد در این آبراه را حفظ کرده و آمریکا برای جلوگیری از تشدید جنگ از پاسخ مستقیم به حملات خودداری میکند. این همان تناقضی است که موقعیت واشنگتن در هرمز را شکننده کرده است.
7.جمعبندی
آنچه در هرمز دیده میشود، بیش از آنکه نشانه یک محاصره موفق آمریکایی باشد، نمایش محدودیت قدرت واشنگتن در برابر توان ایران برای مختل کردن یک شریان حیاتی جهانی است؛ ایران حملات را ادامه میدهد، مسیر عبور کشتیها را تحت تأثیر قرار داده و آمریکا میان پاسخ نظامی و خطر تشدید جنگ گرفتار مانده است.