کد خبر: ۳۳۶۲۶۰
تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۷
سفرنامه راهپیمایی اربعین 1405 بخش هفتم

مقاومت و ایستادگی شعار واحد میلیون‌ها زائر

کربلا مرز نمی‌شناسد؛ این را می‌توان در چهره زائرانی دید که از شهرها و کشورهای مختلف، با زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت، در یک مسیر قدم برمی‌دارند و در یک نقطه به هم می‌رسند. این‌جا فاصله‌ها رنگ می‌بازند و آنچه باقی می‌ماند، محبت مشترکی است که میلیون‌ها انسان را زیر پرچم «یا حسین(ع)» گرد هم آورده است.
در مسیر نجف تا کربلا، بارها شاهد صحنه‌هایی بودیم که مرز میان ملت‌ها را بی‌معنا می‌کرد؛ عراقی که خانه‌اش را به روی زائر ایرانی گشوده، زائری از کشوری دور که خود را به این مسیر رسانده، کودکی که با زبان خودش به مهمانان خوشامد می‌گوید و خادمی که بی‌آنکه ملیت و زبان زائر را بداند، با لبخند از او پذیرایی می‌کند.
صفحه فرهنگ مقاومت کیهان، سراغ زائرانی رفته است که اربعین را از دریچه‌ای فراتر از یک سفر شخصی دیده‌اند؛ از وحدت ملت‌ها، مهمان‌نوازی مردم عراق، حضور زائران از کشورهای مختلف و پیامی که معتقدند باید از جاده کربلا به گوش جهانیان برسد.

سید محمد مشکوهًْ الممالک

مهدی بهلولی هستم، فرزند دارالمرحمۀ شیراز، برای چهارمین بار است که در کنار خانواده‌ام قدم در مسیر پیاده‌روی اربعین می‌گذارم. عشق به امام حسین(ع) چیزی است که همیشه در وجود و خون ما جاری است و اصلاً کاری به شرایط ندارد. علی‌رغم تمام تهدیدهایی که پیش از سفر وجود داشت، ما هیچ تردید و دلهره‌ای برای حضور نداشتیم. این همان نترسی است که در وجود ایرانیان است؛ ما می‌دانیم امام حسین(ع) در مسیر هدفش ایستادگی و مقاومت کرد و همین حس در وجود پیروان او جاری است.
اگر امسال شرایط به گونه‌ای بود که پیاده‌روی اتفاق نمی‌افتاد، واقعاً احساس کمبود می‌کردم. اما باور دارم این راهی است که رهبرمان برای ما مشخص کرده‌اند و هیچ تهدیدی نمی‌تواند آن را متوقف کند. ما امسال با نیتی ویژه و به نیابت از امام شهیدمان آمدیم تا در کنار دعاهای شخصی، در صدر همه دعاها، برای رهبر جدیدمان و سربلندی کشورمان دعا کنیم تا این مسیر به ظهور امام زمان(عج) ختم شود.
چراغ هدایت؛ میانبری برای رسیدن به هدف
از نظر من امام حسین(ع) همان «مصباح‌الهدی» و «سفینةالنجاة» است؛ چراغ هدایت و کشتی نجات. انسان با تکیه بر ایشان می‌تواند ره صدساله را یک شب طی کند، چرا که راه ایشان میان‌بری است برای رسیدن به حقیقت. حب اهل بیت، به‌ویژه ارادت به مولایمان حسین(ع)، زندگی هر کسی را در هر فرهنگ و آیینی متحول می‌کند.
برای معرفی ایشان به کسی که ایشان را نمی‌شناسد، می‌گویم فقط کافی است ارادتی بنمایی تا سعادتی ببری. همین که انسان دل ببندد و امام را صدا بزند، ایشان بقیه راه را خودش طی می‌کند. من شخصاً هر جا به مشکلی برخورد کرده‌ام، با ارادت به ایشان و به‌ویژه با رویه روزانه زیارت عاشورا، دیده‌ام که گره‌های بسته زندگی‌ام باز شده است.
بعثت جدید در پیوند ایران و عراق
قشنگ‌ترین صحنه‌ای که در این سفرها دیده‌ام، وحدت بی‌نظیر میان ملت‌های ایران و عراق است. ارادتی که عراقی‌ها نسبت به ایران و رهبر ما دارند، برایم تکان‌دهنده است. به یاد دارم پسرم کلاه پرچم ایران را بر سر داشت و مردی عراقی با افتخار عکس پروفایل گوشی‌اش را به ما نشان داد که تصویر حضرت آقا بود و می‌گفت ایشان مرجع ماست. به باور من، این اتفاقات نتیجه خون امام شهیدمان است که باعث یک تحول و بعثت جدید در مردم عراق شد و این راه هر سال تقویت‌تر می‌شود.
مردم عراق با دلدادگی و ایثار برای زائران اربعین هزینه می‌کنند و البته که این هزینه نیست، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری ابدی است. آن‌ها بخش بزرگی از درآمدشان را برای زائران هزینه می‌کنند تا عشقشان را به امام حسین(ع) به اثبات برسانند.
ثواب قدم‌هایم را به تک‌تک شهیدانی هدیه می‌کنم که در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه زحمت کشیدند و همچنین به روح شهید سلیمانی. به باور من، شهیدان زنده‌اند و ما باید با آن‌ها رفیق شویم. من در استان فارس، وقتی به مزار شهدای شاخصی مثل شهید اسلامی‌نسب می‌روم و با آن‌ها درددل می‌کنم، تأثیر حضورشان را در زندگی‌ام می‌بینم. مهم این است که انسان بتواند با شهدا دوست شود تا نگاهش به زندگی تغییر کند.
پیمانی در میان درد؛ شفایی از سوی حسین(ع)
مهدی محضر توکلی، فرزند شهرستان بافت استان کرمان هستم. سال‌ها پیش، روزهایی را گذراندم که بیماری سرطان تمام زندگی‌ام را گرفته بود. به خاطر دارم که دوران شیمی‌درمانی را می‌گذراندم و پزشکم با تأکید زیاد به من گفته بود که هرگز به کربلا نرو و در این شرایط سخت سفر نکن. اما قلباً نمی‌توانستم دوری کنم. وقتی به مسیر پیاده‌روی رسیدم، در هر قدم با امام حسین(ع) صحبت می‌کردم و از او می‌خواستم که اگر مرا شفا داد، هر سال تا پایان عمرم پیاده به زیارتش بیایم.
وقتی از سفر برگشتم و دوباره نزد پزشک رفتم، دکتر با تعجب زیاد به بهبودی من نگریست. آن روز فهمیدم که امام حسین(ع) واسطه نجات من شد. برای همین است که می‌گویم این سفر برای من «سفر دل» است؛ سفری که در آن با هر قدم، سختی‌های حضرت زینب(س) و رنج‌های امام سجاد(ع) را به یاد می‌آورم و می‌بینم که در برابر اراده عاشقانه، هر بیماری و سختی شکست می‌خورد.
عشقی خستگی‌ناپذیر؛ درس‌هایی از مردم عراق
در این دوازده سال حضور، صحنه‌های بسیاری دیدم که اشکم را جاری کرد؛ اما دیدن پیرزنانی که با وجود کهولت سن و ناتوانی، یا معلولانی که با تمام سختی‌ها قدم‌به‌قدم به سوی حرم می‌آمدند، هر بار من را تکان داد.
در مورد مردم عراق و موکب‌داران، تنها یک کلمه می‌گویم: «یک‌دلی». آن‌ها با چنان عشقی خدمت می‌کنند که هرگونه خستگی را فراموش کرده‌اند. یادم هست لباسم را برایم شستند و خشک کردند و با مهربانی تحویل دادند. 
آن‌ها چون می‌دانند امام حسین(ع) در خاک این سرزمین و با لب تشنه شهید شده است، هر آنچه دارند را برای زائران هزینه می‌کنند. برای آن‌ها این‌ها هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای ابدیت است.
از ساده‌زیستی امام شهید تا یاد رفیق شهید
ثواب قدم‌هایم را به روح امام شهیدمان هدیه می‌کنم. ایشان برای من نماد ساده‌زیستی و اخلاص است؛ مردی که مانند امام حسین(ع) مظلوم بود و در عین حال شجاع. اگر ایشان امروز در کنار ما بودند، به ما توصیه می‌کردند که در جبهه مقاومت بمانیم و همواره پشتیبان یکدیگر باشیم.
در کنار ایشان، دوست دارم با رفیق شهیدم، «فهیم منظری توکلی» از شهدای غدیر استان کرمان، همقدم شوم. او در سپاه پاسداران بود و در حادثه سقوط هواپیمای ایلوشین در کوه سیرچ شهید شد. دوست دارم در مسیر حرم، با او از شجاعت و ایثار صحبت کنم.
پیام اربعین؛ فریادی برای نابودی استکبار
اربعین امسال با حضور پررنگ‌تر و پرچم‌های قرمز، پیامی صریح برای جهان داشت: مبارزه با استکبار جهانی. ما در این مسیر، منتقم خون شهید حسن نصرالله و مردم مظلوم لبنان و فلسطین نیز خواهیم بود.
وقتی به خانه‌ام در بافت برمی‌گردم، توشه من از این سفر «حاجت‌روایی» و «ایمان» است. به هر کسی که مشکلی دارد می‌گویم: «بیایید و راه زینبی را تجربه کنید». من در پایان این سفر، تنها یک دعا از امام حسین(ع) خواستم: اینکه هرچه زودتر، رژیم‌های ظالم آمریکا و اسرائیل نابود شوند و صدای حق در جهان بلند شود.
میراثی از پدر و مادر
علی زراعت‌کاشانی هستم، زائر ۶۵ ساله از شهر کاشان، برای سومین بار در مسیر نجف تا کربلا گام برمی‌دارم. عشق من به امام حسین(ع) از همان کودکی شروع شد. در واقع پدر و مادرم دست مرا گرفتند و مرا با این راه آشنا کردند. هر سال وقتی زمان اربعین می‌رسد اگر به هر دلیلی نتوانیم بیاییم، غمگین می‌شویم. اولین باری که پا به این مسیر گذاشتم، چنان خوشحالی وصف‌ناپذیری داشتم که هنوز هر سال آن حس تکرار می‌شود. امسال با وجود گرمای شدید، احساس می‌کنم بیشتر از سال‌های قبل خوش گذشت و دلبسته‌تر شدم.
خیلی‌ها می‌پرسند این سفر چه تغییری در زندگی ایجاد می‌کند؟ من تجربه کرده‌ام که هر بار در این مسیر خرج می‌کنیم، وقتی به خانه برمی‌گردیم می‌بینیم دست و بالمان بازتر شده و زندگیمان بهتر شده است. انگار امام حسین(ع) در برابر هر بخششی که زائر در این راه می‌کند، برکت‌های بیشتری به زندگی‌اش می‌بخشد.
اگر بخواهم امام حسین(ع) را به کسی که او را نمی‌شناسد معرفی کنم، می‌گویم ایشان مردی بود که هرگز زیر بار ظلم نرفت. ما از ایشان یاد گرفتیم که مهربان باشیم، نماز بخوانیم و در مسیر دین استوار بمانیم.
آهن‌ربای عشق و برادری
این مسیر برای من با هر سفر دیگری فرق دارد. این‌جا یک «جذب مغناطیسی» وجود دارد که انسان را مثل آهن‌ربا به سمت خودش می‌کشد. هر سال که می‌آیم، می‌بینم جمعیت بیشتر شده و این موضوع خوشحالی مرا دوچندان می‌کند.
زیباترین صحنه‌ای که در این سفر می‌بینم، دیدن مردم عراق است. آن‌ها با چنان احترامی با زائران برخورد می‌کنند که گاهی مرا غافلگیر می‌کند. وقتی می‌بینم پیرزنان و پیرمردانی را که توان راه رفتن ندارند، با عشق روی ویلچر می‌برند و از آن‌ها پذیرایی می‌کنند، می‌فهمم که این‌ها همگی یک خانواده بزرگ هستند. ما در کنار هم می‌نشینیم، با هم غذا می‌خوریم و مثل خواهر و برادر گفت‌وگو می‌کنیم؛ گویی این‌جا مرزها برداشته شده و تنها عشق زبان مشترک ماست.
در هر قدمی که برمی‌دارم، برای فرزندانم، پدر و مادرم و تمام مردم دعا می‌کنم. از امام حسین(ع) می‌خواهم که ریشه ظلم را در جهان خشک کند تا همه مردم دنیا به آسایش برسند و دیگر کسی اذیت نشود. دعا می‌کنم تا متجاوزانی چون آمریکا و اسرائیل نابود شوند تا صلح و آرامش برقرار 
شود.
ادای دین به شهید سلیمانی
من ثواب تمام این قدم‌ها را به روح رهبر معظم انقلاب و شهید قاسم سلیمانی هدیه می‌کنم. شهید سلیمانی برای من الگوی خدمت به مردم و وطن است. هر جا که نام اوست، عطر خدمت و ارادت به دین می‌آید. آرزو دارم اگر روزی امکانش بود، چند قدمی در کنار ایشان راه می‌رفتم و درباره گذشته‌ها و آینده با ایشان گپ می‌زدم.
پیام من از این مسیر این است که دین و اسلام را حفظ کنیم، به خانواده‌های شهدا احترام بگذاریم و هرگز یاد بزرگان را نبریم. من ۶۵ سال دارم و در این سن می‌گویم: هر کس توفیق این سفر را دارد، بداند گنجینه‌ای را یافته است و هر کس نیامده، بداند جای خالی این عشق در زندگی‌اش حس خواهد شد.
از رسالت طلبگی تا تمدنی جهانی
من یونس احمدفرد هستم، یکی از روحانیون حوزه علمیه قم که سال‌هاست توفیق زیارت اربعین را دارم، امسال در شرایطی به این مسیر آمدیم که منطقه در حساس‌ترین حالت خود قرار دارد. اما برای ما، چه مسیری باارزش‌تر از این است که انسان توفیق شهادت یا زیارت را در راه امام حسین(ع) بیابد؟ 
در این شرایط جنگی و متلاطم، ارزش این حضور دوچندان می‌شود. من معتقدم ما در لبه ظهور هستیم و این پیاده‌روی فرصتی است تا رهنمودهای رهبر معظم انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامی را در مسیر جهانی‌سازی اربعین معرفی کنیم. دوری از کربلا برای من چنان سخت است که حتی یک لحظه هم نمی‌توانم به نبودنم در این مسیر فکر کنم.
اگر از من بپرسند امام حسین(ع) چه تغییری در زندگی من ایجاد کرد، می‌گویم ایشان به ما معنای واقعی ایثار و ثبات قدم را آموختند. وقتی به لحظات سخت مسیر کوفه تا کربلا و صبری که در برابر مصائبی که بر خانواده‌شان گذشت فکر می‌کنیم، می‌فهمیم که انسان باید در حساس‌ترین شرایط، دینش را حفظ کند و بر ایمان خود استوار بماند.
اگر امروز امام حسین(ع) رو‌به‌روی من بود، شاید نمی‌توانستم کلمات را بیان کنم، اما به ایشان می‌گفتم: «کاش در رکاب شما بودم تا از جانم و تمام وجودم در راهتان می‌گذشتم؛ امروز هر چه هستم در خدمت شما و جانشین شما، حضرت ولی‌عصر(عج) هستم تا بتوانم برای ایشان مفید باشم.»
بوسه یک کودک عراقی بر تصویر رهبر
اگر بخواهم امام حسین(ع) را به کسی معرفی کنم که هیچ شناختی از دین ندارد، تنها به یک جمله ایشان اشاره می‌کنم: «اگر دین ندارید، آزادمرد باشید». امام حسین(ع) با این جمله، معنای حقیقی انسانیت و آزادگی را به بشریت آموخت و نشان داد که قیام ایشان، قیامی برای نجات تمام انسان‌ها از بند ظلم است.
در این سال‌ها صحنه‌های بسیاری دیده‌ام، اما زیباترین لحظه برای من، دیدن نوجوان هشت-نه‌ساله عراقی بود که وقتی عکس رهبر معظم انقلاب را به او دادم، با عشقی وصف‌ناپذیر عکس را بوسید و بر پیشانی‌اش گذاشت. این صحنه برای من گواه این بود که عشق به ولایت، فراتر از مرزها و زبان‌ها، در قلب پاک کودکان ریشه دارد.
من هر قدمی که در این مسیر برداشتم را به روح شهید حاجی‌زاده هدیه می‌کنم. ایشان برای من نمادی از خوش‌برخوردی و در عین حال عزمی پولادین بود. به برکت تلاش ایشان و متخصصانی چون او در حوزه هوافضا، امروز ایران در برابر استکبار جهانی ایستاده و هیچ کشوری نتوانسته است مانند ما در برابر آمریکا قد علم کند. همچنین اخلاص شهید هادی ذوالفقاری در خدمت به مردم، برای من به عنوان یک طلبه، درس بزرگی است که یادآورم عاقبت‌به‌خیر تنها با اخلاص به دست می‌آید.
امام را تنها نمی‌گذاریم
اربعین امسال رنگ و بویی جهانی‌تر دارد. این مقاومت مردم در برابر تهدیدات و حضور میلیونی زائران، نشان می‌دهد که ما در مسیر ولایت و ایثار هستیم تا خود را برای آن واقعه جهانی (ظهور) آماده کنیم. اگر رسانه‌های دنیا بخواهند صدای ما را پخش کنند، تنها یک پیام دارم: «دیگر اجازه نمی‌دهیم واقعه عاشورا تکرار شود؛ ما اماممان را تنها نمی‌گذاریم.»
در پایان، توصیه من به نسل جوان این است که این سرمایه معنوی و تجدید بیعت با امام زمان(عج) را که در این سفر به دست آورده‌اند، حفظ کنند و کسانی هم که هنوز نیامده‌اند، بدانند گنجینه‌ای بزرگ را از دست داده‌اند و حتماً برای این سفر برنامه‌ریزی کنند.
اربعین؛ ذخیره‌گاهی برای تهی‌نشدن روح
من اکبر آزادپور از شهر کرج، زائر دیرینه مسیر نجف تا کربلا که برای دوازدهمین یا سیزدهمین بار قدم در این راه گذاشته‌ام. امسال با وجود تمام شرایط دشوار و احتمالات جنگی، تصمیم گرفتم دوباره بیایم. برای من، حضور در این مسیر هم یک وظیفه شرعی است و هم یک مسئولیت اخلاقی. وقتی می‌بینم برادران ما در جبهه مقاومت دارند از جانشان مایه می‌گذارند، احساس می‌کنم حضور من در این پیاده‌روی، سهم کوچکی است که می‌توانم در کنار آن‌ها داشته باشم. این راهپیمایی در واقع یک «جواب عملی» و سیلی به آمریکا و تمام کشورهای متجاوز است؛ ما با حضورمان می‌گوییم که هیچ ترسی نداریم و پشت امام حسین(ع) هستیم.
در این سال‌هایی که هر سال می‌آمدم، یک سال به دلیل برخی مسائل نتوانستم بیایم. آن زمان متوجه شدم که وقتی این توفیق را از دست می‌دهی، احساس می‌کنی از درون تهی شده‌ای. برای من، اربعین مثل یک «ذخیره‌گاه» است؛ این‌جا می‌آییم تا توشه یک سال زندگی‌مان را جمع کنیم و روحمان را پر کنیم تا بتوانیم با همان انرژی و آرامش، سال آینده را بگذرانیم.
چراغی برای شناخت حقیقت
اگر کسی از من بپرسد امام حسین(ع) در زندگی من چه تغییری ایجاد کرد، می‌گویم ایشان مانند یک «چراغ» هستند که ما را به سرمنشأ اصلی می‌رسانند. در مسیر زندگی برای رسیدن به مقصد، نیاز به راهنما و علائم داریم و امام حسین(ع) همان «سفینه نجات» است که بشریت را به سوی حقیقتی هدایت می‌کند که باید به آن برسند. اگر بخواهم ایشان را برای کسی که نمی‌شناسد تعریف کنم، از «آرمان‌هایشان» می‌گویم. هر انسانی در درون خود دوست دارد با ظلم مبارزه کند و عدالت برقرار شود؛ قیام امام حسین(ع) دقیقاً بر همین پایه بنا شده بود و همین خصلت عدالت‌خواهی است که می‌تواند هر کسی را جذب این مسیر کند. شاید بعضی‌ها بپرسند در این گرما و سختی‌ها چه کششی برای آمدن وجود دارد؟ اما وقتی به یاد مصائب حضرت زینب(س) و سختی‌های کاروان اسرا می‌افتیم، تمام این گرمای تابستان و خستگی‌ها در مقابل آن بی‌مقدار می‌شود. یاد آن روزهای سخت، تحمل هر دشواری را برای ما آسان می‌کند.
پرورش نسل حسینی
در این ده‌ها سال تجربه، هر سال برایم جذابیت‌های خاصی داشته است. اما صحنه‌ای که همیشه دلم را می‌برد، دیدن خانواده‌های عراقی است که فرزندان خردسالشان را در آغوش گرفته و به این مسیر آورده‌اند. دیدن اینکه کودکان از همان سال‌های اول زندگی با مکتب امام حسین(ع) آشنا می‌شوند و در مسیر خدمت پرورش می‌یابند، برای من زیباترین بخش این سفر است.
عشق مردم عراق هم معجزه‌ای است. همان‌طور که می‌گویند «حب الحسین یجمعنا» (عشق حسین ما را جمع می‌کند). آن‌ها با جان و دل خدمت می‌کنند و هر چه دارند در طبق نذر می‌گذارند؛ این‌ها همگی از ارادت خالصانه آن‌ها به اهل بیت است.
پیام اربعین؛ زمینه‌ساز دولت موعود
من در هر قدم، شهدا را یاد می‌کنم. اگر بخواهم نامی ببرم، از شهادت آقای دکتر امیرعبداللهیان بسیار متأثر شدم و در طول مسیر زیاد به یاد ایشان بودم. همچنین زندگی شهید برونسی برای من همواره یک الگو بوده است؛ آن عرقی که ایشان به وطن و ناموس داشت و تلاشش برای بیدار کردن جوانان، نمادی است که همیشه در ذهنم مانده است.
به باور من، پیام اصلی این حضور میلیونی، زمینه‌ساز ظهور امام زمان (عج) است. این پیوند عظیم قلبی و این اتحاد جهانی، زیربنای همان دولت کریمه‌ای است که منجی بشریت تشکیل خواهد داد.
اربعین؛ بیانیه‌ای علیه دخالت بیگانگان
روح‌الله بازیار عقیقی هستم، فرزند استان بوشهر، برای سومین بار است که پا در این مسیر می‌گذارم. به دلیل همین نابسامانی‌ها و دخالت بیگانگان در امور کشور، تصمیم گرفتم امسال هم بیایم تا همبستگی‌مان را با کشورهای دوست مثل عراق، لبنان و یمن نشان دهم. در این مسیر، هر قدمی که برمی‌دارم، دعا می‌کنم؛ اول برای ظهور آقا امام زمان(عج)، بعد برای پدر و مادرم و برای سامان گرفتن امورات کشورمان.
وقتی این پرچم‌های سرخ خونخواهی را می‌بینم، حس غرور ایرانی می‌گیرم. به ایرانی بودنم افتخار می‌کنم و باور دارم که ان‌شاءالله حتماً باید انتقام رهبر شهیدمان و دیگر شهدای جنگ را بگیریم. تمام این قدم‌ها را تقدیم آقای شهید و همچنین حاج قاسم سلیمانی می‌کنم؛ کسانی که بیشترین زحمات را در این چند سال برای ما کشید.
در مورد مردم عراق و اینکه چرا هر سال مال و جانشان را نثار می‌کنند، فقط یک کلمه می‌گویم: «عشق»؛ عشق به آقا ابالفضل(ع) و امام حسین(ع). آن‌ها حتماً پاداش این زحمات را دیده‌اند که هر سال بیشتر و بیشتر مایه می‌گذارند. استقبال و همراهی آن‌ها، نمادی از ایستادگی یک ملت است.
زیباترین صحنه‌ای که در این سه سال دیدم و در ذهنم مانده، حضور معلولان در این مسیر است. می‌بینم که با وجود نقص‌های جسمی، فراتر از ما سالم‌ها قدم برمی‌دارند، از زائران استقبال می‌کنند و پذیرایی می‌کنند. این صحنه واقعاً تکان‌دهنده است و یادآور این است که اراده ایمان از هر جسمی قوی‌تر است.
پیام اربعین؛ ایستادگی در برابر زورگویی
به نظرم اربعین امسال پیامی روشن برای مردم جهان دارد: تا ما هستیم، مقاومت هست. دخالت بیگانگان باعث کم‌رنگ شدن ما نشده، بلکه محور مقاومت پررنگ‌تر از سال‌های قبل شده است. جهان امروز بیش از هر چیز به پیام امام حسین(ع) نیاز دارد و آن پیام چیزی نیست جز ایستادگی در برابر ظلم. اگر مردم جهان در مقابل هر زورگویی بایستند، حتماً به پیروزی می‌رسند.
اگر رسانه‌های دنیا فقط یک دقیقه فرصت داشتند حرف من را پخش کنند، می‌گفتم: اربعین نمادی از مقاومت اسلامی و فریاد خونخواهی رهبر ما و دیگر شهدای ماست. در پایان، کوتاه‌ترین و تکرارشونده‌ترین دعای من در این سفر، دعای ظهور آقا امام زمان(عج) است تا پایان‌دهنده تمام این ظلم‌ها باشد.
میوه‌ درخت استقامت
امید محتشم هستم، فرزند استان کرمانشاه، من هر سال اگر خدا قسمت کند و مشکلی پیش نیاید، حتماً این مسیر را می‌آیم. این مسیر، راه عشق و دلدادگی است؛ مسیری که به دنیا ثابت می‌کند تمام فعالیت‌های امام شهید ما، نتیجه‌اش همین است. راستش را بخواهید، من این‌جا اصلاً احساس غربت نمی‌کنم؛ حس می‌کنم در مملکت خودم هستم.
خیلی‌ها فکر می‌کنند با رفتن امام ما یا شهدا، انقلاب و تشیع ضعیف شده، اما خدا گواه است که من احساس می‌کنم با این شهادت‌ها، جمهوری اسلامی و اسلام بیش از پیش قوی‌تر شد. خون شهدا، انقلاب را آبیاری کرده است و ما این پرچم را حتماً به دست امام زمان(عج) می‌رسانیم.
از احترام نظامیان تا حاتم‌طایی‌های عراقی
در این مسیر قدم‌به‌قدم خاطره است. یکی از بزرگ‌ترین خاطراتم، برخورد با یکی از نظامی‌های اهل تسنن در لب مرز بود. با اینکه عقیده‌مان متفاوت بود، اما چنان احترامی گذاشت که ما را به خانه‌اش برد. 
گفت: یک شب فرصت بدهید، شیفتم تمام شود تا با ماشین خودم شما را به تمام مراکز زیارتی ببرم. روز بعد هم خودش رایگان ما را به زیارت برد. این‌ها شاید مثل ما اعتقاد به زیارت نداشته باشند، اما به خاطر اسلام و محبت، ما را مهمان کردند.
میهمان‌نوازی عراقی‌ها واقعاً بی‌نظیر و غافلگیرکننده است. مردم اینجا، چه فقیر باشند و چه غنی، تمام سال تلاش می‌کنند تا در این بیست روز نثار زائران کنند. به نظر من تک‌تک آن‌ها یک حاتم‌طایی هستند؛ انسان‌هایی بخشنده و بزرگوار که من به جای تمام ایرانی‌ها از آن‌ها تشکر می‌کنم.
دیروز سه دختر بچه را دیدم که عکس رهبر شهید ما را در دست داشتند؛ دیدن آن‌ها اشکم را جاری کرد. جای رهبر واقعاً خالی است و امسال این جای خالی بیشتر حس می‌شود. تمام این امنیت امروز ما و اینکه ما می‌توانیم با یک پاسپورت ساده وارد عراق شویم و زیارت کنیم، نتیجه استقامت و ایجاد وحدت توسط امام شهید ماست؛ برای همین تمام قدم‌هایم را به ایشان هدیه می‌کنم.
پیروزی در عدم تسلیم
این جنگ‌های اخیر و دفاع مقدس، باعث شد چهره واقعی مردم ایران بیشتر به دنیا شناخته شود. ایرانی‌ها حالا الگویی برای دنیا شده‌اند چون نشان دادیم اهل عمل هستیم و برای حمایت از اسلام و مسلمین می‌جنگیم. همین باعث شده احترام مردم عراق نسبت به ما بیش از پیش شود. دلم برای پدر، مادر، برادرم و دوستانم تنگ می‌شود، اما در رتبه اول، دلتنگی برای حضرت آقا است. سعی می‌کنم با عمل کردن به گفته‌های ایشان، نمایندگی کوچک ایشان باشم تا مردم دنیا ایران را بیشتر بشناسند.
صحبت پایانی من این است که مردم اتحاد خود را در این شرایط حفظ کنند. ما به‌زودی طعم شیرین پیروزی را می‌چشیم. اما باید بدانیم پیروزی در مردن یا کشتن نیست؛ هزار سال پیش امام حسین(ع) به طرز فجیعی شهید شد و خانواده‌اش از بین رفتند، اما امروز هزار سال است که مردم می‌گویند «سلام بر حسین و لعنت بر یزید». پس امام حسین پیروز شد. ما هم اگر در راه حق باشیم، چه باشیم و چه نباشیم، ان‌شاءالله پیروزیم.
نخستین قدم؛ پاسخی به تهدیدها
مهدی وظیفه، زائر اهل تهران، اولین بارم هست که به این مسیر آمدم. خدمتم تازه تمام شده و رفقا گفتند جمع شویم و برویم؛ من هم استقبال کردم. اما چیزی که تصمیمم را صددرصد کرد، اتفاقاتی بود که در مرز شلمچه افتاد. وقتی دیدم دشمن می‌خواهد با زدن مرزها، مردم را بترساند که نیایند، تمام وجودم را غیرت گرفت. من احساس می‌کردم اگر نیایم، انگار این مشت را نکوبیدم توی دهن اسرائیل و آمریکا!
در این مسیر، شکوه و عظمت عجیبی دیدم. کل این مردم فقط یک مقصد دارند و همه آن‌ها آزاده‌های دنیا هستند. هر مرزی را که بزنند، ما این مشت را گره می‌کنیم و می‌کوبیم تو دهنش؛ چون مردم از هیچ‌چیز نمی‌ترسند. امسال اولین سالی است که در این راه هستیم و رهبر شهیدمان حضور ندارند، اما ما با تمام وجود پشت رهبرمان، آقا سید مجتبی هستیم تا سایه‌اش همیشه بالای سرمان باشد.
آنچه در این سفر مرا تکان داد، همدلی مردم بود. دیدم که مردم چطور دست به دست هم می‌دهند تا از زائران پذیرایی کنند؛ یکی به آن یکی جا می‌دهد، در موکب‌ها هوای هم را دارند و با محبت همدیگر را سوار اتوبوس می‌کنند. این دست به دست دادن و مهربانی، واقعاً زیباست.
زیباترین خاطره‌ام اما دیدار ایوان طلای نجف بود. وقتی جلویش ایستادم، اصلاً دیوانه‌ام کرد و توصیفش غیرممکن است. صحنه دیگری که خیلی به دلم نشست، بچه کوچکی بود که می‌دوید تا به زائران آب بدهد؛ مخصوصاً وقتی دیدم به بنده خدایی که روی ویلچر نشسته بود آب می‌داد، خیلی خوشحال شدم که بچه‌های این‌قدر کوچک از همین حالا در راه امام حسین(ع) هستند.
عزتِ ایران؛ میوه درخت مقاومت
پنج شش قدم از این مسیر را به نیت رفیق و همسایه‌ام، شهید محمدعلی پیراسته برداشتم. ما از بچگی با هم بزرگ شدیم؛ مردی پاک و خیرخواه که همیشه نمازش را اول وقت می‌خواند و حتی دست بچه‌های ضعیف‌تر را در گردان می‌گرفت. او فرمانده گردان حوزه ۳۴۳ ناحیه عبدل‌آباد بود و در حین مأموریت با موتور تصادف کرد و شهید شد. امسال قرار بود با هم بیاییم، اما قسمت نشد. اگر او این‌جا بود، حتماً به ما توصیه می‌کرد که سست نشویم و محکم پشت رهبر جدیدمان، آقا سید مجتبی خامنه‌ای بایستیم.
اگر از من بپرسید با چه کسی دوست داشتم هم‌قدم باشم، می‌گویم حضرت آقا. اگر ایشان این‌جا بودند، من می‌خواستم کف پاهاشان را ببوسم؛ چون این عزت و عظمتی که امروز ایران دارد و ما می‌توانیم راحت به زیارت بیاییم، نتیجه چهل سال مقاومت و باج ندادن به آمریکا و اسرائیل است و مدیون آقای شهیدمان هستیم.
اگر همین حالا امام حسین(ع) رو‌به‌روی من بود، تنها یک جمله می‌گفتم: «آقا جان! دنیا را از فساد و ظلم نجات بده». امام حسین زندگی ما را تغییر داده و تمام این مسیر و هزینه‌ها، فقط به خاطر ایشان است.
پاسخی به ندای رسالت
من ابراهیم کرمانی، زائر اهل کرمان هستم. تجمع شیعیان در زمان حاضر واقعاً دشمن‌شکن است و باید از این جمعیت عظیم در جبهه مقاومت استفاده شود. انگیزه اصلی من از این سفر، کلام خداوند به پیامبر عظیم‌الشأن (ص) است که فرمود: «ای پیامبر به مردم بگو من از شما اجر رسالت نمی‌خواهم، الا اینکه به اهل بیتم محبت داشته باشید». ما با این حضور در این مجالس، می‌خواهیم آن اجر رسالت پیامبر را که همان محبت به اهل‌بیت است، پرداخت کنیم.
اگر بخواهم امام حسین(ع) را برای کسی که ایشان را نمی‌شناسد معرفی کنم، می‌گویم ایشان «کشتی نجات» است؛ برای هر کسی که واقعاً بخواهد خودش را نجات دهد. سیدالشهدا چراغ هدایت است و چراغ در تاریکی‌ها معنی پیدا می‌کند. هر کس در این عالم به یک معرفت یا مقام عرفانی رسیده، حتماً با سیدالشهدا کار داشته است؛ غیر این ممکن نیست.
محرک این پاهای خسته، همان دل‌سوختگی برای آقا سیدالشهدا در عاشوراست. مردم با وجود تمام سختی‌ها و گرانی‌ها و مشکلاتی که در این جنگ وجود دارد، هر چیزی را رها می‌کنند و می‌آیند.
در جست‌وجوی ردی از حاج قاسم
زیباترین صحنه برای من، اخلاص اهالی محترم عراق است که یک سال پس‌انداز می‌کنند تا در این بیست روز نثار زائران کنند. صحنه‌ای که اشک انسان را در می‌آورد، وقتی است که از روی پل‌ها، دریایی از انسان‌های عاشق و اشک‌ریزان را می‌بینی که به سمت گنبد سیدالشهدا در حرکت‌اند.
من اهل استان کرمان هستم و همیشه حاج قاسم را یاد می‌کنم؛ ایشان یک شیعه واقعی بود. یکی از درس‌های مهم ایشان این بود که «دیده نشود». حاج قاسم تدبیرگر عاقلی بود که جلوی دوربین‌ها نبود. مشکل جامعه امروز ما این است که خیلی‌ها برای دیده شدن فریاد می‌زنند و این باعث می‌شود برکت از کار برود. آفتِ کار خیر، «دیده شدنِ عمدی» است. اگر برای دیده شدن حرکتی کنیم، آن حرکت ابتر خواهد ماند.
اگر زمین زبان داشت، از حضور این زائران افتخار می‌کرد. کمال کره زمین این است که زائران سیدالشهدا این‌طور عاشقانه پایشان را روی این خاک بگذارند. این حرکت زائران، مرهمی است بر آن زمینی که روز عاشورا، سیدالشهدا بر روی آن به شهادت رسید.
اگر قرار باشد ثواب قدم‌هایم را به کسی هدیه کنم، به روح حضرت امام(ره) هدیه می‌کنم؛ ایشان فرهنگ شهادت را به ما بازگرداند و تمام شهدای انقلاب و دفاع مقدس، حتی رهبر شهید ما، تربیت مکتب ایشان هستند.
(ادامه دارد)

captcha