طراحی یک جنگ آخرالزمانی علیه ایران ؟
سعید مستغاثی
شاید این برای اولین بار باشد که در یک فیلم/سریال آخرالزمانی به طور مستقیم نام «ایران» و حمله نظامی علیه آن، برده میشود. پیش از این آثار سینمایی و سریالی متعددی درباره ایران درهالیوود و شبکههای وابسته ساخته شد که اغلب با تصاویر تحریف گرایانه ای، چهرهای سیاه و تاریک از ایران پس از انقلاب با تأکید بر انقلاب و نظام اسلامی به عنوان عامل همه آن سیاهیها و تاریکیها، ارائه کردند، آثاری مانند:
مهمانان هتل آستوریا، بدون دخترم هرگز، سنگسار ثریا، تهران من حراج، پرسپولیس، تقاطع پایانی، آرگو، عنکبوت مقدس، شمارش معکوس و.... و قسمتهایی از سریالهای میهن و ۲۴ و خانم وزیر و...
در سالهای اخیر به خصوص دو سه سال گذشته، فیلمهایی ساخته شد که بدون نام بردن مستقیم، از حمله و تجاوز نظامی به ایران سخن میراند و یا آن را به نمایش میگذاشت (یعنی اسم «ایران» در فیلم وجود نداشت ولی شواهد و قرائن دقیقا به ایران اشاره داشت). معروفترین آنها، فیلم «تاپ گان: ماوریک» در سال ۲۰۲۲ بود که نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم در اواخر ماه مه آن سال برای تام کروز به ارمغان آورد و دیگری «خانهای از دینامیت» ساخته کاترین بیگلو که برای اولین بار در جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۵ به نمایش درآمد.
در صریحترین این فیلمها یعنی همان «تاپ گان: ماوریک»، اگرچه همه نشانهها و علائم حاکی از حمله و تجاوز نظامی به تاسیسات هستهای کشوری داشت که از همه ابعاد و جهات با ایران میخواند به ویژه با توجه به اینکه در غرب آسیا قرار داشت و گفته میشد مخالف منافع آمریکا به غنیسازی اورانیوم مشغول بوده و چند روزی هم تا دستیابی به بمب هستهای بیشتر فاصله ندارد و دارای جنگندههای اف-۱۴ است که پس از آمریکا، تنها در نیروی هوائی ایران وجود داشت، اما به هیچوجه در هیچ لحظهای از فیلم یاد شده، نامی از «ایران» بر زبان هیچیک از کاراکترها یا در کپشن و جملهای برده و دیده نشد.
در فیلم کاترین بیگلو هم سخن از حمله موشکی کشوری نامعلوم به آمریکا وجود دارد که گفته میشود هیچیک از دشمنان شناخته شده آمریکا یعنی روسیه و چین و حتی کره شمالی نیست!!
حتی در بعضی از فیلمهایی که علیه ایران ساخته شد، در نسخه جشنوارهای آنها نام «ایران» آمده بود اما در نسخه اکران اسم «ایران» از لحظات مختلف فیلم در آمد و حذف گردید. مانند فیلم «رکن پنجم» ساخته بیل کاندون درباره جولین آسانژ و ویکی لیکس در سال ۲۰۱۳.
در بسیاری از فیلمهای سریالی یا سری فیلمها نیز به نحوی خصوصیات نیرو یا منطقه و یا کشور دشمن با ویژگیهای مختلف ایران سازگار بود و یا تماشاگر را به نوعی به یاد ایران میانداخت مثلا در سری فیلمهای «بازیهای گرسنگی» یا در فیلم «بوگونیا» (یورگوس لانتیموس) و یا حتی سریال Pluribus...
سیلو چیست؟
اینک شاهد یک سریال آخرالزمانی به نام «سیلو» هستیم که دو فصل نمایش داده شده آن در سال ۲۰۲۳ (۱۴۰۲) از ۵ مه تا ۳۰ ژوئن مقارن اواسط اردیبهشت تا اوایل تیرماه و سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳) از ۱۵ نوامبر مقارن اواخر آبان تا ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ (دی ماه ۱۴۰۳) یک اثر آخرالزمانی پساآخرالزمانی معمولی به نظر میآید که پیش از این بارها مانند آن را در فیلمهای و سریالهای مختلف همانند «من افسانه ام» و «مه» و «مکعب» و «کلاورفیلد ۱۰» و Fallout و «جریکو» و «آخرین ما» و From و... دیده بودیم.
داستان این است که در روزگار بعد از انفجارات هستهای و آلوده شدن کره زمین (بعدا متوجه میشویم آلودگی نانویی)، گروه عظیمی شامل هزاران نفر در سیلویی بسیار مرتفع در داخل زمین زندگی میکنند که قوانین سختگیرانهای دارد. سیلویی که گویا بیش از ۳۰۰ سال قدمت داشته و در ۱۴۴ طبقه عمودی با ارتفاعی حدود ۶/۱ کیلومتر ساخته شده است!
سیلویی که تونلها و طبقات آن، چندان راههای افقی نداشته و مسیرهای ارتباطی بیشتر در فضاهای عمودی واقع گردیده که همین موضوع، کلیدی میشود برای قسمتهای بعدی تا دریابیم به جز این سیلو، ۱۷ سیلوی دیگر هم وجود دارد!
ضمن اینکه کسی حق خارج شدن از سیلو را ندارد، بلکه اعتراض یا پرسش و جستوجو درباره فضای بیرون از سیلو هم سرکوب میشود. از همین روی سیلو همواره با شورشهای گاه و بیگاه و گروه یاغیها و شورشیان مواجه است و....
شخصیت اصلی زنی به نام جولیت نیکولز است با بازی ربکا فرگوسن که از قعر معادن سیلو تا بخش مکانیکی و سپس تا مقامات بالای آن میرسد و زمانی حتی کلانتر میشود. او بعد از اعزام به بیرون و زنده ماندن در هنگام بازگشت به شخصیت مورد اعتمادی نزد اهالی سیلو تبدیل شده و در حالی که حافظه خود را از دست داده، به شهرداری سیلو برگزیده میشود.
در سیلو به جز شهردار، کلانتر و قاضی هم هستند اما حاکم اصلی مدیر بخش آی تی سیلو به نام برناردهالند (تیم رابینز) است با یک هوش مصنوعی که به عوامل اجرائی به خصوص قاضی (سیمز) و همسرش (کمیل) دستور میدهد.
سریالی که ایران را متهم میکند
اما پس از گذشت ۱۹ قسمت از فصلهای ۱ و ۲ سریال، در سکانس آخر قسمت پایانی فصل ۲، ناگهان به بیش از ۳۰۰ سال قبل و آمریکای زمان حال (در واقع سالهای ۲۰۴۹ تا ۲۰۵۱) پرتاب شده و در یک صحنه ۶ دقیقهای شاهد دیدار یک نماینده جوان کنگره آمریکا به نام «دنیل کین» با خبرنگاری ماجراجو به اسم «هلن درو» در کافهای هستیم که پیش از ورود دنیل به آن، او تست رادیواکتیو سرپایی میشود. یعنی با اتفاقی هستهای و رادیواکتیوی مانند انفجار هستهای مواجه هستیم. در دیدار دنیل و هلن که گویا قرار بوده یک قرار عاشقانه باشد، ابتدا سؤالی مشترک درباره اطلاع از رادیواکتیوی شدن آدمها توسط یک «بمب کثیف» (عنوانی برای بمبهای هستهای) میشود که پاسخها منفی است و سپس هلن به قول خودش سر اصل مطلب رفته و از هدف قرار گرفتن آمریکا با یک «بمب کثیف» حرف میزند و اینکه آیا برنامهای وجود دارد که در این مورد پاسخ ایران داده شود؟! و حتی درباره اینکه آمریکا با یک سلاح رادیولوژیکال مورد هدف قرار گرفته باشد، ابراز تردید میکند!!
یعنی در واقع در اینجا و در یک فلاش بک به گذشته سیلوها، متوجه یک درگیری مابین ایران و آمریکا میشویم که گویا با پرتاب یک «بمب کثیف» یا رادیولوژیکال از سوی ایران به ایالات متحده شروع شده است. یعنی آن درگیری پس از پاسخ آمریکا به ایران به یک جنگ هستهای منجر میگردد که نتیجهاش جهانی غیرقابل سکونت بوده و همین سیلوهایی که بازماندگان آدمها بایستی در آنها و کیلومترها زیرزمین تحت یک نظام خشن زندگی کنند.
با این سکانس ۶ دقیقهای که در تاریخ ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ (اواخر دی ماه ۱۴۰۳) پخش شد، فصل دوم سریال «سیلو» به پایان رسید، این زمانی بود که هنوز تا جنگ ۱۲ روزه و نخستین درگیری مستقیم و جدی آمریکا و اسرائیل با ایران، حدود ۵ ماه باقی مانده بود.
اولین قسمت از فصل سوم، حدود یک سال و نیم بعد در ۳ جولای ۲۰۲۶ (۱۲ تیرماه ۱۴۰۵) پخش شد که همچنان قضیه سیلو و شخصیت اصلی آن یعنی جولیت نیکولز ادامه داشت که در اینجا پس از یک آتش سوزی و از بین رفتن برناردهالند، حافظهاش را از دست داده ولی به عنوان شهردار سیلو انتخاب شده است اما بازهم در میانه ادامه قصه اصلی، آن فلاش بک آخر قسمت پایانی فصل ۲ یعنی همان ماجرای دیدار نماینده کنگره دنیل کین و خبرنگار هلن درو ادامه یافته و اینجا در آغاز با خواهر دنیل به نام شارلوت آشنا میشویم که خلبان جنگنده اف ۳۵ بوده و قرار است برای ماموریت حمله به ایران به ناو نیمیتز اعزام شود. شارلوت به طرز مخفیانهای با دنیل دیدار کرده و اصرار دارد که او عضو کمیته ایران در سنا شود که پاسخ نظامی به «بمب کثیف» ایران را زیر نظر دارد.
نانوباتها یا بمب هستهای و یا هوش مصنوعی؟
شارلوت و ۳ نفر دیگر با ۴ جنگنده اف ۳۵ عازم بمباران ایران شده ولی در راه با تودهای لزج نانویی مواجه گردیده و همه به جز شارلوت در سقوط هواپیماها کشته میشوند (در آخرین جمله یکی از خلبانها میشنویم که گویا کنترل شلیک موشکهای از دستشان خارج شده).
شارلوت در کوههای واقع در شمال شرقی ایران توسط نیروهای ترکمنستان نجات یافته و به یک بیمارستان ویژه در آمریکا منتقل میگردد چرا که به طور کامل حافظهاش را از دست داده و حتی دنیل را نمیشناسد. اما ملاقات دنیل با دکتری به نام ویکتور کرانکویچ باعث میشود دریابیم کنترل حافظه شارلوت توسط آن دکتر انجام میشود که چه موضوعاتی را فراموش کند و چه موضوعاتی را به یاد آورد!! (همانطور که جولیت نیکولز و سایر افراد سیلو هم در زمان حال سریال، توسط دارویی حافظهشان کنترل میشود!)
ضمن اینکه دنیل برای وارد شدن به کمیته ایران در سنا با سناتور تورمن دیدار کرده و متوجه شده که او دنیل را به خوبی میشناسد و خصوصا با تخصص او در حفاری نوین بدون خاکبرداری کاملاً آشناست. (آنچه پس زمینه اتفاقات بعدی است) اما در دیدار دوم هلن با دنیل، به او میگوید که به خواست شارلوت با او دیدار کرده چرا که از یکسوی هدف قرار دادن آمریکا از سوی ایران با «بمب کثیف» به نظر یک به اصطلاح پرچم دروغین به نظر میرسد تا آمریکا در اذهان عمومی بهانه بمباران ایران را داشته باشد و از سوی دیگر شارلوت به او گفته قبل از عملیات، تمامی سیستمهای جدید و پیشرفته هواپیماهای اف ۳۵ را با سیستمهای قدیمی عوض کردند تا به جای پاسخ به ایران، در واقع به یک عملیات پنهانی دیگر اعزام شوند.
جایی که بعدا و در ارتباط با یک دوست دنیل در پنتاگون به نام سم، متوجه میشویم، سرسختترین حامی هوش مصنوعی که هزینههای کلینیکی خواهر دنیل را هم پرداخت کرده، به نام پراستنسن در روز عملیات روی ناو نیمیتز بوده است! (در آخر قسمت پنج از فصل سوم این موضوع بیان میشود؛ همان جایی که کنترل اتومبیل دنیل و هلن از دستشان خارج شده و توسط هوش مصنوعی به سمت دیگری کشیده میشوند!)
از یک فایل صوتی مکالمات آخر شارلوت و سایر خلبانها که هلن و دنیل هم با مراجعه به یک هکر دارک وب به نام استیو، آن را میشنوند، مشخص میشود که کنترل هواپیماها کاملاً از دست خلبانها خارج شده بوده.
آنچه در کتابها آمده است
سریال «سیلو» براساس ۳ کتاب با همین عنوان و به نامهای WOOL، SHIFT و DUST که هیوهاوی در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ نوشت، ساخته شده است. در واقع هیوهاوی کتاب SILO: WOOL را نوشت و سپس دو کتاب بعدی را ضمیمه آنها کرد.
سریال «سیلو» تا اینجا (قسمت ۶ از فصل سوم) علیرغم برخی تغییرات، وفاداری تقریبا قابل قبولی نسبت به کتابها نشان داده، خصوصا که خود هیوهاوی هم در زمره تهیه کنندگان اجرائی سریال به شمار میرود. اما طبق معمول تبدیل اثر مکتوب به تصویر و ایجاد ملزومات آن، تغییراتی هم داشته که مهمترین آن، وارد کردن نام «ایران» به جای تروریستها یا دشمن و یا عناصر دیگر موجود در کتابها بوده است.
یعنی در کتابهایهاوی، مانند سایر آثاری که در سالهای بعد درباره حمله و تجاوز نظامی به ایران ساخته شد هم نامی از ایران برده نشده اما در سریال و همچنانکه که توضیح داده شد، از آخرین سکانس قسمت پایانی فصل دوم آن، بدون هیچ پرده پوشی نام «ایران» به عنوان کشوری که به آمریکا حمله نظامی کرده، ذکر میگردد.
فصل سوم سریال براساس کتاب SHIFTساخته شده که در آن قرار است خیلی از مسائل سیلوها روشن شود. اگرچه در کتاب سوم یعنی DUST تمامی گرههای داستان باز میگردد از جمله طراحی سیلوها قبل از جنگ هستهای آخرالزمان توسط سناتور تورمن و همکاری دنیل کین با او برای حفاریها در واقع ادامه همان قضیه تخصص ویژه دنیل است.
در جملهای پایانی صحنه آخر قسمت ۶ فصل ۳، سناتور تورمن پس از اینکه اتومبیل دنیل و هلن با کنترل هوش مصنوعی به محلش آورده میشود، به آنها میگوید: «دوست دارید به نجات دنیا کمک کنید؟» و این میتواند آغاز زمینه چینی ایجاد سیلوها باشد.
در همین کتاب، قضیه خواب مصنوعی سناتور تورمن و دنیل و برخی دیگر مانند شارلوت طی بیش از ۳۰۰ سال در سیلو ۱ مطرح شده که بعد از بیدار شدن، قرار است سیلوهای دیگر نابود شوند و برگزیدهها در سیلو ۱ بمانند (مانند تئوری فیلم «دکتر استرنج لاو») که شارلوت و دنیل در همکاری با جولیت علیه آنها اقدام کرده و حتی دنیل کشته میشود و بالاخره شارلوت آنها را از سیلو خارج نموده و به جایی میبرد که غبار مسموم کمتر است و هوا رو به پاکی میرود.
زمان فیلمبرداری قسمتهای فلاش بک
شاید به نظر بیاید با توجه به اینکه نام «ایران» در کتابهای هیوهاوی نیست و فصل سوم نیز پس از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روز آمریکا علیه ایران نمایش داده شده، سازندگان سریال برای بازارگرمی و سوءاستفاده از شرایط که اثرشان را به روزتر کنند، نام «ایران» را پس از این جنگ در سریال گذاشتهاند.
یا تصور میشود به احتمال زیاد فیلمبرداری سریال حداقل بعد از جنگ ۱۲ روزه یعنی حدود یک سال پیش صورت گرفته که بر فرض پیشین یعنی بازارگرمی سازندگان صحه میگذارد، خصوصا که در کنداکتور تولید سریال، فیلمبرداری فصل سوم در استودیوهای OMA X Film اینفیلد لندن از ۴ اوت ۲۰۲۵ (یعنی بعد از جنگ ۱۲ روزه) تا ۶ ماه مارس ۲۰۲۶ انجام گرفته که یک هفته هم از جنگ ۴۰ روزه گذشته بوده!
اما طبق جدول تولید سریال، فیلمبرداری قسمتهای فلاش بک قبلا در هرتفورد شایر لندن طی ژوئن ۲۰۲۳ تا ۸ مارس ۲۰۲۴ (یعنی خرداد و تیرماه تا اواسط اسفند ۱۴۰۲) انجام گرفته و نام «ایران» در همین دوران درون فیلم قرار داده شده که گفتیم برای اولین بار در سکانس پایانی قسمت آخر فصل دوم سریال، در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ (اواخر دی ماه ۱۴۰۳) به طور علنی پخش شد.
یعنی بعد از تصویر بمباران تاسیسات هستهای بدون نام ایران در فیلم «تاپ گان: ماوریک» در اواخر ماه مه ۲۰۲۲ (اوایل خرداد ۱۴۰۳)، سریال «سیلو»، علنیترین و جدیترین تصویر از حمله و تجاوز آمریکا به ایران بوده که برای اولین بار در یک فیلم/سریال به ثبت رسیده است!
جنگ هستهای علیه نانو رباتها
در کتاب هیوهاوی صحبت از مسلح بودن کشور دشمن (در سریال: ایران) به نانو رباتهاست که در همان قسمت اول فصل ۳ به صورت برخورد جنگندههای اف ۳۵ با توده ابری شکل نانویی دیده میشوند و سپس از دست دادن کنترل هواپیماها و شلیک سرخود و بعد آتش گرفتن و سقوط.
در کتاب SHIFT آمده که جنگ هستهای پاسخی به این نانوتکنولوژی نظامی بوده که به شدت تکثیر شده و از همین روی جنگ هستهای را برخوردی مناسب و کم خطرتر برای مقابله با آرماگدون مبتنی بر فناوری نانو اعلام کردند. (در کتاب میخوانیم که حتی آلودگی فضای بیرون از سیلوها ناشی از همان نانو رباتهاست که به درون انسانها نفوذ کرده و آنها را از بین میبرد)
در کتابها حتی از شارلوت کین به عنوان خلبان هواپیمای بدون سرنشین نام برده یعنی هواپیمایی که توسط هوش مصنوعی کنترل شده که در فیلم از زبان دنیل گفته میشود پراستنسن از مهمترین حامیان هوش مصنوعی هنگام ماموریت جنگندههای اف ۳۵ برای حمله به ایران، روی ناو نیمیتز (یعنی مرکز فرماندهی آنان) بوده است.
به نظر میرسد برخلاف فیلمهای دیگرهالیوود که معمولا وقایع آینده را زمینهسازی ذهنی مینمایند (مانند ماجراهای ۱۱ سپتامبر و اشغال عراق و برخورد با انقلاب و قضیه برجام و نسل کشی در غزه و ماجرای جولانی و.... ) سریال «سیلو»، فراتر از القاء ذهنی و آمادهسازی فکر مخاطبان، از وقوع یک جنگ هستهای بین ایران و آمریکا تصویر و داستان ارائه میدهد که عاملش ایران قلمداد شده و به جنگ آخرالزمان منجر میگردد، جنگی که زندگی روی کره زمین را ناممکن ساخته و مانند فیلمهای ۲۰۱۲ و «دکتر استرنج لاو»، گروه انتخاب شده، ناگزیر به مناطق امن و انتخاب شده منتقل میگردند.
این برای نخستین بار است که در تاریخهالیوود، چنین جنگی تصویر سازی میشود، جنگی که سالهاست حاکمان آمریکا و اسرائیل و غرب با اخبار و گزارشهای جعلی، دنیا را از مسلح شدن ایران به سلاح هستهای میترسانند. آنچه آگاهان و ناظران سیاسی و رسانههای دنیا و حتی خودشان و همپالگیهایشان میدانند دروغی بیش نیست. دروغی برای تثبیت حاکمیت شیطانی خود بر جهان آنگونه که در کتابها و سریال «سیلو» نیز نشان داده میشود. که البته مانند دیگر آثارهالیوود، تنها روی پرده سینما و بر صفحههای تلویزیون قابل اجراست و به حول و قوه الهی هیچگاه به واقعیت نخواهد پیوست، آنچنانکه در همین جنگهای اخیر با ایران، بر همه جهان قدرت پوشالی آنها ثابت گردید؛ از نابودی سلاحهای پیشرفته و پایگاههایشان در منطقه تا ناتوانی در رهگیری و مقابله موشکها و پهپادهای ایران تا کم آوردن مهمات و ذخائر سلاحهای استراتژیک تا در هم ریختگی روحی و روانی سربازان و تا برباد رفتن همه آرزوها و خیال بافیهایشان....
در واقعیت، برخلاف داستانهالیوودی فیلمها و سریالهایی همچون «سیلو»، خبری از نانورباتها نبود و ایران با همین سلاحهای معمولی خود اما به حول و قوه الهی و رهبری شجاع و هوشمند و حضور تمام عیار مردم، همه آن هیبت نظامی آمریکا و اسرائیل را زمینگیر کرد و از رؤیای سقوط ۳ روزه ایران به باز ماندن معمولی تنگه هرمز و فرار از منطقه رساند. آنچه که همچنان بایستی از آن عقبنشینی کند!