کد خبر: ۳۳۶۱۳۴
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۱
انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن- ۱۰

ویژگی‌های رهبری در یک حرکت اجتماعی

علامه محمدتقی مصباح یزدی

این انقلاب، بی‌نام خمینی، در هیچ كجای جهان شناخته شده نیست؛ چراكه آغازگر زمزمه انقلاب اوست و هم اوست كه آن را در لحظات سخت و دشوار رهبری كرده و از تنگناها گذرانیده و از انقلاب اسلامی مردم ایران، پدیده‌ای عظیم و اسوه‌ای جهانی پدید آورده است. رهبر شهید انقلاب)
۱. مقدمه
پس از آن‌كه مشخص گردید كه انقلاب اسلامی، به دلیل اهمیت دادن به ابعاد معنوی انسان‌ها، حركتی ممتاز و قابل ستایش است و انقلاب اسلامی ایران نیز به‌عنوان یكی از نهضت‌های اجتماعی منحصر به فرد، جهشی عظیم را در تحولات سیاسی جهان به وجود آورد، این سؤال در ذهن خطور خواهد كرد كه در این حرکت اجتماعی، چه عناصر و عواملی ایفاگر نقش‌های اساسی بوده‌اند و این انقلاب را در جهت اهداف خود به پیش برده‌اند. شناخت این عناصر و اركان، موجب آگاهی نسبت به چگونگی وقوع این انقلاب خواهد شد و موقعیت یكایك نقش‌آفرینان را در این عرصه مشخص خواهد ساخت. بدیهی است كه رهبری در هر انقلابی نقشی اساسی را بر عهده‌دارد و از این‌رو، این درس به جایگاه ممتاز چنین عاملی اختصاص یافته است و درس آتی، متكفل بیان عناصر و اركان دیگر انقلاب اسلامی ایران گردیده است.
۲. اوصاف رهبر شایسته
كسی كه رهبری یك حركت اجتماعی را بر عهده می‌گیرد باید صفات ذیل را دارا باشد، در غیر این‌صورت نهضت به سر منزل مقصود نخواهد رسید:
۱. شناخت كافی هدف؛ رهبر باید هدف و مقصد اصلی و نهائی‌ای را كه قصد دارد گروهی را به‌سوی آن سوق دهد، به خوبی بشناسد.۱
۲. ایمان كامل به هدف. رهبر باید به راستی باور داشته باشد كه او و دیگران باید به‌سوی مقصد شناخته شده حركت كنند، و به هر قیمتی كه هست، بدان دست یابند.۲
۳. عدالت، تقوا و ورع. رهبر نیز، مانند هركس دیگری، منافع و خواسته‌های مادّی و دنیوی‌ای دارد كه ممكن است با هدف نهائی‌ای كه مراد و مقصود اوست، تنافی و تضادّ داشته باشد. از این‌رو، اگر تهذیب نفس و تطهیر اخلاق نكرده باشد و خود را چنان نساخته باشد كه در موارد تزاحم ِخواسته‌های‏ دنیوی و مقصد اصلی، جانب این یكی را بگیرد و آن‌ها را فروگذارد، به پیشرفت قیام و نهضت و وصول به هدف و مقصد، امید چندانی نخواهد بود.
۴. شناخت و تعیین اصول و موازینی كه حركت اجتماعی باید در چهارچوب آنها صورت پذیرد و عدول و تخلّف از آن‌ها، به هیچ وجه جایز نیست. واضح است كه حركت اجتماعی در مدّت زمانی كوتاه و پس از طی یك مرحله به نتیجه نمی‌رسد؛ بلكه باید در زمانی كمابیش بلند و طولانی مراحلی چند را یكی پس از دیگری، بگذراند تا به سرمنزل مقصود برسد. در مقاطع زمانی و مراحل گوناگونِ حركت اجتماعی، پیچ‌وخم‌ها و فراز و نشیب‌های بسیار پدید می‌آید كه در هر یك از آنها باید تصمیم‌ها گرفت، گزینش‌ها كرد، و كارها انجام داد. برای اینكه در همه این تصمیم‌ها، گزینش‌ها و كارها هدف نهائی ملحوظ باشد و فراموش نشود، مهمّ، فدای اهم و فرع فدای اصل نگردد، و نیز انحرافاتی پیش نیاید، باید اصول و موازینی كه در حكم حدّ و مرزهای قیام و نهضت‌اند و تجاوز به آنها به معنای خروج از دایره حركت اجتماعی و ممنوع است، به‌طور دقیق شناخته و معیّن شوند. از این‌رو، شناخت و تعیین اموری كه در جریان نهضت نباید هرگز آسیب ببینند و مسیر و خط مشی نهضت را مشخّص می‌سازند و غفلت از آن‌ها نهضت را از نیل به‌هدف بازمی‌دارد و نیز ارزیابی و سنجش امور و تعیین اصل و فرع‌ها، اهمّ و مهمّ‌ها، و اولویّت و تقدّم‌ها از مهم‌ترین وظایف رهبر است.
۵. شناخت نقاط ضعف موجود و تعیین اهمّ و مهمّ آنها. عدم شناخت دقیق نقاط ضعفی كه در جامعه وجود دارد و باید از میان برود، رهبر را به تصمیم‌ها، موضع‏گیری‌ها، و فعّالیت‌های نادرست و نابجا می‌كشاند.
۶. شناخت موانعی كه بر سر راه حركت اجتماعی پدیدار خواهد شد و تعیین شیوه‌های مقابله با آنها. رهبر باید كسانی را كه ممكن است از داخل یا از خارج، كارشكنی كنند و مزاحم حركت اجتماعی مطلوب شوند به‌خوبی بشناسد. همچنین باید طرق مختلف مبارزه با آنان را تعیین كند. ممكن است اوضاع واحوال اقتضا كند كه بعضی از دشمنان و مخالفان را زودتر از میان بردارند و به پاره‌ای دیگر مدّتی مهلت دهند، برخی را تهدید كنند و برخی دیگر را تطمیع، و....
۷. دوراندیشی و برنامه‌ریزی. رهبر نباید چشم به‌راه حوادث و وقایع بنشیند؛ بلكه باید دوراندیش باشد و با توجّه تامّ به هدف نهائی، اصول و موازین ثابت و لایتغیّر، نقاط ضعف موجود در جامعه، و موانع نهضت، برنامه‌ای واقع‌بینانه، عالمانه و خردمندانه طرح كند تا چند و چون شروع و ادامه نهضت به‌طور دقیق معیّن و معلوم باشد.
۸. توجّه مؤكّد به تدریجی بودن حركت اجتماعی. رهبر باید همواره توجّه داشته باشد كه آرا و عقاید و نیز اخلاق و خصایل روحی مردم به سرعت و سهولت تغییر نمی‌پذیرد، و بنابراین تحوّل اجتماعی بنیادی، تدریجی و كند خواهد بود.
۹. جلب نیروهای بالفعل و تربیت و تعلیم نیروهای بالقوّه. رهبر باید نیروهای بالفعلی را كه در جامعه موجودند جلب كند و به‌درستی دریابد كه از هر یك از آنان كی، كجا، و چگونه می‌توان كمال استفاده را كرد. ولی، از آنجا كه حركت اجتماعی، تا وصول به هدف نهائی، زمان طولانی و مراحلی متعدّد در پیش دارد و در هر زمان و مرحله ممكن است موانعی بیشتر و حتّی پیش‌بینی نشده پدیدار شود، نیروهای بالفعل، هرچند برای شروع قیام و نهضت كافی به نظر آید، برای ادامه آن، به احتمال قریب به یقین، كفایت نخواهد كرد.
از این‌رو، رهبر نیز، موظّف است كه نیروهای بالقوّه را تحت تربیت و تعلیم در آورد تا به فعلیّت رسند و ادامه نهضت را ممكن و میّسر سازند؛ و این نیروسازی باید همواره استمرار و دوام داشته باشد. تعلیم و تربیت، بیشتر و بهتر نیروهای بالفعل نیز از وظایف بسیار مهمّ و خطیر رهبر است. رهبر باید نیروها را هم از لحاظ علم و دانش و هم از لحاظ اخلاق و عمل و گرایش تقویت كند تا در پی تن‏پروری و راحت‌طلبی نباشند.
۱۰. جلوگیری از اختلاف و افتراق نیروها. ناگفته پیداست كه همه نیروها از لحاظ علم و دانش، عقل و تدبیر و ژرف‌اندیشی و آخربینی، و اخلاق و گرایش در یك حدّ و رتبه نیستند و آرا، عقاید و ذوق و سلیقه‌های یكسان ندارند؛ و این همه موجب خواهد شد كه در مقام عمل اصطكاك‌ها، تضادّها و تزاحم‌ها و تصادم‌هایی روی دهد.
یكی از وظایف بسیار عمده و حیاتی رهبر این است كه بعد از تعیین محور حقّ، یعنی هدف نهائی و اصول و موازین غیر قابل تغییر، همه نیروها را در حول آن محور گردآورد، و به هیچ‌وجه، نگذارد كه اختلافشان شدّت یابد و گروه را به پراكندگی و از هم پاشیدگی دچار كند. با توجّه به این‌كه بزرگ‌ترین آرزوی دشمنان هر نهضت اجتماعی و مؤثّرترین مخالفتی كه با آن می‌توانند كنند، همانا ایجاد ناهماهنگی و اختلاف در میان اعضا و نیروهای آن نهضت است، رهبر باید نهایت سعی خود را به‏كار بندد تا دست‌كم، اختلافات موجود در بین نیروها تقلیل و تخفیف یابد و مانع نیل به هدف نهائی نگردد.۳
۱۱. صراحت در قول درباره هدف نهائی و اصول موازین غیر قابل تغییر. رهبر باید، چه در مواجهه با طرفداران و فرمانبرانش و چه در رویارویی با مخالفان و دشمنانش، راجع به هدف نهائی و اصول تغییرناپذیرش به‌طور صریح و بی‌هیچ‌گونه پرده‌پوشی سخن بگوید.
پیامبر گرامی‏ اسلام(صلى الله علیه وآله) در آغاز بعثت و رسالتش مأموریت یافت كه خویشان، بستگان و نزدیكان خود را دعوت كند،۴ سپس مأمور شد كه دعوتش را علنی سازد.۵ از آن پس، آن حضرت آشكارا و به صراحت سخن می‌گفت و به دوست و دشمن تفهیم می‌فرمود كه هدف نهائی‌اش چیزی جز توحید و تبعیّت بی‌چون و چرا و بدون قید و شرط از خداوند متعال نیست. خداوند، حضرت ابراهیم‌(علیه‌السلام) و مؤمنان معاصر او را به‌صراحت الگو می‌داند و از مؤمنان می‌خواهد كه به آنان اقتدا و تأسّی كنند.۶ سوره كافرون بهترین نمونه و الگو را پیامبر گرامی‏ اسلام(صلى الله علیه وآله) معرفی می‌كند.
۱۲. رازداری. در اموری غیر از هدف نهائی و اصول تغییرناپذیر، گاهی مصلحت اقتضا می‌كند كه رهبر امری را از دیگران و حتّی از نزدیك‌ترین یاران و دوستانش پنهان كند و یا آشكارا از آن دم نزند. این یكی از عیوب رهبر است كه در همه حالات و موارد صریح‌القول باشد یا رازدار نباشد و نتواند امری را كه پنهان كردنش ضرورت دارد پوشیده نگهدارد،۷ چراكه نخست، همه مردم ظرفیّت دانستن همه چیز را ندارند. دوم، ممكن است بر اثر فاش شدن بعضی از امور، آسیب و زیانی متوّجه نهضت گردد.
۱۳. عدم مسامحه در رعایت هدف نهائی و اصول تغییرناپذیر. در واقع هدف نهائی و اصول تغییرناپذیر نهضت، فلسفه وجودی آن را می‌سازند؛ یعنی اگر قصد تحقّق این هدف و اصول در میان نبود، نهضت هیچ مطلوبیّتی نداشت. بنابراین، این هدف و اصول هرگز و در هیچ اوضاع و احوالی نباید مورد غفلت، بی‌توجّهی و چشم‌پوشی واقع گردند. رهبر باید، اگرچه به قیمت از دست دادن همه یا اكثریّت یا بعضی از هواداران و تابعان خود و كم‌شدن سرعت و شتاب حركت اجتماعی‌اش و حتّی شكست خوردن و ناكام ماندن نهضت، درباره هدف و اصول نهضت، قاطع و سازش‌ناپذیر بماند و رعایت كامل و دقیق آن‌ها را، در مقام عمل، واجب و ضروری بداند و در آن شكّ و شبهه روا ندارد.
حاصل آن‌كه اگر در موردی، هدف یا اصول نهضت با سرعت و شتاب یا حتّی كام‌یابی و پیروزی آن، تعارض یابد، باید هدف را مقدّم داشت و به‌كندی یا حتّی شكست ظاهری آن تن داد. كتاب، سنّت و تاریخ به خوبی‏شاهد قاطعیّت و نرمش‌ناپذیری پیامبر گرامی اسلام‌(صلى الله علیه وآله) در حفظ و هدف و اصول‏ نهضت اسلامی‌اند. به عنوان نمونه، اهل طائف به آن حضرت پیشنهاد كردند كه اگر آنان را از سجده و به خاك افتادن در برابر خدای متعال معاف بدارد، در سایر امور و شؤون، تابع وی می‌شوند و دینش را گردن می‌گذارند و حتّی در جنگ با كفّار و مشركین به كمكش می‌شتابند. آن‏ حضرت، از آن‌جا كه نماز از مهم‌ترین اركان دین مقدّس اسلام است، پیشنهاد مذكور را، كه به‌ظاهر برای پیشرفت نهضت اسلامی سودمند بود، ردّ كرد.۸ مواردی از این قبیل در آیات دیگر قرآن کریم وجود دارد.۹
پانوشت‌ها:
۱- یوسف (۱۲)، ۱۰۸.
۲- بقره (۲)، ۲۸۵.
۳-  آل‏ عمران (۳)، ۱۰۳ و ۱۰۵، انعام (۶)،۶۵، و توبه (۹)، ۱۰۷تا ۱۱۰.
۴-  شعراء (۲۶)، ۲۱۴.
۵- حجر (۱۵)، ۹۴.
۶- ممتحنه (۶۰)، ۴.
۷-  نساء (۴)، ۸۳.
۸-  اسراء (۱۷)،۷۳ ـ ۷۵.
۹-  احزاب (۳۳)، ۱و۲ و قلم (۶۸)، ۸ و۹.

captcha