از ایران مقتدر ضعیفنمایی نکنید!
سپهر خلجی
۱۷۰ روز پس از شهادت امام عزیزمان و تحمیل ۳ جنگ و کودتا بر کشور در عرض یک سال، توجه به ریشهها و ابعاد بروز این حوادث از جهت اصلاح محاسبات و جبران خطاهای بسیار پرهزینه، ضروری است.
در نشستهای تحلیلی دلایل مختلفی برای تحمیل جنگ به کشور ذکر میشود از خطای محاسباتی مسئولان، پیامهای اشتباه، تا روحیات شخص و سیاستهای ترامپ و یا نقش نتانیاهو در آتشافروزی در منطقه، برخی نیز تحمیل جنگ به کشور و شهادت رهبر عالیقدرمان را نتیجه روند مذاکره با دشمن میدانند. اما واقعیتی که به نظر میرسد کمتر به آن پرداخته میشود مسیر، بستر و روند مدیریتی است که نهایتاً به تحمیل جنگ و شهادت امام عزیز منتهی شد و دشمن را به این جمعبندی رساند که شرایط داخلی برای حمله به ایران مهیاست. اگر این بسترها و مجموعه عوامل را که محاسبات دشمن را شکل میدهد درست نبینیم و به آن نپردازیم یقیناً به خطا رفتهایم. مسیری که از اواسط ۱۴۰۳ تا لحظه شهادت رهبر عالیقدر در طول دو سال به صورت ویژه باعث شد تا از ایران مقتدر در برابر دشمنان ضعیفنمایی و از جمهوری اسلامی به عنوان نظامی مستأصل، درمانده، خسته، پشیمان و شکستخورده و بههم ریخته تصویرسازی شود، این یک روند به غایت خطرناک است که در صورت غفلت از اصلاح آن، جمهوری اسلامی را بیش از گذشته با تهدید وجودی مواجه خواهد کرد. روندی که عملاً با ناکارآمدی عمیق باعث تغییر محاسبات دشمن نسبت به اراده و توان ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر تهدیدات شد.
در همین ارتباط به هشدار مهم رهبر شهید انقلاب توجه کنید:
«این، یک قاعده کلی است که احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله خواهد شد، بنابراین اگر میخواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، باید از نشان دادن احساس ضعف بپرهیزیم و نقاط قوت فراوانی را که در اختیار داریم، آشکار کنیم.» اسفند ۱۳۹۵
این هشدار صریح که نمونههای متعددی از آن را در کلام رهبر شهید میتوان یافت نشان میدهد که ابراز ضعف در برابر دشمن تا چه میزان میتواند به عنوان یک خطای ادراکی باعث افزایش تهدید شود.
متأسفانه بررسی روند مدیریت اقتصادی کشور از پاییز 1403 نشان میدهد به مرور اکثر شاخصهای اقتصادی از قبیل نقدینگی، رشد تولید و تورم دچار بحران شد و جهتگیری اقتصادی کشور به سمت رهاسازی، حاکمیت الیگارشهای اقتصادی و فشار بیوقفه به مصرفکنندگان حرکت کرد، همزمان فعالیتهای عمرانی در کشور که میتوانست به عنوان یکی از نقاط امید در حرکت عمومی کشور تصویرسازی کند به مرور کاهش یافت و نهایتاً متوقف شد، پیوند نزدیک دولت با مردم به منظور شنیدن مشکلات و حل مسئله که اوج آن در سفرهای استانی بروز داشت به حضورهای رسمی در جلسات بسته اداری تغییر شکل یافت و نهایتاً ارتباط با مردم متوقف شد، با ناکارآمدی، مدیریت ناترازیها که اثر مستقیم در زندگی مردم داشت دچار اخلال شد که تبعات آن را مردم در بیبرقی، بیآبی، بیگازی، آلودگی و نهایتا تعطیلات طولانی از پاییز ۱۴۰۳ به بعد متحمل شدند و مردم نه تنها کارآمدی لازم برای حل مشکلات مزمن را ندیدند که به صورت پیوسته از مدیران کشور که منطقاً باید نقطه امید مردم باشند گزارههایی از نمیتوانیم، نشدن، نتوانستن و بنبست در اداره کشور دریافت کردند. در تریبونهای رسمی و از سوی مدیران مسئول تا جایی که امکان داشت و به صورت پرحجم از قحطی، کمبود، گرسنگی و استیصال گفته شد. در برابر زیادهخواهی دشمنان نیز مقامات مسئول یا سکوت کردند و یا با گزارههایی از ضعف و ترس و کرنش پاسخ دادند، تصمیمات بزرگ اقتصادی بدون توجه به شرایط واقعی جامعه اتخاذ و بدون اقناع افکارعمومی و به صورت ضربتی به اجرا گذاشته شد که به رغم هشدار همه دلسوزان بستر کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه فراهم گردید. تقریباً همه زمینههای لازم برای عصبی کردن جامعه با بیعملی و سیگنال ضعف و ناتوانی فراهم شد. در این شرایط به جای امید دادن به مردم برای رفع مشکلات و در کنار آن تلاش برای حل نارساییها، سیاستی در دستور کار مسئولان قرار گرفت که با جامعه به صورت پیوسته و پرحجم در مورد مشکلات صحبت شود با این هدف که افکارعمومی در جریان عمق مشکلات قرار بگیرد. این رویکرد بهویژه از سوی رسانههای دولتی و تریبونهای اصلی در دو سال گذشته تقویت شد. یعنی انتقال پیوسته و مداوم مشکلات به کف جامعه بدون ارائه راهحل و بدون ایجاد چشمانداز برای حل مشکلات و وابسته کردن حل مشکلات به مذاکره با آمریکا. در برابر انتقاد به این خطای رویکردی نیز گفتند انتقال تصویر مشکلات کشور به مردم برای مدیریت نارساییها ضروری است و نباید مشکلات را در زیر فرش پنهان کرد!
نتیجه این رویکرد در دو سال گذشته چه شد؟ روند تحولات کشور نشان داد این رویکرد اشتباه نه تنها کمکی به حل مشکلات نکرد بلکه ادراک عمومی از توانمندیهای کشور را با اختلال همراه و محاسبات دشمنان را نسبت به توان جمهوری اسلامی ایران دچار اشتباه کرد. پالس ضعف، پشیمانی و ناتوانی دشمن را به طمع انداخت و نتیجه اینکه با همین اشتباه محاسباتی در خرداد ۱۴۰۴ به ایران عزیز حمله کردند. دشمن امید داشت مردمی که در دو سال گذشته به صورت مستمر در معرض بمباران پیام منفی قرار گرفته و مسئولان آن به صورت پیوسته در حل مسائل کشور اظهار ضعف و بنبست میکنند تاب ایستادگی در برابر مداخله خارجی را نداشته و مردم نیز به امید تغییر شرایط با تهاجم دشمن همراهی کنند. برخی اظهارات مقامات آمریکایی و صهیونیستی مستند به اظهارات مقامات رسمی کشور در یک سال گذشته در زمینه ناترازی انرژی و مشکلات آن کاملا این ادعا را تأیید میکند.
متأسفانه بعد از خسارات فروانی که ایران عزیز در اثر اتخاذ این رویکرد اشتباه متحمل شد که اوج این خسارت شهادت رهبر عالیقدرمان بود کماکان در ادبیات مسئولان جمهوری اسلامی ابراز ضعف و استیصال تداوم دارد و مادامی که از تریبونهای اصلی جمهوری اسلامی به دشمن پیام نادرست ارسال شود دشمنان جریتر از گذشته منافع ملی و امنیت سرزمینی ما را تهدید خواهند کرد.
ضمن اذعان به وجود مشکلات مزمن اقتصادی و سختیهای اداره یک کشور ۹۰ میلیونی با حجم بالایی از تهدیدها اما نباید واقعیتهای عینی میدان را ندیده گرفت. این ملتی که با اراده ملی و با وجود همه مشکلات بیش از یک سال است که در برابر بزرگترین قدرتهای جهانی ایستادگی کرده و آنان را به عقب رانده، کشوری که توانسته آمریکا را در دنیا بیآبرو کند، نظامی که به رغم همه تهدید و فشارها به اتکای ساخت درونی و توکل به الطاف الهی مستحکم و پابرجاست و نظم آمریکایی در نظام بینالملل را با شکست مواجه کرده، کشوری که امروز به دلیل تابآوری و ایستادگی مورد تحسین صاحب نظران جهانی و تحلیلگران بینالمللی است، مردمی که اینگونه برای حفظ استقلال، سختیها را به جان میخرند و وفاداری خود را ابراز میکنند شایسته این همه ضعیفنمایی نیستند. توانمندیهای این ملت رشید و این نظام مقتدر را ببینیم و به جامعه امید بدهیم و از جمهوری اسلامی با چنین ظرفیتهای بزرگی ضعیفنمایی نکنیم.
این وجیزه را با یکی دیگر از هشدارهای رهبر شهید انقلاب پایان میدهم:
«بنده مکرر روی مسئله امید تکیه میکنم. علت این است که امید در واقع تضمینکننده آینده کشور است. اگر کسی امید را در جوان امروز تولید کند در واقع به ساخت آینده کشور کمک کرده. امیدآفرینی این است که پیشرفتها را برایشان توضیح بدهید، چشماندازهای شوقآفرین را توضیح بدهید، ممکن است شما یک نقطه ضعفی در کشور، در نظام در ذهنتان باشد. لزومی ندارد منتقل کنید و این کار را موجب ناامیدی کنید، شما سعی کنید او را نسبت به آینده امیدوار کنید. القاء امید خدمت به آینده کشور است.» (اردیبهشت ۱۴۰۳)